پایان نامه با واژگان کلیدی درون گرایی، مفاهیم شعری، فلسفه و منطق، ارزش واقعی

دانلود پایان نامه ارشد

ایستادن و درنگ کردن بر دیار معشوق و گریستن را به یاد تمسخر گرفته و میگوید:
1- قل لِمَـن یبِکی علَیرسـمٍ دَرَی واقفـاً ما خـرَّ لو کـان جلـس
2- و اترُک الـربعَ و سلمـی جانبـاً واصطَبِح کرخیّـه مثـلَ القبـس
(ابونواس؛ بی تا: 332)
ترجمه:
1- به کسی که با حالت ایستاده بر دیار قدیمی و کهنه میگرید، بگو اگر نشسته بگرید چه اتفاقی رخ
میدهد.
2- ذکر سکونتگاهها و یاد محبوب (سلمی) را ترک کن و با صبوح کرخی که در سرخی مانند شعله آتش است، سرمست شو.
بنابراین شاعر عباسی شیفته مظاهر شهرنشینی گشته است و ذکر اطلال و دمن و گریستن بر آن وی را قانع نمیکند و در پی جایگزینی مناسب برای آن در اشعارش است به همین خاطر ابونواس شراب را جایگزین آثار به جامانده معشوق کرده است، بنابراین همزمان با تحول زندگی اجتماعی مردم در این دوره، شعر نیز از آرامش و سکونت بادیه به هیاهوی شهرها قدم گذاشت و از صحرای خشک و بی آب و علف به کاخهای برافراشته و محصور در باغها و گلهای رنگارنگ کشیده شده پس طبیعی است که این تحول چهره ادب را در اغراض، اسالیب و موضوعات دگرگون سازد.
شاعران عصر عباسی به توصیف پدیدههای محیط خود (چون باغها، انواع طعامها، بناها و بستانهایی که بر گرد کاخها حلقه زده بود) پرداختند و اوضاع فکری و اجتماعی جامعه خود از قبیل مجالس غنا و موسیقی و حالات روانی انسانها را به تصویر کشیدند و در این تصویر پردازیها عناصر طبیعت را با تحلیلات خود رد یک جا جمع ساختند که نوعی وحدت و یگانگی موضوع در وصف این دوره (دورهی عباسی) به وجود آمد. (فروخ؛ 1985: 2/43).
اما با وجود اینکه توصیفات این دوره همانند دورههای قبل منعکس کننده واقعیات زندگی جامعه شاعر است و الفاظ ساده و روان جایگزین واژههای خشن جاهلی گشته است اما شاهد نوعی پیچیدگی و تعقید در وصف این دوره هستیم که «شاید یکی از مهمترین ویژگیهای وصف این دوره تعقید باشد چرا که شاعر از معانی ساده و تصویرگریهای قابل فهم و نزدیک به یکدیگر لذت نمیبرد بلکه با در آمیختن معانی مختلف که برگرفته از گرایشهای فلسفی شعر ابوتمام و کاربردهای بدیعی شعر مسلم بن ولید و یا تأثیرات علم کلام و جدل در شعر ابن رومی بوده است، وصف خود را به مخاطبان القا میکرد». (الحاوی؛ بیتا: 222)
بیشک این نوع تصویرگریها که گاه خواننده برای فهم آن با چالشهای جدی مواجه میشود، زاده نفوذ فلسفه و علوم عقلی در شعر این دوره میباشد، همچنین در شعر به ویژه وصف این دوره موضوعاتی یافت میشود که وجوه تمایز شعر عباسی را از شعر دوره جاهلی به خوبی نشان میدهد و تفاوتهای میان آنها به وضوح دیده میشود.
ایلیا حاوی معتقد است: «این وجوه تمایز و اختلاف در موضوعات و مفاهیم شعری، تنها نشأت گرفته از تفاوتهای خارجی نیست چرا که ارزش واقعی تجدید در روح و باطن اسالیب و صور فنی آن متجلی است. از این روست که میبینیم وصف دوره عباسی با ویژگیهای بارزی مانند قدرت شاعر در بکارگیری صور خیال، تداعی این صور در اذهان و روی آوردن به وصف وجدانی و درون گرایی به جای پرداختن به وصف ظاهری و نقلی همراه است». (همان؛ 272-223)
همچنین در وصف این دوره، آرایههای علم بدیع شاعران را شیفته زیباییهای خود نموده است چرا که شاعر به دنبال حروف و کلمات هم شکل، معانی منطبق به هم، صور متناقض با همدیگر یا اسالیب خارجی که تعجب و غرابت را برمیانگیزاند، بوده است. تا بتواند به وسیله آنها بر رونق و زیبایی هنر خود بیفزاید. به عنوان مثال نمونهای از اشعار ابوتمام را در وصف طلل (سرای ویران بازمانده معشوق) ذکر میکنیم:
1- مَتَی أنتَ عَن ذَهِلیّۀ الحَـیَّ ذاهِـلُ و قلبُـکَ مِنهَـا مُـدَّۀ الدَّهرِ آهِلُ
2- تَطِلُّ الطُلُولُ الدَّمعِ فِی کُلِّّ مَوِقفٍ و تَمثَّـلُ بالصَّبـر الدَّیار المَوَاثِل
(ابوتمام؛ 1413: 2/345)
ترجمه:
1- تا کی تو دیار محبوب را فراموش نمیکنید، در حالی که دلت در طول روزگاران اسیر آن دیار است.
2- در هر جایی اشکهای فراوان را از دیدگانت جاری میکنید، و در بردباریت در قبال منزل محبوب بسان میخ جای محکم و استوار خیمهگاه میمانید.
در ابیات فوق، شاعر اطلال را با معانی رایج دوران جاهلی وصف کرده اما ظاهر ساختار این ابیات را با زیباییهای جناس آرایش نموده و رنگ و شکل جدیدی بر آن پوشانده است که در جمع کلماتی مانند ذهلیه و ذاهل، تطل الطلول و تمثل المواثل مشهود است.
از ویژگیهای دیگر وصف این دوره، معانی تازه همراه با گسترش خیال است که این خیال را عقل همراهی میکرد و باعث هماهنگی اندیشههای شاعر میشد. و صور خیال خود را از پدیدههای محیط جدید میگرفت. (القناوی؛ 1949: 1/425)
اگر چه شاعر جاهلی همواره از ذکر معشوق و وصف اطلال سخن میراند و ندای هل غادر الشعراء من متردم را سر میداد. اما اکنون در این عصر واقعیت چیز دیگری شده بود. وقتی شهرنشینی در برابر بیابان نشینی قرار گرفت، معانی ویژه خود را نیز به همراه آورد، که این امر، گسترش خیال، ذوق و ادراک بیشتر را به دنبال داشت. پس طبیعی بود که نوع وصف این دوره با مضامین آن، متفاوت با دوره جاهلی باشد.
از دیگر ویژگیهای وصف این دوره، اقتباس از معانی جدید است که بر اثر ورود دانشهای گوناگون وقت، چون فلسفه و منطق و غیره به وجود آمده و در نزد عرب بر اشیاء جدیدی دلالت مینمود که این امر باعث شد شعر در مواردی با اقتباس از گفتههای دانشمندان و دانشپژوهان در محتوای خود غنای بیشتری یابد. (بستانی؛ 1997: 21-20)
از جنبههای دیگر وصف در دوره عباسی، وصف طبیعت است که در شعر شاعرانی چون ابوتمام، بحتری، ابن رومی و ابن معتز زیادتر تجلی یافته است. همچنین در این دوره توصیف پدیدهها و مظاهر تمدن نوین از کاخهای برافراشته و اشیای نفیس و گرانقدر بر ادب این دوره افزوده شد.

4-7. وصف در دوره اندلس
اکنون پس از بررسی وصف طبیعت در دورههای مختلف ادب عربی، به وصف دوره اندلس که عنصر شاعر است میپردازیم.
در حقیقت مهمترین موضوعی که اندلسیان در آن برجسته شدند، توصیف طبیعت است که زیبایی پدیدههای آن، در این راه یار و یاورشان بود و بهترین صور خیال را در ساختاری آهنگین با واژگانی روان به شاعر این مرز و بوم هدیه نمود و با آن مأنوس شدند و دوستی با آن را برهرکسی ترجیح دانند و چنان در دیدگاهش با عظمت گشت که بدان سوگند یاد کردند و آن را بهشت جاودان خود خواندند:
اما و إلتفاتِ الروض عن أزرقِ النهر …
1- ألا یا اهـلَ اندلـس للهَ درُّکُـم مـاءُ وظـلُ و انهـارُ و أشجـارُ
2- مـا جَنۀُ الخُلدِ إلَا فـیدارِکُـم و لـو تخیـرتُ کنتُ هذا أختارُ
(ابن خفافه؛ بیتا: 113-94)
ترجمه:
1- ای مردمان اندلس چه نعمتی است شما را، آب و سایه و درختان و جویباران.
2- بهشت جاویدان جز در سرزمین شما نیست، اگر مرا اختیاری بود آنجا را برای همیشه بر میگزیدم.
احمد مقری در وصف اندلس گفته: «اندلس در خوشبویی و صافی هوا چون شام، در عطر آگینی و حاصلخیزی چون هند، در گرانبهایی چون چین و در سواحل سودآوری چون عدن و… است». (المقری؛ 1988: 1/126)
بنابراین شاعران به توصیف مناظر طبیعت میهنشان پرداختند و آن را با تمام چشماندازها گردشگاهها، عجایب معماری، درهها، باغها، میوهها، انواع فصلها، آلات موسیقی، مجالس انس و… وصف نمودند و وصف این دوره را در حد بالایی غنا بخشیدند.
اگرچه شاعران مشرق زمین در وصف طبیعت پیشتاز بودند ولی در این زمینه شاعران اندلس مهارت خاصی یافتند و در برخی جنبهها بر شاعران مشرق برتری یافتهاند بطوری که دکتر علی محمد سلامه در این باره میگوید: «شعر اندلس با مجموع آن به طور کلی بر شعر عربی برتری یافته است و آن به خاطر ابتکار معانی نو که شاعران در قالب وصف طبیعت، کلام زیبا، ذوق هنری و هنرنمایی در اسالیب بیان ارائه دادهاند». (www.kitabat.com)
شوقی ضیف نیز که بیش از همه اندلیسان را مقلد از شرق میداند اما به این نکته اعتراف میکند که «شخصیت مستقل اندلس در کثرت و تولید معانی به شعر طبیعت منحصر شده است.» (ضیف؛ 1978: 428).
از جمله عواملی که نظریه پردازان ادب عربی درباره شکوفایی وصف این دوره ارائه میدهند، طبیعت زیبا و دلربای آن میدانند که هر بینندهای را مجذوب و شیفته خود ساخته است (عتیق؛ بی تا: 292). و بسیاری از شاعران از جمله ابن سفرالمرینی به این زیبایی اقرار نموده است:
1- فـی أرضِ اندلـس تلتذُّ نعمـاءُ و لا تفـارقُ فیهـا القلــبَ سـراءُ
2- و کیف لاتبهجُ الأبصارُ رؤیَتهـا وکلُّ روضٍ بها فی الوشی صنعـاءُ
3- أنهـارُها فضهُ و المسکُ تربُتهـا والخـزُ روضتُهـا و الـدرُّ حصبـاءُ
(السلامه؛ 1989: 112)
ترجمه:
1- در سرزمین اندلس، زندگی، خوش و لذت بخش است و شادمانی از دل آدمی جدا نمیشود.
2- چگونه دیده از دیدنش شادمان نشود که هر باغی از آن چون قبه برازنده صنعاء است.
3- جویبارانش نقره است و خاکش مشک و مرغزارش ابریشم و ریگهایش مروارید است.
در حقیقت شاعر اندلسی در سفر و حضر از طبیعت سخن میراند و دیوان شعری او چون باغی از باغهای پر میوه و رنگارنگ گشته که در آن گلها همدیگر را به آغوش میگیرند و به مناجات با هم بر میخیزند و اگر برخی از شاعران در مقابل طبیعت چون عاشقی در برابر معشوق ایستادهاند برخی دیگر آن را چهارچوب غمهای خویش دانستهاند که با پدیدههای آن شریک شده و اندوه درون خود را با آن تقسیم کردهاند:
1- و للنسیــم اعتـلالُ فی أصائِلـۀ کـانّـۀ رقّ لـی فاعتـلّ إشفاقـاً
(ضحی؛ بی تا: 66)
ترجمه:
1- نسیم به هنگام غروب بیمار بود، گویی بر حال من دلسوزی کرده و به این خاطر بیمار شده است.
دومین انگیزه و عواملی که باعث شد شاعران اندلیس در وصف طبیعت تصاویر شگفتی بیافریند و از وسعت خیال برخوردار شوند، حیات پر تنعم و فراوانی مجالس انس و خوشگذرانی است. (همان) که در آن شاعر به تصویرگری این مجالس و لذتهای آن با رنگها و معانی مختلفش میپرداخت. و علاوه بر آن کاخهای سر به فلک کشیده و چشماندازهای طبیعت پیرامون آن را به تصویر میکشید.

4-7-1. بارزترین ویژگیهای وصف در شعر اندلس
از بازرترین ویژگیهای وصف در شعر اندلس میتوان آن را در موارد زیر خلاصه نمود که هرکدام را شرح خواهیم داد.
1- وسعت خیال، تزیین الفاظ و عدم تعمق فکری
2- پیوند وصف طبیعت با فنون دیگر شعری
3- کاربرد رمز در شعر طبیعت
4- گسترش اسلوب تشخیص در شعر طبیعت
5- استعمال جمع بی نقیضین (پارادکس)
4-7-1-1. وسعت خیال، تزیین الفاظ و عدم تعمق فکری
در توصیفات شاعران اندلس، نرمی و زیبایی در قالب خیالهای لطیف، تصاویر درخشان مشرق است و آن هم بخاطر توصیف و غزلهای دلکش میباشد، دکتر محمد منعم خفاجی در این باره میگوید: «خیال بدیع بر شعر اندلس غلبه نمود و عامل آن زیباییهای بیش از اندازه طبیعت حاکم بر آنجا بود که آنان را در صنعت تشبیه یاری میداد، بنابراین اسلوب واژگان به زیبایی و لطافت طبیعت آنجا صیقل داده شد و آرایههای لفظی به کثرت گرائید.»
دکتر العربی سالم الشریف نیز میگوید: «واژههای شعر اندلس در نهایت لطافت و بدور از غرابت و نامأنوسی هستند بطوری که خواننده برای فهم آن نیاز به رجوع به قاموس لغات نمییابد». (الشریف؛ 2003: 181)
از دیگر ویژگیهای آن، عدم تعمق فکری و پیچیدگی فلسفی در آن و گرایش به معانی روشن و واضح است. (همان) زیرا شاعران زیادتر در بند قالبهای صوری بودند تا اینکه به عمق معانی فرو روند و بسان نقاشی ماهر به ترسیم رنگها و جزئیات پدیدههای بیرون بیش از هر چیز دیگری اهتمام میدادند و آنقدر توصیف طبیعت در نزد آنان ارزشمند شد که «به عنوان مقدمه تغزل سرایی جایگزین غزل تقلیدی و کلاسیک دورههای قبل شد، علاوه بر آن پایه و اساسی برای اغراض و موضوعات دیگر ادب گردید». (عباسی؛ 1993: 162)
اکنون به بررسی ابیاتی از شعر ابن حمدیس (شاعر وصفپرداز این دوره) میپردازیم تا دامنه وسعت خیال شاعران این دوره هرچه زیادتر روشنتر گردد.
وی شاعری تصویرگر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی عصر جاهلی، نشاط و پویایی، اختلافات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی Next Entries منابع پایان نامه درمورد محدودیت ها