پایان نامه با واژگان کلیدی زبان عربی، مشرق زمین، خاورشناسان، زبان لاتین

دانلود پایان نامه ارشد

، متزلزل گردید و در بین دو گروه اول ودوم فاصلهها افتاد. گروه اول در راس آنان امیری زاهد پییشه و پرهیزکار که امور دولتی را با ژرفبینی دقیق و مطابق با قوانین شرعی به همیاری فقهاهای فرهیخته انجام میداد. اما دسته دوم امیرانی مستبد یا ضعیف بودند که امور حکومتی را به زنان سپرده بودند. (عباس؛ 1997: 26)

2-5. اوضاع علمی و فرهنگی
از آنجایی که دوره ملوکالطوایف، عصر از همگسستگی اجتماعی و ضعف سیاسی محسوب میشود؛ اما از لحاظ علمی وادبی این دوره، از شکوفاترین دورههای اندلس به حساب میآید؛ زیرا به دنبال تجزیه حکومت امویان در اندلس، این دیار که به صورت ایالتها و دولتهای کوچک گشته بود، هر دولتی برای برتری خود بر رقیبان، شاعران وادیبان را به دربار خود فرا می خواند تا آنان را ستایش نمایند وبر رقیبانشان برتری دهند. (فروخ؛ 1985 م: 4/398) با چنین روندی شهرهای بزرگ اندلس مخصوصاً اشبیلیه به یکی از بازارهای بزرگ شعر و شاعری درآمده بود. (ضیف؛1119: 67)
از دیگر عوامل شکوفایی فرهنگ وتمدن در اندلس، ایجاد موسسهها و کتابخانههای بزرگ و ورود کتابهای مشرق زمین دوره عباسی به اندلس بود که اندیشمندان این سرزمین به شرح، اختصار، معارضه، رد… آنها همت گماشتند. (عباس؛ 1997: 46)
از آنجایی که اسلام نژادپرستی وتعصبات قبیلگی را در اندلس ریشه کن ساخت واندلسیان به میراث فرهنگی خود از قرآن، فقه، حدیث، شعر… اهتمام ورزیدند و از کرانههای مغرب تا اندلس تنها مذهب مالکی مسلک مردم گشته بود؛ زبان عربی نیز چنان در دل مردم رسوخ یافت که حتی نصاری نیز به نیکویی آن را فرا میگرفتند وکلام منظوم و منثور خود را با این زبان میسرودند. (فروخ؛ 1985: 4/397 – 396) به طوری که یکی از علمای مسیحی اسپانیا از نفوذ وگسترش زبان عربی این چنین گلایه میکند «ما زبان عربی وتعلم آن را دوست داریم، ولی جوانان هوشیارمان زبان لاتینی را به فراموشی سپردهاند و حتی کتاب مقدس را نمیتوانند به زبان لاتین بخوانند». (شبلی؛ 1995: 4/135)

2-6. اوضاع ادبی
با ورود فاتحان عرب به اندلس شعر نیز از جمله فاتحان جزیره ایبری بود وآن چنان در رگ و پوست عرب ریشه دوانیده بود که به هر کجا سفر مینمود، کوله بار شعرش را نیز بر دوش حمل میکرد، به طوری که رسول گرامی(ص) فرموده است: لاتدع العرب الشعر حتی تدع الابل الحنین. (القیروانی؛ 2002: 1/46) تا زمانی که شتر حنین و آوازش را رها نکند، قوم عرب نیز شعر را رها نمیکنند. و شعر با الهام از طبیعت زیبای آن دیار شروع به رویش نمود، دیری نپایید که این رویش، جوانه زد و برشاخسار این دیار شکوفههای خرد و اندیشه شگفتند ودر قرن پنجم وششم به بار نشستند. در همین اوان ادب اندلس درختی تنومند و سرشاخسار گشت وبر سراسر ادب عربی سایه گستراند. تالیفات ونگارشها نیز هم گام با شعر، رشد شتاب آلود نمود و پیشروی به عمق و درون ادب را آغاز کرد. و از فرهنگ ودانش ره، توشهها به مشتاقان ادب ارمغان بخشید.

2-6-1. مراحل شعر اندلس
شعر اندلس پنج دوره بنیامیه، ملوک الطوایف، مرابطان (ملثمان)، موحدان وبنی احمر در غرناطه را پشت سر مینهد ودر هر عصر، لباس خاصی را برتن میکند. به طوری که گاه این لباس بر او ژنده مینماید وگاه چون جامه زربافت، رنگارنگ وجذاب است، بنابراین میتوان مراحل نشات، پرورش، تغییر و تحول شکلی و مضمونی شعر را در چهار مرحله ضعف، تقلید، تجدید و انحطاط گنجاند، که هریک به طور مختصر شرح داده میشود.

2-6-2. مرحله ضعف شعر
در این مرحله اعراب به تازگی وارد شبه جزیره ایبری شده بودند و در گوشه وکنار این سرزمین پهناور مشغول فتوحات ودرگیری با مسیحیان بودند. (شبلی؛ 1995: 2/120) شاعرانی نیز به صورت جسته وگریخته به ستایش ایران میپرداختند. بنابراین به خاطر کشمکشها و درگیریهای پیاپی شعر از رونق چندانی برخوردار نبود. به طوریکه نگارنده کتاب قصه العرب فی الاندلس علت ضعف شعر را جنگ وجهاد و ناامنی میداند. (خلیل؛ 1985: 73) اگر به اشعار این دوره بنگریم، خواهیم دید که مقدار آن اندک وخالی از ارزشهای ابداعی زیباست. دکتر نبیل خلیل علت کمی وبی ارزشی شعر را تعدد نژادهای ساکن در اندلس میداند و میگوید: «علت ضعف شعر در قرن دوم وسوم هجری به کثرت نژاد بر میگردد، نژادهایی که بعد از فتح اسلامی در این دیار سکنی گزیدند. پس طبیعی بود که مرحله ارائه ادبی به تاخیر افتد، چرا که آسان نیست در سرزمینی که بیش از یک زبان وجود دارد، ارائه شعر به محض ورود فاتحان آغاز گردد، لذا چارهای نبود جز اینکه دوره آمادگی، تجهیز و آمیختگی با صاحبان آن دیار باشد». (همان)
در واقع از زمان فتح اندلس تا آغاز حکومت امویان در اندلس (138- 93). نیاز و ضرورتی برای شاعران و نویسندگان که از مشرق فرار کرده بودند نبود. و از جمله شاعرانی که در این مرحله به شهر رسیدند میتوان به یحیی الغزال، بکرکنانی، حبیب بن ولید وغیره اشاره کرد. (الرافعی؛ 1974 : 260-259)
شایان ذکر است که این مرحله، «مرحله انتقال ادب مشرق به مغرب است، بدون کم وکاست وتغییر، اغراض همان اغراض و اسلوب همان اسلوبی بود که در مشرق عربی رایج بود، زیرا ادبای نخستین، از کسانی بودند که در مشرق متولد و رشد یافته بودند سپس همراه فاتحان یا کمی بعد از آن وارد این جزیره شدند و برایشان میسر نشد تا با مردم آن کشور پیوند نژادی پیداکند». (الفاخوری؛2005 :1/899) و در واقع شعر این دوره والیان انعکاس ضعیفی از شعر مشرق است که در معانی و اسلوب نماد پیدا کرد.

2-6-3. مرحله تقلید
این مرحله با خلاف عبدالرحمن الداخل آغاز میشود وتا شروع امارت ملوک الطوایف ادامه مییابد. در این دوره یعنی خلافت بنیامیه شعر به صورت گستردهای انتشار یافت، چرا که حاکمان به شعر عنایت ویژهای داشتند و حرکتی علمی و ادبی شبیه به حرکت اوائل دوره عباسی در شرق آغاز شد. (همان، 937)
شاعران بر اساس سرشت وخصلتشان، چون اعراب جاهلی به اصالت، عربیت و وطنشان افتخار میکردند. و حال که به محیط تازه آمده بودند، هرگز نمیتوانستند یکباره به عادات وآداب و رسوم گذشتهشان پشت پا بزنند. بلکه به آن افتخار میکردند و آئین و فرهنگ خود را در آن گسترش میدادند تا احساس نکنند که در غربت به سر میبرند وپیوسته در محیط اولیه خود با تمام ارزشها ورسومها زندگی میکنند وهنوز وارد قرن چهارم هجری نشده بودند که نشانههای تمدن عربی بر منزلگاهها و ایوانهای اندلس به شیوه شرق (دوره عباسی) انتشار یافت. (عتیق؛ بیتا: 163) و همین افتخار ومباهات به نژاد و وطن سالهای سال اشعار غم و اندوه وشوق به وطن را همراهی میکرد.
تقلید چنان برآسمان ادب اندلس سایه افکنده بود که در امور هنری، شعر، نثر وحتی القاب حاکمان و شاعران تاثیر نهاده بود. بطوری که ابنهانی را متنبی غرب، ابن زیدون را بحتری، ابن خفاجه را صنوبری و امرای خود را با القاب معتضد، مامون… خطاب میکردند.

2-6-4. مرحله تجدید و نوگرایی
قبل از اینکه به مبحث نوگرایی در شعر اندلس بپردازیم لازم است که منظور از نوگرایی را در ادب عربی و مخصوصاً ادب اندلس توضیح دهیم و نظرات ناقدانی که معتقد به نوگرایی یا سنتگرایی اندلسیان هستند بیان کنیم و اتهام کسانی که اندلس رابه سنتگرایی محض از مشرق میدانند برآسمان هنر این دیار بزداییم. بیتردید دولت اندلس همواره از جهات سیاسی با دولت بغداد همانندی مینمود و بسیاری از شهرها و خلفای خود را نامهای مشرقی مینهاد. در جهات ادبی وفکری نیز عاری از این همانندیها نبود وشاید دلیل این امر همان باشد که استاد رافعی بیان نموده است: «زیرا ادب عراق به سبب نزدیکی آن با بادیه، دارای واژگانی متین و روایاتی موثق ومرجعیت و اصالت بود». (الرافعی؛ 1974: 3/254) ابن بسام درباره تقلید اندلسیان از مشرق چنین میگوید: «اهل این دیار از مشرق زمین پیروی مینمودند وخود را بدانها منسوب میکردند… حتی اگر کلاغی در سرزمین مشرق آواز میخواند و یا در شام مگسی صدا میکرد. اهل اندلس بتی را به مانند آن میساختند ویا کتابی را درباره آن مینگاشتند». (خفاجی؛ 1412: 1/2)
دکتر عبدالمنعم خفاجی در تفسیر این سخن میگوید: «منظور این است که اندلسیان از لحاظ شیوه حکومت داری و آنچه که حیات علمی وادبی اقتضا دارد، تقلید میکردند وحال آنکه آراء ابن بسام درباره شعر چنین نیست بلکه اهل این سرزمین را در این زمینه ستایش میکند».(همان) و میگوید: «اندلسیها در زمینه شعر ونویسندگی پیشتاز شدند، از شعر لبریز شدند و بحور آن رافراموش کردند ودرخشیدند وبرآفتاب و ماه برتری جستند». (همان، 1412) ودر جای دیگر میگوید: «شعرای اندلس با واژگانی بازی کردند که تاریکی را شکافت وبا فنون سحرآمیز آواز خواندند و شعر و نثری سرودند که اگر کثیرعزه برآن اطلاع
مییافت به مدح وغزل دهان نمیگشود و بدیع همدانی نیز اسم نثر را فراموش میکرد».(همان) برخی از ناقدان ونظریه پردازان معاصر، دنباله رو اولین نظریه ابن بسام گشتهاند ومعتقدند که ادب اندلس خالی از نوین آفرینی است، احمد امین میگوید: «هرچه باشد به نظر ما شاعران اندلس از مشرق زمین استقلال نیافتند وبه ابتکار ونوآوری دست نزدند واگر دیدگان خود را از گوینده قصیده ببندیم نمیتوانیم حکم صحیحی درباره مشرقی یا مغربی بودن آن صادرکنیم».(أمین؛ 1425: 3/104) هرچند در جای دیگر همین کتابش برتفوق و برتری اندلسیان در شعر طبیعت وگریستن برشهرهای از دست رفته اقرار کرده است. (همان، 3/149)
مرحله تجدید ونوآوری اندلس با فروپاشی خلافت امویان و سرکار آمدن ملوکالطوایف آغاز میشود. و حاکمان ایالتهای کوچک برای کسب شهرت وبقای نام و در طلب علم، و وسایل ادب و نزدیک نمودن شاعران به دربار خود به رقابت پرداختند به طوری که هیچ درباری خالی از شاعر نبود وحتی شاعرانی چون ابن شهید و ابن زیدون به وزارت رسیدند، «عصر ملوک الطوایف که به مدت دونسل و تقریباً هفتاد سال به طول انجامید، انواع فنون ادبی از جمله شعر به حد والایی از زیبایی، هنرنمایی وجذابیت رسید». (فروخ؛ 1985: 4/397) اما جنبش برای آزادی از قرن پنجم (هـ) آغاز شد. (الفاخوری؛ 2005: 1/935-934) از این تاریخ به بعد شاعران به تجسم محیط خود و بیان افکار وگرایش خویش پیرامون آثار تمدن اسلامی در اندلس پرداختند از عوامل مهم این تطور، تعلق خاطر شاعران به میهم جدید و زیباییهای خیره کننده آن میباشد و در این قرن انتشار شعر در اندلس به اوج خود رسید که در تاریخ عرب بیسابقه بود. حال آنکه شعر مشرق در چهارچوب طبقه اشرافیت انحصار یافته بود، شعر در اندلس چنبه همگانی یافت ومورد ستایش عامه مردم قرارگرفت وتمام اقشار جامعه از فرمانروای مسلمانان تا کشاورزی در مزرعهاش شعر میسرودند. (همان، 936)
شعراندلس در اغراض، تطور ودگرگونی بسیار شبیه شعر عباسی بود؛ لذا شعرای اندلس چون شرقیان به اغراض جدید ومعانی شهری، به جای معانی و اغراض قدیمی علاقمند شدند و اسلوب و سبک بدوی را به اسلوب و سبکی شهری و متمدن تبدیل نمودند. (الرافعی؛ 1974: 3/38)
و طبیعت زیبای اندلس از یک طرف و رفاه و تنعم در درباره ملوک، مجالس رقص، شراب و موسیقی از سوی دیگردایره شعر وعواطف را در این سرزمین گسترش داد. وشاعران به تهذیب و آرایش شعر پرداختند، بطوری که الفاظ زیبا و دلربا، معانی نرم و ملایم، قوافی متنوع را خلق نمودند و به بحرهای سبک و کوتاه روی آوردند، وحتی در اوزان عروضی تغییر وتحول ایجاد کردند که موشحات بارزترین نمونه تجدید و نوگرایی درشعر اندلسی است، که آن را با زبان فصیح میسرودند.

2-6-5. دوره انحطاط
بسیاری از خاورشناسان دوره مرابطان را عصر انحطاط ادبی وبی رونقی شعر میدانند. نیکل (خاورشناسان معروف) درباره کسادی شعر در این دوره میگوید: «بعد از سقوط ملوک الطوایف در خلال عصر مرابطان نظم شعر مانوس (فصیح) در سطح وسیعی به انحطاط کشیده شده شد». (فروخ؛ 1985: 4/66)
اما عمر فروخ در رد این نظریه میگوید: «شعری که بازارش از رونق افتاده بود، شعرگدائی و تکسب بود». (همان)
در واقع برخی از شاعران در اوائل ورود مرابطان بر یوسف بن تاشفین تاختند. و تعداد زیادی هم بودند که

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد واسطه گری Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی نامه نگاری، زبان عامیانه، ادبیات عامیانه، حنا الفاخوری