پایان نامه با واژگان کلیدی روابط انسانی، نگرش سیستمی، مدیریت عالی، بیمارستان ها

دانلود پایان نامه ارشد

مشکلات بيابند در اين راستا تلاشهای آنها به تئوری جديدی به نام مکتب روابط انسانی انجامید که مطالعاتی را درباره ی چگونگی واکنش کارکنان به میزان تولید، نسبت شرایط کاری، طراحی شغل ومحرکهای مديری آغاز کردند، اين دسته ضمن تأکيد بر جنبه های انسانی مديريت، به خنثی کردن جنبه فنی – مهندسی جنبش مديريت علمی تمايل داشتند. طرفداران اين روش معتقد بودند که مديريت بايد توجه خود را بر روی افراد متمرکز کند؛ به بيان دیگر متغیرهای اجتماعی را مؤثرتر از متغیرهای فیزیکی می دانستند. بنيان گذار اصلی اين مکتب التون مايو64 بود.
2-5-3-3- وضعیت مدیریت امروز ؛ در مطالعات مدیری چند دهة اخیر، تلاش برای ترکیب یافته های مدیریت علمی، اصول گرایان و جنبش روابط انسانی بوده است؛ زیرا همانطوری که هارولد کنتز بیان می دارد، از آنجایی که نظریه پردازان هر یک راه خود را رفته و دیگران را فراموش کرده اند،«جنگلی از تئوریهای مدیریت»65 به وجود آمده است (کنتز ،1988،ص 66-67)
پیروان جدید جنبش مدیریت علمی بر تصمیم گیری علمی، به کارگیری رایانه، وابزارهای تصمیم گیری تأکید دارند. گروه نظریه پردازان امروزی روابط انسانی، از بهبود و بازسازی سازمان صحبت می کنند و جای اصول گرایان را کسانی گرفته اند که معتقدند، قبل از آنکه بتوان به اصولی پایبند شد لازم است مدیران زیادی را به طور عملی مورد مطالعه قرار داد. طرفداران دو روش نسبتاً مشابه، تلاش دارند تا ثباتی را برای آنچه که ما امروزه دربارة مدیریت می دانیم فراهم آورند. این دو روش به شرح زیرند:
2-5-3-3-1- مدیریت نظام گرا 66 ؛ نگرش سیستمی67 به شغل مدیریت، یک روش یا فن تجزیه و تحلیل در حل مسأله یا تصمیم گیری و یک سبک مدیری است.(کنتز،1988،ص59). نگرش سیستمی ، چهار چوبی را برای تجسم عوامل محیطی داخلی و خارجی به عنوان یک مجموعة متحد ارائه می دهد، و شناخت وظیفه نظامهای کوچک و نظام بزرگ و پیچیده ای را که نظام باید در آن فعالیت کند ممکن می سازد.
2-5-3-3-2- مدیریت اقتضایی68 ؛ روش دیگر مدیریت بر مبنای اقتضاست. نظریه پردازان مدیریت اقتضایی روش اصول گرایی را ترک گفته اند. فایول و گروهش به دنبال فنون مؤثری برای مدیریت هر نوع واحدی در هر زمان بودند؛ در حالی که نظریه پردازان مدیریت بر مبنای اقتضا آن را ناممکن می دانند. اساساً روش مدیریت بر مبنای اقتضا، بر این واقعیت تأکید دارد که آنچه مدیر در عمل انجام می دهد، وابسته به مجموعة شرایط موجود است. در نظریة مدیریت بر مبنای اقتضا، تنها به وضعیت موجود توجه شده ، بلکه تأثیر راه حلهای ارائه شده بر الگوهای رفتاری سازمان نیز مورد نظر است.(رضائیان، 1389، ص17-20)
2-5-3-4- نظريه نقشهای مديری ؛ جديدترين نظريه ی مديريت، نظرية نقشهای مديری است . اساس اين نظریه این است که آنچه را مدیر انجام می دهد بايد ملاحظه نمود و بر پايه چنين ملاحظاتی فعاليت ها يا نقش های مديری را معين کرد. مینتز برگ(1975،ص49-61) در مطالعات خود به این نتیجه رسید که برنامه ریزی، سازماندهی، هماهنگی وکنترل جزء وظايف مدير نيست بلکه مدير، به فعاليتهای گوناگونی می پردازد. (همان، صص20-21) .
2-5-4- طبقه بندی مديران
مديران را بسته به اينکه چه فعاليتی در سازمان انجام می دهند می توان به سه سطح تقسيم کرد:
1- مديريت عملياتی(سرپرستی) 2- مديريت ميانی 3- مديريت عالی.
2-5-4-1- مديريت عملياتی
در اين سطح مديران و کارکنانی فعاليت می کنند که مستقيماً با واحد های اجرا و اهداف مؤسسه در ارتباطند. اين دسته از مديران از سطح مديريت ميانی دستور العمل ها را گرفته وبا تنظیم برنامه های عملیاتی کوتاه مدت، سعی می کنند فعاليت های واحد های اجرايی را هدايت و هدف های سازمان را تحقق بخشند.
2-5-4-2- مديريت ميانی
مديران ميانی به طور مستقيم به مديريت ردة بالا گزارش می دهند؛ کارشان مدیریت بر سرپرستان است و نقش حلقه ی واسطی را ميان مديريت عالی و مديريت عملياتی به عهده دارند. مديران ميانی برنامه ریزی میان مدت می کنند و برای اظهار نظر مدیریت عالی برنامه های جامع تر وبلند مدت آماده می سازند. عملکرد مديری رده های پايين را تحليل کرده، توانايی و آمادگی آن را برای ارتقا تعيين می کنند و به مديران رده پايين در توليد، پرسنل و ساير مسائل، خدمات مشاوره ای عرضه می دارند.
2-5-4-3- مديريت عالی
مدیران عالی، عملکرد کلی واحدهای عمده را ارزیابی می کنند؛ درباره ی موضوعات و مسائل کلی با مديران سطوح پايين به تبادل نظر می پردازند و به تنظيم برنامه های بلند مدت و سیاست های کلی سازمان اقدام می کنند.(همان، صص24-28)
2- 5- 5- تأمين مديريت
مديريت را بايد يک حرفه و شغل بشمار آورد، زيرا با توسعة سازمان های بزرگ دولتی و بازرگانی نیاز به مدیران حرفه ای به خوبی احساس می شود. در عصر ما مسئولیت دنیایی که درآن زندگی می کنیم از بسیاری جهات به عهده مديران واگذار شده است .بنابراين مديران بايد از قدرت درک سرشاری برخوردار باشند تا بتوانند به نحو صحيح و کارآمدی مدیریت خود را اعمال نمایند واز عهده مسئولیت برآیند. از این رو مديران حداقل بايد مهارتهای زير را دارا باشند:1) مهارتهای مديری، 2) اجزای مؤثر در مهارت انسانی
2-5-6- مهارت های مديری
به طور کلی مدير بايد سه نوع مهارت عمده را دارا باشد:
1- مهارت فنی: توانایی حاصل از تجربیات،آموزش، وکار آموزی لازم برای به کارگیری: دانش، روشها، فنون و تجهيزات لازم برای انجام کارهای خاص.
2- مهارت انسانی: به اين معنی که فرد، توانایی کار با دیگران را داشته باشد و بتواند از ایشان در انجام وظايف واگذار شده، بخوبی استفاده کند.
3- مهارت نظری: اين مهارت شامل قدرت درک پیچیدگی های تمام سازمان و درک جایگاه عملیات خود فرد در سازمان است. اين دانش به فرد اجازه می دهد تا مطابق با اهداف کل سيستم عمل کند.
2-5-6- 1- اجزای مؤثر در مهارت انسانی
مهارت انسانی يکی از مهارت های مهم مديری است که در سه جزء خلاصه می شود:
1- درک رفتار گذشته .2 – پيش بينی رفتار آينده . 3-هدايت، کنترل و تغيير رفتار آينده.
2-5-6- 2- مديريت موفق و مؤثر
مديريت موفق و مؤثر عبارت است از کسب اهداف سازمانی يا چيزی بيش از آن. حال اين سؤال برای ما پيش می آيد که چگونه می توان مديری موفق و مؤثر بود؟ برای موفق و مؤثر بودن، توانایی های ذاتی و اکتسابی معینی لازم است. مدیر مؤثر نیاز به تواناییهای فنی، انسانی ادراکی، طراحی و حل مسأله دارد . (همان، ص29)

2-5-7) مدیریت پلیس (مدیریت انتظامی)
مدیریت انتظامی از دو واژه مدیریت و انتظامی تشکیل شده است که با توجه به تعاریف متعدد از مدیریت که همگی به طور مشترک گویای علم و هنر کارکردن با و بوسیله دیگران براساس اصولی همچون برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع وامکانات، هدایت و سرپرستی و کنترل با استفاده از تکنیک های تقسیم کار، سلسله مراتب، نظم، وحدت، سیستمهای پاداش و تنبیه و… بود مشخص و تبیین گردید.در بررسی امور انتظامی در واقع اموری است که برابر قانون به نیروهای انتظامی(پلیس ) محول می گردد تا ضمن مدیریت بر آن امور مانع هر گونه بی نظمی در جامعه و اختلال در امنیت انتظامی جامعه شده و با برخورد مؤثر با عوامل و حرکتهایی که مخل امنیت داخلی کشور هستند امنیت انتظامی را برقرار نمایند.
در واقع مدیریت انتظامی فرآیند بکارگیری مؤثر و کارآمد منابع انسانی و مادی از طریق برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، رهبری و کنترل امور انتظامی برای دستیابی به برقراری نظم وامنیت ،تامین آرامش و آسایش فردی و اجتماعی در جامعه و افزایش بهره وری براساس نظام ارزشی صورت می گیرد.( رفیعی،1380،ص238-240)

2-5-8) مدیریت پلیس جامعه محور
در عصر مدرن، محتمل ترین و مؤثرترین پاسخ به چالش های مختلف در زمینه تأمین امنیت در یک جامعه آزاد، تأمین امنیت در سطح جامعه است. راه کار تأمین امنیت در سطح جامعه که در دهه 1980 گسترش یافت، تأثیر بسیار مهمی بر مدیریت پلیس داشته است. به طور ساده باید عنوان داشت که اگر تأمین امنیت در سطح جامعه راهکار متفاوتی در اجرای تأمین امنیت می باشد، ممکن است به رویکرد های متفاوتی در مدیریت پلیس نیز نیاز باشد رویکردی متفاوت هم در اداره درونی پایگاه های پلیس و هم در نقش بیرونی پلیس در تعامل با جامعه و در رویارویی با مشکلات. شناخت چهار بّعد اصلی تأمین امنیت در جامعه و درنظر گرفتن تأثیر آنها بر مدیریت پلیس می تواند بسیار مفید باشد: 1- بّعد فلسفی؛ 2- بّعد استراتژیک؛ 3- بّعد تاکتیکی؛ 4- بّعد سازمانی. (استرکی،1390، ص28)
2-5-9) اهداف پلیس
همه سازمان ها از جمله ادارات پلیس، ذاتاً برای هدفی به وجود آمده اند. مدارس برای تعلیم وتربیت دانش آموران وبیمارستان ها برای درمان بیماران ومجروحان ایجاد می شوند. هدف از تأسیس یک شرکت خصوصی در سیستم سرمایه داری اقتصاد ما ایجاد ثروت برای پایه گذاران آن است. دریک نظام سوسیالیست، همین شرکت خصوصی شاید با هدف تولید اشتغال یا ارائه برخی کالاها و خدمات ایجاد شده باشد. البته به واقع این طور است که اکثر سازمان ها چند منظوره هستند. کلی ترین بیانیه از اهداف یک سازمان غالباً رسالت نامیده می شود. مقاصد تقریباً خاص تر را در اصطلاح اهداف می نامند؛ و مقاصد دقیق تر نیز مقصود نهایی نام گرفته اند. این اهداف باید باعث هدایت توسعه راه کارها، تدابیر، برنامه ها، وظایف، خط مشی ها، شیوه های کاری، وقوانین شوند، و درعوض همه اینها راهنمایی باشند برای رفتار اعضای سازمان، همان طور که در شکل ریز نشان داده شده است.

شکل(2-7) ارتباط میان رسالت کلی و رفتار خاص سازمانی
اگر از راست به چپ این روند را دنبال کنیم، مدیریت تابع مسیری عاقلانه و پیشتاز است. از سوی دیگر، اگر از چپ به راست آن را دنبال کنیم، مدیریتی با محوریت بحران و واکنش گر خواهیم داشت. برای هر مدیر عاملی بسیار حائز اهمیت است که توجه خود را دایم بر اهداف شرکت و طراحی راه کارها و وظایفی متمرکز سازد که آن اهداف را محقق سازند. با این همه، راه کارها و وظایف اغلب بر اساس شیوه های سنتی انجام نمی شوند، شاید به این دلیل که حداقل مقاومت را دارند. این یک گرایش متداول است که باید در برابر آن مقاومت شود. (همان،صص69- 70)

2-5-10 ) رسالت پلیس
کلی ترین بیانه از اهداف یک سازمان پلیس معمولاً رسالت این سازمان است. بیانیه رسالت به طور معمول حاوی مهم ترین ارزش هایی است که یک اداره پلیس و فلسفه کلی مؤسسه را هدایت می کند. نقش بیانیه رسالت «تمرکز بر هدف سازمان، جلب توجه به سوی موارد مهم، وتعیین اهداف سازمانی برای تطبیق یافتن تمرینات با ارزش هاست».
بعضی ادارات پلیس بر بیانیه های بسیار مختصری مانند«خدمت و حفاظت»تکیه دارند، در حالی که برخی دیگر بیانیه های طولانی تر و مفصل تر را ترجیح می دهند. اکثر سازمان ها برای تلاش برحفظ بیانیه های رسالت به طور منطقی آن را مختصر ارائه می کنند تا مأموران بتوانند راحت تر به خاطر سپرده و تحت هدایتش قرار بگیرند. هر مؤسسة پلیس باید با دقت بیانیه رسالت خود را آماده سازد تا نقش منحصر به فردش را به نفع کارکنان پلیس و شهروندان توصیف نماید. (همان،ص71- ص72)

2-5-11) اهداف و مقاصد نهایی پلیس
اهداف و مقاصد نهایی یک سازمان، اگر چه خاص تر هستند، اما باید با رسالت آن سازگار بوده و به تحقق هدف کلی کمک کنند. تعداد وتنوع اهداف و مقاصد نهایی که یک اداره پلیس می تواند برگزیند، تقریباً نامحدودند. برای مثال دفتر پلیس پورتلند در سال 2006، در کنار بیانیه رسالتش، دو هدف اجتماعی و دو هدف سازمانی را نیز ذکر کرده است،که در اینجا تنها می خواهیم سه هدف اصلی و هشت مقصود نهایی را برجسته سازیم که در همه ادارات سراسر دنیا کاربردی هستند.
سه هدف اصلی هر اداره پلیس عبارت است از: 1.حفاظت از جان؛ 2. حفاظت از مال؛ 3. حفظ نظم.
علاوه براین، هر اداره پلیس دارای هشت مقصود نهایی است که فعالیت های پلیس به سوی آن هدایت می شوند تا تعهدات اصلی زیر را به انجام برسانند:
1. پیشگیری و کنترل رفتارهایی که اساساً تهدید کننده جان و مال افراد هستند

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی اثربخشی سازمانی، سلسله مراتب، بوروکراسی، عوامل درونی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی قاچاق کالا، جمع آوری اطلاعات، جامعه آماری، منابع انسانی