پایان نامه با واژگان کلیدی جهانی شدن، زیست جهان، حقوق بشر، عقلانی سازی

دانلود پایان نامه ارشد

به نظر هابرماس “متاسفانه ، سرمایه داری غربی مانع تحقق تمامی ظرفیت های عقلانی سازی اجتماعی و فرهنگی ای شده است که به لحاظ انسانی سودمندند. بویژه آنکه سرمایه داری ، عقلانی سازی اجتماعی را به زیان رشد و پیشرفت فرهنگی گسترش داده است. برای مثال ، رشد دیوانسالاری با فاصله زیادی از رشد دموکراسی سیاسی پیش افتاده است؛ رشد عقلانیت علمی- تکنولوژی سایه خود را بر پیشرفت استدلال اخلاقی و زیباشناختی انداخته است و عقلانیتی علمی-اداری کنترل زندگی روزمره را در اختیار دارند و مسائل اخلاقی را به تصمیم های مبتنی بر هزینه- فایده بر می گردانند و مباحث سیاسی را در قالب مسائل صرفاً اداری یا فنی بازتعریف می کنند.”(بائرت ، همان : 160.)
بدینترتیب نظام ها همزمان با بسط شیوه های تفکر تکنولوژیکی- اداری در زیست جهان نفوذ کرده و موجب اختلال در هویت ها ، شیوه زندگی ، شکل های مختلف انسجام اجتماعی و سنت های فرهنگی می شود و نهایتا آسیب دیدگی زیست جهان بقای خودِ جامعه را تهدید می کند.( سیدمن ، همان : 177)  
در همین چارچوب هابرماس معتقد است نظام اجتماعی گستره اي وسيع از جامعه است که امروزه با واسطه ‌هاي میانجی پول و قدرت هماهنگ و هدايت مي‏شوند. توضیح اینکه در سرمايه‏داري متأخر حوزه‏هاي گسترده‏اي از زيست جهان (حوزة عمومي ، آموزش و پرورش ، شهروندي و مانند آن به مثابة ساختارهاي بيروني متعلق به زيست جهان) به كمك واسط‌هاي پول و قدرت بازتوليد مي‏گردند و درنتيجه ، اين حوزه‏ها استقلال خود را از دست مي‏دهند و به مثابة الزام‌هاي اقتصادي درمي‏آيند. نقش منفي پول، كالايي‏كردن جامعه و نقش منفي قدرت، افتادن به قفس آهنين ديوان‏سالاري (بروكراسي) است. قدرت هم بعد از پول به‌عنوان واسط هدايت‏كننده ، حوزه‏هاي زيست جهان را زير سلطه مي‏گيرد و نتیجه آنکه در زيست جهان اختلال ايجاد مي‏شود.
از دید هابرماس در جوامع صنعتی جدید، کنش معقول و ابزاری حوزه کنش تفاهمی و ارتباطی را در خود هضم کرده و اعمال متکی بر محاسبات عقلانیت ابزاری، بخش اعظم کنش های افراد را تشکیل می‌دهد. او حاصل وضعیت فعلی سلطه نظام بر جهان‌زیست را از دست رفتن معنا، تزلزل هویت جمعی، بی‌هنجاری، بیگانگی و شئ‌گونگی جامعه قلمداد می‌‌کند.( بشیریه، همان :225 )
امروزه در سرمايه‏داري متأخر ميان زيست جهان و نظام اجتماعی(سيستم)كشمكش وجود دارد و تنها از طريق كنش ارتباطي آزاد از تحريف‌ها مي‏توان سيستم را اصلاح كرد و زيست جهان را از استعمار نجات داد.(پیوزی ، همان : 146)
جهانی شدن و عام گرایی در نظر هابرماس
هابرماس بر اساس چارچوب فکری جامعه شناسانه خود بر پديده های اجتماعی کلان نظیر جهانی شدن اهتمام خاصی دارد. در تقسیم بندی میان دو گروه کلی از اندیشمندان مبنی بر اینکه جهانی شدن یک فرایند و پروسه است یا نه؟ بی تردید هابرماس به فرایند جهانی شدن اعتقاد دارد . وی مفهوم جهاني شدن و تحولاتی را که بویژه در دو دهه پاياني قرن بيستم در حال شکل گیری می باشد چنين شناسایی مي کند: “من مفهوم جهاني شدن را براي توضيح فرايندي به کار مي برم ؛ نه به عنوان يک وضع نهايي.”(هابرماس ، همان : 9)
در واقع اين مفهوم اگرچه در نگاه نخست به افزايش دامنه و شدت مناسبات تجاري ، ارتباطي و مبادلات در فراسوي مرزهاي ملي دلالت مي کند ، اما در معنای عمیق تر موضوعات انسانی نظیر کنش های ارتباطی ، مفاهمه ، اخلاق انسانی و مسئولیت جهانی از جمله مباحث اندیشمندان انتقادی هستند که دارای سنخیت و قرابت معنایی زیادی با مقولات جهانی شدن دارند که برحسب ملاحظات انسانی فارغ از هرگونه خاص گرایی شکل می گیرند.
وی در تحلیل فرایند جهانی شدن بر این باور است که همانگونه که در قرن نوزدهم پيدايش راه آهن، کشتي بخار و تلگراف ، جريان کالا و اشخاص و اطلاعات را سرعت داد و بر ميزان آن افزود ، امروزه نيز ظهور فناوري ماهواره اي، مسافرت هوايي و اطلاعات ديجيتالي بر توسعه و تراکم شبکه ها و ارتباطات انسانی تأثير مي گذارد .( سرفرازی، 1393 :114)
به بیان دیگر هابرماس جهاني شدن را فرايندي جدي ، اساسي و بسيار مهم مي داند که در پی تغییرات شگرف حوزه های اقتصادی و ارتباطی ، بنياد روابط اجتماعي و به تبع آن سایر ابعاد زندگی انسانی را تحت تاثیر قرار داده است . این درحالیست که بروز مخاطرات نوظهور جهاني مانند بحران های زيست محيطي ، فقر بین المللی ، تروریسم ، مواد مخدر و تجارت اسلحه که دامنه ای گسترده تر از دولت- ملت ها را در بر میگیرد ، نمونه ای از پیامدهای جهانی شدن بشمار می آیند که زندگی انسانی را در گستره جهانی در برمی گیرند . بعلاوه ظهور رژيمهاي جهاني در عرصه هاي امنيتي مثل ناتو(NATO) و در عرصه هاي اقتصادي- اجتماعي مانند نفتا (NAFTA) از جمله مصادیق مسائل جهانی است که مورد توجه اندیشمندان انتقادی قرار گرفته و موید آن است که دولت- ملت ها به تنهايي قادر به حل چالش های جهانی نيستند.
یکی دیگر از مولفه های اصلی در خلال جهانی شدن از نگاه هابرماس مربوط به حوزه های حقوق بشری است. به ویژه آنکه وی به ابناء بشر و ایجاد سازوکارهای جهانی برای انسان ها میاندیشد . به بیان دیگر هابرماس علاوه بر ابعاد فرهنگي ، اقتصادي و سياسي جهاني شدن ، به شاخص ديگر فراملی یعنی شکل گيري استانداردهاي جهاني حقوق اساسي بشر و حقوق مشارکت سياسي شهروندان اهتمام ویژه دارد و بر این عقیده است که فراگيري جهاني حقوق بشر سبب افزايش خواست و آگاهي شهروندان به مشارکت سياسي و برخورداري از حقوق اساسي خويش مي شود. (هابرماس، همان ،93)
در یک جمع بندی کلی در خصوص معیارهای مورد نظر هابرماس براي فهم جهاني شدن می توان به شاخصهای ذیل اشاره نمود که طی آن حقوق بشر یکی از اجزای اصلی محسوب می شود :
انقلاب در فناوري اطلاعات و ارتباطات و تحولات شگرف در اقتصاد ، تجارت و جريان تبادلات
ظهور چالش های نوپدید و مخاطرات نوین جهاني
شکل گیری سازوکارهای فراملی و فراگيري رژيمهاي جهاني
گسترش الگوهاي واحد فرهنگ توده اي
برجسته شدن استانداردهاي جهانی حقوق اساسي بشر.
البته هابرماس در حوزه جهانی شدن دارای تفاوتهای نگره ای با برخی از اندیشمندان عام انتقادگرا میباشد. یکی از وجوه تمایز اندیشه های او در خصوص شاخص های جهانی شدن با متفکرینی همچون سمير امين يا والرستين مربوط به نوع برداشت آن ها نسبت به ماهیت جهانی شدن بازمی گردد . هابرماس جهاني شدن را به معنای برنامه و ايدئولوژي سلطه سرمايه داران نمي داند . بلکه بخش عمده ای از آن را به طبيعت و شرايط جديدي که در دوره مابعد سرمايه داري پيشرفته شکل گرفته است ، نسبت مي دهد. (هابرماس ،همان :107) از نظر او اگرچه فرايند جهانی شدن به انباشت سرمايه جهاني کمک مي کند، اما مولفه های جهانی شدن صرفا به معنای ابزار سلطه نيستند، بلکه روندهاي طبيعي اند که زيست جهان بشر را دگرگون مي سازند. به طوری که در اثر فرايند جهاني شدن هم ساختارهاي سازمان دهنده زندگي بشر و هم آگاهيهاي انساني که از ان ها برمي خيزد و بر ان ها تأثير مي گذارد ، متحول مي شود و اين به معني تغيير زيست جهان انسان در پايان قرن بيستم است.( (خانياني ،1393 : 3))
وی با این استدلال از تحولات در روندهای طبیعی زیست جهان ، بر این نتیجه می رسد که نمي توان فرايند جهاني شدن را صرفا بخشی از ایدئولوژی سلطه سرمايه داران براي استثمار جهان دانست . چراکه بخشي از آن نتيجه تحول طبيعي زيست جهان بشري است که حتي مي تواند به تغييراتي شگرف در منظومه ملي و ساختارهاي سياسي- اقتصادي حيات انسان منجر شود و حتي منظومه هاي سياسي و دموکراتيک موجود در جهان سرمايه داري را دچار بحران کند. (همان)
تحول در ساختار دولت- ملت و اصل جهان وطنی
هابرماس در كتاب “جهاني‌شدن و آينده‌ دموکراسي” به بررسی جهانی شدن و آثار و پیامدهای آن به ویژه بر دولت-ملت ها پرداخته است . بطور کلی از نظر انتقادیون پديده دولت سرزميني و به تبع آن مقولاتی نظیر ملت سازی ، اقتصاد ملي و منافع ملی که در قالب مرزهاي ملي ساخته شده و منظومه خاصی را بوجود آوردهاند ، حالت جعلی و اعتباری داشته و در خلال تحولات به اصطلاح “جهاني شدن” زير سؤال رفته اند.
به همین ترتیب از آنجایی که کل سامان اجتماعي مدرن در قالب دولت- ملت معني گرفته است ، لذا با پيدايش فرايند جهاني شدن ، جریانات و رخدادهای درون سیستم دولت-ملت همچون بحران ها و تضادهاي برخاسته از آن تشديد مي شود و در واقع فرايندهاي دموکراتيک موجود و هم شيوه کنترل دولت بر “جامعه” دست ساخته خويش با مشکل اساسي مواجه مي شود. (هابرماس ، همان :93-94 )
این مساله با تقویت فرایند جهانی شدن اهمیت بیشتری می یابد . چراکه با کاهش نقش قالب بندیهای اعتباری مانند مرزهاي جغرافيايي-سياسي و همزمان قدرت ‌گرفتن نهادهاي جهاني ، قدرت و نقش دولت هاي ملي متحول شده و عملا شالوده‌هاي پیشین سياسي دولت-‌‌‌‌ملت ها از میان می رود و نه تنها آن ها را از توان مديريت انحصاری اقتصادي یا اجتماعی كشورها باز می دارد بلکه کنترل و مهار مسائل درون کشورها مانند جریان ها و بحران هاي اجتماعي و زيست‌محيطي بدون درنظرگرفتن شرایط ناشي از جهاني ‌شدن امکان پذیر نمی باشد .
بر حسب این رویکرد هابرماس معتقد است “حكومت هاي ملي وارد يك بازي بده‌ و بستان شده‌اند كه اهداف اقتصادي را تنها به قيمت فداكردن اهداف اجتماعي و سياسي حاصل مي‌كنند. لذا در شرايط فعلی دولت هاي ملي تنها با كاستن از اختيارات حكومت قادر خواهند بود كه قابليت رقابت “موقعيتي” خود را در عرصه بين‌المللي افزايش دهند كه اين امر نهايتاً به همبستگي و ثبات اجتماعي در معناي واقعي آن لطمه مي‌زند. (خانياني ،1393 : 5)
به دیگر سخن در نظرگاه يورگن هابرماس بر اثر فشار فرايند جهاني شدن ، دولت- ملت ها ابزارهاي انحصار خود براي کنترل جوامع را از دست مي دهند و متزلزل مي شوند. اين تزلزل ، ساختار و بنياد دولت ملي دموکراتيک را نيز دچار تضاد و تناقض دروني مي کند و به بحران مشروعيت آن مي افزايد. بر همین اساس جهاني شدن به اشکال ذیل می تواند دولت- ملت ها را تحت تاثیر قرار دهد :
دولت-ملت که بر حسب تسلط بر قلمرو و افراد سرزمين مشخص آن بنا نهاده شده دچار تحول شده و در نتیجه سرزمين و مرزهای اعتباری دیگر همچون گذشته بستر مناسبي براي اعمال اقتدار و تشريح پديده هاي سياسي ، اقتصادي و اجتماعي محسوب نمی شود. به همین دلیل هابرماس توصيه مي کند که اصولا نظريه پردازي بايد از “دام سرزميني”حذر کند. همین امر سبب گردیده تا کارايي و نیز کارکرد حکومت ها در قالب دولت مدير در شرايط جهاني تغییر يابد. زیرا قوانين مورد استفاده دولت مدير به طور عمده در محدوده سرزميني آن کارايي داشت . در حالي که شرايط جديد جهاني مستلزم نظام قانوني متفاوتي است. ( هابرماس ، همان23)
با ظهور مسائل جهاني نظير جریان های افراطی بین المللی ، فقر بین المللی و محيط زيست ، دولت ها به اين نتيجه مي رسند که به تنهايي براي حل اين مسائل حياتي کارايي ندارند. ظهور و رشد رژيمها و رویههاي بين المللي جدید نيز گوياي کاهش کارايي دولت ها و نياز ان ها به استفاده از فرايندها و ابزارهاي جهاني است. بگونهای که شرايط جهاني شدن مسائل و پديده هاي جديدي را به وجود آورده که نمي توان در چارچوب دولت- ملت ان ها را مديريت کرد.
همزمان با تغییر چهره دولت ها ، هويتهاي جمعي گذشته مانند هويتهاي ملي متحول شده و بعلاوه هویت های جدیدی در اثر گسترش جهاني توليدات و محصولات فرهنگ توده اي در حال ظهور است. در واقع با تغییر در دولت- ملت ، ساختار اجتماعي- سياسي جوامع مدرن دچار دگرگوني مي شود و بنياد سرمايه داري مدرن بحراني مي شود و به بيان هابرماس:” انگاره خدايان سرزميني قدرت مهار بر قلمرو خود را از کف مي دهند”.(هابرماس ،همان: 121)
با این رویکرد هابرماس در اثر اخیر خود به نام “میان حقایق و هنجارها؛ گفتارهایی در باب نظریه گفتمان قانون و دموکراسی” (۱۹۹۶) به این موضوع میپردازد که برای تحقق اخلاق گفتمانی در عرصه جهانی ، انسان ها باید بر مبنا و محور بحث های اخلاقی حرکت نمایند و سپس در گام بعدی آن را به موضوع جهان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی زیست جهان، کنش ارتباطی، عقلانیت ابزاری، انسجام اجتماعی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی جهانی شدن، سازمان ملل، خاص گرایی، یورگن هابرماس