پایان نامه با واژگان کلیدی روابط سیاسی، سازمان ملل، سازمان ملل متحد، ایران و چین

دانلود پایان نامه ارشد

نیز روابط سیاسی و رفت و آمد بین ایران و چین وجود داشت و به اوج خود رسیده بود. حمله مغول به ایران باعث مسلمان شدن تعدادی از خان‌های مغول شد و به علاوه راه رفت و آمد ایرانیان را به چین و مغولستان گشود. در نتیجه این رفت و آمدها فرهنگ و تمدن اسلامی و ایرانی در آن سرزمین‌ها نفوذ کرد و باعث ترویج دین اسلام در چین شود و در زمان حکومت قوبیلای قاآن در چین به اوج خود رسید. نفوذ ایرانیان در دربار قوبیلای و عمال اداری او در چین، چندان بو. د که این خان مغول وزارت خود را پس از محمود یلواج به یک ایرانی به نام «سید اجل» داد و او مدت بیست و پنج سال این مقام را داشت تا درگذشت. موقعیت ممتاز سید اجل در دستگاه دولتی و ارتباط بین چین و غرب که به علت فتوحات مغول برقرار شده بود، موجب شد که عده ای به شمال چین مهاجرت کنند و محتملاً در اثر این مهاجرت‌ها بود که جوامع پراکنده مسلمانان در بیشتر ایالات چین به وجود آمد. نام نیک سید اجل و بازماندگانش به عنوان کسانی که سهم مهمی در انتشار اسلام در چین دارا می‌باشند، باقی ماند.
در دوره حکومت صفویه از موقعس که پای اروپاییان به ایران باز شد، روابط چندانی با چین وجود نداشته است و رفت و آمدهای مردم نیز کمتر انجام می‌گرفته است. شاه عباس صدها نفر از چینی سازان را با خانواده‌های آن‌ها از چین به ایران منتقل ساخت که در شهر اصفهان سکونت گزیدند. آن‌ها شیوه چینی سازی را به کارگران همپیشه خود آموختند.
از اوایل قرن بیستم روابط دیپلماتیک بین دو کشور ایران و چین توسعه یافت. در سال 1933 میلادی دولت ایران در شانگهای کنسولگری دایر کرد. در سال 1944 دولت‌های ایران و چین تصمیم گرفتند روابط دیپلماتیک میان دو دولت را تقویت کنند. در نتیجه نمایندگی‌های خود را به سطح سفارت ارتقا دادند و کنسولگری شانگهای وظایف خود را دنبال کرد. بعد از استقرار نظام جدید در چین به رهبری مائو تسه تونگ، ایران از شناسایی آن رژیم خودداری کرد و در نتیجه روابط دیپلماتیک دو کشور برای مدت 22 سال قطع شد. (طارم سری و دیگران، 1364: 81)
3-3- روابط ایران و چین پس از تأسیس چین نوین
پس از تأسیس چین نوین در سال 1949، این کشور با شوروی هم پیمان شده و وارد اردوگاه سوسیالیستی شد. در سال 1950، جنگ کره آغاز و چین در صحنۀ نبرد کره مستقیماً با آمریکا وارد جنگ شد و از این رو روابط چین وآمریکا به دشمنی تبدیل شد. آمریکا چین را به رسمیت نشناخت و از برقراری روابط رسمی بین کشورهای اردوگاه غرب با جمهوری خلق چین جلوگیری و این کشور را محاصره و مورد تحریم قرار داد.
در سال 1949، محمد رضا پهلوی به بهانۀ یک حادثۀ سوء قصد شکست خورده به جان وی، حزب توده را غیر قانونی اعلام کرد. رژیم پهلوی در سال 1952 در جنبش ملی شدن نفت توسط جبهه ملی تحت رهبری مصدق سرنگون و به خارج از کشور گریخت. او از ایدئولوژی کمونیستی و هم پیمان شدن چین با شوروی هراس داشت و طبیعتاً از چین تحت رهبری حزب کمونیست جدا شد. دشمنی دو اردوگاه بزرگ آمریکا و شوروی، اختلاف ایدئولوژیک و توجه دو کشور به منافع و حقوق خود، موجبات سوء تفاهم بین دو کشور چین و ایران را فراهم و مانع برقراری روابط بین آن‌ها در آن زمان شد.
سیاست حکومت پادشاهی پهلوی در ایران نسبت به چین به وضوح رنگ نزدیکی به آمریکا و ضد کمونیستی داشت. در مدت 22 سال از سال 1949 تا 1971، ایران جمهوری خلق چین را به رسمیت نشناخت و با مقامات تایوان به اصطلاح «روابط سیاسی» را حفظ کرد و با آن سفیر مبادله کردند. در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، ایران همیشه از سیاست آمریکا مبنی بر جلوگیری از احیای عضویت قانونی چین نوین در سازمان ملل متحد پشتیبانی می‌کرد. در سال 1950، ایران از قطعنامۀ سازمان ملل متحد در خصوص کره، مبنی بر محکومیت چین پشتیبانی و این کشور را به عنوان «متجاوز» محکوم کرد؛ در سال 1958، پهلوی به‌صورت رسمی به تایوان سفر کرد؛ در سال 1962، هنگام زد و خورد مسلحانه بین چین و هند، ایران در مجمع عمومی سازمان ملل متحد از «پیشنهاد تبت» که با چین دشمنی می‌کرد، پشتیبانی کرده و چین را محکوم به تجاوز به هند کرد. در آن زمان چین و ایران علاوه بر محدودیت در تجارت، تقریباً هیچ رفت و آمدی نداشتند. جنگ سرد چین و ایران را برای مدت 22 سال از هم جدا کرد.
در اواخر قرن بیستم، چین در داخل گرفتار «انقلاب بزرگ فرهنگی» بود و در صحنۀ بین المللی برای نبرد با شوروی آماده می‌شد و همزمان در میدان جنگ ویتنام به طور غیر مستقیم با آمریکا رقابت می‌کرد. از آنجا که دولت نیکسون به دنبال راه حلی جهت نجات پیدا کردن از مخمصۀ جنگ ویتنام بود، نیاز فوری به بهبود روابط با چین داشت؛ در آن زمان چین تهدید شوروی را بزرگ‌ترین خطر برای خود تلقی می‌کرد و در چنین شرایطی فرصت مناسبی برای آغاز روابط بین چین و آمریکا که 20 سال بود قطع شده بود، به وجود آمد. (مینگ، 2010: 1)
در ماه آوریل سال 1970، ایران به سرعت از «دیپلماسی پینگ پنگ» بین چین و آمریکا اطلاع یافت. شاه پهلوی در روز 13 آوریل 1971، شاهدخت اشرف پهلوی خواهر دوقلوی خود را به چین اعزام کرد و در روز 30 آوریل همان سال، شاهدخت فاطمه پهلوی خواهر دیگر شاه به چین سفر کرد. هر چند در آن زمان هنوز روابط رسمی بین دو کشور بر قرار نشده بود، ولی هر دو شاهدخت مورد پذیرایی گرم و استقبال باشکوه چین قرار گرفتند و نخست وزیر چوئن لای با آنان ملاقات و از آنان پذیرایی کرد.
در ماه ژوئیۀ سال 1971، کیسینجر وزیر امور خارجۀ آمریکا به چین مسافرت کرد. نرمش حاصله در روابط چین و آمریکا، روابط بین الملل را وادار به تغییرات تکان دهنده ای کرد. بلوک کشورهایی که به دنبال آمریکا بوده و با چین روابط سیاسی نداشتند، به زودی از هم پاشیده شد. ایران یکی از کشورهایی بود که سریعاً با چین تماس بر قرار کرد. پس از انتشار اطلاعات سفر کیسینجر به چین، مدتی نگذشت که با میانجیگری پاکستان، نمایندگان چین و ایران در اسلام آباد برای بر قراری روابط سیاسی مذاکرات خود را آغاز کردند. در روز 16 اوت، اطلاعیۀ بر قراری روابط سیاسی بین چین و ایران منتشر و دو طرف موافقت کردند که روابط خود را هرچه زودتر عادی و سفرای خود را مبادله کنند. ایران دولت جمهوری خلق چین را یگانه دولت قانونی و مشروع چین شناخت؛ چین قاطعانه از مبارزات عادلانۀ دولت شاهنشاهی ایران در راه دفاع از استقلال ملی و حاکمیت کشور و دفاع از منافع طبیعی خود پشتیبانی کرد. پس از بر قراری روابط سیاسی، سفر مقامات عالیرتبۀ دو کشور آغاز شد.
در سال 1972، پس از سفر نیکسون رییس جمهور آمریکا به چین، سیاست خارجی چین به تدریج به استراتژی «جبهه واحد» جهت اتحاد با آمریکا و مقابله با شوروی شکل گرفت، یعنی جبهه متحد باز دارنده و مقاومت در برابر شوروی از آمریکا تا کشورهای اروپای غربی در غرب تشکیل یافت و ایران در میانۀ این «جبهۀ واحد» واقع شده و حلقۀ مهمی بود؛ البته ایران در دیپلماسی چین آن زمان از موقعیت مهمی برخوردار بود. پس از برقراری روابط سیاسی بین دو کشور، روابط بین چین و ایران به سرعت پیش رفت. در روز 18 سپتامبر 1972، شهبانو فرح پهلوی به همراه هویدا نخست وزیر ایران به دعوت چین به این کشور مسافرت کرده و رهبران چین از جمله دونگ بی او و چوئن لای با شهبانو پهلوی دیدار کردند. نخست وزیر چوئن لای شخصاً در فرودگاه از او استقبال کرده و تقریباً در تمام برنامه‌های شهبانو و نخست وزیر ایران حضور یافت. (مینگ، پیشین: 2)
در مورد حوادث سال ۱۹۷۲ شبه قاره هند و اختلاف ميان بخش‌هاى شرقى وغربى پاکستان که منجر به جنگ داخلى در آن کشور گرديد هر دو کشور نگران حفظ امنيت و تماميت ارضى پاکستان بودند. همچنين هر دو کشور اصول همزيستى مسالت‌آميز را که در باندونگ مطرح شده بود، تأييد کردند. علاوه بر آن دو کشور خواهان جلوگيرى از نفوذ شوروى در افغانستان بودند، لذا پس از به قدرت رسيدن داودخان در سال ۱۹۷۳ در افغانستان منافعشان ايجاب مى‌کرد که از نفوذ شوروى ممانعت به عمل آورند. بدين خاطر به هنگام ديدار هيئت بلند پايه ايرانى از افغانستان در سال ۱۹۷۴ موافقت‌نامه‌اى به امضا رسيد که مورد تأييد چينى‌ها نيز قرار گرفت.
اما عليرغم مواضع مشترک در بعضى موارد، در مسائلى نيز با يکديگر مخالفت مى‌ورزيدند. به‌طور مثال هنگامى که قطعنامه‌اى در سازمان ملل به تصويب رسيد که بر طبق آن دول غربى اجازه يافتند براى کمک به کره جنوبى و دفع تجاوز وارد اين کشور شوند، دولت ايران آن را تأييد کرده و چين را به عنوان متجاوز محکوم کرد.
اولين هيئت سياسى چين به سرپرستى وزير امور خارجه اين کشور در سال ۱۳۵۱ از ايران ديدار کرد. دومين مسافرت هيئت بلند پايه چينى ديدار معاون نخست‌وزير آن کشور در ابتداى سال ۱۳۵۴ بود که مذاکرات مفصلّى با نخست‌وزير و ساير مقام‌هاى ايرانى داشت و حتى با محمد رضا شاه نيز ملاقات داشت. بعد از مرگ مائو نايب رئيس کميته دائمى کنگره ملى خلق در رأس هيئتى به ايران سفر کرد و با شاه معدوم نيز ملاقات نمود. دومين هيئت سياسى بعد از مرگ مائو سفر هيئت چينى به رياست خانم دنگ انگ جائو بيوه چوئن لاى و صدر کميته دائمى کنگره ملى خلق بود. اين هيئت به هنگام اقامت در ايران با محمدرضا، فرح، فاطمه پهلوي، نخست‌وزير و رؤساى دو مجلس ملاقات کرد. سومين سفر مقامات چينى بعد از مائو، سفر وزر امور خارجه آن کشور به ايران در شهريور ۵۷ بود اگرچه برنامه اين سفر از مدت‌ها قبل و حتى پيش از شروع اولين تظاهرات و راهپيمايى تنظيم شده بود ولى به علت تقارن آن با اوج قيام‌هاى مردمى تأثير نامطلوبى در اذهان مردم برجاى گذاشت. (آفتاب، بی تا: 2)
دو موضوع نشانگر موقعیت خاص ایران در سیاست خارجی چین در آن زمان است: 1- پس از آغاز «انقلاب بزرگ فرهنگی» وزیر امور خارجۀ چین برنامۀ مسافرت به کشورهای خارجی را قطع کرده بود. ولی در ماه ژوئن 1973، آقای جی پنگ فی6 وزیر امور خارجۀ چین برای نخستین بار به کشورهای خارجی مسافرت کرد که در فهرست کشورهای مورد بازدید انگلستان، فرانسه، ایران و پاکستان قرار داشتند. 2- در ماه نوامبر سال 1976، هیئت کنگرۀ ملی خلق چین به ایران و کویت مسافرت کرد و این نخستین هیئت عالیرتبۀ چین بود که پس از متلاشی شدن «دارو دستۀ باند چهار نفره» (یعنی پس از انقلاب بزرگ فرهنگی چین) به کشورهای خارجی مسافرت می‌کرد.
در روز 30 ژوئن سال 1973، هیئتی از مجلس شورای ملی ایران به چین مسافرت کرد. در پنجم سپتامبر همان سال، شاهزاده غلامرضا پهلوی برادر کوچک شاه پهلوی و همسرش به چین مسافرت کردند. در ماه آوریل 1975، لی شیان نیان معاون نخست وزیر چین به دعوت ایران به این کشور سفر کرد. در ماه مه 1975، شاهدخت اشرف، مجدداً به چین سفر کرد و نخست وزیر چوئن لای در حالی که به علت بیماری در بیمارستان بستری بود، با شاهدخت اشرف دیدار کرد. در ماه ژوئیۀ سال 1976، شاهدخت اشرف برای سومین بار به چین مسافرت کرد و رسماً از تبت بازدید نمود.
در ماه نوامبر سال 1977، دنگ اینگ چائو7 معاون رییس کمیتۀ دایمی کنگرۀ ملی خلق چین به ایران مسافرت کرد و ایران در سطح سران کشور از دنگ اینگ چائو با شکوه استقبال و پذیرایی به عمل آورد تا آرزوی دیرینۀ محقق نشدۀ نخست وزیر چوئن لای مبنی بر دیدار از ایران را جبران کند. شاه پهلوی نه تنها به‌صورت حضوری با دنگ اینگ چائو دیدار و از او پذیرایی کرد، بلکه شخصاً اتومبیل معاون رییس کمیتۀ دایمی کنگرۀ ملی خلق چین را رانندگی کرد.
به دنبال تعمیق مستمر روابط سیاسی، روابط اقتصادی و تجاری دو کشور چین و ایران نیز به خوبی توسعه یافت. در ماه سپتامبر سال 1974، هیئت تجاری چین به ایران سفر کرد. در ماه نوامبر همان سال، هیئت تجاری چین برای دومین بار راهی ایران شد. در ماه ژوئن سال 1976، کمیسیون مشترک تجاری چین و ایران در پکن نشست مشورتی خود را تشکیل داد. در ماه نوامبر 1977، کمیسیون مشترک تجاری چین و ایران سومین نشست خود را در تهران برگزار و قرارداد تجاری جدیدی بین دو کشور به امضا رسید و مبادلات تجاری افزایش یافت.
در سال 1978، جنبشی علیه پهلوی در سراسر ایران به وجود آمد. در ماه اوت همان سال، هواکوفنگ8

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی سیاست خارجی، ایران و چین، ناخودآگاه، علوم اجتماعی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی ایران و چین، روابط سیاسی، انقلاب اسلامی، دولت ایران