پایان نامه با واژگان کلیدی خودپنداره، پردازش اطلاعات، ساختار دانش، عزت نفس

دانلود پایان نامه ارشد

تأثير دنياى خارج، نگرشى ثابت و پايدار از محيط و از خود و از ارتباط اين دو با يکديگر به دست مى‌آورد و بر اساس آن، مسائل زندگى را ارزيابى مى‌کند و براى مقابله با کاستى‌ها به کوشش مى‌پردازد. نگرش‌هاي فرد از حقايق زندگى، اخلاق، آرزوها و خواسته‌هاي او وابسته به تصويرى هستند که او از خود دارد، يعنى ارزشى که وى براى خود قايل است. به عبارت ديگر، تصور از خود، منشأ احساس امنيت شخص مى‌شود و اگر مورد تهديد قرار گيرد، مانند اين است که هسته اصلى وجودش مورد تهديد قرار گرفته است.
شناخت و داشتن ديدگاهي صحيح از خود، اهميت ويژه‌اي دارد برداشتي که هر شخص از خود دارد بر رفتار و عملکرد وي تاثير مي‌گذارد و بسياري از تصميمات مهم زندگي براساس همين خودپنداره شکل مي‌گيرد. انسان‌ها معمولاً همان‌گونه عمل ‌مي‌كنند که فکر مي‌كنند. اگر افکاري نادرست داشته باشند قادر به تصميم‌گيري مناسب نخواهند بود در واقع خودپنداره هر فرد بر احساسي که نسبت به خودش دارد تاثير فراوان مي‌گذارد و اين احساس رابطه مستقيم با اعتماد به نفس و عزت نفس دارد و اين افراد از رضايتمندي بيشتري برخوردارند و به موفقيت‌هاي بيشتري دست مي‌يابند، اينان به خود اطمينان خاطر داشته و بر مبناي توانايي‌هاي‌شان تصميم‌گيري مي‌كنند. ارتباطات موثر و تعاملات انساني نيز تا حدود زيادي به تصور فرد نسبت به خود بستگي دارد و براي اثربخش بودن تعاملات انساني برقراري نظم و انضباط لازم است .
يكي از زيبايي‌هاي محيرالعقول هستي و عالم وجود، نظم شگرفي است كه بر كل جهان آفرينش حكم فرما است. ناظم توانمند عالم، آفرينش جهان را بر عدل، توازن و نظم و انضباط استوار ساخته است، چنان كه وجود چنين نظمي در عالم هستي، موجب پيدايش و كشف قوانين مهم علمي در جهان آفرينش گرديده است. مقوله نظم و انضباط در كار، در آموزه ‌هاي مكتبي ما از چنان جايگاه و اهميتي برخوردار است كه مولاي متقيان علي( ع) در آخرين دقايق عمر شريف خويش، امت را به تقواي الهي و رعايت نظم در امور دعوت مي‌كنند (فيض الاسلام،977،1365).
ريشه بسياري از نابسامانيها و ناهنجاريها را مي‌توان در بي‌انضباطيها جست. انسان موجودي است اجتماعي و لازمه يك زندگي اجتماعي، حاكميت قانون و مقررات بر سيستم اجتماعي است تا نظام بخش امور و روابط بين افراد باشد. موجوديت اجتماعي سازمان به وجود و حضور افراد انساني آن است كه به اقتضاي ماهيت اجتماعي خود و اهداف و كاركرد سازمان، با افراد و گروههاي موجود در سازمان ارتباط برقرار مي‌كنند كه اين ارتباط و تعامل انساني خود مستلزم نظم و هماهنگي است. براساس واژه «سازمان» به «نظم‌دادن» است و برنامه‌ريزي كه يكي از مهمترين وظايف مديران است، در واقع، ايجاد نوعي نظم و هماهنگي ميان فعاليتهاي سازمان جهت دستيابي به اهداف است. نظم، محصول برنامه‌ريزي و لازمه تحقق اهداف است. از سوي ديگر، نظم اجتماعي، مستلزم نظم و انضباط فردي افراد است و زندگي سالم اجتماعي در سيستم‌ها و نظام‌ها زماني تحقق مي‌يابد كه افراد، قوانين، قواعد، مقررات، حدود و حقوق يكديگر را محترم شمارند و احترام به قانون، نظم‌پذيري، مسئوليت‌پذيري و وظيفه‌شناسي در سيستم اجتماعي نهادينه شود و با جسم و روح افراد آن عجين گردد. براي ايجاد و حاكميت انضباط نه تنها بايد از طريق كار فرهنگي، احترام به قانون و مقررات را به عنوان يك ارزش در وجود افراد سازمان به طور اخص و افراد جامعه به طور اعم، دروني و نهادينه ساخت، بلكه لازم است از طريق بررسي، مطالعه و شناسايي عوامل مؤثر با اين پديده مهم، مديران را در جهت استقرار و حاكميت انضباط در سازمان ياري كرد. لذا پژوهش عوامل موثر بر خودپنداره را شناسايي كرده و اتباط آن را با انضباط مشخص نموده است.
خودپنداره
خودپنداره، تصويري است كه ما از خود داريم، ما نظريه‌هايي درباره جهان مي‌سازيم كه به ما كمك مي‌كنند با موقعيت‌هايي كه روبه‌رو مي شويم، كنار بياييم (عاطفي،3،1387) .
ديدگاه اجتماعي23
در اين ديدگاه خود24 محصولي اجتماعي است. گروهي از روانشناسان اجتماعي كه خود را (تعامل گرايان نمادين) يا كنش متقابل نمادي مي‌نامند، معتقدند كه افراد بر اساس اينكه ديگران در مورد آنها چه نظري دارند يا با آنها چگونه رفتار مي‌كنند، در مورد خود اظهارنظر مي‌نمايند.
در اين ديدگاه، آنچه اهميت دارد نظر ديگران در مورد ماست. محيط بيروني، ساختار كلان اجتماعي، همانند سازي، تعاملات بين افراد و ايفاي نقش از عوامل اصلي شكل دهنده خود هستند .
ديدگاه شناختي25
در اين ديدگاه مطرح مي‌شود كه در ارزشيابي‌هايي كه ديگران در مورد ما دارند، انتخاب‌ها و تفسيرهاي خود ما نيز نقش دارند. به عبارتي، هر تصوير بيروني از خلال صافي درون مي‌گذرد.
در واقع بر خلاف ديدگاه اجتماعي كه خود پنداره هر فردي فقط و فقط حاصل تصاوير و تعبيرهاي ديگران از او بود، در اينجا اين خود فرد است كه با بازسازي و تفسير تصاوير ديگران، خودپنداره‌اش را شكل مي‌دهد.

ديدگاه شناختي – اجتماعي26
همانطور كه از نام اين ديدگاه بر مي‌آيد، تركيبي از نظريات شناختي و اجتماعي است. در اين ديدگاه، خود حاصل تفسيري است كه فرد از تصاوير ديگران از خودش دارد. در اينجا، خودپنداره نه محصول فرد به تنهايي و نه محصول اجتماعي است، كه تركيبي از هر دو است. ديدگاه ما در اينجا ديدگاه شناختي- اجتماعي است.
اهميت و كاربرد خودپنداره
تصور كنيد كه پاسخ به سوال(من كيستم؟) را نمي‌دانيد، آنگاه براي تصميم‌گيري هيچ اصل و مبنايي نداريد. بنا به اعتقاد بسياري از روان‌شناسان، ميزان شناختي كه ما از خودمان داريم و نيز نحوه نگريستن ما به خودمان ، مبناي بسياري از تصميم‌ها و رفتارهاي‌ما است. براي ترسيم خودپنداره دقيق مي‌توانيم آن را در چهار سطح زيستي، رواني، اجتماعي و فرهنگي بررسي كنيم (عاطفي،3،1387) :
سطح زيستي27
تصويري است كه از جسم خود داريم. قد، وزن، رنگ مو و … تمام ويژگي‌هاي فيزيكي و جسماني ما در اين حوزه قرار مي‌گيرند.
سطح رواني28
شامل ويژگي‌هاي روحي و حالات رواني ما هستند. خوشحالي، لجاجت، پشتكار و … ديگر صفاتي كه شخصيت ما را شكل مي‌دهند، در اين بخش جاي مي‌گيرند.
سطح اجتماعي29
نقش‌هاي متفاوتي كه ما در اجتماع بازي مي‌كنيم مثل دانشجو بودن، فرزند خانواده بودن، معلم بودن، همسايه بودن و … در اين حوزه قرار مي‌گيرند. بديهي است كه به ازاي هر نقش، رفتار متفاوتي داريم و كساني در ارتباطات موفق هستند كه بتوانند از عهده نقش‌هاي متفاوت برآيند و براي هر نقش رفتار ويژه آن را تعريف كنند.
سطح فرهنگي30
خودپنداره فرد در سطح فرهنگي پاسخي است كه به سوال (چرا زنده اي؟) و يا (هدف از زندگي چيست؟) مي‌دهد.
مفاهيم خودپنداره
مفهوم «خود» به صورت سازمانى ديناميک، نخستين بار به وسيله لکى31 مطرح شد. به نظر او، رفتار آدمى تظاهر و انگيزه‌اى است که هدف آن ثبات خود در اوضاع ناپايدار مى باشد.
مك آدامز32 1984 خودپنداره را به معناي نگرش، شامل نام مشخص، نوع احساسات نسبت به اندام و بدن خود، تصور از كل بدن، جنسيت و سن مي‌داند و او مي‌گويد هسته مركزي خودپنداره شامل خصوصيات ديگري نيز است كه غير مستقيم‌تر نمود دارند مانند طبقه‌اجتماعي، اقتصادي، مذهب،پيشرفت‌هاي فردي و يا هر عامل ديگري كه او را از ديگران جدا مي‌سازد.
درك و تصويري كه فرد از خود دارد و مجموعه ارزش‌ها، نگرش‌ها و عقايد وي را در رابطه با محيط تشكيل مي‌دهد خودپنداره مي‌نامند (پروين،215،1372)
خودپنداره يعني ارزيابي كلي فرد از شخصيت خويش است اين ارزيابي ناشي از برداشتي است كه معمولا از ويژگيهاي رفتار خود بعمل مي‌آوريم. در نتيجه مفهوم خود مي‌تواند مثبت يا منفي باشد (لابويه و گيسلا 33،1998 )
سلامت و تعادل رواني، ناشي از رشد متعادل” خود” و انسجا‌م‌يابي آن مي‌باشد (كوهوت34 ،10،1980) . خودپنداره داراي اجزاي مستقلي است. تواناييهاي تحصيلي، اجتماعي و ظاهري از اجزاي اصلي خودپندارۀ هر فرد مي‌باشد (بايرن و شاولسون،35 1986،81). ديدگاه چند بعدي در خصوص مفهوم خودپنداره كه بر اساس اين ديدگاه، خودپنداره داراي چهار بعد علمي، اجتماعي، ورزشي و ارزشي است (منداگليو و پيريت 36، 1995،5). در ديدگاه معاصر، خودپنداره يک طرحوارۀ شناختي تلقي مي‌گردد )کامپبل و همکاران37، ،56،1996) در واقع، خودپنداره هر فرد اقدامي است به منظور ساخت يک الگوي‌ذهني براي سازماندهي ادراکات، احساسات و نگرشهايي که آن فرد در مورد خود دارد (وولفک38، 1993،5) به بيان دقيقتر، خودپنداره يک ساختار دانش سازمان يافته است که شامل صفات، ارزشيابي‌ها، حافظه معنايي و دوره‌اي در مورد خود مي‌باشد و پردازش اطلاعات مرتبط با خود را کنترل مي‌کند (کيل استروم و همکاران39 ،80،1998).
خودپنداره ازديدگاه، محققق معروف پيوركي40 به شرح زير است. خودپنداره به مجموعه‌اي از يك سيستم پويا، سازماندهي شده و پيچيده درباره باورها، نگرش‌ها و ديدگاه‌هايي گفته مي‌شود كه هر فرد به منظور دست‌يابي به يك قالب حقيقي در رابطه با موجوديت شخصي خويش ارائه مي‌دهد.
پاپيكا41 خودپنداره را به عنوان يك ساختار پيچيده و اغلب شناختي از تعميمات شخصي به خود كه شامل ويژگي‌ها، دانش، ارزش‌ها، نگرش‌ها، نقش‌ها و ديگر موضوعاتي كه افراد خود را تعريف كرده و پيوسته داده‌هاي خود را در آن يكپارچه مي‌كنند، دانسته و بندورا42 آن را عملكرد انسان مي‌داند كه بوسيله عوامل بيروني به گونه غيرمستقيم و از راه فرآيندهاي مربوطه به خود تاثير مي‌پذيرد.
(جوكلاوا43و همكاران،2001).
آقاجاني، نريماني و آسيايي (1387) نيز اين داده‌ها راشامل نگرش‌ها، احساسات و ارزش‌ها درباره توانايي، مهارت و قابليت پذيرش اجتماعي مي‌دانند.
خودپنداره مجموعه برداشت ها يا ارزشيابي كلي فرد از شخصيت خويش است .اين ارزشيابي ازارزشيابي ذهني اي سرچشمه مي گيرد كه هر فرد از وي‍ژگي هاي رفتاري خود بدست آورد.(برونو،1986).
راجرز خودپنداره را برداشتي كه فرد از خود حقيقي خويش دارد و يا به عبارت ديگر آنچه فرد از وجود خويش احساس مي‌كند تعريف كرده است. بر اساس نظرية راجرز، افراد داراي دو نوع خود، خود واقعي و خود ايده‌آل، هستند. خود واقعي، مربوط به تصورات و نگر ش‌هايي است كه فرد به طور واقع بينانه‌اي نسبت به خود دارد و در واقع خودي است كه شخص هم‌اكنون هست. خود ايده آل نيز مربوط به خودي است كه فرد دوست دارد آن‌گونه باشد. به عقيدة راجرز خودپندارة افراد بر اساس فاصله‌اي تعيين مي‌شود كه بين خود واقعي و خود ايده‌آل آنها وجود دارد.
كولي44 1902 اصطلاح خود در آينه را به كار برده است، كه از نظر او، خود بازتابي از بازخورد ديگران دربارة خويشتن است. نوشته‌هاي بعدي دربارة خود را مي‌توان به روان‌شناساني چون راجرز نسبت داد. در نظر راجرز خود عنصر مركزي سازندة شخصيت انسان و موجب سازش شخصي است. خود يك محصول اجتماعي است كه در اثر تعامل فرد و محيط به وجود مي‌آيد و به تدريج پايدار مي‌شود. در نظر راجرز، خود يك نياز اساسي مثبت است )پورحسين، 1384،10).
داشتن يك حس منسجم و محكم از خود پيش‌نياز رشد بهينة شخصي در طي زندگي است و فقدان تشكيل چنين حسي مي‌تواند زمينه‌ساز آسيب‌هاي رواني اجتماعي باشد.
منظور از خودپنداره(مفهوم خود)نگرش، ادراك و برداشتي است كه شخص از خود دارد. پايه اصلي اين خودپنداره عبارت است از احساس فرد نسبت به اندام و بدن خود، تصور از كل بدن، جنسيت و سن(برونر،1986). به عبارت ديگر خودپنداره توصيفي است كه فرد از خويشتن مي‌نمايد. تصور و پنداري كه فرد از خود دارد براي او جنبه حياتي دارد. اين خودپنداره آموختني است و هرچه راكه فرد درباره خود مي‌داند از تجارب گذشته او سرچشمه مي‌گيرد كه در ميان آنها تجارب اجتماعي، اهميت بيشتري دارد(بيابانگرد،1382،31).
تعريف تركيبي از خود
با توجه به تعاريف متعددى که از «خود» وجود دارند، مى‌توانيم تعريفى ترکيبى از خود، به عنوان يک نظام فعّال و پيچيده از اعتقاداتى که شخص درباره خودش صحيح مى‌داند و هر اعتقادى نيز داراى ارزش نسبى مى‌باشد، ارائه دهيم. تعريف مزبور شامل دو ويژگى مهم در مورد خود

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی خودپنداره، انضباط کارکنان، انضباط كاركنان Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی خودپنداره، احساس حقارت، نهج البلاغه، کرامت نفس