پایان نامه با واژگان کلیدی حقوق انسان، حقوق انسانی، شاخص های فقر، محیط زیست

دانلود پایان نامه ارشد

مرحله ای توسعه یافته تر ذهنیت حقوق انسانی و ” شهروندی جهانی” اجتناب ناپذیر می گردد.
در جامعه جهانی نوین ، فرصت ایفای نقش بیشتر سایر کنشگران غیردولتی افزایش می یابد که از آن جمله میتوان به شرکت های بین المللی ، سازمان های بین المللی غیر دولتی و حتی افراد اشاره نمود. بگونهای که این بازیگران جدید هم می توانند در کرسی مکمل و یاری رسان دولت ها ظاهر شوند و هم قابلیت آن را می یابند تا در برخی موارد به صورت رقیب و یا حریف دولت ها عمل نموده و علاوه بر ایجاد الزامات بین المللی برای دولت ها جهت رعایت نرم های جهانی همچون حقوق بشر یا محیط زیست ، در مسیر هنجارسازی های جدید گام بردارند.
با درنظر داشت افق و چارچوب بندی فوق در عرصه جهانی طبیعی خواهد بود که طیف وسیعی از تعاملات شامل جریان گسترده تبادل اندیشه ها ، سرمایه ها و ارتباطات (مجازی و واقعی) گرفته تا وجود مسائل مشترک جهانی همچون گسترش بیماری های مسری مانند ایدز و یا تخریب گسترده محیط زیست که همگی به انحاء گوناگون جوامع بشری را درهم تنیده است ، موجب افزایش مناسباتی فراتر از دامنه تعاملات ملی و داخلی گردیده و شکل جدیدی از دولت زدایی40 به معنی کاستن از مداخله دولت ها در تعاملات بین المللی را به منصه ظهور قرار دهد . تا جاییکه بسیاری از سازمان ها و شخصیت های ملی و محلی امکان برقراری ارتباط مستقیم با افراد ، آژانس ها و سازمان های بین المللی را یافته اند . موضوعی که چند دهه پیش از این به دلیل حاکمیت و تسلط انحصاری دولت ها به سختی قابل تصور بود.
این در حالیست که همزمان با گسترش چنین محیط فراگیری از ارتباطات بین المللی ، طبیعتا مفهوم حاکمیت های ملی در معرض چالش های جدیدی قرار می گیرد. زیرا دولت ها به تدریج در ابعاد گوناگون ، حق تصمیم گیری و کنترل انحصاری خود را از دست داده و به تبع آن ساختار سیاسی بین المللی نیز تغییر می یابد. از همین رو دو دستاورد عمده در فرایند فوق قابل احصاء است .
نخست ، روند فزاینده وابستگی ها و ارتباطات متقابل در سطوح مختلف رسمی (دولتی) و غیر رسمی (مردمی) موجب میشود تا رخدادهای اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی یک جامعه بتواند بر جوامع بسیار دور تاثیر گذارد و لذا کارکرد تحدیدات گذشته مانند مرزهای ملی و سیاسی در این زمینه کاهش یابد.
دوم در صورت تحقق چنین حالتی ، همچنان با افزایش تماس ها ، ارتباطات ، تبادلات فکری و نقل و انتقالات مالی ، نقش و جایگاه ارتباطات فرامرزی تقویت شده و به یکی از شاخصهای اصلی جامعه جهانی نوین بدل خواهد شد .
با عنایت به ملاحظات فوق چنین استدلال می شود که تا حدود زیادی ماهیت ، چگونگی و چرایی تعاملات و ارتباطات انسانی در حال تحول می باشد و هم زمان با تغییر بسیاری از محورهای مبتنی بر ملی گرایی ، موضوعات فراملی تقویت میشود .
ارتباطات انسانی و فقر بین الملل
مفهوم فقر
در ادبیات بین المللی مفهوم فقر همگام با نیازهای جدید در تحول بوده است .ضمن آنکه با توجه به ملاحظات و شرایط هر جامعه ، تعاریف متفاوتی از فقر وجود دارد . تعاریف اولیه فقر بیشتر بر روی فقر درآمدی معطوف بوده اند و لذا بر حسب توانایی قدرت خرید تعریف شده اند . مثلا “تانسند” فقر را به صورت زیر شناسایی می کند:” افراد، خانواده ها و گروه های جمعیتی را زمانی می توان فقیر به حساب آورد که با فقدان منابع برای کسب انواع رژیم غذایی، مشارکت در فعالیت های اجتماعی و شرایط و امکانات معمول زندگی مواجه باشند” (کاشی و دیگران، ۱۳۸8: ۱۴۰). این رویکرد علاوه بر اینکه بر فقر درآمدی تکیه دارد ، ظاهراً در محیطهایی قابلیت توصیف بیشتری دارد که فقر موردی در آن یافت می شود و لذا از توانایی توصیف فقر در مناطقی که فقر عمومی درآن شیوع دارد برخوردار نیست . چرا که در کشورهای ثروتمند ، بیشتر بر قابلیت های احراز تاکید می شود ، ولی در کشورهای فقیر و یا در حال توسعه ، فقر عمق بیشتری دارد و از فقر درآمدی گرفته تا فقر قابلیتی در محدوده فقر قرار دارد .(همان)
علاوه بر این عامل زمان نیز در تعیین فقر اثر دارد . برای نمونه اگرچه کاکوویکز(kacowics, 2007) فقر را درآمد سرانه کمتر از یک یا دو دلار در روز تعریف نموده است ، اما در سال های اخیر با توجه به ملاحظاتی نظیر تغییر در قدرت خرید دلار این تعریف کارایی دقیقی نخواهد داشت. به هر تقدیر فقیر شخصی است که از دست‌یابی به حداقل استاندارد‌های لازم زندگی ناتوان است.
لذا فقر و محرومیت همانند بسياري از پديده هاي اجتماعي دارای اعتبار زماني و مكاني می باشد و همزمان با وضعیت هر اجتماعی متفاوت مي باشد . بگونه ای که شناسایی فقر از کشوری به کشور دیگر فرق می کند. شاید در کشورهای جنوب صحرای آفریقا که عمدتا طبق شاخص های بین المللی فقیر محسوب می شوند عدم تأمین کالری غذایی مورد نیاز بدن نشانه فقر باشد ولی قطعا با تعریف معیارهای فقر در کشوری مثل سوئیس یا نروژ یکسان نخواهد بود. بدین ترتیب مى‏توان چنین استنباط نمود كه فقر نسبى است و بر حسب شرايط جوامع نیز متفاوت خواهد بود . حتی افراد فقير هم در سطوح مختلفى قرار دارند . يعنى افرادى كه دارايى ناچیزی دارند و آن هايى كه هيچ دارايى ندارند در طیف فقرا قرار میگیرند .
نکته دیگر آنکه فقر با تمامی عواملی که آزادی انتخاب انسان را در مقابل خواست های معقول او محدود می کند و به عبارت دیگر امنیت انسانی او را به چالش می کشاند ، ارتباط نزدیک دارد . پدیده هایی چون بیکاری ، درآمدکم ، بی سوادی و کم سوادی ، نبود امکانات بهداشتی ، عدم دسترسی به سازمان ها و مراکز مهم تصمیم گیری ، نبود فضای آموزشی و تفریحی و ورزشی ، نبود فضای شفاف اطلاعاتی ، دور داشتن انسان ها از فضای رقابتی همگی از مسایلی هستند که با تعریف فقر به شدت در ارتباطند” .(کاشی ،همان :143 )
شاخص های فقر
هورکهایمر از پیشگامان مکتب تئوری انتقادی فرانکفورت در پاسخ به شناسایی و چرایی مفهوم فقر مینویسد: ” از آنجا که اقتصاد ، علت نخستین فقر است ، نقد نظری و عملی فقر می بایست مقدم بر هر چیز به طرف آن عامل معطوف شود”. به عقیده پیروان این مکتب ، اقتصاد سرمایه داری ، جامعه بورژوایی را از طریق بحران های ادواری ، هرج و مرج ، رکود ، بیکاری و جنگ به سوی فاجعه انسانی سوق می دهد و لذا انگیزه تئوری انتقادی ، آزاد کردن انسان ها از مناسبات سرمایه داری است.(ملکی ، 1389 : 79) بدین ترتیب مساله فقر و رهایی از عوارض آن جزء موضوعات کلیدی نزد انتقادیون میباشد.
بطور کلی فقر حداقل محصول دو متغیر كمبود و مالكيت است. به بیان دیگر فقر تابعی از معادله عرضه و تقاضا بوده و هرجا که تقاضای یک محصول بيش از عرضه آن باشد ، بطور طبیعی ارزش آن بیشتر می شود و در صورتی که به هر دلیلی تعادل جهت کسب آن محصول از بین برود ، احتمال بروز محرومیت بیشتر خواهد شد . در این حالت عده قليلي آن را تصاحب مي كنند و عده كثيري محروم مي شوند و به دنبال اين امر كساني كه امكان دست يابي به شيء نادر را ندارند نسبت به آن احساس فقر مي كنند. (شيخاوندي، همان : 12)
امروزه متناسب با ابعاد پديده فقر ، تعابیر و معیارهای بسیاری در ارتباط با سنجش و شناسایی فقر نظیر عمق فقر41 وسعت فقر42 طول مدت فقر43 پویایی فقر44 فقر مرحله ای45 و فقر بین نسلی46 ارائه شده است . بر همین سیاق در برخی مدلهای محاسبه فقر ، از شاخصی با عنوان خط فقر استفاده میشود و خط فقر بر اساس روش های مختلفی همچون اندازه گیری کالری دریافتی افراد در روز ، میانگین درآمدی جامعه (یک دلار در روز یا مثلا دو دلار در روز) سنجیده می شود. هرچند که با توسعه مفهومی فقر ، شاخص های فقر از جنبه های کمی(درآمدی) فراتر رفته و جنبه کیفی بیشتری یافته است و شاخص های دیگری همانند امید به زندگی ، میزان رضایتمندی ، دسترسی به آب سالم ، دسترسی به امکانات آموزشی و بهداشتی برای اندازه گیری سطح رفاه در جامعه به کار گرفته می شود. در این زمینه ورود شاخص های غیرکمی از فقر به مقوله اندازه گیری فقر را بیشتر باید مدیون اندیشمندانی نظیر آمارتیاسن و محبوب الحق47 بود.(ملکی، همان:91)
علل مواجهه با فقر
فقر پدیده ایی است که در شرایط و زمان های مختلف با عکس العمل های متفاوتی روبه رو شده است و از زوایای گوناگونی به رفع آن مبادرت می شود. گروهی از منظر الزامات و آموزه های دینی، عده ای برای رفع عوارض آن در جامعه و گروهی نیز از منظر تکلیفی انسانی پرداخته اند. دریک تقسیم بندی کلی می توان علل مواجهه با فقر را در دو قالب آموزه های اخلاقی-انسانی و دلایل عقلانی (عقل ابزاری مبتنی بر هزینه-فایده ) بررسی نمود. البته این تفکیک به معنای عدم بهره گیری از مبانی عقلانی و پایه های فکری و ادله منطقی در آموزه های اخلاقی نیست .برای نمونه آيت اله جوادي آملي در تبيين پایه های عقلانی و فلسفه حمایتگری در تفکر اسلامی و تفاوت آن با ساير انديشه ها می گوید : “اين مسئله مطرح است که امدادرسانی در سراسر جهان است ، چه مسلمان، چه کافر . و هيچ کشور کافري نيست که کميته امداد نداشته باشد. کمونيستها، مارکسيستها ، ليبرالها دارند. [اما] تفاوت جوهري اسلام با مکتب هاي ديگر اين است که صبغه عاطفي کمک به سمت صبغه الهي عقلي برود بالا . تفاوت جوهري اين است که در تمام کشورها ، انسان به افراد ضعيف احساس درد مي کند و دلش درد مي گيرد و اين نه براي فقير، براي اينکه مشکل خودش را حل کند اينکار را مي کند ، يعني براي اينکه ترحم خودش را تسکين بدهد به بالين فقير ميرود. ما بايد تفاوت جوهري عميق داشته باشيم و با آنها مدل سازي و الگو سازي کنيم و آن اين است که ما انسانهاي کاملي داشتيم ، نمونه اش حضرت ولي عصر (عج) است ، اين خاندان مي گفتند: انما نطعمهم لوجه ا… يعني اين نبود که بگويد که چون شما نداريد ، ما به شما کمک مي کنيم. برای قرب الهی است. اسلام بالاتر از اين دين هاست. اولين پيامد صبغه الهي و عقلي رشد معرفتي ماست؛ دومين پيامدش اين است که وقتي معرفت ما بيشتر شد قرب و درجات ما بيشتر مي شود.صدقه را چرا صدقه گفتند براي اينکه علامت صدق ايمان شخص است. بايد قبول نمائيم صدقه صبغه عقلي دارد نه صبغه عاطفي ، صبغه الهي دارد نه جنبه بشري.” ( رهنمود ، 1384: 41 )
آموزه های اخلاقی
یکی از مهم ترین ریشه های مواجهه با فقر در آموزه های اخلاقی قابل بررسی است که غالبا توسط ادیان و مذاهب مختلف بر آن تأکید فراوان شده است که طی آن یکی از اهداف اصلی ادیان را در جهت تعالی انسانی و رفع معضلات عمده بشری قلمداد میکند . ویژگی اصلی این رویکرد به کاهش فقر آن است که نگاه منفعت طلبانه و اهداف مبتنی بر سود و زیان متعارف به حداقل ممکن میرسد . لذا آموزههایی همچون ایثار و ازخودگذشتگی در این نگرش تقویت شده ومعنا مییابد . بگونه ای که کمک به همنوع یک تکلیف و وظیفه محسوب میشود .
البته موضوع نگاه اخلاقی به فقر خصوصا در دوره جدید لزوما به معنای بهره گیری صرف از باورهای اعتقادی و اندیشه های دینی محدود نمی شود . برای نمونه مباحث مطرح شده از سوی اندیشمندان انتقادگرایی مانند هابرماس یا لینکلیتر در خصوص مباحث فرهنگی نظیر اخلاق جهانی ، تکلیف و مسئولیت انسانی ، بر حسب منطق انتقادی و در قالب جریان تئوریک فرانکفورت قابل تحلیل و بررسی است که طی آن رسیدن به نظامهای جدید در عرصه جهانی نیازمند طراحی منظومههای جدیدی از مقولاتی مانند رفتار ، تکالیف ، حقوق انسانی خواهد بود . طبیعتا در صورت تحقق چنین فضایی موضوع کمک به همنوعان از اهمیت ویژهای برخوردار میشود. بویژه آنکه فقر آسیبی است که بصورت طبیعی تأثر انسان ها را بر می انگیزد و از آنجا که معمولا در معرض دید همنوعان قرار دارد ، احساس ترحم را در افراد بوجود می آورد .
دلایل عقلانی
ایجاد حاشیه امن برای غیرمحرومین:
یکی از علل برخورد با فقر به نوعی ریشه در نگرانی افراد غیر محروم جامعه از عوارض فقر دارد. زیرا فقر علاوه بر تهدید کردن زندگی خود فقیر، به نوعی تهدیدی برای اغنیاء و نظام اجتماعی موجود نیز می تواند محسوب شود و خواسته یا ناخواسته پیامدهای فقر ممکن است متوجه سایر افراد جامعه شود. برای نمونه عوارض و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی ملی گرایی، نظام بین الملل، قانونگذاری، ایدئولوژی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی نظام بین الملل، ملی گرایی، نظام بین المللی، امنیت انسانی