پایان نامه با واژگان کلیدی ذهن آگاهی، زیست محیطی، محیط زیست، گروه کنترل

دانلود پایان نامه ارشد

ایدههای خود آگاه و ناخودآگاه، باورها، ترجیحات، ارزشها، اهداف و گرایشات رفتاری و مهارتهای مرتبط با این محیط، تعریف میکند». هویت مکانی به عنوان ادراک فرد از خود به عنوان یک عضو از یک محیط خاص تعریف شده است (اسمالدن413،2006).
یکی از حمایت شدهترین نظریهها در تبیین رابطه بین نگرشها و رفتار نظریۀ رفتار برنامهریزی شده414 (TPB) است (آجزان415، 1991). براساس این نظریۀ رفتار کمابیش از قصد رفتاری ناشی میشود که آن هم به نوبه خود تابعی از نگرشها، هنجارهای ذهنی و کنترل ادراک شده بر روی رفتار است. پژوهشهای اخیر به این نتیجه رسیدهاند که اضافه کردن هویت به این مدل، توانایی آن را برای تبیین رفتار افزایش میدهد (همان).
مردم دلبستگی نیرومندی را نسبت به محیط طبیعی احساس میکنند که شواهدی از آن را میتوان در پیوندهای افراد با مکانها و حیوانات خاص یا طبیعت کلی مشاهده کرد که علت آن هم تا حدودی به این باز میگردد که داشتن تجربه در محیط طبیعی و با حیوانات به درک خویشتن و خودتنظیمی کمک میکند. تجارب دوره کودکی در طبیعت به ویژه به همراه اعضای خانواده یا سایر بزرگسالان مهم میتواند ارزشگذاری به محیط طبیعی و تعهد به ارتقای آن را که به بخش تعیین کنندهای از هویت بزرگسالی تبدیل میشود، افزایش میدهد. با وجود این، تجارب بزرگسالی هم در تقویت، تمرکز و حمایت از هویت محیطی مهم میباشد. نشان داده شده است یک حس پیوند نیرومند با محیط، رفتار متناسب با آن را هم در رابطه با یک مکان خاص و هم به طور کلی پیشبینی میکند (همان).
     لازمه تغییر در رفتار زیست محیطی، تغییر نگرش زیست محیطی میباشد. بسیاری از افراد چون تاثیرات سوء اختلالات محیط زیست را بر سلامت خود حس نمیكنند، و اثرات این عوامل تخریبی زیست محیطی نیز در مدت طولانی ظاهر می شود، لذا آمادگی لازم برای تغییر در عملكرد خود نسبت به محیط زیست به دست نمی آورند. واز بعد دیگر چون ارزشهای حاكم بر تفكرات واعمال این افراد نسبت به محیط زیست با ارزشهای متخصصان وحافظان محیط زیست بسیار متفاوت می باشد، ارایه آموزشهای لازم جهت تغییر رفتار و ایجاد فرهنگ محیط زیست ضرورت مییابد. هر عاملی كه باعث شود در یك شهروند درك اهمیت تغییر رفتار بوجود آید ویا اعتماد به نفس خود را در این رابطه تغییر دهد، انگیزه وی را برای ایجاد تغییر رفتار بالا می برد (فراهانی فرد، 1385).
با‌ توجه به اهمیت موضوع محیط زیست و آموزش پایه‌ای و همگانی حفاظت از محیط زیست برای حفظ منابع محدود، مهم و تجدید ناپذیر و برای جلوگیری از هدر رفتن و آلودگی آنها، یکی از روش‌های اصولی، آموزش و بالا بردن آگاهی زیست محیطی است. که نباید از نقش آگاهی مدیران سازمان های آموزشی به خصوص مدارس متوسطه غافل شد. هدف آموزش محیط زیست این است که در هر فرد حساسیتی نسبت به حوادث و تغییرات فیزیکی، زیستی، اجتماعی و سیاسی نسبت به محیط زیست به وجود آورد به گونه ای که ضمن قدرت تشخیص و مسائل زیست محیطی، بتواند به ابداع روش‌ها و حل مسائل زیست محیطی بپردازد (برومند،1370).
در کشور ما که نسل جوان درصد بالایی از جمعیت را تشکیل می‌دهد آموزش محیط زیست می‌تواند تأثیر قابل توجهی در تقویت فرهنگ زیست محیطی و رسیدن به اهداف توسعه پایدار داشته باشد و آگاهی و آشنایی جوانان با ضوابط و استانداردهای علوم پایه زیست محیطی در مقاطع مختلف تحصیلی می‌تواند حس مسئولیت پذیری را به صورت منطقی در آنان افزایش دهد (زرندیان و همکاران، 1385).
شاید ارزان ترین و بهترین راه افزایش آگاهی، آموزش، تغییر بینش و نگرش (نظریه گشتالتی ها)، به خصوص در سطوح بالای مدیریتی مدارس یعنی مدیران ـ معلمان باشد تا بتوانند طی فرایند انتقال دانش، آن را به دانش‌آموزان و از آنجا به خانواده‌ها منتقل کنند. و چون میراثی، یا بهتر بگوییم فرهنگی برای نسل بعد باقی بماند.

2-24- مروری بر تحقیقات انجام شده:
الف: تحقیقات خارجی
تیزدل و همکاران، (2000 ) در پژوهش خود متوجه شدند که افکار و احساسات میتوانند با همدیگر در یک چرخه معیوب و آسیب زا تعامل نمایند. به واسطه راهکار درمانی ذهن آگاهی، بیمار تشخیص میدهد که نگهداری چنین احساساتی ناکارآمدند و از لحاظ روانی تخریب کننده هستند. مشاهده کردن موقعیتها و شرایط با حالت ذهن آگاهی منجر به تکذیب و انکار افکار و احساسات نمی گردد بلکه در عوض فرد سعی می کند درگیر مکانیسمهای دفاعی نشود و نسبت به تجارب پذیرا باشد. از توانایی مشاهده هیجانها و افکار به طور مکرر در ادبیات ذهن آگاهی به عنوان «آگاهی فراشناختی» یاد شده است ( شاپیرو، کارلسون، آستین و فریدمن416، 2006). از طریق این آگاهی، افکار و رفتارهایی که قبلا ناهشیار یا اتوماتیک بودند، تبدیل به پدیدههایی قابل مشاهده می شوند که در بدن یا ذهن خود فرد در حال وقوع هستند (شاپیرو و همکاران، 2006).
ایساکویتز417، (2005) معتقد است که احتمالاً تمرینهای ذهن آگاهی منجر به سوگیری مثبت میشوند. سوگیری مثبت یک فرآیند ارزیابی شناختی است که با استفاده از آن، افراد هم به محرکهای مثبت تر توجه میکنند و هم محرکهای خنثی را بیشتر با واژههای هیجانی مثبت ارزیابی میکنند. چندین تئوری شرایطی را توصیف کرده اند که در آن افراد ممکن است سوگیری مثبت را تجربه کنند.
تمرینات ذهن آگاهی خودمدیریتی و مهارتهای مقابلهای را ارتقا می دهند (بائر، 2003). از جمله پژوهشهای موجود در زمینه مهارتهای مقابلهای، پژوهش مارلات418 (1994) بود که مطرح کرد تمرین کنندگان ذهن آگاهی یاد میگیرند که ماهیت زودگذر انگیزههای اعتیاد419 را مشاهده کنند و توانایی تماشای انگیزههایی که میآیند و میگذرند را بدون اینکه بخواهند فوراً آنها را برآورده کنند، در خود ایجاد کنند. ذهن آگاهی همچنین ممکن است از طریق تقویت توانایی فرد برای تمرکز دوباره پس از منحرف شدن ذهن، سبب تقویت مؤلفه کلیدی خودمدیریتی یعنی حفظ توجه شود ( والنتین و سویت، 1995). هارتون، داتسچ وهارتون420(2003) نشان دادند که با افزایش ذهن آگاهی در پردازش اجتماعی از جنبه های گوناگون تعارضات متقابل درون فردی، تغییراتی حاصل میشود.
در یک تحقیق درباره 33 زوج درباره رابطه بین ذهن آگاهی، کیفیت زناشویی بین ذهن آگاهی و اندازه صمیمیت زناشویی ارتباط یافت شد. همچنین ذهن آگاهی بطور معکوسی با اظهار عصبانیت ارتباط دارد و ارتباط مستقیمی با کنترل خشم دارد. به ویژه زوجین دارای ذهن آگاهی بیشتر کنترل بیشتری بر خشم و عصبانیت خود دارند ( واچد و کوردوا421، 2007).
در جمعیتهای بالینی مراقبه ذهن آگاهی باعث بهبود بهزیستی روانشناختی422 (سراتی، 2010) کیفیت خواب (بیگل و همکاران، 2009) و کیفیت کلی زندگی (فولی423 و همکاران، 2010) شده است. در جمعیت غیربالینی، اثرات مثبت مراقبه ذهن آگاهی شامل کاهش عواطف منفی (دلگادو و همکاران، 2010)، افزایش امید دستیابی به هدف (کراس وسراس، 2009)، احساسات مثبت و رضایت از زندگی (فردنیکسن و همکاران، 2008)، افزایش پیوندهای اجتماعی424 (گروس، 2008) و کیفیت ارتباط صمیمی (روگه و همکاران، 2010) مرتبط شده است. بارنس و همکارانش (2007) پی بردند افرادی که ذهن آگاهی بالاتری دارند استرس وفشار احساسی کمتری را در واکنش به تعارض در رابطه و بحث تناقص موجود با عصبانیت و ناراحتی کمتری را گزارش میکنند شواهد نشان میدهد که ذهن آگاهی بطور معکوسی با اضطراب ارتباط دارد و بطورمستقیم با توانایی عمل هشیارانه در موقعیت های اجتماعی رابطه دارد(دکسیر، رایز، لیجسن، لیسون ودی اولف425، 2008) بنابراین شواهد تجربی پیشنهاد میکنند که ذهن آگاهی فرد را از اثرات روابط استرس زای هیجانی حفاظت میکند (بارنس و همکاران، 2007).
تحقیق نشان می دهد که مراقبه ذهن آگاهی به طور معکوسی با نشخوار فکری درارتباط است و بطور مستقیمی با تنظیم هیجانی موثر ارتباط دارد(چمبرز، لو، آلن426، 2008؛ مک کیم، 2008). تعداد 20 نفر فرد مراقبه کار تازه کار که در یک مراقبه ذهن آگاهی 10 روزه شرکت کرده بودند با یک گروه کنترل درنشخوار فکری، هیجانات، میزان توجه، حافظه کاری427 وذهن آگاهی مقایسه شدند. گروه مراقبه عواطف منفی کمتر، علایم افسردگی کمتر ونشخوار فکری کمتری نسبت به گروه کنترل داشتند و همچنین حافظه کاری بهتر وپایداری توجه بیشتری درتکالیف نسبت به گروه کنترل داشتند (چمبرز وهمکاران، 2008).
دریک تحقیق شرکت کنندگان بطور تصادفی به یک گروه تمرین MBRS هشت هفتهای اختصاص یافتند که بوسیله FMRI پس از تماشای فیلم های غمگین اندازهگیری میشدند. دادههای FMRI نشان داد که گروه MBRS هنگام تماشای فیلم ها واکنش عصبی کمتری نسبت به گروه کنترل دارند این یافتهها پیشنهاد میکند که مراقبه ذهن آگاهی توانایی افراد را برای بکارگیری راهبردهای تنظیم هیجانی تغییر میدهد که این استراتژیها آنها را قادر میسازد تجربه هیجانی را انتخاب کنند و این هیجانات میتواند بطور متفاوتی درمغز پردازش شود (فارب428 و همکاران، 2010؛ ویلیامز،2010).
تحقیقات نشان میدهند که تنظیم هیجانی و آگاهی فیزیولوژی همدلی را افزایش میدهد (کازولین429،2006). سطح بالاتر همدلی برای افراد کارمند در تمام سطوح مطلوب میباشند. سازمانهایی که دارای سطوح بالاتری از همدلی برای همکاران خود هستند سطوح بالاتری از عدالت تعاملی یعنی؛ سطوح پایین تری از آزار جنسی و رفتار جامعه ستیزانه430(بیتس و همکاران، 2009) ورفتار شهروندی سازمانی (کامادار431 و همکاران، 2006؛ کیدر، 2002) نشان دادهاند. اوتاویو و همکاران (2013) ازروش آموزش مهارتهای اجتماعی با جهتگیری فراشناختی432 (MOSST) برای افراد اسکیزوفرن استفاده کردند و دریافتند که این افراد در مهارتهای اجتماعی بهبود زیادی بدست آوردند، و توانستند برنامه را کامل پیش ببرند.
ولز (2009) بین وابستگی به مواد و باورهای فراشناخت رابطه معنادار بدست آورده است. هرندی وهمکاران (2013) به بررسی اثر آموزش راهبردهای فراشناختی برمهارتهای اجتماعی وحل مشکلات پرداختند، نتایج نشان داد که دانش آموزان درگروه درمانی فراشناختی هم درمهارتهای اجتماعی و هم عملکرد حل مسئله به طور معناداری بهتر شدند. مارتین وهمکاران (2011) رابطه بین فراشناخت وعملکرد اجتماعی افراد مبتلا به اسکیزوفرنی را بررسی کردند و نتیجه گرفتند فراشناخت با آگاهی از نشانهها وتعاملات اجتماعی رابطه مثبت دارد. زمن و همکاران (2005) به منظور تعیین نگرش‌های زیست محیطی دانشجویان وتاثیر ویژگیهای فرهنگی واجتماعی برآن مطالعهای انجام دادند و نتیجه گرفتند که دختران بیشتر از پسران به مسایل محیطی اهمیت میدهند و مشارکت افراد در فعالیتهای زیست محیطی با سطح تحصیلات والدین آزمودنیها مرتبط بود. تسکین (2009) بین جنسیت، تحصیلات، ومیزان درامد افراد با نگرش‌های زیست محیطی آنان ارتباط معنادار بدست اورده است.
ب: تحقیقات داخلی
نريمانی و همکاران (1389) به مقايسه اثربخشی آموزش‌های ذهن آگاهی و تنظيم هيجان بر سلامت روان جانبازان شيميايی نشان داد که ميانگين نمرات علائم جسمانی، اضطراب، افسردگی و اختلال در عملکرد اجتماعی در گروه‌های آزمايش نسبت به گروه کنترل در پس‌ آزمون و پيگيری کاهش معنی‌دار داشته است. يافته‌های پژوهش حاکی از اثربخشی آموزش‌های ذهن آگاهی و تنظيم هيجان بر بهبود سلامت روان جانبازان شيميايی است.
گلپور (1391) در بررسی اثربخشی کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر افزایش ابراز وجود وکاهش اضطراب امتحان نشان داد که آموزش ذهن آگاهی بر افزایش ابراز وجود و کاهش اضطراب امتحان موثر بوده است. احمدوند و همکاران (1391) به تبیین بهزیستی روانشناختی براساس مؤلفههای ذهن آگاهی پرداختند ودریافتند بین تمام ابعاد بهزیستی روانشناختی و نمره کل ذهن آگاهی همبستگی مثبت و معنادار بوده و افزایش ذهن آگاهی با افزایش بهزیستی روانشناختی همراه بود.
رجبي و ستوده (1390) به تأثير شناخت درماني گروهي مبتني بر حضور ذهن (MBCT) بر کاهش افسردگي و افزايش رضايت زناشويي در زنان متأهل پرداختند و نتایج نشان داد که اين نوع درمان منجر به كاهش

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی توسعه پاید، توسعه پایدار، محیط زیست، زیست محیطی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی ذهن آگاهی، فراشناختی، محیط زیست، راهبردهای فراشناختی