پایان نامه با واژگان کلیدی رفاه اجتماعی، عاشق و معشوق، تصویرپردازی، زبان فارسی

دانلود پایان نامه ارشد

این درخت پیوند برقرار کرده است. اما تصاویری که ابن خفاجه از این درخت خلق نموده، بسی رنگین تر و پویاتر از تصویرگری بحتری است؛ چرا که این درخت در نگاه ابن خفاجه شخصیت انسانی یافته است و شایسته خطاب گرفته است «یابانه»، علاوه بر آن؛ شاعر شیفته و عاشق تمام حرکات و جزئیات این درخت شده است و در اینجا دیگر درخت است که با نگریستن به لرزشهای آن، حرکات محبوب را در ذهن ابن خفاجه تداعی میکند. این چنین ابن خفاجه عاشق پدیدههای طبیعت میگردد و طبیعت در نگاه وی از هر محبوب دیگری برتر و دوست داشتنی تر است.
در میان شاعران اندلس نیز هرچند شاعری مانند ابن سرادق اندلسی از رهگذر تشبیه مقلوب این درخت را وصف نموده، ولی در این میدان، ابن خفاجه همچنان پیشتاز است:
یـا مَـن حَکـاۀُ هـلالُ الافـقِ منـزلۀً و مَـن حکاهُ قضیبُ البانِ فی اللِّین
(همان)
ترجمه:
ای کسی که منزلش به مانند منزلت هلال آسمان است و ای کسی که شاخههای درخت بان در نرمی به مانند اوست.
5-2-1-2-3-2. دوح (درخت تنومند)
ابن خفاجه در باب مدح در قصیدهای تحت عنوان لذکرک و باسمک: برای یاد تو و به نام تو این درخت بزرگ و تنومند را چنین به تصویر کشیده است:
فیـا دوحۀَ العلیــاءِ حیّتـکِ روضــۀٌ علیهــا رداءٌ للــرّبیــع مُنمّــق
(همان؛ 251)
ترجمه:
ای درخت تنومند بزرگواری و کرامت، باغی با جامه رنگارنگ بهاری، تو را درود میفرستد.
درخت بزرگ دوح در نزد شاعر نماد کرامت و شخصیت انسانی است و تنه بزرگ آن نیز رمز استقامت و پایداری است به همین دلیل شاعر در میان سایر درختان این درخت را برای نشان از کرامت ممدوح آورده است و همچنانکه این درخت در میان سایر درختان نمایانتر و بزرگتر است، ممدوح شاعر نیز در میان دیگر پادشاهان شریفتر قدرتمندتر است.
شاعر در قصیده دیگری این درخت پر شاخ و برگ را این چنین به تصویر میکشد:
1- إنّمــا العیـشُ مــدامٌ أحمـــرُ قــام یسقیــۀ غــلامٌ احـــور
2- و علَــی الأقـــداحِ و الأدواحِ مِــن حَبَــبٍ نّــورٌ و تِبرٌ أصفَر
3- فکانّ الــدوحَ کـأسٌ أزبَــدَت و کــأنّ الکـأسَ دَوحٌ مٌــزهـرٌ
(همان؛ 178)
ترجمه:
1- زندگی شرابی سرخ رنگ است که غلامی سیاه چشم ساقی آن است.
2- و بر روی جامهای شراب و شاخسار درختان بزرگ، حبابهای نورانی و طلائی رنگ است.
3- پس گویا درخت دوح کاسهای شراب است که لبریز شده و کاسه شراب نیز همانند درخت پر شکوفه گشته است.
شاعر در این ابیات شکوفههای نورانی این درخت پرشاخسار را به تصویر کشیده و آنها را به حبابهای شراب تشبیه نموده است و عکس این تشبیه را نیز آفریده است و با چنین تشبیهاتی درمییابیم که تنها شراب نبوده که شاعر را سرمست نموده بلکه شاخساران سرسبز و پرشکوفه نیز به وی شادمانی و سرور بخشیده است.
در جای دیگری شاعر از طریق تشبیه محسوس، شکوفههای این درخت را به مجموعه ستارههای پروین تشبیه نموده است.
1- لله نـــوریَّــــۀ الـمَــحَیّـــا تَحمــل نــاریـــۀَ المُحیّــــا
2- والــدَّوحُ رطــبُ المـهزّ لَـدنٌ قــد رَقّ ریّــاً و طـابَ ریّــا
3- تجسّــم النّــوُرُ فیـــۀ نَــوراً فکــلُّ غُصــنٍ بِــه ثُــریّــا
(همان؛ 157)
ترجمه:
1- شگفتا از چهره رخشان محبوب که سرخی شراب را در رخسار خود جمع آورده است.
2- و شاخههای درخت دوح، تر و تازه و نرم است که سیراب و خوشبو شده است.
3- نور در (شاخههای آن درخت) به شکوفه تجسم یافته و هر شاخهی آن به خوشهی ستارگان پروین تبدیل شده است.
5-2-1-2-3-3. أراک (سواک)
ابن خفاجه این نوع درخت که شبیه درخت انار و همیشه سرسبز است و از شاخههای آن سواک میسازند، این چنین به زیبایی توصیف نموده است:
1- و أراکـۀٍ ضـربَت سمـاءً فـوقنــا تنـدَی و أفـلاکُ الکـؤرس تُـدَار
2- حفّـت و بـدوحتِـها مجـرّهُ جدولِ نثـرَت علیـه نجـومَهـا الأزهِــارُ
3- و کـأنّـما و کـأنّ جـدولَ مـائهِـا حسنــاءُ شـدّتبخضـرِهـا زنّـار
4- زفّ الـزجـاجُ بهـا عـروسَ مدامۀٍ تجلَّــی و نــوّار الغصــونِ نثـار
(همان؛ 95)
ترجمه:
1- و چه بسا درخت مسواکی که بالای سر ما آسمانی خیمه زده است و کاسههای شراب چون فلک آسمان دور میزنند.
2- پیرامون آن را جویباری کهکشان گونه فراگرفته است که گلها، ستارگان شکوفه مانندش را در آن پخش ساخته است.
3- و گویا آن درخت و جوی آبش، زیبارویی است که بر کمرش کمربندی بسته است.
4- کاسهی بلورین با شرابی بسان عروس امتزاج یافته است، (شراب) در جام میدرخشد و شکوفههای شاخهها بسان درهمهایی هستند که بر سر آن عروس (شراب) ریخته میشوند.
ابن خفاجه با دوستانش ریز درخت سواک نشستهاند و شاخههای آن چون آسمانی بر آنان خیمه زده و کاسههای شراب که گرد آنان میچرخد به ستارگان آسمان میماند و جوی آب و شکوفههای موجود در آن مثل کهکشانی میماند که ستارهها پیرامونش را فراگرفتهاند. شاعر در ادامه توصیفاتش با قوه خیال پردازیش این درخت و جوی آبش که پیرامون آن را گرفته به زیبایی تشبیه نموده که کمربندی بر کمرش بسته است و شراب را نیز به عروسی زیبا، مانند نموده است و شکوفههای درخت مثل در همهایی میمانند که دوستان در این جشن بزرگ، بر شراب میریزند. پس بنابراین در حقیقت همه جای اندلس برای شاعر میخانهای است که در آن به خوشگذرانی میپردازد و با خیال خود در طبیعت خیمهای را برمیافزارد تا در آنجا به باده گساری و سرمستی مشغول شود.
5-2-1-2-4. نباتات
ابن خفاجه هر پدیدهای از گل را که در طبیعت با حواسش مشاهده مینمود و یا با عواطف و احساسات درونیش بدان متأثر میشد، آن را در بهترین صورت با رنگها و حرکات و بوی خوش عطرآگینش به تصویر کشیده است و برای آن تابلوهای هنری زیبایی با واژگان لطیف و اسلوبی از تشبیهات و استعارات همراه با نغمههای زیبای موسیقی آفریده است. وی در میان نباتات به وصف گل خیری، آس، بابونه، نرگس و… پرداخته است.
5-2-1-2-4-1. گل خیری (گل شب بو)
این نوع گل رنگی زرد دارد و در زبان فارسی بدان گل شب بود و یا گل همیشه بهار گویند. (عمید؛ 1363: 576) ابن خفاجه در قصیدهای تحت عنوان «خیریه تحدث النسیم: گل خیری که با نسیم صحبت میکند» در سه بیت این چنین آن را وصف نموده است.
1- خیـریـۀً بیــن النَّسیـمِ و بینَهَـا حَـدیثٌ إذا جَنّ الظلامُ یَطیـب
2- لها نفسٌ یَسرِی مَعَ اللَّیـلِ عَـاطرٌ کـأن لـهُ سـرّاً هنـاک یـریـب
3- یدِبّ مع الإمسـاء حتَّـی کـأنّما یظـلّ علیـه للصَّبــاحِ رقیــب
(همان؛ 30)
ترجمه:
1- و چه بسا گل خیری که بین آن و نسیم آنگاه که هوا تاریک میشود گفتگویی زیبا و دلشنین صورت میگیرد.
2- این گل، بوی عطرآگینی دارد که شبانگاه پخش میشود، گویا این بوی خوش رازی است که انسان را به شک میاندازد.
3- در شبانگاه این گفتگو رخ میدهد چرا که گویی در روز رقیبی دارد که مانع این گفتگو میشود.
ابن خفاجه در این تصاویر گل خیری و نسیم را دو دوست دانسته است که با هم به راز و نیاز پرداختهاند و برای اینکه تصویر را کامل نشان دهد و زوایای آن را آشکار سازد این مناجات را به صورت پنهانی و در زیر پردههای تاریکی شب از ترس رقیبان به تصویر کشیده است.
این چنین تصویرسازیهای هر خوانندهای را دلباخته و شیفته خود میگرداند که شاعر با خیال سرشارش تصویری زنده و پویا را آفریده است. پس بنابراین در حقیقت چنین قطعه شعری در وصف گلها و در ابیاتی هماهنگ با موضوعی یگانه، بیشترین نمودش را در میان شاعران وصفپرداز اندلس به خصوص در این شعر ابن خفاجه مییابیم. از نگاهی دیگر شاعر با کاربرد واژگانی لطیف و روان در قالب فن تشخیص بر این گل احساسات و عواطف انسانی پوشانده است.
ابن سهل اندلسی نیز از شاعران وصف پرداز این دوره بوی عطرآگین گل خیری را وصف نموده و گفته است که بوی خوشش را در روز نگه میدارد و شب هنگام آن را پخش میکند و چنین سروده است:
1- خیـریّهـا یُخفِـی شَـمیـمَ نسیمِـۀِ لِنَهــارِۀِ و یِبیـحُــۀُ الإظـلامــا
(ابن سهل؛ بی تا: 153)
ترجمه:
1- گل خیری آن بوستان بوی عطرآگین نسیمش را در روز پنهان میکند و در شب هنگام آن را میپراکند.
در حقیقت میان این تصویرپردازی با تصاویر ابن خفاجه که از این گل نموده است، تفاوت وجود دارد؛ چرا که ابن خفاجه بین این گل و نسیم باد، پیوند دوستی برقرار ساخته و آنها را به مانند عاشق و معشوقی به تصویر کشیده که شب هنگام از ترس رقیبان ظاهر میشوند و از این جهت و از نظر جانبخشی و انسان وارگی، وصف ابن خفاجه پویاتر و زنده تر است.
5-2-1-2-4-2. گل آس
گلی است که برگهای آن سبز و خوشبو و شکوفههای آن سفید و معطر است. (عمید؛ 1363: 576) ابن خفاجه در باب وصف در قصیدهای تحت عنوان عذار کالطحلب: چهرهای چون خزه روی آب این گل را رمز لاغری و سفیدی موی سر و صورت آورده است.
1- هـل سَــاءۀُ أن آل آسـاً وِردُۀُ و تعطّلَـت مـن فیـۀِ کـأسٌ تُشرَب
(ابن خفاجه؛ 2006: 34)

ترجمه:
1- آیا او را بد حال کرده است که گل سرخ رخسارش به سپیدی گل آس تبدیل شده است؟ و نوشیدن جام شراب از دهانش تعطیل گشته است.
شاعر در این بیت، رنگ گل آس را نشانه و رمز سپیدی موی صورت آورده و گل لاله را نیز نشانه و نماد سرخی چهره و شادابی آن دانسته است.
وی در قصیدهای دیگر، گوشهای اسبش را به برگهای این گل نازک و ظریف از باب تشبیه محسوس، مانند نموده است.
1- مِـن جلّنــارٍ نـاضــرِ خَــدُّۀ و أذنــــۀُ مـــن ورق الآس
(همان؛ 177)
ترجمه:
1- این اسب گونهاش از شکوفه درخت انار است و (اندازه و شکل) گوشش از برگ آس.
شاعر از نظر شکل هندسی و اندازه، برگهای این گل را به گوش اسب تشبیه نموده است.
5-2-1-2-4-3. گل بابونه
ابن خفاجه مانند دیگر شاعران وصف پرداز، گل بابون را به دندانهای زیبا و سپید محبوب تشبیه نموده است اما با این تفاوت که اکثر توصیفات ابن خفاجه در این زمینه از رهگذر تشبیه مقلوب (وارونه) صورت پذیرفته است و چنانچه در فواید تشبیه مقلوب نیز ذکر گردید این نوع تشبیه بر اثر رفاه اجتماعی و پیشرفت جامعه رواج مییابد در حالی که در دوره جاهلی کاربرد چنین تشبیهی خیلی اندک است. اکنون به بیان وصف گل بابونه در شعر ابن خفاجه میپردازیم.
1- و مقنّــعٍ بخـلاً بنضـرۀ حسنــۀِ أمسَــی هــلالاً و هـو بـدرُ تمـام
2- قبّلـتُ منـۀ أقحــوانــۀَ مَبســمِ رقّـــت وراءَ کمـــامــۀٍ لِثُمـــام
(همان؛ 273)
ترجمه:
1- و چه بسا زیبارویی که نقابی بر چهرهاش زده و به صورت هلال خود را به ما نمایانده است تا زیباییاش را بر ما بخل بورزد (چهره را بپوشاند) در حالی که ماه تمام است.
2- بر دندانهای بابونه گونهاش از پشت روبند بوسه زدم که در زیر نقاب بسان کاسبرگ، لطیف شده بود.
1- نهـرٌ کمـا سـالَ اللّمـی سلسـالٌ و صبــاً بلیــل ذیـلهــا مکسـال
2- غازلُتــۀ والأقحــوانــۀُ مَبســمُ و الآسُ صـدغٌ و البَنَفسـجُ خــالٌ
(همان؛ 113)
ترجمه:
1- او چون جویباری روان است در روانی آب دهان زیبا رویان و نسیم خنکی است دامن کشان.
2- با او مغازله نمودم در حالی که گل بابونه، دندان درخشان و گل آس، گیسو و گل بنفشه، خال آن بود.
1- وضـاحکَنی ثغرُ الأقاحِی و مبسـمٌ فلــم أدرِ أیَّ بــانَ ثَــمّ أقاحیـا
(همان؛ 121)
ترجمه:
1- دندانها و لبان بابونه گونه با من تبسم زدند که این دو را از هم متمایز نساختم.
با نگاهی به این ابیات در مییابیم که شاعر از طریق تشبیه مقلوب گل بابونه را- که به طور منظم برگهای کوچکش کنار هم چیده شدهاند- به دندانهای محبوبش تشبیه نموده است. نکته دیگری که عموماً در این توصیفها به نظر میآید این است که ازدحام و انبوه شدن استعارهها و تشبیهات گاهی مفهوم ابیات را پیچیده گردانده و تا حدودی فهم آنها را دچار دشوار نموده است.
5-2-1-2-4-4. گل

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد and، of، cervical، the Next Entries منبع مقاله درباره بیماران مبتلا، مواد مخدر