پایان نامه با واژگان کلیدی دیپلماسی فرهنگی، سیاست خارجی، روابط بین الملل، ملی گرایی

دانلود پایان نامه ارشد

که تامین کننده مصالح تمام انسان ها و افراد بشر در سایر جوامع و ملت ها است. در این چارچوب از یک سو ، سلطه ستیزی و استکبار ستیزی اهمیت و ضرورت می یابد. از سوی دیگر استضعاف زدایی و حمایت از مسلمانان و مستضعفان اولویت یافته و در سیاست خارجی پی گیری می شود. تامین و تحقق این هدف نیز نیازمند هماهنگی ، همکاری و هم افزایی مسلمانان و مستضعفان در قالب ائتلاف های ضد سلطه و ضد هژمونیک میباشد.
نویسنده بر آیند این اصول ، آرمان ها و اهداف انقلابی ، اسلامی و فراملی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را در اهمیت و اولویت یافتن دیپلماسی فرهنگی و سیاست های حمایت گرانه می داند. به طوریکه ماهیت دینی ، معنوی و فرهنگی انقلاب اسلامی نظام جمهوری اسلامی ایران ایجاب می کند که اهداف و ابزارهای فرهنگی در سیاست خارجی آن ارجحیت و اهمیت یابد.
دکتر دهقانی فیروزآبادی در ادامه به تعریف دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران پرداخته آن را عبارت از تلاش و کوشش و اقدامات از پیش طراحی شده و سازمان یافته برای تاثیر گذاری بر برداشت ها ، ادراکات ، افکار ، انگاره ها ، ایده آل ها ، ارزش ها ، ایستارها و باورهای ملت ها و کشورهای دیگر از طریق تبیین و ترویج فرهنگ و تمدن ایران و انقلاب اسلامی و شناخت و درک واقعی از فرهنگ ها و تمدن های دیگر به منظور تامین و توسعه منافع ملی تعریف می نماید. از این رو ، دیپلماسی فرهنگی متضمن و مستلزم تبیین و ترویج ، معرفی و گسترش مولفه ها ، عناصر ، ارزش ها و ابعاد فرهنگ و تمدن ایرانی- اسلامی و گفتمان انقلاب اسلامی به ملت ها و کشورهای دیگر از طریق به کارگیری ابزارهای فرهنگی مناسب درآن جوامع و کشورها است.
اجرا و اعمال دیپلماسی فرهنگی کنش مند و کنشگر از سوی ایران ، مستلزم بر آورده ساختن الزامات مرتبط و مختلفی است. یکی از بهترین الزمات دیپلماسی فرهنگی کارآمد و فعال ، شناسایی ظرفیت ها ، قابلیت ها و مقدورات فرهنگی ایران در چارچوب قدرت نرم است. این الزام خود در بر گیرنده الزامات دیگری از این قرار است: شناسایی عناصر قدرت فرهنگی و نرم جمهوری اسلامی ایران؛ شناخت و درک مزیت های نسبی هر یک از عناصر فرهنگی؛ تناسب و تعادل بین اهداف و ابزارها با توجه به مزیت های نسبی فرهنگی کشور؛ شناسایی و بکارگیری مولفه ها و عناصر قدرت ملی ایران که کار برد و کارکرد غیر مستقیم و با واسطه فرهنگی دارد؛ اولویت بندی استفاده و بکارگیری هر یک از عناصر ، ابزارها و مزیت های نسبی فرهنگی کشور در دیپلماسی فرهنگی.
نویسنده در ادامه یکی از مهم ترین ابزارهای دیپلماسی فرهنگی ، حمایت معنوی و مادی از ملت ها و کشورهای نیازمند و مستعضعف به معنای عام آن است که در قالب سیاست ها و رفتارهای حمایت گرانه تجلی و تحقق می یابد. به ویژه ، ماهیت رسالت مدار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر مبنای منطق مسئولیت ، سیاست ها و رفتارهای حمایت گرانه را در اولویت قرار می دهد. از اینرو ، ارتباط تنگاتنگ و استواری میان دیپلماسی فرهنگی و سیاست های حمایت گرانه جمهوری اسلامی ایران برقرار می گردد.
اگر چه کشورها نیز کم و بیش از سیاست ها و رفتارهای حمایت گرانه برای پیشبرد و تامین اهداف و منافع ملی خود سود می برند؛ اما منطق سیاست ها و رفتارهای حمایت گرانه جمهوری اسلامی ایران که ماهیت و هویتی اسلامی دارد از سایر کشورها متفاوت و متمایز است.به طور کلی ، سیاست خارجی و دیپلماسی فرهنگی و به تبع آن سیاست های حمایت گرانه کشورها ممکن است بر یکی از چهار منطق نتیجه ، اقتضا یا تناسب ، توجیه و مسئولیت استوار باشد. بر حسب منطق نتیجه ، کشورها پس از تحلیل هزینه- فایده ، سیاست های حمایت گرانه را اتخاذ نموده و اجرا می کنند. سیاست های حمایت گرانه بدین جهت اتخاذ می شود که متضمن منفعت و مطلوبیت مادی یا معنوی بیشتری در مقایسه با هزینه های آن می باشد. منطق اقتضا یا تناسب ، ایجاب می کند که کشورها بر مبنای انتظارات هنجاری و ارزشی که از هویتشان می رود ، سیاست های حمایت گرانه را در پیش گیرند. در چارچوب منطق توجیه ، علت اتخاذ و اجرای سیاست های حمایت گرانه آن است که کشورها باید بتوانند اقدامات خود را بر پایه ارزش ها و هنجارهای مشروع و مقبول حاکم بر سیاست خارجی خود و روابط بین الملل موجه و مدلل سازند. سرانجام منطق مسئولیت ، مستلزم و متضمن آن است که کشورها به حکم مسئولیت انسانی و اخلاقی که دارند به اتخاذ و اعمال سیاست های حمایت گرانه بپردازند.
سیاست های حمایت گرانه جمهوری اسلامی ایران بر پایه منطق تکلیف استوار است که به منطق مسئولیت شباهت و دارد. منطق تکلیف بر عقلانیت جامع اسلامی مبتنی است که در بر گیرنده عقلانیت اخلاقی ، هنجاری و ابزاری است. این منطق اگر چه از هر چهار منطق متداول و متعارف در سیاست خارجی و دیپلماسی فرهنگی متمایز است اما در بر گیرنده عناصری از آن ها می باشد. از اینرو ، جمهوری اسلامی ایران به حکم ماهیت و هویت اسلامی خویش دارای مسئولیت ها وتکالیف فراملی است که باید به آن ها عمل نماید.
یکی از این تکالیف و مسئولیت های فراملی نیز حمایت از انسان ها و ملت های دیگر در چارچوب دیپلماسی فرهنگی است که جمهوری اسلامی ایران فعالانه آن را پی گیری نموده است.
آقای دکتر حسین سلیمی در بخش سوم این کتاب طی مقالهای با عنوان “دیپلماسی فرهنگی ، کمک رسانی در فضای عدم تنازع” ضمن بهره‌گیری از چارچوب نظری‌ای که ترکیبی از نگاه سازه‌انگارانه و نیز نگرش مبتنی بر اهمیت نوع شناخت و ادراک و سوءادراک کشورها جهانی نسبت به یکدیگر است ، تلاش نموده تا نشان دهد کمک‌رسانی و حمایت‌گری در مقاطعی از تاریخ جهان سبب‌ساز ایجاد نفوذ و قدرت نرم برای کشورهای حامی شده است. اما این کمک‌ها در آن زمان برای بازسازی خرابی‌های ناشی از جنگ و نیز کمک به تشکیل کشورها جدید بوده است.
وی معتقد است در فضای نوین روابط بین‌الملل که دولت‌ها نقشی متفاوت در عرصۀ جهانی پیدا کرده‌اند، کمک به مردم و حمایت از بی‌بضاعتان می‌تواند به تقویت جایگاه کشور حامی در افکار عمومی جهانی و نیز ارائۀ چهره‌ای جذاب‌تر بیانجامد که هر دو از عوامل اصلی قدرت نرم کشورها هستند. اما این فرایند در هر فضای گفتمانی ممکن نیست. اگر کشوری در فضای گفتمان تنازعی قرار گیرد، گونه‌ای از شبکۀ معنایی پیرامون او شکل می‌گیرد که می‌تواند واقعیت‌های عینی و اقدامات بشردوستانۀ او را معنایی دیگر ببخشد. از این رو در فضای گفتمانی تنازعی ممکن است رفتارهای حمایت‌گرانه به ضد خود بدل شوند و در نظام شناختی دیگران به اقدامی برای بهره‌جویی از نیازهای مردمان دیگر تعبیر شوند . در این صورت رفتارهای حمایت‌گرانه و کمک‌رسانی به نشانه‌ای برای نفوذ سیاسی استراتژیک در فضای حیاتی دیگران بدل خواهد شد و نه تنها ارزش نهفته در درون آن رنگ می‌بازد بلکه به بهانه‌ای برای منازعات تازه بدل می‌گردد. به همین دلیل رفتارهای حمایت‌گرانه به مانند دیگر ابزارهای قدرت نرم در فضایی غیرتنازعی معنی‌دار بوده و مؤثر می‌باشند.
دکتر حسین سلیمی در ادامه بر این باوراست که رفتارهای حمایت‌گرایانۀ جمهوری اسلامی نیز بی‌گمان می‌تواند یکی از مبانی اصلی گسترش نفوذ معنوی و بسط قدرت نرم ایران باشد. تاکنون نیز به ویژه در مناطقی از خاورمیانه و آفریقا چنین بوده است. اما تشدید فضای تنازعی در این مناطق ممکن است که اصل و بنیاد و اهداف اصلی این رفتارها را تخطئه نماید. بنابراین اثر بخشی این رفتار به کاهش فضای تنازعی در این مناطق بستگی خواهد داشت. به خصوص با توجه به شکل‌گیری نظام‌های سیاسی نوین در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا به دنبال انقلاب‌های 2011 و 2012، که زمینۀ بسط مردم‌سالاری همساز با دین را در این کشورها فراهم آورده است، کاهش فضای تنازعی می‌تواند زمینه را برای حضور نهادهای کمک‌رسان ایرانی در این مناطق فراهم آورده به افزایش جذابیت و نفوذ فرهنگ ایرانی اسلامی در این منطقه بیانجامد. اما تشدید فضای تنازعی ممکن است این فضا را که در اثر این تحول تاریخی به وجود آمده است، مسدود کند.
کتاب “روابط بین الملل و دیپلماسی صلح در نظام متحول جهانی” یکی دیگر از کتب مورد استفاده در این پایان نامه خواهد بود که توسط دکتر ارسلان قربانی شیخ‌نشین و دکتر رضا سیمبر ، استادان رشته علوم سیاسی و روابط بین الملل در انتشارات سمت منتشر شده است.
بخش اول کتاب با عنوان “بازیگران جهانی و نظام بین الملل ” ساختار جهانی تا پایان جنگ سرد را بررسی می کند. در این بخش به ساختار جهانی ، از پیمان وستفالی تا پایان جنگ سرد ، و نیز مولفه های اقتصادی در دنیای جهانی شده توضیح داده می شود. فصل دوم کتاب نیز به کارویژه دیپلماسی و تاثیرات آن در روابط بین الملل اختصاص دارد و در آن به ویژگی های دمكراسی فراملی اشاره می گردد. در همین چارچوب بحث‌هایی مانند بین المللی‌گرایی لیبرال ، پلورالیسم دموکراتیک فرهنگی ، دموکراسی جهانی‌گرایانه، دموکراسی مدبرانه ودموکراسی فراملی تشریح شده است.
نویسندگان در بخش سوم کتاب به بحران های بین المللی و بازیگران نقش‌آفرین آن ، تاثیرات پایان جنگ سرد بر این بحرآن ها ، بازنگری مفهوم امنیت در نظام بین الملل و تاثیرات تنازعات قومی-اجتماعی بین المللی اشاره و آن ها را بررسی کرده‌اند. بخش پایانی کتاب نیز پس از تبیین تحول در نظام بین الملل و ارتباط آن به کارویژه های ملت-کشورها و افق فراروی سیاست بین الملل در قرن بیست و یکم اشاره مي‌كند.
نویسندگان اين اثر معتقدند ایالات متحده آمریکا بعد از جنگ سرد ، در نظام در حال شکل‌گیری بین المللی، در موقعیتی قرار ندارد که به عنوان سردمدار نظم جدید جهان ایفای نقش کند ، زیرا به شدت درگیر مسایل داخلی خود شده‌ است و از قدرت لازم برای برقرای نظم جهانی برخوردار نیست. به همین دليل برای هرگونه اقدام منطقه ای و بین المللی، نیازمند کشور های اروپایی و ژاپن است.
ارسلان قربانی و رضا سیمبر در اين كتاب پیش‌بینی کرده‌اند آسیا در شرایط جدید جهانی به عنوان بازیگر عمده به اروپا و آمریکا خواهد پیوست و حوزه اقیانوس آرام به عنوان یکی از مراکز عمده قدرت جهانی محسوب مي شود ، هرچند مرکز آن نخواهد بود.
نوآوری پژوهش
تاکنون بحث مربوط به روابط فراملی گرایی بصورت پراکنده توسط برخی از متفکرین و نظریه پردازان مورد نقد و ارزیابی قرار گرفته که بیشتر معطوف به جنبه های اقتصادی و ناظر بر مصادیق اقتصاد بین الملل نظیر سازمان ها و شرکت های چندملیتی بوده است و لذا کمتر از حیث سایر جنبه های آن بخصوص در حوزه اجتماعی و فرهنگی جوامع انسانی پرداخته شده است. علی الخصوص آنکه کمتر اندیشمندی به بررسی مصداقی تاثیرات فراملی گرایی بویژه از منظر سیاست خارجی اعتناء نموده است.
این درحالیست که فعالیت های بشردوستانه و رفتارهای حمایت گرانه بعنوان یکی از مصادیق فراملی گرایی هم به لحاظ تمرکز بر یکی از ضرورتها و معضلات اصلی جوامع بشری یعنی فقر و گرسنگي و هم به لحاظ پردازش یکی از اصول و موازین مشترک انسانی و پذیرش عمومی نسبت به آن ، ذاتا یکی از هنجارهای بین المللی قلمداد می شود.
لذا انجام مطالعات بر روی تاثیرات رفتارهای حمایتگرانه جمهوری اسلامی ایران بر سیاست خارجی می تواند علاوه بر گشودن دریچه ای برای گسترش فضای ارتباطی در عرصه برون مرزی ، نقش بسزایی در دستیابی به راهکارهای بین المللی جهت برون رفت از بن بست های سیاسی ایفاء نموده و از سوی دیگر موجب گسترش ادبیات و شکل گیری گفتمان رایج بین المللی در این حوزه گردد.
نکته حائز اهمیت دیگر در خصوص بدیع بودن بحث اینکه رفتارهای حمایتگرانه در چارچوب نظریه مکتب انتقادی و بر اساس مطابقت با دیدگاه نظریه پردازان برجسته انتقادی یعنی یورگن هابرماس و اندرو لینکلیتر مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به اینکه هابرماس بر موضوعات جدیدی نظیر پساملی گرایی ، اخلاق گفتمانی ، زیست جهان و کنشهای ارتباطی نظریات خود را متمرکز نموده است ، در نتیجه بررسی این موضوعات و قرار دادن رفتارهای حمایتگرانه در این قالب فکری ، حرکت علمی و الگوی جدیدی در این حوزه بشمار میرود.
نوآوری دیگر پژوهش حاضر آنکه با

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی سیاست خارجی، انقلاب اسلامی، دیپلماسی فرهنگی، انقلاب اسلامی ایران Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی زیست جهان، کنش ارتباطی، عقلانیت ابزاری، انسجام اجتماعی