پایان نامه با واژگان کلیدی خودپنداره، اضطراب امتحان، دانش‌آموزان دختر، انگیزش پیشرفت

دانلود پایان نامه ارشد

پرداخته است. به بيان او در سال 1930 سازمانهاي دولتي و خصوصي بطور يكسان با يك روش مشترك به حل و فصل لغزشهاي سازماني مي‌پرداختند كه اين سيستم سنتي انضباطي زماني كه اتحاديه‌ها خواستار آن شدند كه اين سيستم حذف گردد تغيير يافت. انضباط سنتي، سيستم عدالت كيفري آمريكاست كه به محل كار وارد شده است فرض اساسي اين سيستم براين مبناست كه جرم بايد توسط مجازات دنبال شود. اين سيستم يك رويكرد خصمانه در مقابل نيروي‌كار بود كه در آن هرچقدر مشكلات جدي‌تر، پاسخ‌ها نيز جدي‌تر مي‌شد اما در سيستم جديد سازندگان مشكلات تحت درمان قرار مي‌گيرند. در رويكرد جديد هشدارها حذف و توبيخ‌ها و تعليق‌هاي انضباطي بدون پرداخت حذف شدند در عوض آن برروي نيازهاي مسئوليت‌هاي فردي و تصميم‌گيري متمركز شده‌اند و در آن با خطاهاي انضباطي سازمان با يك راه ساده و بدون عارضه كه باعث افزايش اعتماد به نفس و عزت‌نفس كاركنان مي‌شود.
نتايج اين پژوهش حاكي از آن است كه روش‌هاي ديروزي براي اداره لغزشهاي انضباطي ديگر مناسب فرهنگ سازماني امروزي نيست و علت اينكه باز هم سازمان‌ها روش سنتي انضباط را انتخاب مي‌كنند اين نيست كه آنها طالب و دوستدار روشهاي خصمانه‌اند و يا اين نيست تنها روش قابل قبول براي حمايت از خاتمه‌دادن در صورت بروز چالش است، آنها بدليل اينكه گزينه قابل اعمال ديگري ندارند، و فاقد جايگزيني كه به طور كامل توسط شخص ثالث پذيرفته شود مي‌باشند به انتخاب رويكرد سنتي انضباط روي مي‌آورند. يكي از بزرگترين مزاياي استفاده از رويكرد غير‌تنبيهي اين است كه مسئوليت مديريت عملكرد از سرپرست به كاركنان شيفت پيدا مي‌كند بطوريكه شئونات هر دو طرف حفظ و پايبندي به استانداردهاي سازماني تقويت مي‌شود و دليل اصلي استفاده از انضباط بدون مجازات در شركت‌هاي بزرگ و سازمان‌هاي ‌عمومي و رهاكردن روش خصمانه سنتي به نظم و انضباط را اين دانست كه تغيير هشدارها و تعليق‌ها و كميته‌هاي انضباطي به تذكر، قطعا رفتار را تغيير خواهد داد.
پيشينه‌ي پژوهشي داخلي
عباس صادقي ، سيدحجت‌الله خوشكردار (1383) در تحقيق خود به بررسي رابطه‌ي خودپنداره و موفقيت مديران مدارس ابتدايي پرداختند که ميزان اثرگذاري عواملي مثل مسؤوليت‌پذيري، ريسک‌پذيري، پنداشت قوي (احساس لياقت و ارزشمندي) مديران را بر موفقيت آن‌ها در مديريت مورد توجه قراردادند. در اين تحقيق ويژگي‌هاي فردي مديران (جنس، سن، ميزان تحصيلات، رشته‌ي تحصيلي، سابقه‌ي خدمت و سابقه‌ي مديريت) مورد توجه قرار گرفته است. براي گردآوري اطلاعات که روش آن توصيفي  تحليلي است از يک پرسشنامه و51 سؤال در طيف ليکرت استفاده شده است. اين تحقيق نشان داد که تفاوت‌هاي معني‌داري در متغيرهاي خودپنداري و موفقيت مديران و ويژگي‌هاي فردي يعني مديران زن و مرد، ميزان تحصيلات، رشته‌ي‌تحصيلي، سابقه‌ي خدمت و سابقه‌ي مديريت وجود دارد. نتايج اين تحقيق بيان‌کننده‌ي اين موضوع است که مديران مقطع ابتدايي ناحيه‌ي2 رشت از خودپنداري بسيار بالايي برخوردار مي‌باشند.
احسان كاظمي(1382) در پژوهش خود به بررسي رابطه بين خودپنداره و سازگاري اجتماعي كاركنان اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي اصفهان پرداخته است به منظور دستيابي به اهداف پژوهش از مجموع 191 نفر کارکنان اين اداره کل، تعداد 118 نفر به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند که از پرسشنامه‌هاي خودپنداره راجرز، زير مقياس سازگاري اجتماعي پرسشنامه شخصيتي کاليفرنيا و پرسشنامه جمعيت‌شناختي براي جمع‌آوري اطلاعات استفاده گرديد. بر اساس يافته‌هاي آماري، ميان خودپنداره و سازگاري اجتماعي کارکنان رابطه معناداري‌، مشاهده شد. ميان خودپنداره و تحصيلات و سازگاري اجتماعي با سابقه کار و سن هر سه مورد رابطه معناداري‌به‌دست آمد.ولي ميان خودپنداره و سن سابقه کار و سازگاري اجتماعي با ميزان تحصيلات رابطه معناداري در سطح‌يافت نشد. تصور و پندار شخص نسبت به خود تا حدود زيادي جهت دهنده و تعيين كننده رفتار وي است. به تعبير ديگرميدان فعاليت ما را در زندگي، خودپندار ما مشخص مي كند. از نظر او زندگي در يك جامعه انساني كه بر اساس مجموعه اي از چارچوب‌هاي ارزشي مشخص و انتظارات و توقعات خاص شكل گرفته است مستلزم رسيدن به درجه اي از سازگاري است. بدون داشتن سازگاري بسياري از نيازهاي اساسي انسان تامين نمي‌شود. افزون بر آن به خاطر عدم امكان انطباق با شرايط و موقعيت‌هاي مختلف فرد از سوي جامعه به شدت طرد مي‌شود و تعاملات اجتماعي وي به پايين ترين سطح خود مي‌رسد. از آنجا كه برقراري رابطه صميمانه با ديگران يكي از عوامل موثر بر رشد خودپنداره مثبت است بنابراين مي‌توان گفت فردي كه از روابط اجتماعي گسترده و مطلوبي برخوردار نيست، خودپنداره‌اش نيز به طور مثبت شكل نمي‌گيرد. همين امر باعث مي‌شود كه فرد در موقعيت‌هاي مختلف رفتارهاي بي ثبات و ناهنجاري از خود نشان دهد. برعكس وقتي فرد تصور و ادراك مثبت از خود دارد، احساس عزت نفس و ارزشمندي بيشتري مي‌كند و چون از خودپندار مثبت برخوردار است، رفتارهاي وي نيز در جهت تاثير ادراك خود، شكل گرفته، و در نهايت سازگاري اجتماعي را موجب مي‌شود.
ابوالفضل غفاري، فاطمه ارفع بلوچي (1391) به بررسي رابطه انگيزش پيشرفت و خودپنداره تحصيلي با اضطراب امتحان در دانشجويان تحصيلات تکميلي دانشگاه فردوسي مشهد پرداختند. این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. بدین منظور با استفاده از فرمول حجم نمونه و با روش نمونه گیری طبقه ای نسبتی و سهمیه ای نمونه‌ای به حجم 308 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی از تمامی دانشکده های دانشگاه فردوسی مشهد انتخاب شدند. آزمودنی ها به پرسشنامه های انگیزش پیشرفت هرمنس، خودپنداره بک و استیر، و مقیاس اضطراب امتحان ابوالقاسمی و همکاران پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش های آمار توصیفی (فراوانی، میانگین، انحراف استاندارد، ضریب همبستگی، رگرسیون چندگانه) و آمار استنباطی (تحلیل واریانس چند متغیری) تحلیل شدند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که ترکیب متغیرهای انگیزش پیشرفت و خودپنداره تحصیلی می‌تواند به خوبی اضطراب امتحان را پیش بینی کنند. همچنین نتایج حاصل نشان داد که بین دوگروه از دانشجویان دختر و پسر تفاوت آماری معنی‌داری در خودپنداره تحصیلی ، انگیزش پیشرفت و اضطراب امتحان وجود ندارد. با توجه به یافته‌های پژوهشی توجه به باورها و ادراکات افراد در مورد خود و توانمندی‌هایشان، و همچنین توجه به متغیرهای انگیزشی اثرگذار بر عملکرد افراد در تمامی موقعیت های آموزشی حائز اهمیت و توجه فراون می باشد.
عبداله شفيع‌آ‌بادي و ابوالفضل ولي‌نوري (1373) نيز با انجام تحقيقي به بررسي رابطه ميان احساس بيگانگي و خودپنداره پرداختند بدين منظور 103 نفر از دانشجويان زن(48 نفر سال اول و 55 نفرسال دوم)در رشتة زبان انگليسي به مقياس(هاي) بيگانگي(دين، 1961) و آزمون خودپنداري راجرز پاسخ دادند. مانند نتايج اغلب پژوهشهاي قبلي يافته‌هاي پژوهش حاضر، مبين آن است که بين احساس بيگانگي و خودپنداري رابطة معناداري وجود دارد. به سخن ديگر، افزايش احساس بيگانگي با خودپنداري ضعيف همراه است. نظير اين رابطه ميان اشکال گوناگون احساس بيگانگي همچون، احساس ناتواني و احساس انزوا با خودپنداري وجود دارد. از سوي ديگر، بين بي‌هنجاري و خودپنداري رابطه‌اي يافت نشد. همچنين، رابطة بين احساس بيگانگي و خودپنداري در دانشجويان سالهاي اول و دوم به طور جداگانه بررسي شد. نتايج نشان مي‌دهند که در دانشجويان سال دوم، بين احساس بيگانگي و خودپنداري رابطة معناداري وجود دارد. در پژوهش حاضر بين خودپنداري و احساس بيگانگي با سن آزمودنيها رابطة معناداري وجود نداشت. از سوي ديگر، مقايسة دانشجويان سالهاي اول دوم نشان داد که در مورد احساس بيگانگي، بيهنجاري، احساس‌ناتواني، احساس‌انزوا، و خودپنداري تفاوت معناداري بين آنان وجودندارد. ترقي‌جاه (1375) در این پژوهش رابطه خودپنداره و رفتار اجتماعی دانش‌آموزان دوره راهنمائی با توجه به جنسیت و پایه تحصیلی بررسی شده است . جهت انجام پژوهش 5 فرضیه به شرح ذیل آزمون شده است . 1- بین خودپنداره و رفتار اجتماعی دانش‌آموزان ارتباط وجود دارد 2- میزان خودپنداره دانش‌آموزان دختر با میزان خودپنداره دانش‌آموزان پسر متفاوت است 3- میزان رفتار اجتماعی دانش‌آموزان دختر با میزان رفتار اجتماعی دانش‌آموزان پسر متفاوت است 4- بین متغیرهای رفتارهای اجتماعی، جنسیت ، پایه تحصیلی از نظر خودپنداره تعامل وجود دارد 5- بین متغیرهای خودپنداره، جنسیت ، پایه تحصیلی از نظر رفتارهای اجتماعی تعامل وجود دارد. برای انجام این تحقیق و آزمون فرضیه آن 125 دانش‌آموز دختر و 122 دانش‌آموز پسر 12-15 سال از منطقه 3 آموزش و پرورش تهران به شیوه تصادفی گزینش شدند. این افراد به آزمونهای “خودپنداره راجرز” و “مقیاس رفتار انطباقی واینلند” پاسخ دادند. آزمون خودپنداره برای تعیین میزان خودپنداره دانش‌آموزان و مقیاس “واینلند” برای تعیین میزان رفتار اجتماعی آنها بکار گرفته شد. از آمار توصیفی، آزمون t، همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس چندعاملی و رگرسیون چندمتغیری برای تحلیل اطلاعات استفاده شده است. نتایج حاصل از داده‌های جمع‌آوری شده نشان می‌دهد که بین خودپنداره واقعی دانش‌آموزان دوره راهنمائی با رفتار اجتماعی آنها رابطه معنی‌داری وجود دارد اما بین خودپنداره ایده‌آل و خودپنداره کل آنها با رفتار اجتماعی رابطه معنی‌دار وجود ندارد. بین خودپنداره دانش‌آموزان دختر با دانش‌آموزان پسر تفاوت معنی‌دار وجود ندارد. بین رفتار اجتماعی دانش‌آموزان دختر با دانش‌آموزان پسر تفاوت معنی‌دار وجود ندارد. میزان خودپنداره واقعی دانش‌آموزانی که رفتار اجتماعی بالائی دارند بطور معناداری بیشتر از دانش‌آموزان با رفتار اجتماعی پائین است . میزان رفتار اجتماعی در دانش‌آموزان پایه اول و دوم بطور معناداری بیشتر از دانش‌آموزان پایه سوم است . میزان رفتار اجتماعی در دانش‌آموزان با خودپنداره قوی بشتر از دانش‌آموزانی است که خودپنداره ضعیف دارند. با توجه به نتایج بالا اين طور بيان مي‌شود كه بین رفتار اجتماعی با خودپنداره ارتباط مثبت و معنی‌داری وجود دارد و در ضمن خودپنداره و یا رفتار اجتماعی در مقایسه با جنسیت تفاوت معناداری را نشان نمی‌دهد، اما با تغییرات سن، در رفتار اجتماعی پایه‌های مختلف تفاوت وجود دارد. همچنين بين خودپنداره واقعي و رفتار اجتماعي آزمودني ها همبستگي مثبت و معناداري وجود دارد چنانچه فرد از مثبت انگاري خود برخوردار باشد ميان مثبت انگاري خود با ميزان مقبوليت اجتماعي و نيز سازگاري اجتماعي رابطه مثبت و معناداري وجود دارد. اختلال در سازگاري نشان‌دهنده خودپنداره ضعيف افراد مي‌باشد. از نکات قوت پژوهش‌هاي خارجي و داخلي مذکور در مورد خودپنداره، جمع‌آوري اطلاعات موضوعي و مقياس‌هاي اندازه‌گيري آنها مي‌باشد که بسترهاي مناسب و مفيدي را براي اجراي بهتر تحقيق آشکار مي‌سازد، هر چند هيچ‌کدام از پيشينه‌هاي مطرح شده مستقيماً با موضوع مورد مطالعه‌ي اين پژوهش ارتباط ندارد و هر کدام از موضوعات مطرح شده فقط متغيرهاي محدودي را با خودپنداره مورد بررسي قرار داده‌اند، اما پيشينه‌هاي مطرح شده، هم از نظر موضوعي و هم از نظر محتوايي زمينه ها و زاويه‌هاي ديد مناسب را براي اجراي بهتر تحقيق در شناسايي عوامل موثر بر خودپنداره فراهم کرده است.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی بهبود عملکرد، علم اقتصاد، تحت درمان Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی انضباط کارکنان، خودپنداره، حقوق و دستمزد، انضباط كاركنان