پایان نامه با واژگان کلیدی تجددگرایی، جنگ جهانی اول، شیوه زندگی

دانلود پایان نامه ارشد

محافل ادبی و كتب ادبیات پذیرفته شده است و این روزها در نزد نسل جوان طرفداران زیادی دارد. این قالب شعری فاقد وزن عروضی است و ظاهری نثرگونه دارد. سطرها مساوی نیستند و قافیه نیز اگر در آن به كار رود، جای مشخص ندارد؛ اما به دلیل برخورداری از منطق و مكانیسم‌های شعری، نظیر بیان، تخیل، ادراك هنری، آهنگ و تناسبات درونی با نثر متفاوت است. (روزبه؛ 1381: 22) نمایندگان شعر سپید می‌گویند: شعر یعنی كلام مخیل. (محمدی؛ 1381؛ 16)
آغاز حضور این نوع شعر را در ادبیات فارسی باید حدود دهه سی دانست. در اواسط دهه سی تقریباً همه پیشروان شعر نو، شعر منثور را به عنوان شعر پذیرفته بودند و مجلات در سطح وسیعی محل طبع آزمایی شاعران مختلف برای سرودن شعر سپید شده بود. (لنگرودی؛ 1377:‌ 386)
شاملو، بانی شعر سپید است اما، پیش از او نیز كسانی در صدد سرودن شعر منثور برآمدند؛ محمد مقدم، تندر كیا، هوشنگ ایرانی، پرویز داریوش، منوچهر شیبانی، بیژن نجدی و علی پورشیرازی (شین. پرتو) از پیشگامان شعر سپیدند. به ویژه هوشنگ ایرانی تلاش‌هایی برای رسیدن به شعر منثور انجام داده اما، در نهایت موفق نبوده است؛ هر چند به گفته دكتر شفیعی كدكنی درك درستی از مفهوم منثور داشته است. (زرقانی؛ 1384: 322) به نظر می‌رسد: وی در حوزه زبان شعر دچار رفتار افراطی شده؛ علاوه بر آن، تجربه شعری‌اش را قبل از رسیدن مرحله پختگی رها کرده است؛ در حالی که شاملو شعر منثور را جدی گرفت و برای تكامل آن تلاش كرد و همچنین تئوری و زیبا شناسی تعریف شده‌ای برای شعر سپید داشت كه دیگران از آن محروم بودند. (همان: 321)
شاملو در شیوه خود از منابع مختلفی تأثیر پذیرفته است. یكی از این منابع، نثر آهنگین قرن چهارم و پنجم است. منبع دیگری كه شاملو برای شكل دادن به قالب شعرش از آن استفاده كرده، ترجمه عهد عتیق و عهد جدید (تورات) است؛ شاملو برخی اشعار خود را به شكل آیه‌های تورات نوشته است؛ اما فكر آزاد كردن یكسره شعر از قید و بند وزن را از غرب گرفته است. (براهنی؛ 1380: 904-906)
شاملو با شعر شاعران فرانسوی چون لوركا و دیگرانی كه شیوه كلاسیك را كنار گذاشته بودند آشنا می‌شود، خود او می‌گوید حركت نوین شعری او با «لوآر» شكل می‌گیرد. (فلكی؛ 1385: 90) شاملو با وجود بهره‌گیری از منابع مختلف، زبانی مشخص و منحصر به خود دارد كه در میان شاعران دیگر قابل تشخیص است. البته این زبان خاص در ابتدا هنوز صیقل نخورده و بدون نقص نشده است اما بعدها خاصه بعد از «باغ آینه»، زبان شاملو پاك و یكدست می‌شود؛ گرچه همین دقت بیش از حد در كاربرد زبان، شعر او را گرفتار ابهام می‌كند و آن را به تفسیر محتاج می‌سازد. (زرین كوب، 1358: 168)
شعر سپید برای پر کردن جای خالی وزن از شیوه‌های مختلفی بهره می‌گیرد از جمله: بکار بردن قافیه در پایان هر بند؛ ایجاد آهنگ درونی از طریق هم‌آوایی مصوت‌ها و صامت‌ها؛ تکرار کلماتی خاص در یک بند یا شعر. (همان: 17) همچنین یافتن محل مناسب گسست‌ها و پیوست‌ها و چگونگی پی‌هم‌نویسی یا جدانویسی در شعر سپید یكی از عوامل در آهنگین كردن شعر است. شاملو با تجربه طولانی در اشعار تكامل یافته‌اش از این مهارت بهره‌مند بود. (همان: 124) وی شعر سپید را چنین معرفی می‌كند: اگر دعوای مدعیان بر سر آن است كه شعر سپید نمی‌تواند نوعی شعر شمرده شود، حق با ایشان است، شعر سپید شاید رقصی است كه به موسیقی احساس نیاز نمی‌كند. (لنگرودی: 1377: ج 2: 583)
دكتر تقی پورنامداریان دلیل روی آوردن شاملو را به شعر سپید چنین بیان می‌كند: «انتخاب شاملو ناشی از دید خاص او به شعر و توجه به شعر ناب است كه مطالعات وی در شعر نقد شعر غرب در این دید تاثیر و دخالت مستقیم دارد و دیگر عدم تجربه وسیع در وزن شعر فارسی كه خود ناشی از عدم مطالعه پیگیر و مستمر در شعر فارسی است.» (پورنامداریان؛ 1381: 423) شاملو به هر دلیلی كه شعر منثور را انتخاب كرده باشد، در آن موفق شده است. به ویژه كه این قالب به سبب آسانی ظاهری طرفداران زیادی داشته و دارد، اما جز معدودی از انواع خوب آن قابل ذكر نیست. اصولاً تعداد شاعران موفق شعر منثور بسیار كمتر از شاعران موفق دیگر جریانهاست. (محمدی، 1381: 15) از كسانی كه بعد از شاملو و یا همزمان با او شعر منثور سرودند، می‌توان سهراب سپهری، هوشنگ ابتهاج، اسماعیل شاهرودی، منوچهر آتشی و طاهره صفارزاده و…را نام برد.
این روزها شعر سپید میزان طبع آزمایی شاعران جوان و كسانی است كه می‌خواهند خود را در جرگه شاعران ثبت كنند. در زیر نمونه‌ای از شعر سپید شاملو را می‌خوانیم:
نمی خواستم نام «چنگیز» را بدانم
نمی‌خواستم نام «نادر» را بدانم
نام شاهان را
محمد خواجه و تیمور لنگ،
نام خفت دهندگان را نمی‌خواستم و
خفت چشندگان را.
می‌خواستم نام تو را بدانم
و تنها نامی را كه می‌خواستم
ندانستم
(احمد شاملو از دفتر «مدایح بی صله»)

4-4-2 شعر حجم:
اصطلاح شعر حجم برای گونه خاصی از شعر نو بکار گرفته شده است که بوسیله یدالله رویایی و شماری از دوستانش چون- پرویز اسلامپور، بیژن الهی، بهرام اردبیلی و محمود شجاعی در سال 1346-1347 در نشریه “روزن “به صورت حرکتی دست جمعی مطرح شده و در سال 1348 نیز بیانیه رسمی آن به عنوان “بیانیه شعر حجم” به چاپ رسیده است.
شعر حجم، شرح و توصیف واقعیتها نیست بلکه خلق واقعیت یا واقعیتهای دیگر در ماورای واقعیت مادر است. این فضای ذهنی و فاصله فضایی بین واقعیت مادر و ماوری واقعیت، که با عبور تند و جهش و پرش از سه بعد طول و عرض و ارتفاع انجام میشود، اسپاسمان یا حجم است. در شعر حجم واقعیت به سان سکویی است که شاعر پس از ایستادن بر آن به«گریز و پرواز از همان سکو آغاز» میکند تا از واقعیت به ماورای واقعیت و طبیعت برسد. نوعی تصرف ذهن در همان واقعیت و شیئی که سکوی حرکت بوده است. «تمام زندکی شاعر درترسیم همین حیات تازه خیال است؛ در همین رفت و آمد در همین استحاله در همین شدن… این همه برای آن نیست تا در رابطه با طبیعت اطراف شاعر تصویری از اشیاء بدست داده باشد. او در جستجو و در تب و تاب کشف آن مقر ماورایی… میخواهد با شناخت حکمت وجودی شیء و یا در طلب شناخت راز تظاهر هر واقعیت، مآلاً صورتی یا تعبیری از علت غایی آن شیء یا آن واقعیت را ترسیم کند و ناچار به ارتباطهایی میرسد که هیچ هیئت جسمی و ظاهری ارائه نمیکنند و به بیارتباطی میمانند. (رؤیایی، 1357: 25)
بر این اساس، ملموسترین مفهومی که از این اصطلاح میتوان دریافت، آفرینش فضای ذهنی « و یا فاصله ذهنی و یا یک فاصله فضایی3 در ذهن است، که شاعر در شعرش جا میگذارد، که خواننده به میل خود عبور از آن را یاد بگیرد. رویایی در جای دیگر میگوید: حجم یعنی عبور از واقعیت تا ماورای آن؛ گذر کردن از حجمی از خیال و پشت سر گذاشتن فاصله فضایی؛ « یعنی در حقیقت شاعر در عبور تندی که از آن فاصله فضایی دارد از آن تکه فضا مقداری از خودش را در آن جا میگذارد و خواننده وقتی شعر او را میخواند اورا میبیند و بویی و نفسی و خصوصیتی از شاعر را هم مییابد»(رویایی، 1379: 21). به این دلیل است که «حجم در شعر، یک مفهوم ملموس نیست؛ حتی در طبیعت هم همینطور است. به حجم نمیشود دست زد در حالی که به یک سطح میتوانی دست بزنی و لمسش کنی.» (رؤیایی، 1379: 67)

فصل سوم: مبانی نظری؛ ادبیات متعهد

1-3 مدرنیته و مدرنیسم:
بحث از مدرنیته، تجدد، مدرنیسم مهمترین موضوع در عرصه عمل و اندیشه انسان در قرنهای اخیر است. مدرنیته یعنی مدرن بودن. مدرنیته یعنی منش و شیوه زندگی امروزی و جدید. مدرنیته یعنی تخریب مداوم سنت ها و باورهای کهنه ای که با شیوه زندگی همراه شده اند. (جابری مقدم، 1384: 25)
میان مدرنیته و مدرنیسم تفاوت وجود دارد. مدرنیسم در معنای کلی به معنی نوسازی، پیشرفت و توسعه است. نوعی ایدئولوژی است که در پی جایگزین کردن نو به جای کهنه است. و نو و مدرن را برتر از کهنه می داند. مدرنیسم اعراض و نمود بیرونی تفکر مدرن است. (همان)
به بیانی دقیقتر مدرنیسم شکل بیرونی مدرنیته و مدرنیته هویت و روح مدرنیسم است. در ترجمه فارسی مدرنیته از واژه هایی چون تجدد، نو اندیشی، امروزگی و… استفاده می شود و مدرنیسم را به تجددگرایی، نوگرایی و نوسازی ترجمه کردهاند.
تجددگرایی در مقابل سنت است؛ متضمن همه امور صرفا بشری است، و اکنون بیش از هر زمان دیگری و به نحوی روز افزون دربردارنده امور مادون شأن و مرتبه انسان و همه آنچه که از منبع الاهی جدا شده و دور افتاده است. آشکار است که سنت همواره ملازم و همراه حیات انسان و در واقع وجه ممیزه ی آن بوده است، و حال آنکه تجددگرایی پدیده ی بسیار متاخری است. مادام که انسان بر روی زمین میزیسته، مردگانش را دفن کرده و به زندگی پس از مرگ و عالم روح معتقد بوده است. انسان در طی «صدها هزار» سال حیات خود بر روی کرهی زمین نحوه ی نگرش سنتی به عالم را حفظ کرده و از حیث رابطه اش با خدا و طبیعت- به عنوان خلقت خداوند و تجلی او بر انسان- «تکامل» نیافته است. (نصر، بیتا:169-168)
«ایدئولوژی مدرنیسم همپای نو شدن مدرنیزاسیون جوامع اروپایی در طول سده ها شکل گرفته است یعنی به موازات قدرت یابی جامعه مدنی در برابر دولت، قاعده بندی زندگی و مناسبات با قانون، اهمیت یافتن فردانیت، پیدایش دولت های دموکراتیک و مهمتر، این همه را «تحقق پیروزی خرد انسانی» دانستن. خرد آدمی را هم ضابطه ای نهایی و هم توجیه پیشرفت انگاشتن و در اثبات جامعه مدرن نسبت به جامعه سنتی و دینی بود. خرد بود که هم علم را موجه جلوه می داد، و هم موقعیت های زندگی اجتماعی را.» (احمدی، بیتا: 18)
وجه مدرنیسم عصر مدرن
در واقع مدرنیسم ویژگی یک دوران تاریخی است که کم و بیش از قرن شانزدهم میلادی در اروپا آغاز و تا عصر ما ادامه یافته است. در این دوران چهره زندگی بشر در اروپا تغییراتی شگرف اساسی کرده است. از مهم ترین حوادث این دوران پیشرفت سریع علوم و تکنولوژی جدید، وقوع انقلاب های دموکراتیک در اروپا، استقلال آمریکا و گسترش نظام اقتصادی مبتنی بر مبادله کالا در سراسر جهان و افزایش تدریجی دین گریزی (سکولاریسم) است. پرسش مهم درباره این دوران آن است که چه چیز اندیشه بشر را در این دوران از دوران های دیگر متمایز میکند؟
انسان مدرن اعتماد و اتکا به عقل خود کرد و در مقام شناسا در صحنه زندگی حضور پیدا کرد. دست به شناخت طبیعت و خود زد و پیشرفت های زیادی در حوزه های مختلف علمی برایش حاصل شد. انسان مدرن آرمانی چون شهر مدرن را در سر داشت. گمان می کرد با پیشرفت بی کران و غلبه بر طبیعت و تاریخ هر گونه رنج و کمبود در زندگی انسان پایان می یابد. بدین ترتیب با سرعت تمام دست به شناسایی طبیعت و همه قلمروهای ممکن هستی زد. در اواخر قرن نوزدهم در پیامدهای تحقق آرمان مدرنیته تردیدهایی ایجاد شد. نیچه جزو اولین متفکرانی بود که دست به سنجش گری و نقد مدرنیته زد و سعی کرد با تحلیل جدیدی از انسان و عقل انسان جایگاه جدیدی به انسان بخشد. (حقیقی، 1377: 20-19)

2-3 جنگ جهانی اول و ظهور مکتبهای جدید ادبی:
1-2-3 دادائیسم:
دادائیسم مکتبی است هنری که در قرن بیستم میلادی در اروپا رواج یافت (داد، 1375: 125). دادائیسم در رئز هشتم فوریه سال 1916 م. در کافه زوریخ سوئیس متولد شد. دادائیسم مکتبی است پوچگرا و هیچ انگار که در سالهای پس از جنگ جهانی اول رواج داشت در واقع دادا واکنشی است انقلابی به پیامدهای ناگوار جنگ جهانی اول. با شروع جنگ، انتشار کتابها و مجلات متوقف شد و این امر سبب رکود ادبیات و هر در جهان گردید. اوضاع نابسامان و آشفته، حتی افکار هنرمندان را مشوش نموده بود. در همان سالها، نوجوانانی پا به عرصه اجتماع نهادند که بلافاصله از آغوش خانواده و مدرسه، رهسپار میدانهای جنگ میشدند. روشن است که آنها در بدو ورود به جامعه با چه صحنههایی مواجه میشدند؛ صحنههایی مانند مرگ، نابودی، ویرانی، قتل و خونریزی و اسارات. این عامل سبب شد آنها به همة قراردادهای اجتماعی و سیاسی و حتی هنری بدبین گردند و این قوانین را عامل

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی اجتماعی و سیاسی، انقلاب مشروطه، اخوان ثالث Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی اگزیستانسیال، ناخودآگاه، اصالت وجود