پایان نامه با واژگان کلیدی تعارض کار، ایفای نقش، زمان بندی

دانلود پایان نامه ارشد

خانواده پس از پاسخ فرد به موقعیت تعارض آمیز، ادراک می گردد. به اعتقاد این محققان علی رغم دیدگاه آنان تعریف تعارض کار- خانواده وجود فشار نقش های ناسازگار متقابل را مشخص می کنند و تداخل بین دو نقش را مدنظر ندارند، اما هم در نظریه و هم در روش چنین فرض شده است که کار یا خانواده با هم تداخل پیدا می کنند. حال آنکه تعیین جهت تداخل نقش، زمانی میسر است که فرد به موقعیت تعارض آمیز پاسخ دهد. در این حالت زمانی که فرد به فشارهای همزمان نقش ها از طریق اختصاص زمان بیشتر به کار در برابر خانواده پاسخ می دهد، احتمالاً چنین ادراک می کند که کار با وظایف خانوادگی او تداخل دلرد. در اینجا گرینهاوس و بیوتل با استناد به تحقیق هال(1972) بیان کرده اند که مردان در ایفای نقش های متعدد، ابتدا کار و سپس خانواده را اهمیت می دهند. در حالی که زنان اغلب بر اساس انتظارات ساختاری با تقاضاهای همزمان کار و خانواده مواجه می شوند. آنان نتیجه می گیرند که زنان در مقایسه با مردان سطوح بالاتری ار تعارض کار- خانواده را تجربه می کنند. آنها همچنین با استناد وجود تفاوتهای جنسیتی در نوع مجازات افراد در صورت عدم ایفای نقش به این نتیجه می رسند که احتمالاً جهت تداخل نقش بر حسب جنسیت برای زنان و مردان متفاوت است، بدین ترتیب که زنان تعارض را از خانواده به کار و مردان تعارض را از کار به خانواده تجربه می کنند(امیرسالاری،1386).
در قضیه ششم، مدل تعارض کار- خانواده با مرحله معینی از زندگی شخص پیوند می خورد، در این قضیه گرینهاوس و بیوتل از یک سو با استناد به تحقیق بایلن85(1970) اظهار می کنند که تعارض کار- خانواده در مراحل اولیه زندگی شغلی شخص شدیدتر است. فرد در سالهای اولیه اشتغال از هر قلمرو نقش های کاری و خانوادگی فشارهای قوی تری می پذیرد. در واقع یکی از وظایف اصلی فرد شاغل برای اجتماعی شدن در شغل خویش، مواجهه با این فشارهای شغلی و خانوادگی است. از سوی دیگر این احتمال نیز وجود دارد که تعارض کار- خانواده در طول مرحله میانه زندگی شغلی شخص شدیدتر باشد، زیرا در مرحله میانی زندگی شغلی(در سن 35-42 سالگی) این احتمال وجود دارد که افراد دوباره به سوی زندگی خانوادگی روی آورند و توجه بیش از حد به کار را مورد تردید قرار دهند.
در قضیه هفتم، گرینهاوس و بیوتل بین حمایت از دیگران با تعارض کار- خانواده ارتباط برقرار می کنند. این قضیه ناظر به حمایت اجتماعی است که به دو شکل با تعارض کار- خانواده مربوط می شوند: نخست از این طریق که اعضای یک مجموعه نقش را از راه فراهم کردن تقاضاهای زمانی کمتر، فشار کمتر یا انتظارات منعطف تر نسبت به فرستنده نقش مستقیماً فشارهای نقش معین را کاهش می دهند، دوم حمایت اجماعی ممکن است رابطه بین تعارض کار- خانواده و پیامدهای منفی آن بر سلامت روانی و اجتماعی فرد را از طریق تأثیر ابعاد ویژه حمایت(عاطفی، ابزاری و اطلاعاتی) بر تعارض، تعدیل کنند(امیرسالاری، 1386).
مدل گرینهاوس و بیوتل از چند نظر حایز اهمیت است: نخست از جهت نگرش وسیع کل گرایی که در بررسی ابعاد و جنبه های متعدد پدیده تعارض کار- خانواده بکار گرفته است. دوم از حیث سنخ شناسی سه گانه این نوع تعارض و شناسایی منابع بروز آن بر تفکیک کار و خانواده. سوم از لحاظ توجه آنها به عامل جنسیت. چهارم به این خاطر که به ماهیت دوسویه تعارض کار- خانواده لااقل در قضایای مدل توجه نموده است. درمجموع با استفاده از دسته بندی تعارض کار- خانواده به سه گونه کلی می توان منابع متفاوت هر یک را در حوزه خانواده در کار باز شناخت و به ساز و کار عمل آنها پی برد. با این همه مدل گرینهاوس و بیوتل دارای ابهامات و ضعف هایی نیز می باشد. مهم ترین ضعف آن عدم توجه به پیامدهای بروز تعارض کار- خانواده است. نکته دیگر مبهم بودن ساز و کار و چگونگی تأثیر متغیرهای شغلی و خانوادگی است. در این مورد مدل توضیح نمی دهد که چه رابطه ای بین برجستگی نقش و مجازات منفی با منابع شغلی و خانوادگی ایجادکننده ی فشارهای ناسازگار بین کار و خانواده وجود دارد و چگونه اثر برجستگی نقش و مجازاتها از طریق خصایص شغلی و خانوادگی بر تعارض کار- خانواده منتقل می شود(رستگار خالد، 1385).
2-12-2 مدل تقاضاهای ساختاری خانواده و تعارض کار – خانواده وایدانوف
در مدل پیشنهادی وایدانوف (1988) برای تبیین تعارض کار- خانواده، او بر تأثیر خصایص نقش کاری و تقاضاهای ساختاری خانواده بر بروز این نوع از تعارض تأکید می کند. مطابق دیدگاه وی عوامل مذکور از دو طریق موجب تعارض کار- خانواده می شوند.
1-2-12-2 عوامل مرتبط با زمان
از آنجا که بیشترین وظایف کاری و خانوادگی در مکان های جداگانه ای انجام می شوند افراد عموماً در زمان یکسان به نقش های کاری و خانوادگی دسترسی ندارند و بنابراین به طور همزمان قادر به ایفای نقش دیگر نیستند.

2-2-12-2 سرایت روانی از نقش های کاری یا خانوادگی
این عوامل می تواند بر فراهم بودن شرایط روانی و میزان انرژی در دسترس برای ایفای نقش دیگر تأثیر گذارد. این سرایت می تواند هم مثبت و هم منفی باشد. شرایط تنش آمیز در یک نقش و انتقال آن به نقش دیگر از انرژی لازم برای ایفای نقش دیگری می کاهد در حالی که رضایت از نقش می تواند به نقش دیگر منتقل شود(آیکان، 2005. به نقل از ملکیها، 1387).
جنسیت
در مدل وایدانوف جنسیت و کنترل افراد بر موقعیت شغلی، خود نقش تعیین کننده ای در تعارض کار- خانواده دارد. نقش های جنسیتی سنتی برای مردان و زنان متفاوت است. به طوری که مردان بیشتر نسبت به مسئولیت های کاری و زنان نسبت به نقش خانوادگی اهمیت قائلند و تعارض کار- خانواده برای مردان با خصایص نقش شغلی و برای زنان با تقاضاهای ساختاری خانواده ارتباط قوی تری دارد. این استدلال بر پایه نظریه تأثیر پذیر نامتقارن کار- خانواده پلک86(1984) استوار می باشد. به نظر پلک نقش های شغلی و خانوادگی به طور نامتقارنی بر هر دو جنس تأثیرگذارند. بدین ترتیب که زنان نقش های خانوادگی خود را بیشتر در نقش شغلی خود دخالت می دهند. مارکز87(1982) نیز در نظریه توازن نقش معتقد است که مردان غالباً و به طور کامل به نقش های شغلی خویش متعهد می شوند و برای آنکه از پذیرش مسئولیت نقش های خانوادگی اجتناب کنند به عذر کمیابی زمان و انرژی متوسل می شوند و همین عذر مشارکت آنها را در زندگی محدودتر می کند(آیکان،2005، به نقل از ملکیها، 1387).
کنترل کار
به اعتقاد وایدانوف افرادی که از کنترل بیشتری بر زمان و تنش های پیوسته یا وظایف کاری خود برخوردارند ایفای نقش های خانوادگی، کمتر مانع از ایفای نقش های شغلی می شود در نتیجه دچار تعارض کمتری می شوند. بنابراین به میزانی که افراد بتوانند بر شرایط کاری خود تأثیر بگذارند از تأثیر ویژگی های نقش شغلی بر تعارض کار- خانواده کاسته می شود و در نتیجه انتظار می رود که توانایی فرد شاغل در اعمال کنترل بر برنامه زمان بندی کار افزایش یابد و از میزان تعارض کار- خانواده کاسته شود. افرادی که بر برنامه زمان بندی کار خود کنترل دارند بهتر می توانند وظایف شغلی خود را با وظایف خانوادگی متناسب سازند. همچنین کسانی که در انتخاب شیوهه ها و روش های انجام کار، دارای استقلال عمل هستند بهتر می توانند اثرات منفی ناشی از فشار کار را بر زندگی خانوادگی خویش محدود کنند(ماتسوئی88، 2007).
خصایص نقش کاری
نقش شغلی از دو طریق با تعارض کار- خانواده مرتبط است.
الف) تعداد و برنامه زمان بندی ساعات کار
ب) ویژگی های شغلی
بر پایه مدل وایدانوف، انتظار می رود که میزان و برنامه ساعات کاربا تعارض کار- خانواده ارتباط داشته باشد. کارکردن در ساعات طولانی و اضافه کاری باعث می شود که فرد شاغل دسترسی فیزیکی کمتری به فعالیت های خانوادگی داشته باشد و کار در عصر یا شب و یا آخر هفته آنها را از انجام کارهای خانوادگی در مواقع ویژه باز می دارد. خصایص نقش شغلی که موجب تسریع و انتقال احساس از کار به خانواده یا اتلاف انرژی فرد می شود و ارتباط مثبتی با تعارض کار- خانواده و رابطه منفی با خشنودی و تولید انرژی در کار دارد عبارتند از: ابهام نقش کاری، تعارض نقش کاری، میزان تغییرات در کار، تنش در ارتباطات فشار کار. این عوامل احساس اجبار انجام کار سخت و بیش از حد معمول را برمی انگیزد. در حالی که ایجاد انگیزه شغل، تنوع شغلی و خصایص نقش کاری که با مشاغل پرمایه و ارضاکننده پیوسته اند، ارتباط منفی با تعارض کار- خانواده دارند(ماتسوئی، 2007).
تقاضاهای ساختاری خانواده
خصایص ساختاری خانوادگی که مانع از دسترسی فیزیکی به کار می شود و باعث اشتغال ذهنی نسبت به فعالیت های خانوادگی و اتلاف انرژی در روابط خانوادگی می شود و به طور مثبتی با تعارض کار- خانواده مرتیط اند، عبارتند از: میزان وقت صرف شده در کارهای خانوادگی، ساعات کار همسر و تعداد و سن فرزندان. زمان صرف شده در کارهای خانوادگی و به ویژه ساعاتی که با فعالیت های مربوط به مراقبت از فرزندان پیوسته است، احتمال دخالت با ساعات کار را افزایش می دهد و به اضافه بار نقش و تهی سازی انرژی فرد کمک کمی کند. از سوی دیگر زنانی که شوهر آنها تا ساعات طولانی کار می کنند سهم بیشتری از فعالیت های خانه داری و مراقبت از کودک را بر عهده می گیرند و در نتیجه در هماهنگی برنامه زمانی کار و وظایف خانوادگی دچار مشکل می شوند. افزایش تعداد فرزندان و کاهش سن آنها مسئولیت مراقبت از کودکان را سنگین تر می کند و احتمال عدم دسترسی فیزیکی به کار را افزایش داده و موجب افزایش اشتغال ذهنی آنها نسبت به وظایف خانوادگی می شود.
مدل وایدانوف نسبتاً ساده است و از پیچیدگی ها و جامعیت مدل گرینهاوس و بیوتل برخوردار نیست. در این مدل به سه عامل اصلی ایفای نقش یعنی زمان و انرژی و تعهد توجه نشده است ولی به دو خصیصه مهم جنسیت و کنترل کار توجه شده است. هر چند که متغیر کنترل بر رابطه خصایص نقش شغلی با تعارض کار- خانواده تأثیر می گذارد و بر رابطه تعارض با خصایص ساختاری خانواده اثر ندارد. جنسیت نیز صرفاض در تعدیل اثر متغیرهای مستقل شغلی و خانوادگی بر تعارض کار- خانواده تأثیر گذار است(رستگار خالد، 1385).
3-12-2 مدل پیشایند ها و پیامدهای تعارض کار- خانواده دوکسبری و هیگنز
در مدل دوکسبری و هیگنز89 علاوه بر تعارض کاری و تعارض خانوادگی، پیش بین های دیگری شامل درگیری کاری، درگیری خانوادگی، انتظارات کاری و انتظارات خانوادگی به تعارض کار- خانواده افزوده شده است. فرض بر این بوده است که این متغیر ها هم بر تعارض کار- خانواده و هم بر تعارض کاری و تعارض خانوادگی موثرند(آماتو90، 1996، به نقل از ارازی تیمور، 1387).
1-3-12-2 پیشایند های مدل و ساز و کار آنها
در مدل دوکسبری و هیگینز متغیرهای اصلی تبیین کننده تعارض کار- خانواده شامل درگیری کاری، درگیری خانوادگی، انتظارات کاری و انتظارات خانوادگی است. هر یک از متغیرهای مذکور هم به طور مستقیم و هم به طور غیرمستقیم با تعارض کار- خانواده رابطه مثبت دارند، درگیری کاری و انتظارات کاری از طریق افزایش تعارض کاری بر تعارض کار- خانواده تأثیر می گذارند و انتظارات خانوادگی و درگیری خانوادگی از طریق بالابردن تعارض خانوادگی بر تعارض مذکور، موثر واقع می شوند. این متغیرها تعارض کار- خانواده را از طریق ذیل پیش بینی می کنند(نظری، 1383).
درگیری کاری با درگیری خانوادگی شدید به ترتیب به تعارض خانوادگی منجر می شود و به طور مستقیم بر تعارض کار- خانواده تأثیر می گذارند. بوگوبرت91(1999) درگیری کاری را به مفهوم پاسخ روانی مشخص به نقش کاری با شغل کنونی خودو درجه ای که فرد از نظر روانی با شغل همسان می شودد و نیز به مفهوم اهمیت شغلی در خودانگاره یا خودپنداره شخص می دانند و درگیری خانوادگی را به مفهوم اهمیت خانواده در خودانگاره شخص و درجه ای می دانند که شخص از نظر روانی یا درگیری شدید به یک نقش کاری یا خانوادگی با تعداد ساعات فعالیت در آن نقش رابطه مثبت دارد. این ساعت ها از یکسو اضافه بار نقش را افزایش می دهند و از سوی دیگر فرد را از مشکلات موجود در نقش خویش

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی تعارض کار، نقش خانوادگی، انعطاف پذیری Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی تعارض کار، کیفیت زندگی، رضایت از زندگی