پایان نامه با واژگان کلیدی روابط انسانی، کمیته امداد، حقوق بشر، سیاست خارجی

دانلود پایان نامه ارشد

جمهوری اسلامی ایران در بحران قره باغ که به دلائل و ریشه های تاریخی میان دو کشور همسایه جمهوری آذربایجان و ارمنستان رخ داد ، نمونه ای از کارکردهای بارز رفتارهای حمایت گرانه در عرصه میانجی گری محسوب می شود . در طول بحران فوق با بالاگرفتن درگیریها ، هرکدام از طرفین سعی در پاکسازی قومی مناطق تحت تصرف خود از نژاد دیگر کردند. از این رو تعداد زیادی از مردم آسیب دیده و مجبور به مهاجرت از مناطق جنگ زده شدند. (کولایی، همان :85) لذا دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران توانست با استفاده از شرایط همسایگی با دو کشور درگیر جنگ و همچنین بهره گیری از تعاملاتی که در خلال امدادرسانی به محرومین و آوارگان قره باغ صورت می پذیرفت ، درصدد توقف و رفع بحران میان طرفین عمل نماید .(همان )
درهمین رابطه علی حسن اف (معاون نخست وزیر جمهوری آذربایجان) ضمن ابراز تشکر از کمک های بشردوستانه ایران و کمیته امداد امام(ره) به جمهوری آذربایجان ، تلاش های ایران برای حل مسالمت آمیز مناقشه قرهباغ را یکی از مصادیق نقش آفرینی ایران در مسائل منطقه ای می داند. (گزارش سفر ، روزنامه آذربایجانی ،1381 : 6)
از سوی دیگر افزایش ارتباطات فراملی درقالب سازمان های غیردولتی و نهادهای چند ملیتی ، شرایطی بوجود آورده که موجب نقش آفرینی این بازیگران در حوزهای فراتر از دولت ها گردد . برای مثال یکی از مظاهر این امر در شکل گیری و کثرث سازمان های غیر دولتی بشردوستانه در سطوح ملی و منطقه ای است که برخی از آنان هدفمندانه به دنبال مساعدت و همیاری برای حل تنازعات ایجاد شده در ساختار فعلی حرکت می نمایند و در بسیاری از مواقع توانسته اند زمینهها و فرصت های لازم را به منظور ارتقای شرایط گفتگو و مذاکرات بین طرف های اختلاف فراهم آورند.
با این اسلوب نمایندگان سازمان های بین المللی حقوق بشری و نهادهای غیردولتی به ویژه فعالان در زمینه مسائل خیریهای به دلیل وجهه کار انسانی خود ، نقش و توفیقات ملموسی در زمینه اقدامات میانجیگرانه داشتهاند و اگرچه موقعیت آنان با دیپلمات های رسمی متفاوت می باشد ، اما عملاً در روندهای دیپلماتیک به ویژه در ارتقا و مباحث مربوط به حقوق بشر و امور مشترک انسانی مانند آسیب ها و بحران های انسانی ، فقر ، گسترش بیماریهای مسری یا تخریب گسترده محیط زیست مشارکت داشته و توانسته اند حوزه نفوذ خود را گسترش دهند. برای مثال این سازمان ها موثرترین بازیگران در زمینه انعقاد پروتکل منع استفاده از مین بودند.(سیمبر، 1391: 114) اقدامات سازمان صلیب سرخ جهانی نمونه خوبی در این زمینه به شمار میآید که توانسته ظرفیتهای ملی و بین المللی را در زمینه میانجیگری در حوزه امور انسان دوستانه بکار گیرد .
درهمین رابطه می توان به نمونه های متعددی از فعالیت ها و تاثیر رفتارهای حمایت گرانه جمهوری اسلامی ایران و نقش نهادها و سازمان های حقوق بشری آن در خصوص جایگاه میانجی گری اشاره نمود . برای مثال کمیته امداد امام(ره) به عنوان عضو مشورتی سازمان های خیریه در سازمان همکاری های اسلامی(oic) نقش بارزی در عرصه میانجی گری کشورهای اسلامی داشته است.
کمیته امداد امام (ره) با بهره گیری از ظرفیت های دیپلماسی حمایت توانست در جریان حمله رژیم صهیونیستی به کاروان حقوق بشری حمایت از آوارگان غزه موسوم به “کاروان آزادی غزه” و کشتی مرمره در 31 ماه مه 2010 ، ضمن برقراری ارتباط با موسسات خیریه ترکیه ای و سایر کشورها نقش میانجی را ایفاء نموده و علاوه بر حرکت در مسیر کاهش اختلافات اعضاء ، زمینه های ایجاد اجماع بین المللی علیه رژیم صهیونیستی را فراهم نموده و به اذعان رئیس اداره امور بشردوستانه سازمان همکاری اسلامی ، زمینه های افزایش همکاری های جمهوری اسلامی ایران با کشورهای عضو این سازمان را فراهم آورد .(مرادی ، همان : 91)
نقش رفتارهای حمایت گرانه در قالب ابزار مذاکره
کاهش حاکمیت انحصاری دولت ها ، توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات ، رشد بازیگران غیردولتی و تعاملات فزاینده مردمی در سطح جهانی از اصلی ترین عواملی هستند که در گستره معنایی دیپلماسی جدید نقش آفرینی می کنند و متعاقبا ابزار و شیوههای نوینی را در برابر کنشگران فراملی قرار میدهند . برای نمونه تاثیر انواع رسانه های جمعی بر محیط داخلی و بین المللی و نیز بر سازوکارهای دیپلماسی به یک اصل انکارناپذیر تبدیل گردیده است. بگونهای که وسایل ارتباطی می توانند هم مورد استفاده اهداف رهبران سیاسی قرار گیرند و هم مانعی برای تحقق سیاستهای آنان محسوب شوند و حتی در مواقعی به منزله ابزار مذاکره در بحران های بین المللی ظاهر شوند.
خلاصه آنکه دیپلماسی جدید و انواع زیر مجموعههای متنوع دیپلماسی(مثل دیپلماسی حمایت ) پدیدههایی روبه رشد در مسیر شکل گیری جامعه جهانی نوین بشمار می آیند که طی آن سازمان های غیر دولتی ، مردم عادی ، گروه های فشار ، انجمن های تخصصی و نظایر آن به دنبال ایفای نقش بیشتر در مسائل بین المللی هستند و موضوعات گوناگون مربوط به حقوق بشر و کمک های بشر دوستانه ، مسائل زیست محیطی ، بحران دیون ، نابرابری های اقتصادی بین المللی ، فشار جمعیت ، پدیده مهاجرت و سایر پارادوکس های جهانی شدن را در دستور کار مذاکرات قرار دادهاند . بطوری که در دیپلماسی جدید حرکتی عمده ذیل دیپلماسی عمومی در حال شکل گیری است که ترجمان تلاش ها و مساعی جمیله جامعه مدنی جهانی برای حل بحران های عمده در عرصه بین الملل محسوب می شود . ( دهقانی فیروز آبادی ، 1387 : 219)
از همین منظر دیپلماسی حمایت جمهوری اسلامی ایران به منزله یکی از شقوق دیپلماسی عمومی ، ضمن شناخت مسائل و درک چالش های مبنایی حوزه روابط بین الملل ، به دنبال تبیین و احصاء معضلات مختلف بشری در حوزه انسان دوستانه بوده است و تلاش مینماید به ایجاد تعامل و تعمیق همکاریها با محوریت جوامع محروم و آسیب دیده پرداخته و از طریق مذاکرات موضوع کمک به همنوع را در معرض تصمیمگیریها قرار دهد . درحقیقت دیپلماسی حمایت بستری برای تعامل و ارتباط با دیگر ملل و اندیشه ها فراهم می کند که هدف از آن استقرار و استمرار مناسبات مبتنی برحمایت از مسیر مذاکرات در قالب انتقال الگوها و دستاوردها ، کارگاههای آموزشی و همکاری های خدماتی در جهت از بین بردن چالش های جوامع دیگر است . نکته حائز اهمیت اینکه بسیاری از شیوهها و برنامههای دیپلماسی حمایت در حوزه انتشار و تبیین شیوهها و مدلهای حمایتی ، در خلال مذاکرات و نشستهای سازمان ها و فعالین امور بشردوستانه امکانپذیر است .
بدین ترتیب دیپلماسی حمایت نه تنها به مذاکره (بعنوان وسیله و شیوهای ) در جهت انتقال مفاهیم و مدلهای حمایتی می نگرد ، بلکه خود دیپلماسی حمایت می تواند به موضوعی جهت مذاکرات و تعاملات سازمان ها و نهادهای دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران با سایر دولت ها تبدیل شود. برای نمونه می توان به نقش کمیته امداد امام(ره) در سفر اخیر ریاست جمهوری ایران به جمهوری تاجیکستان اشاره نمود . در این سفر که در سال 1393 صورت پذیرفت تعداد نه سند همکاری در مذاکرات و تفاهمات میان روسای جمهور دو کشور مبادله گردید که پنج سند آن مربوط به فعالیت های کمیته امداد امام(ره) درآن کشور می باشد. (به نقل از خبرگزاری فارس )
طی این سفر علاوه بر اینکه بخش قابل توجهی از مذاکرات مربوط به دیپلماسی حمایت و رفتارهای حمایت گرانه جمهوری اسلامی ایران اختصاص یافت ، بلکه فعالیت های حمایت گرانه کمیته امداد امام(ره) در قالب اقدامات دفتر رسمی آن نهاد طی دو دهه در کشور تاجیکستان عاملی جهت برقراری مذاکرات مسئولین دو کشور ارزیابی می شود.(به نقل از سایت کمیته امداد)
تاثیر رفتارهای حمایت گرانه بر توسعه روابط انسانی
برقراری ارتباط در سطوح مختلف ، به منظور رفع نیازها و تعامل سازنده با دیگران ضرورتی اجتناب ناپذیر است. روابط در سطوح فردی ، خانوادگی ، اجتماعی ، ملی ، بین المللی و جهانی از جمله دسته بندیهای اصلی روابط انسانی هستند که بر حسب رویکردهای ارتباط محور نسبت به دیگران قابل تعریف میباشند.
در همین چارچوب شکل گیری و شکل بندی نظام روابط انسانی می تواند مبتنی بر عناصر و مولفه های متفاوتی صورت پذیرد که یکی از مهم ترین آن ها درقالب ارتباطات حمایت گرانه قابل بررسی می باشد. این در حالی است که وجود سازوکارهای حمایتگری در دوره های مختلف و جوامع گوناگون ، حکایت از اصالت این نوع ارتباط و قابل فهم بودن آن برای ابناء بشر در قالب روابط انسانی میباشد.
از همین دریچه ارتباطات انسانی با محوریت حمایت از همنوع می تواند روابط انسانی را بر اساس جایگاه و نقش هر فرد نسبت به سایرین (مانند احساس مسولیت به هم نوع) مشخص نماید. به بیان دیگر روابط حمایت گرانه میان انسان ها آموزه ای است مبتنی بر حس دگردوستی و دغدغه دیگران را داشتن که طبیعتا این نوع ارتباط بازخوردهای ارتباطی متناسب با خود را نیاز دارد.
بگونهای که در چنین نظام ارتباطی مبتنی برحمایت ، گیرندگان حمایت نسبت به حمایتگر احساس انس ، الفت و همگرایی می نمایند و بدین سان پایه های مستحکمی از روابط بین انسان ها پیریزی می گردد. اما در نقطه مقابل اگر عنصر حمایتگری از حوزه ارتباطات انسانی حذف شود ، عملاً روابط بشری به سمت تنازع صرف برای بقاء سوق می یابد و امکان واگرایی ها در سطوح مختلف روابط انسانی بوجود می آید . بنابراین می توان ادعا نمود که ارتباطات حمایت گرانه یکی از عناصر سازنده و قوام بخش نظام روابط انسانی است و می تواند پشتیبانی کننده و بسترساز کارآمدی برای سایر حوزه های ارتباطات انسانی تلقی شود.
رفتارهای حمایت گرانه در گفتمان سازی و ترویج ادبیات مشترک
رفتارهای حمایت گرانه از چنان ظرفیت عمیقی برخوردار است که می تواند در ابعاد مختلف روابط و مناسبات انسانی (نه صرفا روابط انسان دوستانه) مورد تامل قرار گیرد. موضوع حمایت گری به عنوان موضوعی اصلی برای روابط مشترک انسانی تلقی می شود که در سطوح متفاوت ذیل قابل بررسی می باشد .
مباحث بین تمدنی (در قالب بررسی اشتراکات و افتراقات تمدن ها مبتنی بر تکیه و تمرکز بر اصول مشترک انسانی)
موضوعات بین الادیانی (تاکید و اهتمام مشترک ادیان آسمانی بر مقوله حمایت از دیگران)
گفتگوی بین مذاهب (رویکرد مذاهب به حمایت گری و بررسی و شناخت تفاسیر مختلف از حمایت)
ارتباط بین ملت ها و دولت ها (فراملی گرایی و جایگاه رفتارهای حمایت گرانه در ارتباطات غیر رسمی)
تعاملات بین سازمان ها و بازیگران بین المللی در عرصه رفتارهای حمایت گرانه بین المللی
چنانچه ملاحظه می گردد دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در همه سطوح فوق از ظرفیتهای تاریخی ، تمدنی ، فرهنگی و دینی بالایی برخوردار است . در حقیقت فرهنگ حمایتگری و آموزه های حمایتگری به عنوان پایه ای مشترک نزد تمدن های گوناگون بشری در طول تاریخ دارای خط سیری روشن و قابل استفاده است . بطوریکه عموماً هیچ یک از تمدن های بشری دراعصار گوناگون (با وجود برخی تفاوت ها در میزان حوزه شمول و سایر مختصات در خصوص حمایتگری) ، موضوع حمایتگری را نفی نکرده اند .
این مطلب موید آن است که آموزه حمایتگری دارای قابلیت و ظرفیتی بشری در سطح جهانی است که میتواند به منزله یکی از نقاط اشتراک عواطف انسان ها موجب نزدیکی و تقریب دولت ها با نگرشی بر فضای تعاملات بین ملت ها باشد و با برخورداری از گستره ای جهانی بتواند توافقاتی را در حوزه های دیگر زمینهسازی نماید. لذا تقویت روحیه حمایتگری در سطح بین المللی و ترویج آن با هدف مؤثر ساختن این اصل مشترک در شکل بندی روابط بین الملل ، باعث تقویت زمینه های همگرایی جهانی و تقارن بیش از پیش اهداف و منافع و نیز کاهش تنش ها و تعارضات خواهد گردید.
به سخن دیگر آموزه هایی از قبیل نوع دوستی ، نیکوکاری ، احسان و ایثار، به جهت آنکه برانگیزنده اقداماتی در جهت حمایت از دیگران هستند ، سرمایه های بی بدیلی در عرصه کنش های ارتباطی محسوب می شوند که جامعه انسانی را به تقریب میان یکدیگر تشویق می نمایند و ترویج این مولفه ها به منزله پیشگیری کننده از سوء تفاهمات و تنش ها

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی سیاست خارجی، انقلاب اسلامی، کمیته امداد، دولت اصلاحات Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی گفتمان دینی، انقلاب اسلامی، ساختارسازی، سیاست خارجی