پایان نامه با واژگان کلیدی خودپنداره، انضباط کارکنان، انضباط كاركنان

دانلود پایان نامه ارشد

ه انگاره وي بستگي دارد (ستوده،1381،253). خودپنداره ممکن است مثبت يا منفي باشد (تقي زاده،1379،21).
تعاريف نظري عوامل موثر بر خودپنداره
عوامل‌فردي موثر بر خودپنداره بر مقايسه شرايط و توانايي‌هاي فرد با ديگران مبتني است، بر پيشرفت‌گرايي شخصي متمركز است و نفع فردي را دنبال مي‌كند. عوامل‌گروهي يا سازماني موثر بر خودپنداره بر عضويت گروهي مبتني است در اين سطح افراد به جاي نفع شخصي يا احيانا نوع روابط خود با ديگران به سرنوشت و عملكرد گروه مي‌انديشند عوامل‌اجتماعي موثر بر خودپنداره مبتني بر توجه به روابط دوطرفه و بهزيستي و رفاه افراد طرف ارتباط است (ماركوس و كيتاياما12،1991،225؛برورو گاردنر13،1996،83).
تعاريف نظري انضباط در سازمان
انضباط يا ديسيپلين درسازمان عبارت است از ايجاد موقعيتي که کارکنان يک سازمان خود را با قوانين، مقررات و استانداردهاي سازماني هماهنگ كرده، برابر آن رفتار كنند(ديسنزوواستيفن14 ،1988، 478).
انضباط به زعم برخي ديگر از نويسندگان، نوعي آموزش است که هدفش اصلاح رفتار و طرز برخورد کارکنان بوده، به طريقي تمايل آنان را به رعايت قوانين و مقررات و استانداردهاي سازمان و مديريت برانگيزد(وردر و ديويس15،480،1989).
نظم و انضباط فرد به معناي انتظام و اطاعت منطقي ودر چاچوب قانون قرارگرفتن است (موحد،301،1377).
رويه: رويه‌ها يک سلسله گامهاي متوالي مرتبط به هم هستند که کارکنان به منظور تحقق وظايف شغلي خود از آنها تبعيت مي‌کنند (اسکات ،1384).
مقررات: کاهش مقررات خشک و انعطاف‌ناپذير و توجه به روابط‌انساني و به وجودآوردن محيطي
صميمانه يکي از اصول اساسي هر سازمان مي‌باشد اگر در يک سازمان به اين موضوع توجه شود کارکنان بين خود و مديران فاصله‌اي احساس نکنند با دلگرمي بيشتري وظايف خود را انجام مي‌دهند چون انسان ذاتا از فشار و کنترل شديد گريزان است (انصاري زماني ،1384).
هماهنگي در کارها: هماهنگي در امور باعث مي‌شود که از دوباره‌کاري جلوگيري و نظم بين امور و فعاليت‌هاي سازماني ايجاد و از ضايع شدن منابع و امکانات سازماني جلوگيري به عمل آمده و در نهايت سازمان آسان‌تر به اهداف از پيش‌تعيين شده خود دسترسي پيدا کند (هيوز ،1380).
نظم و ترتيب در انجام کارها: نظم و ترتيب در کارها باعث مي‌شود که کليه فعاليت‌ها در سازمان براساس روشي مشخص و منظم انجام گيرد و از بي‌نظمي و هرج و مرج در سازمان جلوگيري شود. هيچ سازماني بدون داشتن نظم و ترتيب در کارها نمي‌تواند دوام داشته باشد (آقا داوود ،1381).
برنامه: داشتن برنامه براي وظايف افراد باعث مي‌شود که افراد در هر روز بدانند که چه وظايف و کارهايي رابايد در همان روز انجام دهند که اين امر از سردرگمي آنها جلوگيري مي‌کند و تاثير به‌سزايي در انضباط کارکنان دارد (رضائيان ،1383).
قواعد: داشتن قواعد مشخص در سازمان اين اطمينان را در کارکنان ايجاد مي‌کند که در انجام کارها از آن اصول مشخص و مدون پيروي کنند و اين قواعد مشخص و روشن خود‌ زمينه‌اي براي ايجاد انضباط در کارکنان است (الواني ،1385).
سازماندهي: سازماندهي فرآيندي است که طي آن تقسيم کار ميان افراد و گروه‌هاي کاري و هماهنگي ميان آنان، به منظور کسب اهداف صورت مي‌گيرد (رضائيان، 1383).
تعريف عملياتي واژه‏ها و اصطلاحات
تعريف عملياتي خودپنداره
در اين تحقيق براي سنجش مفهوم خودپنداره گويه‌هاي زير در کمي نمودن مفهوم، استفاده شده است. ليست اين گويه‌ها در جدول 1-1 تهيه شده است كه گزارش آن در صفحا‌ت پيش‌رو آمده است.

جدول ‏11 گويه‌هاي مرتبط با مولفه‌هاي تحقيق(خودپنداره)
سوالات
مولفه
رديف
عوامل فردي
احساس مي كنم قدرت تاثيرگذاري خوبي بر ديگران دارم
قدرت و نفوذ درديگران
1
به توانايي خودم در مواجهه با ديگران اطمينان دارم

2
احساس مي كنم من كارها را خيلي بهتر از ديگران انجام مي دهم
توانايي انجام كار
3
احساس مي كنم توان مديريتي خوبي دارم

4
مطمئن هستم دست به هر كاري بزنم آن را به خوبي انجام مي دهم

5
كارهاي فيزيكي را به خوبي انجام مي دهم

6
به قابليت هاي ديگران بيشتر از توانايي هاي خودم اعتماد دارم

7
احساس مي كنم از ديگران باهوش ترم
استعداد ويژه
8
به استعداد خودم در يادگيري چيزهاي جديد اطمينان دارم

9
از فرصت هاي مختلف براي نشان دادن برتري استعدادم نسبت به ديگران استفاده مي‌كنم

10
در روحيه من تلاش و ابتكار وجود دارد

11
من قبل از انجام كار به معايب و محاسن آن توجه مي كنم

12
من توانايي حل مسائل و مشكلات خودم را دارم

13
به توانايي خودم در كنار آمدن با موقعيت هاي دشوار اطمينان دارم
آسيب پذيري در شرايط دشوار و سخت
14
در مواجهه با مشكلات ناراحت نمي شوم

15
فكر مي كنم فردي دوست داشتني هستم
اعتماد به نفس
16
احساس مي كنم فردي جذاب هستم

17
احساس مي كنم ادم خوبي هستم

18
احساس مي كنم ديگران مرا دوست دارند

19
كارهاي خود را با اعتماد به نفس انجام مي دهم

20
گاهي اوقات آرزو مي كنم كاش فرد ديگري بودم

21
عوامل گروهي (سازماني)
ايجاد يك مشاركت پايدار باگروه هاي كه من متعلق به آنها هستم مانند سازمان كاري من، براي من بسيار مهم است
مشاركت گروهي
22
در ارتباط با كارم سعي مي كنم اهداف سازماني را درك كرده و در تحقق آنها مشاركت داشته باشم

23
هنگامي كه من در يك پروژه گروهي جايگزين مي شوم من براي اطمينان از موفقيت بهترين كارم را انجام مي دهم.
ارائه بهترين كار در گروه
24
كار كردن در گروه كاري كمك مي كند تا كارها را بهتر انجام دهم

25
من احساس غرور و افتخار مي كنم زماني كه تيم يا گروه من خوب كار مي كنند حتي اگر من دليل اصلي موفقيت ان نباشم.
موفقيت گروه
26
من از موفقيت گروه كاري خود بسيار خوشحالم

27
من افتخار خواهم نمود اگر توسط يك سازمان كه به ان تعلق دارم به نمايندگي از انها در يك كنفرانس يا جلسه انتخاب شوم
پذيرش در گروه
28
من احساس مي كنم ديگران به افكار و نظرات من در گروه احترام مي گذارند

29
من به عنوان عضوي از گروه از اينكه اعضاي ديگر گروه هم مثل من هستند نگران هستم
احساس مسئوليت در گروه
30
وقتي كه من عضوي از گروه هستم، از اينكه آيا من انها رو دوست دارم نگران هستم

31
من درقبال انجام كاري كه بهتر از ديگراعضاي گروه درباره آن مي دانم احساس مسئوليت مي كنم

32
من خود را نسبت به ايده هايي كه ديگران براي حل مسائل و انجام كارها در گروه پيشنهاد مي كنند مسئول مي دانم

33
عوامل اجتماعي (ارتباطي)
احساس مي كنم شخص ارزشمندي هستم وقتي مطلع مي شوم كه اطرافيانم به نقشي كه من در زندگي انها دارم ارزش مي گذارند
احساس ارزشي كردن از سوي اطرافيان
34
احساس مي كنم ديگران مرا فرد جالبي مي دانند

35
احساس مي كنم ديگران مرا صادق و قابل اعتماد مي دانند
اخلاقيات (صادقانه/قابل اعتماد)
36
ديگران در اكثر موارد از من راهنمايي مي گيرند

37
احساس مي كنم ديگران واقعا دوست دارند با من صحبت كنند

38
دوستان زيادي دارم

39
دوست دارم با مردم دادو ستد كنم

40
از هم نشيني و كار كردن با ديگران لذت مي برم

41
اطمينان دارم اگر بخواهم مي توانم روابط جديدي را شروع كنم

42
ديگران از معاشرت با من احساس خوبي دارند

43
در ملاقات با افراد جديد راحت هستم

44
من ازاشخاص ديگر مانند يك دوست به شدت مراقبت و حمايت مي كنم
حمايت و مراقبت
45
من احساس مي كنم مورد توجه و حمايت ديگران واقع مي شوم

46
اگر يك دوست (خانم /اقا) يك مشكل شخصي داشته باشد من به او كمك خواهم كرد حتي اگر به قيمت از دست دادن پول يا وقتم باشد
كمك به حل مشكل ديگران
47
ديگران در تقاضا كردن كمك يا مشورت و نصيحت از من راحت هستند

48
ديگران مرا به عنوان فردي كه از او مي توانند در حل مشكلاتشان كمك بگيرند مي شناسند

49
تعريف عملياتي انضباط در سازمان
در اين پژوهش براي سنجش متغير انضباط کارکنان در سازمان از پرسشنامه انضباط كاركنان (اميرنژاد،1392) استفاده گرديد كه براساس مقياس پنج‌رتبه اي “ليكرت” (طيف ليكرت) تنظيم شده است. سوالات تحقيق براساس شاخص‌هاي انضباط در سازمان (نظم و ترتيب، قواعد، مقررات، رويه‌ها، هماهنگي، سازماندهي و برنامه) مورد سنجش و اندازه‌گيري قرارگرفت. در اين تحقيق براي سنجش مفهوم انضباط گويه‌هاي زير در کمي‌نمودن مفهوم، استفاده شده است.
جدول ‏12 گويه‌هاي مرتبط با نمودهاي تحقيق(انضباط)
سوالات
مولفه
شماره سوال
تا چه حدي در محيط كار خود نظم را رعايت مي كنيد.
نظم
1
تا چه حدي در كارهاي اداري هماهنگي لازم را رعايت مي كنيد .
هماهنگي
2
تا چه حدي در سازمان ترتيب در كارهاي اداري را رعايت مي كنيد.
ترتيب
3
تا چه حدي طبق رويه هاي اداري به انجام وظيفه مي پردازيد.
رويه
4
تا چه حدي به سازماندهي كارهاي اداري اهميت مي دهيد .
سازماندهي
5
تا چه حدي قواعد سازماني را رعايت مي كنيد .
قواعد
6
تا چه حدي كارهاي اداري خود را طبق برنامه انجام مي دهيد .
برنامه
7
تا چه حدي سعي مي كنيد به موقع در محل كار خود حاضر شويد .
نظم
8
تا چه حدي در سازمان شما مقررات به صورت مكتوب وجود دارد .
مقررات
9
تا چه حدي كاركنان در تعيين مقررات كاري خود نقش دارند .
مقررات
10

فصل دوم
مباني نظري و پيشينه تحقيق

فصل دوم
مقدمه
همه‌ي ما انسان‌ها از بدو تولد با دنياي بيرون مواجه هستيم . اين تجربيات به تدريج پيچيده مي‌شوند و در خلال گسترش آن‌ها يك بخش از بقية تجربيات متمايز مي‌شود. اين بخش جديد و جداگانه كه با كلمة من، مرا و خودم تعريف مي‌شود، خود يا خودپنداره است. تشكيل خودپنداره مستلزم آن است كه آنچه به طور مستقيم و بلافاصله بخشي از خود است از ديگران، اشياء و رويدادهاي بيروني نسبت به خود متمايز شود. از اين گذشته، خودپنداره تصور فرد از آن چيزي است كه دوست دارد و بايد باشد. خود به عنوان يكي از مفاهيم محوري در شناخت اجتماعي موضوع خاصي است كه روان‌شناسان از ساليان پيش به آن توجه نموده‌اند. اين مفهوم شامل كلية كيفيت‌هاي ذهني و عيني است كه شخص از خود و ديگران از او دارند. آگاهي از خود نشان‌دهندة جنبة مهمي از تجربة پديدار شناختي يا ذهني انسان است.
خودپنداره نظام پويايي است كه با اعتقادات،16 ارزش ها،17 رغبت ها18، استعدادها19 وتوانايي‌‌هاي فرد ارتباط دارد. اين عوامل از تعيين‌كننده‌هاي مسير زندگي فرد هستند. خودپنداره ارزيابي كلي فرد از خودش است. اين ارزيابي ناشي از ارزيابي‌هاي ذهني فرد از ويژگيهاي خود است كه ممكن است مثبت يا منفي باشد. خودپندارة مثبت20 نشان‌دهندة اين است كه فرد خودش را در مقام شخصي با نقاط قوت و ضعف مي‌پذيرد و اين امر موجب بالا رفتن اعتماد به نفس او در روابط اجتماعي مي‌شود. خودپندارة منفي21 منعكس كنندة احساس بي‌ارزشي و بي‌لياقتي و نيز ناتواني خود است (بونگ واسكالويك22 ،2003،21).
خودپندارى، چارچوبى شناختى است که به واسطه آن به سازمان‌بندى آنچه درباره خويش مى‌دانيم، مى‌پردازيم و اطلاعاتى را که به خود مربوط مى‌شوند، بر پايه آن پردازش مي‌نمائيم.
شخصيت مجموعه‌ي منظّم، متکامل و نسبتاً ثابت خصايص و رفتارهاى بدنى، عقلى و اجتماعى فرد است که او را از ديگران متمايز مى‌سازد و موجب ناسازگارى او با محيط، به ويژه محيط اجتماعى، مي‌شود (شعاري ن‍‍‍ژاد،1381،298).
به باور انديشمندان، قسمت عمده‌ي ويژگيهاى شخصيتى، منش و خصوصيات رفتارى هر فرد به تصويرى که از خود در ذهن دارد، يعنى انگاره‌ي وى، بستگى دارد(ستوده ،1381 ،253). تصورى که شخص از وحدت و يکپارچگى وجود خويشتن دارد، نحوه‌اى که خود را مي‌بيند، مجموعه خصايصى که با خود در ارتباط است و استنباط‌هايي که از مشاهده‌ي خود در بسيارى از موقعيت ها به عمل آورده است و الگوى خاصى که او را توصيف مى‌كند، بيانگر مفهوم «خود» است.
شخص به تدريج، از روى تجربه‌هاي شخصى و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی خودپنداره، انضباط كاركنان، انضباط کارکنان، عزت نفس Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی خودپنداره، سلسله مراتب، اراده آزاد، صاحب نظران