پایان نامه با واژگان کلیدی حکومت اسلامی، زنان مسلمان، تاریخ اسلام، افکار عمومی

دانلود پایان نامه ارشد

کار باب طبع نیست؛ زيرا گاهي معاني به‌اندازه‌اي باهم تفاوت دارند که نمي‌توان واژه را مشترک معنوي دانست. مثل واژه «انسان» که در بین همه افراد مشترک است، اما ويژگي‌هاي نژاد، زبان، رنگ، خصوصيات، جنسيت و مانند آن‌ها باعث مي‌شود که انسان درجایی مرد باشد و در جاي ديگر زن، يک‌جا سياه باشد و در جاي ديگر سفيد، درجایی عرب باشد و در جاي ديگر عجم ودر جایی دیگر چیز دیگری. معناي انسان بين همه این‌ها مشترک است؛ اما اگر مقصود، بررسي‌هايي باشد كه در زبان‌شناسي معمول است و وارژه ای را كه در اصل، معنايي داشته و به‌تدريج در طول زمان تغیراتی يافته و معناي ديگري براي آن پیداشده، كه در اصطلاح به آن «منقول» مي‌گويند، بررسي كرده، جهت نقل معنا را بيابند تا ارتباطي كه بين معاني گوناگون هست کشف شود و اين بررسي در حدي معقول و عرف پسند باشد و تکلفي در آن نباشد، مشكلي ندارد.
اكنون به‌اجمال مي‌‌گوييم كه موارد استعمال واژه «فتنه» در قرآن کريم، به‌گونه‌اي هستند که نمي‌شود آن‌ها را مشترک معنوي به شمار آورد. به‌عنوان‌مثال، قرآن درباره اموال و اولاد مي‌فرمايد: إِنَّمَا أمْوَالُكُمْ وأوْلادُكُمْ فِتْنَة.49 اگر اين كاربرد را با آیه ديگر مقايسه کنيم که مي‌فرمايد: الْفِتْنَةُ أشَدُّ مِنَ الْقَتْل50 «فتنه، از قتل بدتر و سخت‌تر است»، اين دو چه نسبتي باهم دارند؟ در جمله «اموال و اولاد شما فتنه است» اگر «فتنه» داراي‌ همان معنا باشد كه در الْفِتْنَةُ أشَدُّ مِنَ الْقَتْل دارد، آن جمله چه معنايي دارد؟ آيا يعني اولاد شما از قتل بدتر است؟ اين معناي روشني ندارد. همچنين مشتقات «فتنه» را كه در آيات به‌کاررفته است ببينيد: مانند بِأيِّكُمُ الْمَفْتُون51 مفسران گفته‌اند «مفتون» در اينجا به ‌معناي مصدر است. معنايش اين است به کساني كه ـ العياذ بالله ـ به پيغمبر اکرم نسبت جنون دادند، گفته شد خوب بسنجيد ببينيد که آيا شما اولي به جنون هستيد يا او؟ پس «مفتون» در اينجا به معنای جنون يا مجنون است. اين چه ربطي به اموال و اولاد دارد؟ يا چه ارتباطي دارد با فتنه‌اي که اشد من القتل است؟ همچنين است درباره آیه ألاَ فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا52 و امثال آن‌که موارد فراواني است. بنابراين هيچ جهت مشترک قابل قبولي بين اين‌ كاربردها وجود ندارد. در کتاب‌هاي لغت نيز معاني متعدد براي «فتنه» ذکر کرده‌اند و بسيار مشكل است كه جهت مشتركي براي اين موارد يافت شود. به اين دليل نمي‌توان «فتنه» را مشترک معنوي و این‌ها را خصوصيات مصداق دانست. ولي درعين‌حال، برخي صاحب‌نظران به خود زحمت داده‌اند تا اصل كاربردها را به يک معنا برگردانند53.
وقتي موارد استعمال کلمة «فتنه» را ملاحظه ‌کنيم، شايد حسي‌ترين معنايي که براي «فتنه» در قرآن کريم به‌کاررفته است، در اين آيه شريفه باشد: «عَلَى النَّارِ يُفْتَنُون»54 «انسان‌هايي روي آتش گداخته مي‌شوند». «فتن» در اينجا يعني داغ کردن، كه مصداق حسي است.
وقتی طلا را كه در آتش ذوب مي‌کنند، مي‌گويند: فتن الذهب ازاين‌جهت مي‌توان گفت: اولين بار که «فتن» وضع‌شده، براي همين داغ کردن وضع‌شده است. ولي داغ کردن، لوازم و آثاري دارد كه به مناسبت اين آثار و لوازمي که بر آن بار مي‌شود، در ابتدا به‌صورت مجاز و بعدها به‌صورت منقول، در معاني ديگري به مناسبت‌هایی به‌کاربرده‌اند. بنابراين واژه فتن، در معناي ديگري که شباهتي با داغ کردن داشته يا برخي آثار داغ کردن را داشته است، به‌کاررفته است.
به‌طور‌معمول وقتي چيزي را روي آتش ‌داغ کنند، حرکت و تغييري در آن پيدا مي‌شود. به همين مناسبت، بعدها «فتن» را درباره اضطراب‌ها به کاربردند.
اضطراب گاهي شخصي است؛ يعني شخص حالتي رواني بنام اضطراب و دلهره دارد؛ و گاهي اضطراب اجتماعي است؛ جامعه متزلزل و مضطرب مي‌شود. لذا فتنه به‌تدريج معاني جديدي پیداکرده و ازجمله، درباره بلاهايي که براي انسان پيش مي‌آيد و حال او را متغير و مضطرب مي‌کند، به‌کاررفته است. كاربرد «فتنه» درباره امتحان نيز براي آن است كه وقتي کسي را امتحان مي‌كنند، حالت اضطرابي پيدا مي‌کند. لازمه امتحان کردن، پيدايش حالت اضطراب است چون نمی داند که در امتحان قبول می شود یا مردود. بدين‌جهت به امتحان هم فتنه می گویند.
پس مي‌توان چنين تصور کرد که «فتنه»، در اصل به معنای گداختن و داغ کردن بوده است، سپس با توجه به لازمه آن‌که اضطراب بوده، به اين معنا نقل‌شده و کم‌کم درباره اضطراب‌هاي روحي و اضطراب‌ها و آشوب‌هاي اجتماعي و مانند آن به‌کاررفته است. همچنين «فتنه»، درباره فضاي آشفته‌اي که در آن اعتقادات ديني دچار شک و ترديد گردد، به‌کاررفته است؛ زيرا اين آشفتگي نيز موجب اضطراب مي‌شود. آشفتگي سبب تيرگي‌ها و ابهام‌هايي است که سبب مي‌شود کساني در دين خودشان شک ‌کنند. اين معنا در «آية وَالْفِتْنَةُ أشَدُّ مِنَ الْقَتْل»55 به‌کاررفته است. «فتنه» در اينجا به معنای کاري است که سبب مي‌شود مردم در دينشان شک كنند و مضطرب شوند و نفهمند دين حق و اعتقادات صحيح کدام است. اين كار از آدمکشی بدتر است؛ زيرا اگر مؤمني را بكشند، به بهشت مي‌رود و ضرري نمي‌کند و فقط زندگي مادي را از دست مي‌دهد، اما وقتي دين مؤمني دستخوش فتنه شود و وسايل شک و ترديد در دينش فراهم گردد، متزلزل مي‌شود و از خود مي‌پرسد: آيا اين دين درست است يا نه؟ درنتيجه، ايمان خود را از دست مي‌دهد و وقتي بي‌ايمان شد، ديگر اهل نجات نخواهد بود. به‌يقين، ضرر اين كار بيش از ضرر کشتن اوست. اگر او را مي‌کشتند، فقط ضرر دنيايي داشت، ولي وقتي با فتنه دين او را بگيرند، ضرر ابدي دارد و بزرگ‌تر از قتل است. پس فتنه به ملاحظات متفاوت، مصاديق متعددي دارد، ولي نمي‌توان گفت که مشترک معنوي است و این‌ها همه مصاديق يك مفهوم است.
اكنون بنا بر مبنايي كه بيان شد، مي‌توان گفت كه فتنه چنين سيري داشته است: در ابتدا به معنای داغ شدن و سوزانده شدن و مانند آن بوده است، اما پس‌ازآن به معاني ديگري مانند اضطراب، آشوب و آشفتگي آمده است و به لحاظ لوازمي که اين آشفتگي‌ها در اجتماع دارد، بر فتنه اجتماعي اطلاق شده است. بر اين اساس، فتنه گاهي درباره فرد به کار مي‌رود و گاهي درباره اجتماع. فتنه‌هاي اجتماعي نيز انواعي دارد که بايد در جاي خود به بيان آن‌ها پرداخت.56

فصل دوم: بررسی برخی از مصادیق فتنه‌های صدر اسلام ونحوه برخورد پیامبر (صلی الله علیه وآله) و امام علی (علیه الاسلام) با این فتنه‌ها

1. فتنه یهودیان اطراف مدینه:
بعد از پایان جنگ بدر که با پیروزی باورنکردنی به سود مدینه همراه شد، سران یهود ابتدا دست به انکار خبر شکست مکه زدند وقتی صحت این خبر آشکار شد، از یک سوء به جوسازی علیه حکومت اسلام پرداختند و از سوی دیگر به تحریک قریش برای انتقام روی آوردند. سران یهود ازجمله کعب بن اشرف و سلام بن ابی الحقیق با اشعار حزن‌انگیز و اظهار تأسف از اقدام مسلمانان، به دنبال ساختن فضایی برای جبران هر چه سریع‌تر این شکست و ایجاد تنفر از مسلمانان در قلب اعراب حجاز بودند.
شایان‌ذکر است که در صدر اسلام، سرودن شعر و تبلیغ آن در میان مردم، تأثیری بیشتر از امروز داشته و به‌طور سریع و گسترده در جامعه منتشر می‌شده است. مرور تاریخ اسلام نشان می‌دهد که شاعران و اشعار هر دو جبهه حق و باطل، کار کردی شبیه رسانه امروز در تحریک تشویق یا تخدیر و اغوای افکار عمومی، ایفا می‌کرده است.
بعدازاین فتنه‌انگیزی سران یهود، پیامبر (صلی الله علیه وآله) دستور ترور این افراد را صادر کردند. یکی از این افراد کعب بن اشرف بود. او از قبیله طی و مادرش از یهودیان بنی النضیر بود که جزء مهم‌ترین وتاثیر گذرترین سران یهود بشمار می‌رفت وی پس از جنگ بدرو کشته شدن برخی از بزرگان قریش، شروع به نوحه‌سرایی و اظهار تأسف از قتل ایشان کرد. او حتی می‌گفت: امروز، درون زمین بهتر از روی آن است، اینان (کشتگان بدر)، اشراف و بزرگان حجاز بودند، کسانی که اهل حرم وامن یافته الهی‌اند. به خدا اگر محمد آن‌ها را کشته باشد، مرگ برای ما از زندگانی بهتر است. کعب پس‌ازآن به مکه نیز رفت و اشعاری برای تحریک بر ضد پیامبر (صلی الله علیه وآله) می سرود وبر کشتگان به چاه افتاده قریش، می‌گریست، یکی از این اشعار او درباره کشتگان بدر، چنین است:
طحِنَت رحی بدر لتَهلک اهلها ولِمثل بدر تستهل وتدمع
آسیاب بدر به کار افتاد تا اهل خود را هلاک کند و برای مصیبتی مثل بدر باید فریاد جزع سر داد و اشک ریخت.
قُتِلت سراهُ الناس حولَ حِیاضِه لا تعبوا إنّ الملوک تصرع
بزرگان مردم در کنار حوض های آب آن کشته شدند. بعید نشمارید چرا که حاکمان، بی بند وبارند.
صدقوا فلیت الارض ساعه قتلو ظلت تسیخ باهلها وتصدع
راست گفتند وای کاش که زمین در آن ساعت که این بزرگان کشته می‌شدند، اهل خود را ثابت و بی‌حرکت نگه می‌داشت و بین آنان جدایی می‌افکند.
کم قد أصیب بها من أبیض ماجد ذی بهجه یأوی إلیه الضیع
چه بسیار از مردانی باشرافت و چهرهای درخشان که بدین معصیت گرفتار آمدند. مردانی که صاحب خصالی نیک بودند و درماندگانی بدان‌ها پناه می‌آوردند57.
این شعر با یاد چند تن از کشتگان قریش ادامه می‌یابد. کعب همچنین در مدینه اشعاری می‌گفت و از زنان مسلمان یاد می‌کرد و موجب آزار ایشان می‌شد.
در چنین شرایطی ضرورت اقدامی قاطع و مؤثر علیه سران یهود، وجود داشت تا علاوه بر اینکه ایشان را از تحرکات احساسی و جوسازی علیه اسلام بازدارد، قراردادی امنیتی با شروط مشخص به نفع حکومت اسلام را به دنبال آورد. مفاد اصلی این معاهده، عدم مشارکت و ائتلاف یهود با مشرکان در جنگ‌های احتمالی بعدی بود تا مسلمانان فقط در یک جبهه به جنگ با مشرکان، مشغول شوند. طبیعتاً پذیرش چنین معاهده‌ای از سوی سران یهود درگرو اقدامی مقتدرانه از طرف حکومت اسلامی بود.
ازاین‌رو به دستور پیامبر (صلی الله علیه وآله) نقشه ترور (کعب بن اشرف) به‌گونه‌ای ماهرانه، توسط گروهی از مسلمانان اجرا گردید. این گروه برای عزیمت خدمت پیامبر (صلی الله علیه وآله) رسیدن رسول خدا تا بقیع غرقد، آن‌ها را همراهی کردند و به آن‌ها فرمودند: «به نام خدا بروید» و دعایشان فرمودند. آنان به قلعه ابن اشرف رسیدند ونزد او رفتند. ابونائله گفت: ای ابن اشرف، من به حاجتی نزد تو آمدم. آن را نهان دار.
کعب بن اشرف گفت: چنین کن.
گفت: آمدن این مرد (رسول خدا) بلیه ای بود که عرب‌ها را به دشمنی با ما (اهل مدینه) برانگیخت وراهای تجارت بسته شد و به‌سختی افتادیم.
کعب ابن اشرف گفت: مرا پسر اشرف گویند. پیش‌ازاین گفته بودم که عاقبت کار چنین می‌شود.
ابونائله گفت مرا یارانی هست که همرای من هستند می‌خواهم آن‌ها را نزد تو آورم تا آذوقه‌شان دهی، ما سلاح خویش به وثیقه می‌گذاریم.
سپس ابونائله دستی به موهای سر کعب بن اشرف کشید و بویید و گفت: هرگز عطری چنین خوشبو ندیده‌ام. پس‌ازآن بار دیگر چنین کرد تا کعب مطمئن شد و بار دیگر موهای سرش را بگرفت و شمشیرها بر او فرود آوردند. او فریاد کشید وبر همه قلعه‌ها آتش افروختند. ابونائله و همراهانش به‌سرعت راه مدینه گرفتند و آخر شب نزد رسول خدا رسیدند. صبحگاهان، یهودیان را از کشته شدن کعب، هراسی عجیب افتاده بود. پیامبر (صلی الله علیه وآله) خدا فرمود: به هر یک از سران یهود که دست‌یافتید، خونش را بریزید.58
این تنها تروری نبود که در فاصله جنگ بدر واحد به‌فرمان پیامبر
(صلی الله علیه وآله) انجام گرفت، بلکه ابورافع سلام بن ابی الحقیق یهودی نیز که کعب بن اشرف را تأیید می‌کرد، در قلعه خیبر،165 کیلومتری مدینه، طی عملیاتی پنهان و ماهرانه توسط گروهی دیگر از فرستادگان رسول خدا، کشته شد.
او نقش مهمی در تحریک قبایل بر ضد اسلام داشت و گروه زیادی از اعراب قطفان را دور خویش گردآورده و برای جنگ با رسول خدا، جوایزی تعیین کرده بود. رهبر گروه پنج‌نفره‌ای که پیامبر (صلی الله علیه وآله) برای ترور او فرستاده بود زبان عبری (یهودی) می‌دانست و مادر رضاعی او نیز در قلعه خیبر می‌زیست

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی امام علی (ع)، بیت‌المال، امام صادق Next Entries منبع تحقیق با موضوع سازمان ملل، روشنفکران، سازمان ملل متحد، روابط قدرت