پایان نامه با واژگان کلیدی دیپلماسی عمومی، زیست جهان، انقلاب اسلامی، سیاست خارجی

دانلود پایان نامه ارشد

کمک کننده و کمک گیرنده برقرار میشود که طی آن به دلیل وجود نیاز کمک گیرنده ، شائبه شکل گیری ارتباط یکسویه بیشتر است . دکتر حسین سلیمی در خصوص ضرورت رعایت این ویژگی در حوزه دیپلماسی فرهنگی بر این عقیده است که “با این انگاره که من حاوی ارزش های مطلقی هستم و تو هیچ ، و من آمدم یک‌طرفه این ارزش‌ها را به تو منتقل کنم و تو هیچ، این دیپلماسی فرهنگی نیست، مبادلۀ معنایی و فهم متقابل نیست، این یک جریان یک‌طرفه است و اگر کمک رسانی هم با این انگیزه صورت بگیرد نقض غرض است.”(سلیمی ، 1392 :232)
در حقیقت آنچه که در این سیکل معیوب از کمک‌رسانی ، به مخاطب(محروم) القاء میشود عموما جنبه برقراری کنش ارتباطی نداشته و به دلیل نادیده انگاشتن طرف مقابل از یکسو و همچنین بیتوجهی نسبت به مقولات ارتباطی-فرهنگی از سوی دیگر ، ماندگاری کمتری نزد مخاطبین دارد . بررسی کمکهای ارسالی از سوی کشورهایی که صرفا در راستای اهداف سیاسی (نظیر کسب پرستیژ بین المللی یا بدست آوردن آرای سیاسی دولتهای کمک گیرنده در مجامع و محافل سیاسی86) صورت میگیرد تاییدی بر این مدعاست .
اما در مقابل اگر مخاطب دیپلماسی فرهنگی احساس کند او نیز ارزشمند است و نظام ایده‌هایش ارزشمند و پذیرفته شده است، شرایط دیپلماسی فرهنگی ایجاد می‌شود.(سلیمی ، همان :233) در چنین حالتی یک عمل متقابل (کنش و واکنش در قالب کنش ارتباطی) صورت میپذیرد و امکان تبادل و تأثیرگذاری دوجانبه ایجاد میگردد .
به ویژه آنکه چارچوب اصلی و هدف غایی دیپلماسی حمایت (که همانا حمایتگری در قالب مسئولیت انسانی و تکلیف اخلاقی است) ، بر مبنای مشترکات انسانی شکل گرفته است و در نتیجه به دلیل آنکه کمک رسانی در زیست جهان طرفین معنا مییابد از ماندگاری بیشتری برخوردار میشود .
دیپلماسی حمایت جمهوری اسلامی ایران و قدرت نرم
مزیت ها و ویژگیهای قدرت نرم از منظر انتقادی
مفهوم قدرت نرم87 در واقع یکی از قدیمی ترین بخش های علم سیاست بوده که در دوره های گوناگون به اشکال مختلف مورد توجه قرار داشته است . با ظهور اديان و مکاتب آسمانی (به ويژه اسلام) و افزایش تاثیر اندیشه های ایدئولوژیک بر زندگی انسان ها ، نقش قدرت نرم نیز برجسته تر گرديد و حتی تبديل به يك عامل اساسی در مواجهه جهان اسلام و مسیحیت محسوب شد.(محمدی ، همان : 97) هرچند که در برههای از سیر تفکرات سیاسی ، این موضوع در پی تسلط انديشه هاي مادي گرايانه درغرب و به حاشیه رانده شدن رویکردهای هنجارمحور و سپس شكل گيري نظام دولت-ملت و گسترش مفروضات مدرنیسم ، با وقفه هایی در حوزه آکادمیک مواجه شد و در پی تفوق دیدگاه های مبتنی بر قدرت نظامی ، جایگاه قدرت نرم تحت الشعاع قدرت سخت قرار گرفت.
اما در دهه های اخیر با احیاء و بازخوانی مولفه های فرهنگی نظیر هنجارها ، ارزش ها و مفاهیم بیناذهنی در خصوص شاخص بندیهای جدید قدرت ، بار دیگر مفهوم قدرت نرم مورد توجه اندیشمندان قرار گرفته است. برای نمونه گروهی از اندیشمندان نومارکسیست با دسته بندی اشکال مختلف قدرت به بررسی لایه سوم از تاثیرگذاری بر مخاطبین تحت عنوان چهره سوم قدرت پرداختهاند و آن را شکل پیچیدهای از اعمال قدرت دانسته‌اند که مي‌تواند بر افکار و خواستههای دیگران نفوذ کند ، بدون آنکه مخاطبین از اين تاثير آگاهي يابند.(هزارجریبی ، 1389 :492) آنها مهمترين ابزار در شکل‌گيري چهره سوم قدرت را در میزان دانايي و اطلاعات معرفی نموده و بر اهميت ارتباطات و وسايل ارتباط جمعي و اقناع مردم در دوران معاصر تمرکز نمودهاند .(همان)
به هرحال بحث قدرت نرم بعنوان یکی از مولفه هاي نرم‌ افزاري در جهت به دست آوردن اذهان و قلوب سایرین مطرح است . بر همین اساس گروهی از متفکرین قدرت را از نظر ساختاری به دو بخش قدرت سخت و نرم تقسیم می نمایند که طی آن قدرت سخت ، قدرت آشکار و ملموس (مانند نیروی نظامی یا اقتصادی) است که ممکن است موجب تغییر موقعیت افراد یا دولتها شود. ولی مواقعی نیز می توان درنظر گرفت که بدون تهدید ، زور و یا هزینه های محسوس به نتیجه دلخواه دست پیدا کرد. به بیان دیگر قدرت نرم عبارت است از توانایی شکل دهی به ترجیحات دیگران ، بنحوی که قدرت نرم توجه ویژه به اشتغال ذهنی جوامع دیگر از طریق ایجاد جذابیتها است.
موضوع قدرت نرم به لحاظ مفهومی از قابلیت زیادی در نظریات انتقادی برخوردار است . چراکه نظریات انتقادی اعتنای خاصی به مقولات محیطی و مولفه های ناظر بر امور انسانی و غیرمادی دارند . این درحالی است که قدرت نرم نیز در برابر قدرت سخت به عنوان قدرت روحي در مقابل قدرت جسمي و يا قدرت معنوي در مقابل قدرت مادي ياد مي شود. در قدرت نرم نوعی اجبار (به صورت روانی) در درونش نهفته است و کارکردی دارد که در بسیاری از موارد قدرت ها از نوع سختش ، از انجامش عاجز می مانند. (نای ، همان :54)
با این اسلوب قدرت نرم حداقل از دو حیث در نظریات مکتب انتقادی از اهمیت برخوردار است:
ازیکسو نظریات انتقادی بر مفاهیم غیرمادی و مفاهیم بیناذهنی همچون هنجارها ، ارزش ها و فرهنگ اهتمام ویژه دارند.
از سوی دیگر قدرت نرم بجای تکیه نمودن در مقولاتی نظیر زور و اجبار آشکار بر روی ذهنیت سرمایه گذاری می کند و از مولفه جذابیت برای ایجاد اشتراک بین ارزش ها و از الزام و وظیفه همکاری برای رسیدن به خواست ها سود می جوید. به عبارت دیگر قدرت نرم ، به آن دسته از قابلیت ها و توانایی هایی معطوف است که با به کارگیری ابزاری چون فرهنگ ، آرمان و یا ارزش های اخلاقی به صورت غیر مستقیم بر منافع یا رفتارهای دیگران اثر می گذارد.
با این رویکرد برخی از مهم ترین مزیت ها و ویژگی های قدرت نرم از منظر مناسبات انسانی عبارتند از :
توانایی ایجاد تعاملات فرهنگی و اجتماعی با استفاده از ابزارهای متنوع
امکان افزایش آگاهی های مردم در خصوص مشترکات انسانی
بهره گیری از حرکتی آرام ، پراکنده و مداوم در جهت شکل دهی افکارعمومی
توجه به کانال های چندگانه ارتباطی داخلی و خارجی
ایجاد وفاق و نزدیکی میان سنت ها و ایده های فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی
اعتناء به طراحی برنامه هایی که تفکرات را از محلی شدن (خاص گرایی )به سمت ایده های فراملی(عام گرایی) سوق دهد.
البته اهمیت و توانمندی قدرت نرم بیشتر معطوف به منابع آن و تحت تاثیر مبانی اندیشه ای قرار دارد . لذا در محیط هایی مانند دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران که منشأ اصلی قدرت را عوامل غیرمادی تلقی نموده و به طور عمده ریشه آن را در اعتقادات و باورهای الهی و دینی می داند ، این مفهوم از ظرفیت بسیار بالایی برخوردار می باشد که می تواند قدرت های سخت افزاری را تحت الشعاع قرار دهد و بر آن ها چیره شود . یه بیان دیگر موضوع قدرت نرم در نظام جمهوری اسلامی ایران که بر پایه اندیشه های دینی و هنجاری شکل گرفته از جایگاه و ویژگی خاصی برخوردار می شود.
حمایتگری و پایه های قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران
با تعمیق روابط و مناسبات فرامرزی به سطح ملت ها (در قالب انواع ارتباطات اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی) و نیز افزایش نقش سازمان های مردم نهاد و غیر دولتی (بعنوان بازیگران جدید) ، دیپلماسی عمومی نیز نقش روز افزونی یافته است . بهرهگیری از دیپلماسی عمومی به منزله عاملی اساسی در شکل دهی و سمت دهی افکار عمومی و مولفههای نرم قدرت می تواند در جهت تسهیل و اثرگذاری مثبت بر دیپلماسی رسمی کشورها مورد توجه تصمیم سازان سیاست خارجی قرار گیرد.
اهمیت موضوع بقدری است که وزارت خارجه آمریکا پس از منحل شدن بخش آژانس اطلاعاتي آمريكا و در پی اصلاح و تقویت ساختار ديپلماسي عمومي در وزارت امور خارجه آن کشور ، اقدام به ایجاد معاونت دیپلماسی عمومی در کنار سایر معاونت های آن وزارتخانه نموده است .( http://www.farsnews.com/)
در واقع دیپلماسی عمومی و رسمی در عرصه سياست خارجي، دو مفهوم مستقل ولي به شدت مرتبط با هم هستند. بطوریکه در اسناد و متون مربوط به سياست بين المللي معمولا وقتي سخن از سياست خارجي به ميان مي‌‌آيد، در کنار ابزارهاي نظامي، اقتصادي وديپلماتيک ، فصلي خاص نيز به ابزارهاي فرهنگي و ارتباطاتي اختصاص داده مي‌‌شود و بازیگران بین المللی با شیوه های مختلف تلاش می کنند تا افکار عمومی بین المللی را با خود همراه سازند.
از همین دریچه بحث دیپلماسی عمومی در عرصه سیاست خارجی دولت ها از جمله جمهوری اسلامی ایران بیشتر ناظر به مباحثی نظیر مدیریت افکار عمومی و شکل دهی قدرت نرم می باشد که طی آن غالبا به دنبال تاثیر بر افکار و باورهای سایر کشورها قرار داشته و بر حسب آن تلاش دارد تا تعاملات خارجی را تحتالشعاع قرار دهد . به بیان دیگر دیپلماسی عمومی و وجوه ذیل آن نظیر دیپلماسی حمایت یکی از منابع قدرت نرم به شمار می رود که “هدف آن جذب قلوب و افکار مردم کشورهای دیگر و رهبران است و نه لزوماً دولتمردان و سیاستمداران آن ها.” (شیلر ، همان :10)
با این رویکرد برخی از پایه های قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران که با رفتارهای حمایتگرانه در ارتباط هستند عبارتند از:
قدرت نرم ، انقلاب اسلامی و حمایتگری
در تبیین رابطه میان قدرت نرم و انقلاب اسلامی ایران باید گفت به دلیل آنکه یکی از ویژگی های ذاتی قدرت نرم “مردمی بودن و غیر رسمی بودن آن است” ، لذا قدرت نرم از قابلیت و ظرفیتهای بالایی در سیاست خارجی کشورهای انقلابی همچون جمهوری اسلامی ایران برخوردار است .
اساساً قدرت نرم به دلیل تاثیراتی که بر افکار عمومی جوامع می گذارد به منزله یکی از مهمترین سرمایههای انقلاب ها بشمار می رود و انقلاب ها دارای قدرت نرم فوق العاده ای هستند که میتوانند در پیشبرد اهداف آنها مورد استفاده قرار گیرند .
نکته حائز اهمیت در خصوص نقش قدرت نرم در انقلابها ازجمله انقلاب اسلامی ایران مربوط به ایجاد زمینه و فضای مناسب جهت گسترش آرمان ها و ارزش های انقلابها در بعد فرامرزی می باشد. در همین راستا حمایتگری از دو منظر قابل پردازش است
اولا ترویج حمایتگری به منزله انتشار یکی از ارزشها و هنجارهای انقلاب اسلامی در قالب اهداف انقلابی همچون حمایت از مستضعفین و الهام بخشی محرومین است.
ثانیا حمایتگری یکی از شیوهها و مصادیق لازم برای بستر سازی صدور انقلاب اسلامی ایران است.
قدرت نرم ، جذابیت های فرهنگی و حمایتگری
قدرت نرم طبق تعاریف بر موضوع “جذابیت و کشش” به عنوان شاخصهای اصلی تاکید دارد . در نتیجه انواع جذابیت های فرهنگی ، ایده ها و الگوهای اجتماعی و مانند آن ها میتوانند منشا قدرت نرم محسوب شوند . با این وصف ارائه الگوها و مدلهای حمایتی در جهت محرومیت زدایی ازجمله مولفههای مشترک فرهنگی در قالب فرهنگ کمک به همنوع یا حمایت از ضعیفان تلقی میشوند که به دلیل ایجاد جذابیت در مخاطبین جزء منابع مهم قدرت نرم به حساب می آیند .
قدرت نرم ، زیست جهان مشترک و حمایتگری
از آنجایی که فرهنگ اسلامی و مولفههای دینی ، یکی از مهم ترین منابع شکل گیری انقلاب اسلامی محسوب می شود ، لذا تکیه بر مشترکات دینی میتواند فرصتی را برای ایجاد مفاهمه ذهنی بین جمهوری اسلامی ایران با سایر جوامع دارای فرهنگ مشابه بوجود آورد . به بیان دیگر وجود ارزشها و هنجارهای مشترک مبتنی بر آموزه ها و فرهنگ اسلامی همچون انفاق ، زکات ، صدقات میتواند به عاملی برای همبستگی و همکاری تبدیل شده و شرایطی فراهم آورد تا دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی از امکان انتشار و اثرگذاری در میان بیش از یک میلیاد مسلمان دارا باشد.
در تطبیق این موضوع با بحث زیست جهان هابرماس میتوان چنین استنباط نمود که مقولات و آموزههای مربوط به فرهنگ حمایتگری دینی به دلیل آنکه دارای مبانی و اصول مشترک برآمده از اندیشه اسلامی میباشند ، جزء مفاهیم مشترک در زیست جهانهای جوامع اسلامی محسوب میشوند . بگونهای که رفتارهای حمایتگرانه مخرج مشترک زیست جهانهای مختلف در جهان اسلام به شمار میآیند .
نباید فراموش کرد که رفتارهای حمایتگرانه ، همدردی و کمک به همنوع جزء مشترکات انسانی و قابل احصاء در زیست جهانهای بشری می باشد . لکن به دلیل اهتمام ویژه اسلام به اصل حمایتگری و قرار گرفتن

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی سیاست خارجی، دیپلماسی عمومی، ملی گرایی، روابط دیپلماتیک Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی سیاست خارجی، انقلاب اسلامی، امام خمینی، امام خمینی(ره)