پایان نامه با واژگان کلیدی حکومت اسلامی، جامعه اسلامی، آخرالزمان، حقوق بشر

دانلود پایان نامه ارشد

دستيابي به قدرت آنان با استفاده از رنگ سياه و به منظور جلب توجه شيعيان و برخورداري از حمايت آنان و با شعار «يا لثارات الحسين»، توانستند حکومت امويان را از بين ببرند. اما همين که به حکومت رسيدند نه تنها علويان و شيعيان را در حکومت راه ندادند که بيشتر و شديدتر از امويان با امامان شيعه و رهبران شيعه برخورد کردند.
7. تحريک احساسات
استفادة عايشه از اين شگرد براي مقابله با امام علي. همة مورخان اذعان کرده‌اند يکي از سرسخت‌ترين دشمنان عثمان، عايشه همسر پيامبر بود. او مدت‌ها بود در شهر مکه عَلَم مخالفت با عثمان را برافراشته بود و آروزي مرگ او را در سر داشت. و به گونه‌هاي مختلف مردم را تحريک مي‌کرد که عليه او قيام نمايند. اما به محض شنيدن خبر قتل عثمان و بيعت مردم مدينه با امام علي با اينکه به سوي مدينه در حال حرکت بود، سفر خود را نيمه تمام گذاشت و به مکه باز گشت و موضع خود را دربارة عثمان به طور کامل تغيير داد و در کنار حجر اسماعيل به صورت علني و آشکار به مخالفت با امام علي پرداخت و با سخنراني‌هاي احساسي و عاطفي خود کوشيد مردم را به بهانة خون‌خواهي عثمان عليه امام علي بسيج نمايد. وي که به دليل همسري پيامبر محبوبيت فراواني در بين مردم داشت و به تعبير امام علي «اطوع الناس في الناس» بود، توانست با تحريک احساسات مردم و استفاده از موقعيت اجتماعي خود بسياري از آنان را عليه امام علي تحريک کند و طولي نکشيد که مکه را به عنوان پايگاهي براي مخالفان حکومت مرکزي قرار داد و بعد از مدتي طلحه و زبير نيز به او ملحق شدند.
معاويه نيز براي برپايي فتنة صفين از پيراهن خون آلود عثمان و انگشتان قطع شدة نائله، همسر عثمان، بهرة بسيار برد. وي به مدت يک سال، پيراهن خون آلود خليفه را بر منبر آويخت و گاه نيز در انظار عمومي آن را بر تن مي‌کرد. معاويه آن قدر با احساسات ديني مردم بازي کرد که گروهي از مردم شام با خود عهد کردند تا وقتي قاتلان خليفه را به سزاي اعمال‌شان نرسانند، از همسران خود کناره بگيرند و آسايش و راحتي را بر خود حرام کنند! شواهد نشان مي‌دهد معاويه از همان زمان که مخالفت‌هاي عمومي عليه عثمان اوج گرفته بود، به اين مسأله مي‌انديشيد. اين نکته نيز از ديد عثمان مخفي نبود، از اين رو، وقتي امتناع معاويه را در ياري رساندن به خود ديد، او را مورد خطاب قرار داده، گفت: «تو مي‌خواهي من کشته شوم و سپس به خون‌خواهي من برخيزي». بسيار روشن بود که معاويه هرگز دنبال خون‌خواهي عثمان نيست و فقط مي‌خواهد با اين مسأله احساسات مردم را برانگيزاند تا به مطامع دنيوي خود برسد. به همين دليل وقتي به طور کامل قدرت را به دست گرفت، هيچ سخني در اين باره به ميان نياورد و حتي در پاسخ به دختر عثمان که مجازات قاتلان پدرش را مي‌خواست، گفت: «اين کار نشدني است و تو به همين راضي باش که دختر عموي خليفة مسلميني!»
8. درآميختن حق و باطل
«إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْكَامٌ تُبْتَدَعُ يُخَالَفُ فِيهَا كِتَابُ اللَّهِ وَ يَتَوَلَّى عَلَيْهَا رِجَالٌ رِجَالًا عَلَى غَيْرِ دِينِ اللَّهِ فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزَاجِ الْحَقِّ لَمْ يَخْفَ عَلَى الْمُرْتَادِينَ وَ لَوْ أَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الْبَاطِلِ انْقَطَعَتْ عَنْهُ أَلْسُنُ الْمُعَانِدِينَ وَ لَكِنْ يُؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ فَيُمْزَجَانِ فَهُنَالِكَ يَسْتَوْلِي الشَّيْطَانُ عَلَى أَوْلِيَائِهِ وَ يَنْجُو الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ‏ مِنَ اللَّهِ‏ الْحُسْنى»
«اگر باطل با حق آميخته نمي‌شد حق‌جويان آن را مي‌شناختند و اگر حق به باطل پوشيده نگردد، دشمنان مجال طعنه زدن به آن را نمي‌داشتند. ليكن اندكي از حق و اندكي از باطل را مي‌گيرند و با هم مي‌آميزند و در اين هنگام شيطان فرصت مي‌يابد تا بر دوستانش مسلط گردد و كساني كه لطف خداوند از پيش شامل حالشان شده است، نجات مي‌يابند.215»
طبيعي است کسي که مي‌خواهد در جامعة اسلامي و در ميان مسلمانان فتنه‌گري کند، نمي‌تواند علناً با معارف اسلامي و ارزش‌هاي ديني مخالفت کند و الا در همان ابتدا با شکست مواجهه خواهد شد. و يا نمي‌تواند به صورت آشکار انگيزه‌هاي باطني خود را براي مردم بازگو نمايد. اگر مردم بدانند که ارباب فتنه ‌دنبال منافع دنيوي خود و به دنبال کسب قدرت براي خود هستند، هرگز حاضر نيستند هيزم آتش آنان شوند. به همين دليل، فتنه‌گران مي‌کوشند آميزه‌اي از سخنان حق و باطل را به شکلي جذاب و تأثيرگذار به مردم ارائه دهند. لباسي از حق را بر اندام انگيزه‌هاي باطل خود بپوشانند. اگر بگويند ما قانون خدا و مقررات ديني را قبول نداريم، کسي از آنها نمي‌پذيرد اما با شعار حقوق بشر و دموکراسي جلو مي‌آيند. هر چند اينها الفاظي زيبا هستند اما در پشت اين الفاظ زيبا، غالباً انگيزه‌هاي شيطاني نهفته است. امام علی (علیه الاسلام) در حدیثی می فرماید:
قَطَعَ ظَهْرِي رَجُلَانِ مِنَ الدُّنْيَا رَجُلٌ عَلِيمُ اللِّسَانِ فَاسِقٌ وَ رَجُلٌ جَاهِلُ الْقَلْبِ نَاسِكٌ هَذَا يَصُدُّ بِلِسَانِهِ عَنْ فِسْقِهِ وَ هَذَا بِنُسُكِهِ عَنْ جَهْلِهِ فَاتَّقُوا الْفَاسِقَ مِنَ الْعُلَمَاءِ وَ الْجَاهِلَ مِنَ الْمُتَعَبِّدِينَ أُولَئِكَ فِتْنَةُ كُلِّ مَفْتُونٍ فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ يَا عَلِيُّ هَلَاكُ أُمَّتِي عَلَى يَدَيْ كُلِّ مُنَافِقٍ عَلِيمِ اللِّسَانِ
دو كس در دنيا پشت مرا شكست: كسى كه زبان‏باز و فاسق است و كسى كه نادان و عابد است. آن يكى با زبانش فسق خود را پوشيده مى‏دارد و آن ديگرى با عبادتش نادانى خود را مى‏پوشاند پس، از دانشمندان فاسق و عبادت‏كنندگان جاهل بپرهيزيد، آنان فتنه هر كسى هستند كه گرفتار فتنه شده است، همانا من از پيامبر شنيدم كه فرمود: يا على، تباهى امت من به دست هر منافق زبان بازى است.216

روشن است که ضعف فرهنگی و علمی جامعه و بیگانه بودن مردم با معرف اصیل اسلامی و ناتوانی تشخیص حق از باطل می تواند فتنه گران را در دستیابی به هدف خود موفق تر سازد. به همین دلیل است که ضعف فرهنگی و بی بصیرتی سیاسی در جامعه اسلامی را باید بزرگترین خطر برای ادامه حیات سیاسی حکومت اسلامی دانست.

فصل پنجم: وظايف ما در مقابله با فتنه‌ها
مقدمه:
مسائل فراواني بايد در نظر داشت تا اگر با فتنه‌اي روبه‌رو شديم، غافل‌گير نشده، براي مقابله با آن آماده‌باشیم و مانند افراد يا گروه‌هايي نباشيم که در امتحان مردود شده، در دام شيطان افتادند. برخي افراد، فقط خود در دام شيطان افتادند و برخي ديگر، شاگرد و کارگزار ابليس و از شياطين انس شدند. چه بايد کرد تا در دام فتنه‌گران نيفتيم؟ اگر بخواهيم فهرستي از وظايف را بيان کنيم، به صدها وظيفه‌ مي‌رسد، اما براي اينکه فرمولي در اختيار داشته باشيم تا بتوانيم به وظايف خودآگاه شويم، نخست وظايفمان را از‌لحاظ گروه‌هاي اجتماعي به سه دسته تقسيم مي‌کنيم: يک دسته، وظیفه آحاد مردم در جامعه اسلامي است که به‌طورکلي بر عهده همه مردم مسلمان است؛ دسته دوم، وظايفي است که به خواص و نخبگان جامعه مربوط است؛ گروه‌هايي که جمعيت فراواني ندارند، ولي تأثير آنان بر افراد ديگر جامعه بسيار است. ممکن است يکي از آنان، بر هزاران و گاهي بر ميليون‌ها نفر مؤثر واقع شود. نخبگان يا خواص، وظايفي پيچيده‌تر و مشکل‌تر از عموم مردم‌دارند. آنان افزون بر وظايفي که همه دارند، برحسب موقعيت اجتماعي و توانايي‌ بر تأثيرگذاري‌هايشان در جامعه، وظايف و امتحانات دشوارتري دارند. هم‌کلاس آنان بالاتر است و هم امتحانشان دشوار‌تر؛ دسته سوم، وظايفي است که به مسئولان رسمي کشور در قواي قانون‌گذاري، قضايي و اجرايي مربوط است. وظايف آنان که متصدی بوده، مسئوليت رسمي دارند، از همه سنگين‌تر است و مسئوليت کل جامعه بر دوش آن‌ها جمع مي‌شود. اين سخن به معنای سلب وظيفه و مسئوليت از ديگران نيست؛ اما آن‌ها به‌طور طبیعی وظايف سنگين‌تري دارند: هرکه بامش بيش، برفش بيشتر. هرکه ظرفيت بيشتر و توان فکري و عملي بيشتري دارد، تکليف بيشتري خواهد داشت. پس سه گروه‌ داريم که هريک بايد در مقابل فتنه، به وظايف خود عمل کنند؛ اما، برخي افراد با توجه به احاديثي مبنی بر پيش‌بيني وقوع فتنه‌ها و امتحان‌ها‌ي دشوار در آخرالزمان، آن‌ها را قضاي حتمي الهي مي‌دانند؛ زيرا اهل‌بيت (علیه‌السلام) پيش‌بيني کرده‌اند و گريزي از آن‌ها نيست. آنان اين موضوع را به يک معنا، بهانه تنبلي خود قرار مي‌دهند و در برابر فتنه‌ها تسليم مي‌شوند.
کسي ‌که تصور کند در برابر فتنه تکليفي ندارد، همانند دانش‌آموزي است که فکر ‌مي‌کند پيش از امتحان تکليفي ندارد و بايد بي‌خيال باشد و در جلسه امتحان نيز ورقة امتحان را نگه دارد و بدون پاسخ پس دهد! پيداست که او نتيجه‌اي نخواهد گرفت. برعکس، اگر هرکس پيش از امتحان، احساس مسئوليت بيشتر ‌کند و از وقت خود بيشتر بهره ببرد، امکان موفقيت و رسيدن او به هدف، بسيار بيشتر خواهد بود. محض نمونه براي فتنه‌هايي که موجب ضررهاي دنيوي و گرفتاري‌ها‌ي مادي مي‌شود، اگر کسي بداند دزد وارد خانه شده يا از ديوار بالا مي‌آيد، يا دشمن تا پشت ديوارهاي شهر آمده است، اگر بگويد که دزد و دشمن آمده و ما راهي جز تسليم در برابر او نداريم، سخن بسيار جاهلانه‌اي گفته است. توجيه تنبلي خود با اين منطق، در عقل و شرع مردود است. آنچه از روايات اهل‌بيت (علیه‌السلام) استفاده مي‌شود و تا حدود بسياري عقل نيز مي‌فهمد، اين است که انسان در هنگام فتنه‌ها نه‌تنها بی تکلیف و بی وظیفه نيست، بلکه تکليف مضاعف دارد. ما در برابر فتنه‌ها، دست‌کم سه نوع وظیفه‌داریم که ممکن است هرکدام مصاديق و اصناف متعددي داشته باشد.
گفتار اول: وظایف فردي مؤمنان در برابر فتنه‌ها
نوع اول، وظیفه فردي است؛ يعني هر فرد در برابر فتنه‌اي که در جامعه پديد مي‌آيد، بايد چه کند. فتنه، به‌صورت ناگزير لوازم، آثار و تبعاتي دارد. در روايات نيز هشدارهاي فراواني آمده که در فتنه چنین خواهد شد، حواستان جمع باشد. اين وظيفه، دو بخش مي‌شود:
1. حفظ دين و ارزش‌ها
نخستين وظيفه در بخش وظايف فردي، اين است که دين و مصالح خود را حفظ کرده، از دست‌اندازي دزدان و فتنه‌گران جلوگيري کنيم تا دستاوردهاي انقلاب، عقايد و ارزش‌ها پابرجا بمانند. اگر برخي از خطبه‌هاي نهج‌‌البلاغه را مرور کنيد، اهميت وظیفه انسان در برابر فتنه‌ها، حتي وظيفه‌اش درباره خودش روشن مي‌شود. در خطبه معروفي چنين آمده است:
«لَتُبَلْبَلُنَّ بَلْبَلَةً وَلتُغَرْبَلُنَّ غرْبَلَةً وَلَتُسَاطُنَّ سَوْطَةَ الْقِدْرِ حَتَّى يَعُودَ أسْفَلُکمْ أعْلاکمْ وأعْلاکمْ أسْفَلَکم»
«به حتم شما دچار آشفتگي خواهيد شد. شمارا غربال مي‌کنند و سره از ناسره جدا خواهد شد.»217
مثل حبوباتي که در ديگ مي‌ريزند و روي اجاق به آن‌ها حرارت مي‌دهند. وقتي ديگ به جوش ‌آيد، حبوبات درون ديگ زيرورو مي‌شوند. آن‌ها که پايين هستند، بالا مي‌آيند و آن‌ها که بالا‌يند، پايين مي‌روند. بسياري کسان در پُست‌هاي مهمي هستند و موقعيت‌ها‌ي مطلوبي دارند. مردم به آنان احترام مي‌گذارند، اما در فتنه سرنگون مي‌شوند و سقوط مي‌کنند. در مقابل، افرادي هستند که کسي به آنان اميدي ندارد و توجهي نمي‌کند. آن‌ها در فتنه‌ها بالا مي‌آيند. تثبيت موقعيت افراد، به مقاومت آنان بستگي دارد و اينکه بفهمند در اين جريان چه بايد کرد و چگونه بايد دين خود را حفظ کرد.
حضرت در بيان ديگري مي‌فرمايد:
«يُکفَأُ فِيهِ الإِْسْلامُ کمَا يُکفَأُ الإِنَاءُ بِمَا فِيهِ»
«فتنه‌هايي پيش خواهد آمد که در آن‌ها، هرچه در اسلام باشد، همانند ظرفي که وارونه کنند، مي‌ريزد.»218
اسلام مثل ظرف سرنگون‌شده مي‌شود و از حقيقت اسلام و محتواي آن چيزي باقي نمي‌ماند. اگر انسان بداند چنين جرياناتي در پيش است آيا بايد آرام گيرد و بخوابد؟! يا بايد بيش‌ازپيش حواس خود را جمع کند؟
همچنين اميرالمؤمنين مي‌فرمايد:
«لُبِسَ الإِسْلامُ لُبْسَ

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع مصادره به مطلوب Next Entries منبع تحقیق با موضوع علوم ارتباطات