پایان نامه با واژگان کلیدی دیپلماسی فرهنگی، دیپلماسی عمومی، جهانی شدن، فرهنگ پذیری

دانلود پایان نامه ارشد

آموزه هاي خود بر اين سنت تاکيد کرده اند بعنوان یکی از وجوه مشترک انسانی موجب خلق مزیت در ایجاد همگرایی مورد پذیرش است .
ويژگي ديگر اين نوع ديپلماسي تنوع و تکثر مخاطبان آن مي باشد. به بیان دیگر ديپلماسي حمايت محدود به يک زمينه يا حوزه نميباشد و لذا اين نوع ديپلماسي طيف وسيعي از حوزه ها نظیر فرهنگي ، آموزشي ، مادي و معنوي را شامل شده و در نتیجه اقشار مختلف جامعه اعم از کودکان ، بزرگسالان ، زنان ، مردان ، بيماران و دانشجويان را در بر مي گيرد.
مزیت های دیپلماسی حمایت
سهولت اتخاذ و اعمال ديپلماسي حمايتي از مزيت هاي نسبي آن محسوب مي شود. اين واقعيت که ديپلماسي حمايتي بدون نياز به يک ديوان سالاري عريض و طويل قابل اعمال است و در نتیجه اين امکان را فراهم مي سازد تا با استفاده از اين نوع ديپلماسي در راستاي تامين اهداف سياست خارجي خود گام بردارند.
نامحسوس بودن ديپلماسي حمايت مزيت ديگر آن به شمار میآید. برخلاف ابزارهاي کلاسيک ديپلماسی از قبيل سياسي و نظامي که عريان بوده و با عکس العمل و مقاومت روبرو مي شود ، اين شکل ديپلماسي با مقاومت کمتری در جوامع مقصد روبرو مي شود .
ظرفيت بالاي ديپلماسي حمايتي در جهت درگير کردن بخشهای غيردولتي و مدني جامعه يکي از محسنات و مزیت هاي منحصر بفرد آن است. اين نوع ديپلماسي به دولتها و نهادهاي کوچک دولتي محدود نمي شود و بطور بالقوه توانايي آن را دارد تا ازقابليت ها و ظرفيت هاي گسترده نهفته در جامعه در قالب افراد يا گروه ها و نيز نهاد ها و سازمان هاي غير دولتي براي نيل به اهداف خود استفاده نمايد.
انعطاف پذیری در اقدامات به دلیل تنوع خدمات از مزیت های دیپلماسی حمایت است .
بعلاوه دیپلماسی حمایت از کارکردهایی برخوردار است که برای آن مزیت های دیگری را به دنبال دارد . از جمله مهم ترین کارکردهاي دیپلماسی حمایت در داخل کشورهای اسلامی می‌توان به کمک به ایجاد اشتغال ، افزایش بهداشت ، توسعه طرح‌های عمرانی ، رفع فقر و گرسنگی اشاره نمود که بطور طبیعی موجب افزایش حضور و مشارکت اقشار ضعیف در معادلات اجتماعی می گردد .
همچنین دیپلماسی حمایت و کمک‌های انسان دوستانه به‌گونهای است که ذاتا از بروز خشونت ها و ناآرامی های اجتماعی می کاهد و مانع ایجاد بحران های ناشی از نارضایتی های مردمی در سطح جامعه شده بلکه حتی می‌تواند تبعات سیاسی در سطح بین‌المللی نیز داشته باشد.(محمدی فرد ،همان : 54) بگونه ای که دیپلماسی حمایتی می‌تواند نقش پیش‌گیرانه ای نسبت به معضلات امنیتی ، سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی را ایفا نموده و از بروز بحران های احتمالی جلوگیری کند. در واقع دیپلماسی حمایت برای ایجاد صلح و امنیت پایدار و زمینه سازی جهت رعایت حقوق بشر و همکاری اقتصادی و کمک‌های بشردوستانه بسیار مهم می باشد. دیپلماسی حمایت می‌کوشد تا شکاف بین فقیر و ثروتمند را از بین ببرد زیرا جامعه بشری به‌دنبال ساختن دنیایی بهتر و بدون فقر و خشونت است.
دیپلماسی حمایت و دیپلماسی فرهنگی81
دیپلماسی فرهنگی از دریچه دیپلماسی عمومی
همانگونه که درتعریف دیپلماسی عمومی بیان گردید ، یکی از وجوه اصلی دیپلماسی عمومی ، به معنای بهرهگیری شیوهها و ابزارهای فرهنگی در برقراری ارتباطات بینالمللی محسوب شده و به گونهای فراگیر شامل انواع دیپلماسی فرهنگی ، رسانهای و نظایر آن می شود. تاجاییکه دیپلماسی عمومی در میان بقیه ابزارهای سیاست خارجی بیشترین تأثیرپذیری را از مؤلفههای فرهنگی نظیر هویت ملی دارد. (آشنا، 1384 : 6)
یکی از رایجترین تعاریف در مورد دیپلماسی فرهنگی تعریفی است که میلتون کامینگز82 ارائه داده است: “تسهیلات و ابتکاراتی برای مبادلۀ ایده‌ها ، ارزش‌ها ، سنت‌ها و سایر ابعاد فرهنگی و هویتی است که هم می‌توانند منافع ملی را گسترش دهند و هم روابط اجتماعی فرهنگی ایجاد کنند و هم تفاهم اجتماعی فرهنگی را ارتقاء دهند. Cummings , 2011) به نقل از سلیمی ، 1392: 233 )
از همین منظر دیپلماسی فرهنگی به مفهوم تلاش برای درک ، آگاهیسازی ، مشارکت دادن و تأثیرگذاردن بر مردم دیگر کشورها قلمداد می شود و شامل تبادل ایدهها ، اطلاعات ، هنر و دیگر جنبههای فرهنگی میان ملت ها به منظور تقویت تفاهم متقابل است و عاملی جهت تامین منافع ملی با استفاده از ابزارهای فرهنگی قلمداد میشود ؛ بگونه ای که نفوذ و اثرگذاری ، دو هدف اصلی دیپلماسی فرهنگی به شمار می رود . ( ايوانز ، همان : 179)
به بیان دیگر بخش عمده ای از دیپلماسی عمومی را روابط فرهنگی تشکیل می دهد که شامل یک سری برخوردهای انسانی از طرق مختلف همچون تجارت ، توریسم ، رسانه ، هنرهای تجسمی ، کتابها و امثال آن می باشد.
این در حالی است که در دهه های اخیر دیپلماسی فرهنگی به عنوان یک اصل اساسی و تأثیرگذار در عرصه روابط بین الملل مورد پذیرش قرار گرفته و بسیاری از زمامداران بین المللی یکی از راهکارهای برون رفت از مشکلات بشری را در حوزه حاکمیت فرهنگ در مناسبات بین المللی جستجو می کنند و همزمان با تلاش های گسترده سیاسی، حرکت های فزاینده ای برای توسعه نفوذ و همکاری های فرهنگی در دستور کار دارند . امروز می‌توان گفت که فرهنگ‌گرایی فضای نظریه‌پردازی در روابط بین‌الملل را تغییر داده است و این مقوله از حاشیۀ مباحث نظری به متن آن منتقل شده است.(سلیمی ، 1392 : 231)
بر همین اساس اهم عواملی که در پیشبرد دیپلماسی فرهنگی و تقویت دیپلماسی عمومی حائز اهمیت می باشند عبارتند از:
برخورداری از پیشینه غنی تاریخی ، تمدنی و فرهنگی نظیر زبان و ادبیات ، میراث فرهنگی ، مضامین فرهنگی ، مشاهیر ، نویسندگان ، شعرا و هنرمندان
بهره مندی از دستاوردهای جدید فرهنگی و علمی مانند ترجمه و چاپ آثار ادبی و فرهنگی ، جوایز بین المللی
بکارگیری نخبگان ، فرهیختگان فرهنگی و علمی در عرصه ارتباطات فراملی و آموزش کارشناسان خبره در امور دیپلماسی عمومی
برقراری و افزایش تعاملات مستمر با مراکز علمی ، فرهنگی ، هنری
بهره گیری از فن آوری های جدید ارتباطی مانند شبکه های اینترنت ، ماهواره و آگاهی از آخرین تحولات در روابط فرهنگی
ملاحظه پارامترهای فوق بیانگر آن است که جمهوری اسلامی ایران از پتانسیل های بالایی در حوزه دیپلماسی فرهنگی نظیر فرهنگ و تمدن ایرانی برخوردار است . بویژه آنکه ایران با حوزه تمدنی-فرهنگی گسترده تر از مرزهای جغرافیایی خود مشتمل بر کشورهای همسایه مثل تاجیکستان ، جمهوری آذربایجان ، ترکمنستان و افغانستان روبه رو است که میتواند فرصتها و در عین حال تهدیداتی را برای آن به همراه داشته باشد.
توضیح بیشتر اینکه نظریة حوزة تمدن ایرانی به دنبال این ایده است که کشورهایی که دارای پیوندهای مادی و معنوی مستحکمی با یکدیگر بوده و پیشینه ، فرهنگ ، ارزش ها و منافع مشترکی با هم دارند برای اینکه در برابر معادلات جهانی و سیاست قدرت مسلط تمدن غرب یکسره منفعل نبوده و از خود هویتی مجزا را نشان بدهند باید بر محور مدنیت مشترکی که به آن تعلق دارند با یکدیگر همکاری نمایند. (پهلوان ،۱۳۷۷ : 127)
فرهنگ؛ بستری برای حمایتگری در فضای عدم تنازع
نکته مهمی که در بحث دیپلماسی فرهنگی و کنش‌های فرهنگی در عرصه بین‌المللی حائز اهمیت میباشد مربوط به نقش و تاثیرات فرهنگ در مواجهه با فرهنگ میزبان است . در همین راستا مقولاتی مانند فرهنگ پذیری ، اشاعه فرهنگی و حتی امپریالیسم فرهنگی در قالب دیپلماسی فرهنگی قابل طرح است .
فرهنگ پذیری به معنای شکل گیری و گسترش فرهنگی خاص در عرصه ارتباطات جهانی می باشد که در درون خود موجی از همگونی های فرهنگی را پدید می آورد و در نتیجه میتواند ویژگی های منحصر به فرد فرهنگی یک جامعه را به چالش بکشد (صالحی ، 19:1389). از همین زاویه گسترش ارتباطات فرهنگی درعرصه جهانی را می توان در برگیرنده فرآیندها و عواملی دانست که ساختار فرهنگی و زندگی اجتماعی گذشته را تغییر میدهد .
در خصوص واکنش ها درباره مقوله فراملی شدن فرهنگ یا جهانی شدن در حوزه فرهنگی ، نظریات مختلفی وجود دارد. گروهی بر این باورند که مواجه شدن در برابر تحولات فرهنگی فرامرزی در بیشتر موارد با آسیبها و تنشهایی همراه است که معمولا در قالب توسل به تقویت عناصر هویت بخشی همچون زبان ، دین ، قومیت و نژاد نمود پیدا می کند. برای نمونه گروهی از صاحبنظران مسائل ایران ، تکیه به نمادهای ایرانی مثل زبان فارسی و یا نژاد آریایی و عده ای نیز تاکید بر آموزههای دینی را عامل مهمی در حوزه فرهنگ پذیری و حفظ مقولات و پایههای فرهنگی ایران قلمداد میکنند.( جاویدنیا ، همان :197)
اما دسته دیگر ضمن بیان مباحث آمیزش و اشاعه فرهنگی بر این عقیدهاند که سخن از خلوص فرهنگ ها در دنیای روبه تحول کنونی بیمعنی است و لذا بر دادوستدهای بین فرهنگی و آمیزش فرهنگی برای ایجاد اشکال فرهنگی ترکیبی تاکید می نمایند . (صالحی ، همان : 19) این رهیافت عموما ناظر بر مسائلی (همچون شکل گیری هویت های جدید) است که از مرزهای طبیعی و معین فراتر می روند اما همچنان تعلقات به محیط را نادیده نمی گیرند .
دسته سوم از نظریه پردازان معتقدند که فرآیند جهانی شدن نوعی همگونی فرهنگی را به همراه آورده است که البته این همگونی فرهنگی83 به دلائل گوناگون (نظیر در اختیار داشتن قدرت لازم برای انتقال الگوها) در جهت توسعه و بسط فرهنگ و تمدن غربی نمود یافته است . برای مثال نظریه پردازانی مانند گیدنز84 و رابرتسون ، جهانی شدن را گسترش تجدد از جامعه(غربی) به جهان و گسترش ویژگی های محوری تجدد در مقیاس جهانی می دانند.(همان)
در چنین واکنشی، معمولا فرهنگ ها در برابر جهانی شدن منفعل می شوند و به تدریج ویژگی های خود را از دست می دهند. در همین زمینه می توان به نظریه امپریالیسم فرهنگی85 اشاره نمود که فرآیند جهانی شدن را در خدمت گسترش نوعی فرهنگ مصرفی می داند و در واقع چیزی جز صدور کالاها ، ارزش ها و اولویت های شیوه زندگی غربی نیست. طبق این نگرش آنچه در عرصه جهانی فرهنگ رایج و مسلط می شود ، تصورات و مصنوعات هویت های تجدد غربی است که صنایع فرهنگی غربی عرضه می کنند. این صنایع بر شبکه های جهانی مسلط هستند و امکان چندانی برای روابط و تبادل فرهنگی برابر میان غرب و بقیه جهان باقی نمی گذارند(Akhavan, 2013: 89)).
این در حالی است که فرهنگ عامل تنازع نیست . بلکه فرهنگ عرصۀ مبادله اندیشه و ایده‌ها است.(سلیمی ، 1392 :232) به عبارت دیگر چنانچه رویکرد به فرهنگ متضمن فضایی برای القای یکسویه ارزشها و هنجارهای خاصی باشد ، تبادل فرهنگی و در پی آن مفاهمه و تقریب ذهنی در فرایند طبیعی بوجود نخواهد آمد . در حقیقت ” اگر به فرهنگ به عنوان عامل تنازع یا صرفاً به عنوان جنبه تبلیغی نگاه شود ، این به نوعی نقض غرض در تأثیرگذاری در پدیده های فرهنگی است . چراکه پدیده فرهنگ و نگرش فرهنگی در دیپلماسی فرهنگی اساسا تنازعی نیست و بنیاد فرهنگ با این نگاه تنازعی و تبلیغی در تناقض است.(همان)
علی الخصوص آنکه طبق اندیشه اسلامی در اصل جوامع انسانی باهم یگانه ومتحد بوده اند و به دلیل اسباب مختلف عرضی ، از یکدیگر جدا شدهاند . معنای دقیقتر اینکه تفاوتها و اختلاف در جوامع انسانی یک امر ذاتی و مبتنی بر تعارض نیست و جوامع و نوع بشر در اصل واحد بوده و تنازعی میان آنها وجود نداشته است.( سلیمی ،1390 :101 )
این درحالی است که از دیدگاه اسلام ، رعایت موازین اخلاقی، بطور کلی اصل اساسی و مهمی است که در کنار مسائل گوناگون عقیدتی و روابط اجتماعی و سیاسی و برای دستیابی انسان به تکامل جمعی و فردی در دنیا و آخرت باید مدّنظر قرار گیرد. اصولاً محتوای کلی تعالیم اسلامی، محتوایی اخلاقی است.از این رو، دریافتنی است که موازین اخلاقی، بستری مهم جهت برپائی وحدت انسانها از منظر اسلامی است.
نتیجه عملی آنکه فعالیت در عرصه دیپلماسی فرهنگی و ارائه مصادیق مختلف آن در جوامع دیگر مستلزم حرکت در مسیر برقراری مفاهمه است . این موضوع در خصوص بحث کمکرسانی و دیپلماسی حمایت (بعنوان یکی از مصادیق دیپلماسی فرهنگی) از اهمیت مضاعفی برخوردار است . چرا که در دیپلماسی حمایتی رابطهای بین

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی سیاست خارجی، دیپلماسی عمومی، ملی گرایی، روابط دیپلماتیک Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی سیاست خارجی، انقلاب اسلامی، انقلاب اسلامی ایران، کمیته امداد