پایان نامه با واژگان کلیدی دیپلماسی فرهنگی، کمیته امداد، امام خمینی، دیپلماسی عمومی

دانلود پایان نامه ارشد

نمونه در سند چشم انداز بیست ساله این سازمان تصریح شده است : کمیته امداد امام خمینیره دارای ویژگی الهام بخش ، فعال ومؤثر درسطح ملی ، جوامع اسلامی و بین المللی به عنوان تکیه گاه قابل اعتناي محرومان ومستضعفان می باشد.( سند چشم انداز بیست ساله کمیته امداد امام خمینی(ره) به نقل از سایت رسمی امداد)
همچنین در بخش امور ارتباطات وخدمات بين الملل کمیته امداد به محورهای زیر اشاره شده است :
حمايت ممكن ازنيازمندان ومحرومان خارج ازكشور برحسب منويات مقام معظم رهبري و هماهنگ با سياستهاي نظام جمهوري اسلامي.
تأمين ارتباطات با مؤسسات خيريه وتشكلهاي عام المنفعه مردمي وسازمان هاي بشردوستانه بينالمللي.
بهره مندي مطلوب ازظرفیت هاي بالقوه وبالفعل نیکوکاران بویژه ایرانیان خارج از کشور.
شناسایی فرصت هاي مناسب جهت گسترش ارتباطات حمایتی بین المللی امداد.
االگوسازي جهت تقویت سلامت و رفاه خانواده و چگونگی تأمین کرامت زن وجایگاه اودرخانواده و اجتماع.
این در حالی است که موضع گیری سازمان های رقیب یا معارض در عرصه بین المللی و یا نهادهای مخالف جمهوری اسلامی ایران در خصوص فعالیت های حمایتگرانه ، بیانگر تاثیرات عمیق رفتارهای حمایت گرانه در عرصه دیپلماسی حمایت و تقویت قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران می باشد. برای مثال می توان به گزارش اندیشکده امریکن اینترپرایز در تازه‌ترین جریان سازی خود علیه جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد که در آن به فعالیت های انسان دوستانه کمیته امداد امام خمینیره در کشورهایی مثل افغانستان به منزله نمونهای از جنگ نرم ایران علیه آمریکا تعبیر نموده است.( گزارش احمد مجیدیار و علی الفونه ، اندیشکده ‘امریکن اینترپرایز’ ترجمه از سایت mashreghnews.ir)
در این گزارش ضمن بررسی راه های تقویت اشغال افغانستان توسط آمریکا آمده است: “نیروهای اطلاعاتی و نظامی آمریکا بر قدرت سخت ایران تمرکز کرده‌اند و به ندرت درباره قدرت نرم ایران در افغانستان سخن می‌گویند. قدرتی که هماهنگ سازی آن عمدتاً از طریق کمیته امداد ]امام[ خمینی صورت می پذیرد”.(همان) نکته جالب توجه آنکه این موسسه به نقش ویژه کمیته امداد امام خمینیره در میان انواع سازمان های فعال بین المللی اذعان کرده است.”در میان تمام سازمان هایی]ایرانی[ که در افغانستان فعالیت می‌کنند ، نقش کمیته امداد امام خمینی از همه برجسته تر است.(همان ، 9)
بنابراین با عنایت به جایگاه ویژه دیپلماسی حمایت در سیاست خارجی نظام و همچنین بررسی رابطه و تأثیر رفتارهای حمایت گرانه بین المللی در شکل گیری دیپلماسی عمومی کشور می توان انتظار داشت که تقویت رفتارهای حمایت گرانه می تواند موجب پیشبرد اهداف کلان نظام در عرصه بین المللی گردد.
البته نمونه کاملتر در خصوص تاثیر حمایتگری بر ایجاد حوزه نفوذ اجتماعی و شکل گیری عمق استراتژیک را میتوان در کشور لبنان ملاحظه نمود که طی آن نهادهای حمایتی و اجتماعی با ارائه طرحها و مدلهای خدماتی-فرهنگی به محرومین وآسیب دیدگان از تجاوزات رژیم صهیونیستی ، علاوه بر اینکه مانع تحقق اهداف اشغالگرانه شده اند ، بلکه موجب تداوم اندیشه مقاومت و ارزش های انقلابی همسو با جمهوری اسلامی در معادلات بین المللی گردیده اند.(مرادی ، همان : 101)
جمع بندی فصل: بررسی تاثیرات دیپلماسی حمایت بر دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی ایران
ماهیت دینی ، فرهنگی و مردمی انقلاب اسلامی ایران ایجاب می کند که اهداف ، طرحها ، برنامهها و ابزارهای غیررسمی و معطوف به امور اجتماعی-فرهنگی و عمومی در سیاست خارجی آن از اهمیت خاصی برخوردار باشند. از همین منظر وجوه مختلف دیپلماسی عمومی نظیر دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران (که دربرگیرنده تلاش ها و اقدامات از پیش طراحی شده برای تاثیر گذاری بر برداشت ها ، ادراکات ، افکار ، انگاره ها و باورهای ملت ها و کشورهای دیگر از طریق تبیین و ترویج فرهنگ و تمدن ایران و انقلاب اسلامی است) جایگاه ویژه ای در قالب ارتباطات فراملی می یابد . چراکه دیپلماسی فرهنگی متضمن تبیین ، ترویج و گسترش مولفه ها ، عناصر ، ارزش ها و ابعاد مختلف فرهنگ و تمدن ایرانی- اسلامی و گفتمان انقلاب اسلامی به ملت ها و کشورهای دیگر محسوب می شود.
البته پیاده سازی و اعمال دیپلماسی فرهنگی کنش مند و کنشگر از سوی جمهوری اسلامی ایران ، مستلزم برآورده ساختن الزامات مرتبط است. یکی از مهمترین الزامات دیپلماسی فرهنگی کارآمد و فعال ، شناسایی ظرفیت ها ، قابلیت ها و مقدورات فرهنگی ایران در چارچوب قدرت نرم است. این امر خود در برگیرنده ملاحظات دیگری از این قرار است:
شناسایی عناصر قدرت فرهنگی و نرم جمهوری اسلامی ایران ؛
شناخت و درک مزیت های نسبی هر یک از عناصر ؛
تناسب و تعادل بین اهداف و ابزارها ؛
وضعیت شناسی و بکارگیری مولفه ها و عناصر قدرت ملی ایران که کاربرد و کارکرد غیر مستقیم و با واسطه فرهنگی دارد ؛
اولویت بندی استفاده و بکارگیری هر یک از عناصر ، ابزارها و مزیت های نسبی فرهنگی کشور
در همین چارچوب یکی از مهم ترین ابزارهای دیپلماسی فرهنگی ، حمایت معنوی و مادی از ملت های محروم و کشورهای نیازمند و الهام بخشی به مستضعفین است که در قالب سیاست ها و رفتارهای حمایت گرانه جمهوری اسلامی ایران تجلی و تحقق می یابد. به ویژه آنکه ماهیت رسالت مدار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر مبنای منطق مسئولیت ، رفتارهای حمایت گرانه را در اولویت قرار می دهد. از اینرو ، ارتباط تنگاتنگ و ذاتی میان دیپلماسی فرهنگی و سیاست های حمایت گرانه جمهوری اسلامی ایران برقرار می گردد که تحقق آن نیازمند توجه خاص به موضوع دیپلماسی حمایت می باشد .
به بیان دیگر سیاست های حمایت گرانه جمهوری اسلامی ایران بر پایه منطق تکلیف و عقلانیت جامع اسلامی مبتنی بوده و در برگیرنده عقلانیت اخلاقی ، هنجاری و ابزاری است.(دهقانی فیروزآبادی و سرخیل، 1392 : 12) . بگونهای که جمهوری اسلامی ایران به حکم ماهیت و هویت اسلامی خویش دارای مسئولیت ها و تکالیف فراملی است که باید به آن ها عمل نماید که یکی از این تکالیف و مسئولیت های فراملی نیز همانا حمایت و کمکرسانی به انسان ها و ملت های دیگر در چارچوب دیپلماسی حمایت است که جمهوری اسلامی ایران فعالانه آن را پی گیری نموده است.
نکته حائز اهمیت در خصوص اعمال دیپلماسی حمایت از منظر فرهنگی آن است که فرهنگ عامل تنازع نیست . بلکه فرهنگ عرصۀ مبادله اندیشه و ایده‌ها است.(سلیمی ، 1392 :232) به عبارت دیگر چنانچه رویکرد به فرهنگ متضمن فضایی برای القای یکسویه ارزشها و هنجارهای خاصی باشد ، تبادل فرهنگی و در پی آن مفاهمه و تقریب ذهنی در فرایند طبیعی بوجود نخواهد آمد . در حقیقت ” اگر به فرهنگ به عنوان عامل تنازع یا صرفاً به عنوان جنبه تبلیغی نگاه شود ، این به نوعی نقض غرض در تأثیرگذاری در پدیده های فرهنگی است . چراکه پدیده فرهنگ و نگرش فرهنگی در دیپلماسی فرهنگی اساسا تنازعی نیست و بنیاد فرهنگ با این نگاه تنازعی و تبلیغی در تناقض است.(همان)
علی الخصوص آنکه طبق اندیشه اسلامی در اصل جوامع انسانی باهم یگانه و متحد بوده اند و به دلیل اسباب مختلف عرضی ، از یکدیگر جدا شدهاند . معنای دقیقتر اینکه تفاوتها و اختلاف در جوامع انسانی یک امر ذاتی و مبتنی بر تعارض نیست و جوامع و نوع بشر در اصل واحد بوده و تنازعی میان آنها وجود نداشته است.( سلیمی ،1390 :101 )
این درحالی است که از دیدگاه اسلام ، رعایت موازین اخلاقی، بطور کلی اصل اساسی و مهمی است که در کنار مسائل گوناگون عقیدتی و روابط اجتماعی ، سیاسی و برای دستیابی انسان به تکامل جمعی و فردی در دنیا و آخرت باید مدّنظر قرار گیرد. اصولاً محتوای کلی تعالیم اسلامی، محتوایی اخلاقی است. از این رو، دریافتنی است که موازین اخلاقی، بستری مهم جهت برپائی وحدت انسانها از منظر اسلامی است.
نتیجه آنکه فعالیت در عرصه دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و ارائه مصادیق مختلف آن در جوامع دیگر مستلزم حرکت در مسیر برقراری مفاهمه است . این موضوع در خصوص بحث کمکرسانی و دیپلماسی حمایت (بعنوان یکی از مصادیق دیپلماسی فرهنگی) از اهمیت مضاعفی برخوردار است . چرا که در دیپلماسی حمایتی رابطهای بین کمک کننده و کمک گیرنده برقرار میشود که طی آن به دلیل وجود نیاز کمک گیرنده ، شائبه شکل گیری ارتباط یکسویه بیشتر است . در حقیقت آنچه که در این سیکل معیوب از کمک‌رسانی ، به مخاطب(محروم) القاء خواهد شد عموما جنبه برقراری کنش ارتباطی نداشته و به دلیل نادیده انگاشتن طرف مقابل از یکسو و همچنین بیتوجهی نسبت به مقولات ارتباطی-فرهنگی از سوی دیگر ، ماندگاری کمتری نزد مخاطبین برجای میگذارد . بررسی کمکهای ارسالی از سوی کشورهایی که صرفا در راستای اهداف سیاسی صورت میگیرد و اعتنایی به شکل گیری کنشهای ارتباطی میان کمککنندگان وکمک گیرندگان ندارد ، تاییدی بر این مدعاست .
اما در مقابل اگر مخاطبین دیپلماسی فرهنگی احساس نماید که او نیز ارزشمند است و نظام ایده‌هایش ارزشمند و پذیرفته شده است، شرایط دیپلماسی فرهنگی ایجاد می‌شود.(سلیمی ، همان :233) در چنین حالتی یک عمل متقابل (کنش و واکنش در قالب کنش ارتباطی) صورت میپذیرد و امکان تبادل و کنش ارتباطی ایجاد میگردد .
این موضوع در دیپلماسی حمایت جمهوری اسلامی ایران که مبتنی بر برقراری تعامل دوسویه و چهره به چهره با محرومین طراحی شده نیز قابل احصاء است . به ویژه آنکه چارچوب اصلی و هدف غایی دیپلماسی حمایت (که همانا حمایتگری در قالب مسئولیت انسانی و تکلیف اخلاقی است) ، بر مبنای مشترکات انسانی شکل گرفته است و در نتیجه به دلیل آنکه امر کمک رسانی در درون زیست جهان طرفین معنا مییابد از ماندگاری بیشتری برخوردار میشود .
علاوه بر ملاحظات فوق باید افزود که دیپلماسی حمایت فقط محدود به رویکردهای فرهنگی از منظر دیپلماسی فرهنگی نیست . به عبارت دیگر نکته حائز اهمیت در زمینه ارتباط دیپلماسی فرهنگی و دیپلماسی حمایت آن است که اگرچه دیپلماسی حمایت از دریچه فرهنگی و مطابق با رویکردهای فرهنگ-محور ، یکی از اجزاء سازنده و مقوم دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران محسوب می شود ، ولی درعین حال میتوان دامنهای گستردهتر از قالبهای فرهنگی برای این قسم از دیپلماسی عمومی درنظر گرفت که آن را از قرار گرفتن کامل در ذیل دیپلماسی فرهنگی فراتر میبرد.
برای توضیح بیشتر میتوان به رویکرد کشورهای مختلف به بحث کمکهای انسان دوستانه اشاره کرد که با رویکردها و اهدافی متفاوت نسبت به نگاه های فرهنگی (نظیر افزایش ارتباطات اجتماعی ، بستر سازی امور تجاری ، کسب پرستیژ سیاسی و یا حتی مداخله و سوء استفاده های سیاسی) از امر کمک رسانی صورت می پذیرد .
برای مثال ورود اولیه کشور ترکیه به کشور قحطی زده سومالی اگرچه از پنجره خدمات اجتماعی و کمکهای حمایتی صورت پذیرفت ، ولی در عمل این کشور از این طریق به دنبال توسعه ارتباطات اقتصادی و سیاسی خود بوده است و در پی ارائه برخی کمکهای اولیه و ارتباط گیری با مراکز دولتی نظیر شهرداری و وزارت گمرکات و اقتصاد سومالی توانست به تدریج در مدیریت امور شهری و حتی مسایل مربوط به مناصب شهرداری نفوذ نماید و به اشکال مختلف نظیر اعطای بورسهای آموزشی موجب ایجاد علقههای سیاسی و اجتماعی در میان نخبگان سومالیایی گردیده و زمینه بهره گیری از انواع طرح ها و پروژههای بهداشتی ، گمرکات و امور مالیاتی را در اختیار شرکتهای ترکیهای قرار دهد .(گزارش ماموریت سومالی ، 1393 : 6)
در واقع بسیاری از کشورها به صورت کم و بیش از سیاست ها و برنامههای حمایتی برای پیشبرد و تامین اهداف گوناگون جهت منافع ملی خود سود می برند. در تایید این مطلب میتوان به برنامه ها و اقدامات اغلب سفارتخانه ها و نمایندگی های کشورهای خارجی اشاره نمود که بخش مهمی از امور اجتماعی-سیاسی و ارتباطات پساملی خود را به این مساله اختصاص می دهند. (مرادی ، 1392 :18)
با این فرض ، دیپلماسی حمایت هم از حیث کلان دیپلماسی عمومی و هم از منظر خاص دیپلماسی فرهنگی یکی از عرصههای مهم سیاست خارجی است که ظرفیت های لازم و بنیادینی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی کمیته امداد، امام خمینی(ره)، امام خمینی، دیپلماسی عمومی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی سیاست خارجی، انقلاب اسلامی، دیپلماسی عمومی، ملی گرایی