پایان نامه با واژگان کلیدی حكم، چنين، بيرون، ايمان

دانلود پایان نامه ارشد

شأن نزول:
در تفسير نور الثقلين از كتاب معانى الاخبار از امام باقر (ع) حديثى به اين مضمون نقل‌شده كه: چند نفر از يهود به‌اتفاق حى بن اخطب و برادرش خدمت پيامبر اسلام ص آمدند و حروف مقطعه (الم) را دست‏آويز خود قرار داده، گفتند: طبق حساب ابجد الف مساوى يك و لام مساوى‏30 و ميم مساوى 40 هست و به‌این‌ترتیب خبر داده‏اى كه دوران بقاى امت تو بيش از هفتادویک سال نيست! پيامبر براى جلوگيرى از سوءاستفاده آن‌ها فرمود: شما چرا تنها الم را محاسبه كرده‏ايد مگر در قرآن المص و الر و ساير حروف مقطعه نيست، اگر اين حروف اشاره به مدت بقاء امت من باشد چرا همه را محاسبه نمى‏كنيد؟! (درصورتی‌که منظور از اين حروف چيز ديگرى است) سپس آيه فوق نازل شد12.
در تفسير فى ضلال القرآن شأن نزول ديگرى نيز براى آيه نقل‌شده كه ازنظر نتيجه با شأن نزول فوق هم آهنگ است و آن اينكه جمعى از نصاراى نجران خدمت پيامبر اسلام ص آمدند و تعبير قرآن درباره مسيح‏ وَ كَلِمَتُهُ‏ … وَ رُوحٌ مِنْهُ‏ را دستاويز خود قرار داده و مى‏خواستند براى مسئله تثليث و خدايى مسيح از آن سوءاستفاده كنند و آن‌همه آياتى كه با صراحت تمام هرگونه شريك و شبيه را از خداوند نفى مى‏كند ناديده انگارند، آيه فوق نازل شد و به آن‌ها پاسخ قاطع داد13.
از مجموع آنچه درباره تفسير آيه فوق گفته شد چنين استفاده مى‏شود كه:
آيات قرآن بر دودسته هستند مفهوم قسمتى از آيات آن‌چنان روشن است كه جاى هیچ‌گونه انكار و توجيه و سوءاستفاده در آن نيست و آن‌ها را محكمات گويند و قسمتى به خاطر بالا بودن سطح مطلب يا گفتگو درباره عوالمى كه از دسترس ما بيرون است مانند عالم غيب و جهان رستاخيز و صفات خدا، چنان هستند كه معنى نهايى و اسرار و كنه حقيقت آن‌ها نياز به سرمايه خاص علمى دارد كه آن‌ها را متشابهات گويند.
افراد منحرف معمولاً مى‏كوشند اين آيات را دستاويز قرار داده و تفسيرى برخلاف حق براى آن‌ها درست كنند تا در ميان مردم، فتنه‏انگيزى نمايند و آن‌ها را از راه حق گمراه سازند14.
4-قتل
«فَمَا آمَنَ لِمُوسَى إِلاَّ ذُرِّيَّةٌ مِّن قَوْمِهِ عَلَى خَوْفٍ مِّن فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِمْ أَن يَفْتِنَهُمْ»
سرانجام كسى به موسى ايمان نياورد مگر فرزندانى از قوم وى، درحالی‌که بيم داشتند از آنكه مبادا فرعون و سران آن‌ها ايشان را بکشند.15
در این آیه فتنه به معنای کشتن بکار رفته است.
5-انحراف
«وَ أَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ وَ احْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ ما أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّما يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُصِيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ لَفاسِقُون»‏
و بايد در ميان آن‌ها (اهل كتاب) طبق آنچه خداوند نازل كرده حكم كنى و از هوس‌های آنان پيروى مكن و بر حذر باش كه مبادا تو را از بعض احكامى كه خدا بر تو نازل كرده منحرف سازند و اگر آن‌ها (از حكم و داورى تو) روى گردانند بدان خداوند مى‏خواهد آن‌ها را به خاطر پاره‏اى از گناهانشان مجازات كند و بسيارى از مردم فاسق‌اند16.
شأن نزول‏
بعضى از مفسران درشان نزول اين آيه از ابن عباس چنين نقل كرده‏اند:
جمعى از بزرگان يهود توطئه كردند و گفتند نزد محمد مى‏رويم شايد بتوانيم او را از آئين خود منحرف سازيم، پس‌ازاین تبانى، نزد پيامبر آمدند و گفتند: ما دانشمندان و اشراف يهوديم و اگر ما از تو پيروى كنيم مطمئناً ساير يهوديان به ما اقتدا می‌کنند ولى در ميان ما و جمعيتى، نزاعى است (در مورد يك قتل يا چيز ديگر) اگر در اين نزاع به نفع ما داورى كنى ما به تو ايمان خواهيم آورد، پيامبر ص از چنين قضاوتى (كه عادلانه نبود) خودداری كرد و آيه فوق نازل شد.17
۶- عقوبت و مجازات
«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ لا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قالُوا آمَنَّا بِأَفْواهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ وَ مِنَ الَّذِينَ هادُوا سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هذا فَخُذُوهُ وَ إِنْ لَمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُوا وَ مَنْ يُرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً أُولئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيا خِزْيٌ وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِيم‏»

«اى فرستاده (خدا) آن‌ها كه با زبان مى‏گويند ايمان آورده‏ايم و قلب آن‌ها ايمان نياورده و در مسير كفر بر يكديگر سبقت مى‏جويند تو را اندوهگين نكنند و (همچنين) از يهوديان (كه اين راه را مى‏پيمايند) آن‌ها زياد به سخنان تو گوش مى‏دهند تا دستاويزى براى تكذيب تو بيابند، آن‌ها جاسوسان جمعيت ديگرى هستند كه خود آن‌ها نزد تو نيامده‏اند، آن‌ها سخنان را از محل خود تحريف مى‏كنند و مى‏گويند اگر اين را (كه ما مى‏خواهيم) به شما دادند (و محمد بر طبق خواسته شما داورى كرد) بپذيريد و الا دوری‌کنید (و عمل ننمایید) و كسى را كه خدا (براثر گناهان پی‌درپی) بخواهد مجازات كند قادر به دفاع از او نيستى، آن‌ها كسانى هستند كه خدانخواسته دل‌هایشان را پاك كند، در دنيا رسوايى و در آخرت مجازات بزرگ نصيب آنان خواهد شد18»

شأن نزول:
درشان نزول اين آيه، روايات متعددى واردشده كه از همه روشن‌تر، روايتى است كه از امام باقر (ع) در اين زمينه نقل گرديده كه خلاصه‏اش چنين است:
يكى از اشراف يهود خيبر كه داراى همسر بود، با زن شوهردارى كه او هم از خانواده‏هاى سرشناس خيبر محسوب مى‏شد عمل منافى عفت انجام داد، يهوديان از اجراى حكم تورات (سنگسار كردن) در مورد آن‌ها ناراحت بودند و به دنبال راه‌حلی مى‏گشتند كه آندورا از حكم مزبور معاف سازد درعین‌حال پایبند بودن خود را به احكام الهى نشان دهند، اين بود كه به هم‌مسلکان خود در مدينه پيغام فرستادند كه حكم اين حادثه را از پيامبر بپرسند تا اگر در اسلام حكم سبک‌تری بود آن را انتخاب كنند و در غير اين صورت آن را نيز به دست فراموشى بسپارند (شايد از اين طريق مى‏خواستند توجه پيامبر را نيز به خود جلب كنند و خود را دوست مسلمانان معرفى نمايند) به همين جهت جمعى از بزرگان يهود مدينه به خدمت پيامبر شتافتند، پيامبر فرمود: آيا هر چه حكم كنم مى‏پذيريد؟ آن‌ها گفتند: به خاطر همين نزد تو آمده‏ايم! در اين موقع حكم سنگ‌باران كردن كسانى كه مرتكب زناى محصنه مى‏شوند نازل گرديد ولى آن‌ها از پذيرفتن اين حكم (به عذر اينكه در مذهب آن‌ها چنين حكمى نيامده شانه خالى كردند!) پيامبر اضافه كرد، اين همان حكمى است كه در تورات شما نيز آمده آيا موافقيد كه يكى از شمارا به داورى بطلبم و هر چه او از زبان تورات نقل كرد بپذيريد، گفتند: آرى.
پيامبر گفت: ابن صوريا كه در فدك زندگى مى‏كند چگونه عالم است؟ گفتند: او از همه يهود به تورات آشناتر است، به دنبال او فرستادند و هنگامی‌که نزد پيامبر آمد به او فرمود: ترا به خداوند يكتايى كه تورات را بر موسى نازل كرد و دريا را براى نجات شما شكافت و دشمن شما فرعون را غرق نمود و در بيابان شمارا از مواهب خود بهره‏مند ساخت سوگند مى‏دهم بگو آيا حكم سنگ‌باران كردن در چنين موردى در تورات بر شما نازل‌شده است يا نه؟
او در پاسخ گفت: سوگندى به من دادى كه ناچارم بگويم آرى چنين حكمى در تورات آمده است19.
همان‌طور که ترجمه آیه ذکرشده و با توجهشان نزول، این آیه در مورد مجازات یهودیانی است که قصد گرفتن حکم خلاف واقع از پیامبر (صلی الله علیه وآله) را داشتند.

۷- عذرخواهی
«ثُمَّ لَمْ تَكُن فِتْنَتُهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ وَاللّهِ رَبِّنَا مَا كُنَّا مُشْرِكِينَ»
آن‌وقت است كه عذرى ندارند مگر اينكه بگويند به خدا، كه پروردگار ما است سوگند، ما مشرك نبوديم.20
« ثُمَّ لَمْ تَكُنْ فِتْنَتُهُمْ …» بعضى‏ها گفته‏اند: مقصود از فتنه جواب است، يعنى جوابى ندارند مگر اينكه به خدا سوگند ياد كنند كه ما در دنيا مشرك نبوديم.
بعضى ديگر گفته‏اند: در كلام چيزى مضاف بر كلمه فتنه بوده و حذف‌شده و تقدير آن چنين بوده: ثم لم تكن عاقبة فتنتهم- سرانجام مفتونى و شیفتگی‌شان نسبت به بت‏ها اين شد كه بگويند ….
بعضى ديگر گفته‏اند: مراد از فتنه معذرت است و البته براى هر يك از اين‏ احتمالات وجهى است.21

8- فریب
«يا بَنِي آدَمَ لا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطانُ كَما أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ يَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِيُرِيَهُما سَوْآتِهِما إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّياطِينَ أَوْلِياءَ لِلَّذِينَ لا يُؤْمِنُون»
اى فرزندان آدم! شيطان شمارا نفريبد آن‌چنان‌که پدر و مادر شمارا از بهشت بيرون كرد و لباسشان را از تنشان بيرون ساخت تا عورتشان را به آن‌ها نشان دهد، چه اينكه او و همكارانش شمارا مى‏بينند و شما آن‌ها را نمى‏بينيد (اما بدانيد) ما شياطين را اولياى كسانى قراردادیم كه ايمان نمى‏آورند22.
در تفسیر المیزان در مورد معنای این آیه آمده است:«اى بنی‌آدم! بدانيد كه براى شما معايبى است كه جز لباس تقوا چيزى آن را نمى‏پوشاند و لباس تقوا همان لباسى است كه ما از راه فطرت به شما پوشانده‏ايم پس زنهار! كه شيطان فريبتان دهد و اين جامه خدادادى را از تن شما بيرون نمايد، همان‌طوری كه در بهشت از تن پدر و مادرتان بيرون كرد. آرى، ما شيطان‏ها را اولياى كسانى قراردادیم كه به آيات ما ايمان نياورده با پاى خود دنبال آن‌ها به راه بيفتند. ازاینجا معلوم مى‏شود آن كارى كه ابليس در بهشت با آدم و حوا كرده (كندن لباس براى نماياندن عورت‏هايشان) تمثيلى است كه كندن لباس تقوا را از تن همه آدميان به سبب فريفتن ايشان نشان مى‏دهد و هر انسانى تا فريب شيطان را نخورده در بهشت سعادت است و همین‌که فريفته او شد خداوند او را از آن بيرون مى‏كند23»
9- گناه
«وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَ لا تَفْتِنِّي أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ»
بعضى از آن‌ها مى‏گويند بما اجازه ده (تا در جهاد شركت نكنيم) و ما را به گناه گرفتار ساز، آگاه باشيد آن‌ها (هم‌اکنون) در گناه سقوط كرده‏اند و جهنم كافران را احاطه كرده است.24
شأن نزول:
گروهى از مفسران نقل كرده‏اند هنگامی‌که پيامبر مسلمانان را آماده جنگ تبوك مى‏ساخت و دعوت به حركت مى‏كرد يكى از رؤساى طایفه بنى سلمة به نام جد بن قيس كه در صف منافقان بود خدمت پيامبر آمد و عرض كرد اگر اجازه دهى من در اين ميدان جنگ حاضر نشوم زيرا علاقه شديدى به زنان دارم مخصوصاً اگر چشمم به دختران رومى بيفتد ممكن است دل از دست بدهم و مفتون آن‌ها شوم! و دست از كارزار بكشم! پيامبر به او اجازه داد.
در اين موقع آيه فوق نازل شد و عمل آن شخص را محكوم ساخت، پيامبر رو به گروهى از بنى سلمه كرد و گفت بزرگ شما كيست؟ گفتند: جد بن قيس، ولى او مرد بخيل و ترسويى است، فرمود چه دردى بدتر از درد بخل، سپس فرمود بزرگ شما آن جوان سفیدرو بشر بن

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع آمريکا، ترومن، انگليس، کودتاي Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی زنان و دختران، امام سجاد