پایان نامه با واژگان کلیدی جنگ جهانی دوم، روشنفکران، ناسیونالیسم

دانلود پایان نامه ارشد

و ترويج شعر نمايشي و شعر داستاني و سمبليك موفق ‌شد.

7-2-2 شعر متعهد:
ادبیات پایداری نوعی از ادبیات متعهد و ملتزم است که از طرف مردم و پیشروان فکری جامعه، در برابر آنچه حیات معنوی و مادی آنها را تهدید میکند، بهوجود می آید و اصلی ترین مسائل در حوزه آن، دعوت به مبارزه، ترسیم چهره بیدادگری، ستایش آزادی و آزادگری، گشودن افقهای روشن پیروزی، انعکاس مظلومیت مردم، جانفشانی های مبارزان راه آزادی و بزرگداشت شهدای آن است.«این نوع ادبیات در طول تاریخ و در کشاکش تهاجم قدرتها و تدافع جوامع سلطه ناپذیر، همواره به مثابه ابزار و سلاحی بازدارنده رخ نموده و موجبات احیا، تداوم و بقای فرهنگی جوامع مورد هجوم یا تحت سلطه را فراهم آورده است»( کنفانی، 1362: 17) این گونه ادبی، عموماً با زبانی صریح بیان میشود و با توجه به شرایط و مقتضیات هر دوره تاریخی، جلوه آن و نحوه بروز و ظهورش میتواند متفاوت با دوره دیگر باشد. چنانچه در یک برحه تاریخی، نوع ادب معترض، افشاگر و هشداردهنده و در دوره دیگر نوع ادب عارفانه و زاهدانه و در روزگاری دیگر ادب سوگ و مرثیه را در زمره ادبیات پایداری به حساب میآوریم.
ادبیات مقاومت در دیدگاهی وسیعتر تمام آثار ادبی و گونههای شعری را شامل میشود و به عبارتی، میتوان تغزل و تشبیب را نیز شعر و ادب پایداری، پایداری روح در برابر قحط سالی عاطفه شمرد که آثار شعری پنج کشور فلسطین، سوریه، لبنان و عراق، در صف ائل شعر مقاومت واقعاند.(بیدج، 1370: 7-9)
انقلاب 1952 مصر یکی از مهمترین رویدادهای جهان عرب است که آگاهیهای سیاسی اعراب را تا حد زیادی بالا برد و در ادبیات معاصر عرب مسائل تازهای را بهوجود آورد.
دستهبندیهای سیاسی در مصر پس از انقلاب و عنوان کردن تودهها به عنوان قهرمانان سرنوشت ساز کشورها مسأله «تعهد» را در ادبیات و هنر برای اول بار در ادب عرب مطرح ساخت. بدین ترتیب شعر امروز عرب، یکی از پربارترین شعرهای جهان پویای عصر حاضر است. شعری است که صراحت دارد و خشمگین است و مدتهاست که پوستههای سخت محافظهکاری را ترکانده و از اعماق حنجره باتمام توان فریاد میزند: «من وجدان بیدار ملت عربم». این شعری است که عریانی حقیقتش آنقدر نابارورانه و غافلگیرانه است که عدهی زیادی تاب شنیدنش را ندارند.
این صراحت در اتخاب قالب و شکستن دیوارهای کهنه اوزان، نیز در شعر نو عرب دیده میشود که از هر قید و بندی آزاد شده است. (قبانی،1364: 12)

3-2 مروری بر اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران از عصر مشروطه تا کنون
1-3-2 جنبش مشروطه و پیامدهای آن :
آبراهامیان به طور کلی نهضت مشروطه را معلول اتحاد روشنفکران متجدّد و طبقه متوسّط سنّتی می داند. وی در خصوص عوامل اتّحاد بخش آنان می نویسد:
روشنفکران متجدّد با الهام از مشروطیت، ناسیونالیسم و دنیانگری، گذشته را رد می کردند، حال را با اعتراض می نگریستند، و نگاهی تازه به آینده داشتند. علاوه بر این، هم طبقه متوسّط سنّتی و هم روشنفکران متجدّد، به رغم تفاوتهای شان، حملات خود را متوجّه یک هدف کرده بودند: حکومت مرکزی. هر دو، سازمانها، انجمنها و احزاب سیاسی و نیمه مخفی خود را تشکیل می دادند. هر دو آگاه بودند که سلسله قاجار، نه تنها از لحاظ مالی ورشکسته، که همچنین از نظر اخلاقی بی اعتبار، به لحاظ اداری بی کفایت، و مهم تر از همه، از لحاظ نظامی نیز ناتوان است.(آبراهامیان: 1379: 74)
پیامدها و دستاوردهای مشروطه:
الف. تشکیل مجلس ملّی: در تاریخ 14جمادی الثانی 1324، فرمان مشروطیت اعلام، و کمی بعد از آن تاریخ، مجلس شورای ملّی افتتاح شد. نقش مهم طبقه متوسّط سنّتی در ترکیب اجتماعی مجلس انعکاس یافته بود: 26 درصد نمایندگان رؤسای اصناف، 20درصد روحانیان و 15درصد از تاجران بودند. سیمای سیاسی مجلس نیز چنان که انتظار می رفت، در سه(مسلک) وسیع، اما مشخّص که به تدریج به وجود آمد، یعنی سلطنت طلبان(مستبدها)، میانه روها(معتدلها) و لیبرالها(آزادی خواهان) نمایان بود.(همان: 80).
ب. ظهور سازمانهای سیاسی: گشایش مجلس مؤسسّان و انتخابات مجلس ملّی، زمینه سازی پیدایی سازمانهای سیاسی و روزنامه های رادیکال در سراسر کشور بود. در مراکز ایالات، مردم محل، به سرکردگی بازاریان، دست به کار تشکیل انجمنهای مستقل از حکّام ایالات و عموماً مخالف با آن شدند. در پایتخت بیش از سی انجمن مشروطه خواه در صحنه سیاسی ظهور کرد. بعضی از این انجمن ا مانند انجمن اصناف، انجمن مستوفیان، و انجمن طلاّب، انجمنهای صنف بودند. بقیه، مانند انجمن آذربایجانیها، ارامنه، انجمن کلیمیان، انجمن زرتشتیان و انجمن ایرانیان جنوب، باشگاه هایی قومی شمرده می شدند. از بین این انجمنها فعّال تر و بزرگتر از همه، انجمن آذربایجانیها بود، که سه هزار عضو داشت. این انجمن را تاجران تبریزی و مهندس جوانی در رشته برق از قفقاز به نا م حیدرخان عمواوغلی تشکیل دادند. حیدر خان، متولّد خانوادهای طبابت پیشینه در آذربایجان ایران بود؛ در آذربایجان روسیه درس خوانده و وارد حزب سوسیال دموکرات روسیه شده و با برادر بزرگش و نریمان نریمانف، حزب سوسیال دموکرات ایران را در باکو تشکیل داده بود.
ج. ظهور روزنامه های رادیکال: تعداد روزنامه ها و نشریاتی که در داخل ایران متشر می شد، از شش فقره در آستان انقلاب به بیش از یکصد فقره در مدّت ده ماه پس از مجلس مؤسّسان رسید. بسیاری از نشریات، عناوین خوش بینانه, ناسیونالیستی و رادیکالی چون ترقّی, بیداری, وطن, آ دمیت, اتّحاد,ا مید و عصر نو داشتند. برجسته ترین و مشهورترین نشریه ها را اعضای انجمنهای مخفی می نوشتند. میرزا رضا تربیت و سید محمد شبستری، اعضای مرکز غیبی در تبریز، روزنامههای آزاد و مجاهد را در می آوردند. ناظم الاسلام کرمانی از انجمن مخفی در تهران با ندای وطن ظهور کرد. پنج عضو کمیته انقلابی از جمله سلیمان اسکندری، روزنامه های مشهور حقوق، صور اسرافیل، مساوات و روح القدس را منتشر کردند.(همان: 90-93)
2-3-2 ایران در روزگار پهلوی اول:
رضاخان در سال 1304، با خلع دودمان قاجار از سلطنت، خود با عنوان رضاشاه نخستین پادشاه پهلوی ایران شد. در زمان پادشاهیاش که تا شهریور 1320 ادامه یافت کوشید ایران را به سبک غرب درآورد. گفتمان مدرنیسم پهلوی با تأکید بر مضامینی چون توسعه و نوسازی به شیوه اروپایی، ناسیونالیسم ایرانی، مدرنیسم فرهنگی، عقلانیت مدرنیستی و سکولاریسم، به دنبال دادن هویتی یکپارچه به “ملت ایران” و تضعیف هویتهای پراکنده و پاره پاره دوران قاجار بود چنین هویتی طبعاً میبایست درون چهاچوب “دولت ملی مدرن” شکل گیرد و “ناسیونالیسم” ایرانی به شکل هویتی فراگیر بر فراز همه هویتهای مادون ملی گسترش یابد.(مسعود نیا، فروغی، 1391: 84)
دوره پهلوی اول دوره بنیان گذاری دولت- ملت مدرن بر اساس آموزههای ناسیونالیستی است که عمدتاً در دوره مشروطه شکل گرفت.(صادقی، 1384: 42) پیش رفتن به سوی جامعه شبه غربی روح حاکم بر طرح تجددگرایی عصر پهلوی بود. حکومت برای رسیدن به این هدف دو راه را پیش گرفت: نخست، کوشش برای وارد کردن بخشهایی از دانش غربی، بویژه دانش فنی، بروکراسی، اصول اقتصاد و نظام حقوقی جدید؛ و تلاش برای به کارگیری سبک زندگی اروپایی و تغییر الگوی زیست- رفتاری در ایران(علی اکبری، 1384: 232)
رضا شاه در آغاز حکومت خود روابط دوستانهای با علما داشت، اما به تدریج روابط سرد و تیره شد. روحانیون هم واکنشهای متفاوتی در دوره های مختلف حکومت رضا شاه از خود نشان دادند که از حمایت آغاز شد و تا مخالفت ادامه یافت. در سالها و ماههای بعد از کودتای 1299 آشفتگی و هرج و مرج در عرصه فرهنگ و جامعه، زمینه پیدایش حاکمیت مقتدری را فراهم کرده بود. با پدید آمدن چنین وضعی، روحانیون از به قدرت رسیدن رضاخان حمایت کردند؛ این موضوع تا حد زیادی تحت تأثیر سرخوردگی آنها از مشروطهخواهی و همچنین تأثیر شرکت مداوم آشکار رضاخان در مراسم مذهبی قبل از تحکیم موقعیت او بود. بنابراین در آغاز قدرت، رضاخان با همراهی علما و تأیید آنان مواجه شد، اما این حسن نیت و روابط صلحجویانه دوام نداشت (حسام، 1382: 98-100)
تغییر ساختار آموزشی و کمرنگ شدن نقش روحانیون در اداره امور آموزشی و سپردن آنها به نیروهای تحصیل کرده جدید، عرفی شدن فرهنگ را در پی داشت. از نفوذ روحانیون در امور حقوقی و قضایی نیز کاسته شد. تلاش برای برچیدن بسیاری از آداب سنتی و مذهبی مثل مراسم سوگواری، تعزیهخوانی و روضهخوانی نمونههای دیگری از عرفی شدن فعالیتهای فرهنگی است. ورئد زنان به حوزههای زندگی اجتماعی و طرح موضوع حقوق زنان یکی از کوششهای اساسی برنامه ریزان تجدد برای سکولاریزه کردن جامعه بود.
با وجود این رضا شاه دست کم یک چیز را فراموش کرد و آن اینکه ایران را به ابزارهای دولتی مستقل یعنی مردمی با بلوغ سیاسی مجهز کند. دیکتاتوری رضا شاهی تا آنجا که نظم اجتماعی نارسا و فردگرایانه ایرانیان اجازه میداد، مطلق بود. آموزش و پرورش رسمی پیشرفت کرده بود اما مردم از نظر آموزش سیاسی پسرفت کرده بودند.( کاتم، 1371: 12-13)

3-3-2 جنگ جهانی دوم و سقوط رضا شاه:
تحول بزرگی که در نیمه دوم سلطنت رضاشاه، سیاست خارجی ایران را تحت الشعاع قرار داد، روی کار آمدن هیتلر در آلمان و پیشرفت سریع اقتصادی و نظامی آن کشور بود.(طلوعی، 1373: 150) پیش از این انگلستان و فرانسه به سبب تمایلات ضد کمونیستی هیتلر در مقابل توسعه طلبیهای آلمان، سیاستی مسالمت آمیز را در پیش گرفته بودند. این سیاست تا شروع جنگ جهانی دوم ادامه یافت. از این زمان به بعد (زمان قدرت گیری هیتلر) رضاشاه به شدت به آلمان هیتلری متمایل شد و روابطش را با آن گسترش داد این امر، اسباب نگرانی انگلستان را فراهم کرد شوروی هم از این امر ناخشنود بود.
بعد از آغاز جنگ جهانی دوم و مصایبی که انگلستان در آغاز جنگ متحمل شد، رضا شاه انگلیسیها را برای پرداخت بدهیهای معوقه به ایران و افزایش سهم ایران از شرکت نفت، تحت فشار قرار داد. انگلیسیها در آن شرایط دشوار تسلیم شدند؛ ولی کینه و نفرت آنها از رضاشاه دو چندان افزایش یافت. فرصتی که انگلیسیها برای انتقام جویی از وی، مترصدش بودند با حمله آلمان هیتلری به شوروی فراهم شد(مدنی، بی تا: 262)
در کوران جنگ جهانی دوم، پیش از آنکه انگلیس و فرانسه به آلمان اعلام جنگ کنند، ایران بی طرفی خود را به آگاهی دولت انگلستان رسانده بود اما بدیهی است که بی طرفی ایران به سبب اهمیت جغرافیای نظامی نمیتوانست به دیده احترام نگریسته شود؛ مضافاً اینکه بهانه بزرگی چون: تمایل ایران به آلمان نازی، توسعه روابط صنعتی و تجاری با آن کشور و وجود جاسوسان آلمانی در ایران کافی بود تا هر لحظه، هراس هجوم متفقین، فضای ایران را آشفتهتر سازد. سرانجام در سوم شهریور 1320 قوای شوروی با پشتیبانی تانک و هواپیما از شمال و قوای انگلیس از مرزهای غربی، وارد ایران شدند.
ملت ایران که دوره استبداد را میگذراند، طبعاً ارتش را یاری نمیکرد. ارتش ایران هم در حدی نبود که بتواند نیروهای انگلیس و شوروی را عقب بزند؛ ولی اگر مردم به مقاومت برمیخاستند اشغال کشور به سادگی عملی نبود. با شکست ارتش ایران در برابر متفقین، علی منصور نخست وزیر سقوط کرد و ذکاءالملک فروغی زمامدار شد. یکی از پیامدهای اشغال ایران به دست متفقین، سقوط رژیم استبدادی رضاخان و به قدرت رسیدن فرزندش محمدرضا بود.( مدنی، بی تا: 263، آبراهامیان، 1387: 202)

4- 3-2 پهلوی دوم:
با وجودي كه از 1334 به بعد تمامي تلاش محمدرضا در جهت سلطه بر تمامي اركان قدرت دور مي زند، به اعتبار تأثيرپذيري و وابستگي شديد به آمريكا تحولات ناخواسته اي را نيز مجبور است پديد آورد. در سال 1339 كه در آمريكا حكومت تغيير كرد و جان. اف. كندي به قدرت رسيد، دولت آمريكا سياست ليبراليسم را در پيش گرفت و به ظاهر جان. اف. كندي به دليل متهم بودن محمدرضا به ديكتاتور از او خوشش نميآيد به همين دليل شاه به علم و اقبال توصيه نمود كه دو حزب به نام (مليون و مردم) به وجود آورند. همچنين محمدرضا، اميني را به نخست وزيري منسوب نمود كه مورد اعتماد آمريكا قلمداد مي شد. ولي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی جبران خلیل جبران، مکتب کلاسیک، رئالیسم انتقادی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی اجتماعی و سیاسی، انقلاب مشروطه، اخوان ثالث