پایان نامه با واژگان کلیدی ایران و چین، روابط سیاسی، انقلاب اسلامی، دولت ایران

دانلود پایان نامه ارشد

رهبر چین در آن زمان، در مسیر بازگشت به کشور خود به ایران مسافرت و مورد استقبال و پذیرایی با شکوه پهلوی قرار گرفت، درحالی که دیگرحکومت پهلوی از چهار طرف در داخل کشور احاطه شده و در بن بست قرارگرفته بود. نیمسال نگذشت، حکومت سلطنتی پهلوی سقوط وجمهوری اسلامی ایران تأسیس شد. این سفر به پشتیبانی چین ازحکومت پهلوی تعبیر شد و لذا از این جهت رهبران حکومت جدید و عامۀ مردم ایران از چین منزجر و متنفر بودند و روابط دوجانبۀ چین و ایران دچار سرخوردگی شدیدی شد. (مینگ، 2010: 3)

3-4- مناسبات ایران و چین پس از سیاست درهای باز چین
در دوران مدرن، ایران و چین به عنوان دو امپراتوری شکوهمند، به دلیل ناتوانی در تطبیق با مقتضیات زمانه به تدریج رو به زوال رفتند، به گونه‌ای که در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، عرصه تاخت و تاز قدرت‌های بزرگ شدند و روابط آنان نیز به سردی گرایید. به تدریج که دو کشور از زوال فاصله گرفتند و روند بازیابی قدرت و جایگاه خود را آغاز کردند، روابط آنان نیز مجدداً برقرار شد و رو به گسترش نهاد.
در سه دهه اخیر و در واقع از آغاز دوره «اصلاحات و سیاست‌ درهای باز»، چین به سرعت در حال قدرت‌یابی است. اقتصاد این کشور در طول این دوره به رده سوم جهان ارتقا یافته و نقش آن در صحنه بین‌المللی پراهمیت شده است. اهمیت این نقش به گونه‌ای است که اکنون کمتر تصمیم استراتژیکی در سطح بین‌المللی بدون مشورت با این کشور و در نظر داشتن دیدگاه‌های آن اتخاذ می‌گردد. (شریعتی نیا، 1388: 1)
درسال 1979، چین سیاست اصلاحات و درهای باز را به مورد اجرا گذاشت و با آمریکا روابط سیاسی برقرار ساخت؛ در همان سال، انقلاب اسلامی در ایران به وقوع پیوست. این دو رویداد ساختار بین المللی در اواخر دوران جنگ سرد راتغییر وروابط چین وایران را متحول کرد. چین از شرایط درهای بسته به سمت درهای باز گروید و با آمریکا رابطۀ سیاسی برقرار کرد. جامعۀ سیاسی ایران نیز از گرایش به غرب به‌صورت افراطی به مذهب و انقلاب گرایش پیدا کرد و روابط و هم پیمانی آمریکا و ایران پس از 30 سال به دشمنی تبدیل شد. سیاست‌های چین و ایران در این دوره تقریباً همزمان بر خلاف جهت یکدیگر و معکوس به حرکت در آمد.
چین که در مرحلۀ آغازین اصلاحات و درهای باز قرار داشت، هرج و مرج را به نظم تبدیل کرد و در امور خارجی خود به طور عمده مشکلات روابط و دشمنی چین و شوروی را که سال‌ها گرفتار آن بود حل کرد و مشغول رسیدگی و سر و سامان دادن به مسائل رابطۀ خود با آمریکا که به تازگی آغاز شده بود شد و وقت و میلی به درگیر شدن در مسائل و گرفتاری‌های خاورمیانه را نداشت. با در نظر گرفتن شرایط خاص آن زمان چین، درک انقلاب اسلامی ایران برای چین مشکل بود. ایران هم به علت تأسیس حکومت جدید و آرام نبودن اوضاع داخلیش، گرفتار مبارزات داخلی بود. علاوه بر این، عموم مردم ایران از سفر رهبر چین به ایران در آستانۀ پیروزی انقلاب اسلامی ناراضی بودند. لذا روابط بین چین و ایران برای مدتی به سردی گرایید.
حکومت انقلاب اسلامی ایران ایدۀ «صدور انقلاب» به خارج را تبلیغ می‌کرد که برای چهرۀ آن در جامعۀ بین المللی مناسب نبود. از این جهت وقتی در 21 سپتامبر 1980 جنگ ایران و عراق شروع شد، جامعۀ بین الملل بیشتر با عراق اظهار همدردی می‌کرد و ایران احساس انزوا و بدون پشتیبانی داشت. درچنین شرایطی چین از معدود کشورهایی بود که نسبت به جنگ ایران و عراق بی طرف بودند.
ایران به سرعت نسبت به حسن نیت چین عکس العمل نشان داد. دوهفته بعد، خامنه ای رهبر مذهبی کنونی و نمایندۀ مجلس در آن زمان به عنوان نمایندۀ ویژۀ نخست وزیر ایران به چین سفر کرد تا مواضع ایران را در مورد مسائل بین المللی روشن سازد و از آن پس، روابط دو کشور گرم شد. (مینگ، 2010: 4)
جمهورى خلق چين به عنوان يک کشور جهان سومى و يکى از اعضاى دائم شوراى امنيت براى ايران اهميت زيادى داشت و در مقابل ايران نيز به عنوان قدرتى در حوزه خليج فارس براى طرف چينى حائز اهميت بود.
يکى از انگيره‌هاى ايران در توسعه روابطش با چين شعار نه‌غربى نه‌شرقى بود. زيرا چين کشورى مستقل، غير متعهد و آسيايى بود و به علاوه نه تنها سابقه استعمارگرى نداشت بلکه خود نيز مدت‌ها تحت استعمار دولت بزرگ قرار داشت، لذا روابطش با ديگر کشورها را براساس اصول پنجگانه همزيستى مسالمت‌آميز توسعه مى‌داد. سفر سال ۱۹۸۵ جناب آقاى هاشمى رفسنجانى به پکن در تغيير ديدگاه مقامات چين نسبت به سياست مستقل ايران تأثير بسيارى داشت و اين سفر نقطه عطفى در روابط دو جانبه گرديد و باعث گسترش روابط شد.
به طور کلى چين از طرفى به علت مواضع مستقل جمهورى اسلامى ايران خواهان موفقيت ايران بود و از طرف ديگر به علت اختلاف در بعضى از مسائل نظير مسئله خاورميانه که در صورت پيروزى کامل در جنگ مى‌توانست معادلات منطقه‌اى را تغيير دهد، خواهان پيروزى کامل ايران نبود. در مجموع چين معتقد به ايجاد نوعى توازن بين دو کشور بود. در دوران جنگ تحميلى چين به صورت يکى از فروشندگان سلاح درآمد. بعد از جنگ اگرچه اين کشور علاقمندى خود را براى شرکت در بازسازى ايران اعلام داشت ولى عملاً عجله زيادى نشان نمى‌داد. چين عليرغم سفرهاى مقامات جمهورى اسلامى ايران، به دليل جنگ و ملاحظات سياسى مقامات خود را به ايران اعزام نمى‌کرد. در اين راستا هر گاه سفرى صورت مى‌گرفت طرف چينى خواهان حفظ توارن بين عراق و ايران بود. اما با پايان يافتن جنگ و افزايش نقش ايران در منطقه سفر مقامات چينى به ايران امکان پذير گرديد. لذا در سال ۱۳۷۰ ابتدا لى پنگ نخست‌وزير چين به همراه چيان چى چن و یانگشان کن رئيس جمورى چين راهى ايران شدند. پيش از او فقط ون لى رئيس کنگره ملى خلق از ايران ديدار کرده بود. (آفتاب، بی تا: 3)
پس از ورود به قرن 21، اقتصاد چین با سرعت زیادی توسعه یافت و نیاز چین به منابع انرژی به شدت افزایش پیدا کرد. از سال 2000 تا 2002، واردات نفت چین از ایران به ترتیب 7 میلیون تن، 10/85 میلیون تن و 11/107 میلیون تن بود که به ترتیب 10 درصد، 18 درصد و 15/16 درصد از ارزش کل واردات نفت چین را تشکیل می‌داد. در سال 2001، ایران از میزان صدور نفت عمان به چین تجاوز کرد و به نخستین کشور بزرگ وارد کنندۀ نفت به چین تبدیل شد.
پس از انقلاب اسلامی ایران در سال 1979، عامل آمریکا معمولاً مانع بزرگی در روابط چین و ایران محسوب می‌شود. به دلیل دشمنی ایران و آمریکا، مسائل ایران به یکی از مسائل مهم روابط چین و آمریکا تبدیل شده است. به ویژه پس از آن که میزان اتکای چین به تأمین انرژی از ایران به سرعت افزایش یافته و مسئلۀ هسته ای ایران در سال 2003 بروز پیدا کرد، این مسئله خیلی برجسته تر شد. آمریکا از چین می‌خواهد در زمینۀ مقابله با ایران با آمریکا هماهنگ شود و ایران به عنوان کشور بزرگ تأمین کنندۀ منابع انرژی چین از این کشور انتظار دارد هنگام تحت فشار قرار گرفتن از سوی آمریکا از ایران پشتیبانی کند. (مینگ، پیشین: 5)
بیش از چهار دهه از برقراری روابط سیاسی ایران و چین می‌گذرد. هرچند این دو بازیگر مؤثر در شرق و غرب آسیا روابطی دیرینه و به درازای تاریخ جاده ابریشم دارند اما روابط سیاسی و اقتصادی دو کشور در سال‌های اخیر با انتقاداتی از سوی ناظران و تحلیل‌گران غربی نیز همراه بوده است؛ از این رو بسیاری روابط سیاسی و اقتصادی دولت ایران و چین را در ده سال گذشته به حضور چشمگیر کالاهای مصرفی نه چندان باکیفیت چینی در بازارهای ایران و عدم وتوی قطعنامه‌های ایران در سازمان ملل متحد از سوی چین تقلیل داده‌اند. (محمدیان، 1393: 1) به هر صورت نمی‌توان نقش تحریم‌هایی را که علیه ایران اعمال شده، در گسترش روابط تجاری دو کشور نادیده گرفت.
3-5- روابط تجاری ایران و چین؛ از دیرباز تاکنون
براساس منابع موجود در زمان سلطنت مهرداد دوم (اشک نهم 124-76 قبل از میلاد) روابط دو کشور برقرار شد. ایرانی‌ها و چینی‌ها در دو سوی آسیا و به فاصله هزاران فرسنگ توانسته بودند در روزگاران گذشته با وسایل ابتدایی سفر با یکدیگر مناسبات فرهنگی و بازرگانی برقرار نمایند. از این رو اگرچه روابط جدید ایران و جمهوری خلق چین به 40 سال پیش باز می‌گردد ولی در واقعیت امر ایران و چین دو کشور با حوزه تمدنی منحصر به فرد خود از هزاران سال پیش با یکدیگر ازتباط داشته‌اند.
براساس منابع موجود در زمان سلطنت مهرداد دوم  (اشک نهم 124-76 قبل از میلاد) روابط دو کشور برقرار شد. و سفیر چین در اواخر سده دوم قبل از میلاد به ایران سفر کرد. در نتیجه مسافرت فرستاده ویژه امپراطور چین، دولت اشکانی تسهیلات کافی را برای تجارت جهانی چین به وجود آورد. و از این تاریخ جاده ابریشم به‌عنوان مسیر اصلی تجرات و سیاسیت بین شرق و غرب آسیا  به ایفای نقش منحصر به فرد خود پرداخت به گونه ای که امروزه نیز این جاده محور برخی از سیاست‌های تجاری و سیاسی آسیا می‌باشد.
علیرغم فراز و نشیب‌های فراوان در تاریخ ایران و چین و حکومت‌های متعدد، حفظ و توسعه روابط دو جانبه دو کشور از اصول خدشه ناپذیر سیاست خارجی ایران و چین بوده است. (سرکنسولگری ایران- شانگهای، بی تا: 1)
در دوران مدرن، ایران و چین به عنوان دو امپراتوری شکوهمند، به دلیل ناتوانی در تطبیق با مقتضیات زمانه به تدریج رو به زوال رفتند، به گونه‌ای که در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، عرصه تاخت و تاز قدرت‌های بزرگ شدند و روابط آنان نیز به سردی گرایید. به تدریج که دو کشور از زوال فاصله گرفتند و روند بازیابی قدرت و جایگاه خود را آغاز کردند، روابط آنان نیز مجدداً برقرار شد و رو به گسترش نهاد.
در سه دهه اخیر و در واقع از آغاز دوره «اصلاحات و سیاست‌ درهای باز»، چین به سرعت در حال قدرت‌یابی است. اقتصاد این کشور در طول این دوره به رده سوم جهان ارتقا یافته و نقش آن در صحنه بین‌المللی پراهمیت شده است. اهمیت این نقش به گونه‌ای است که اکنون کمتر تصمیم استراتژیکی در سطح بین‌المللی بدون مشورت با این کشور و در نظر داشتن دیدگاه‌های آن اتخاذ می‌گردد. (شریعتی نیا، 1388: 1)
بیش از چهار دهه از برقراری روابط سیاسی ایران و چین می‌گذرد. هرچند این دو بازیگر مؤثر در شرق و غرب آسیا روابطی دیرینه و به درازای تاریخ جاده ابریشم دارند اما روابط سیاسی و اقتصادی دو کشور در سال‌های اخیر با انتقاداتی از سوی ناظران و تحلیل‌گران غربی نیز همراه بوده است؛ از این رو بسیاری روابط سیاسی و اقتصادی دولت ایران و چین را در ده سال گذشته به حضور چشمگیر کالاهای مصرفی نه چندان باکیفیت چینی در بازارهای ایران و عدم وتوی قطعنامه‌های ایران در سازمان ملل متحد از سوی چین تقلیل داده‌اند. (محمدیان، 1393: 1) به هر صورت نمی‌توان نقش تحریم‌هایی را که علیه ایران اعمال شده، در گسترش روابط تجاری دو کشور نادیده گرفت.

فصل چهارم:
تحریم‌های یک جانبه و بین المللی علیه ایران و تأثیر آن بر روابط ایران و چین

4-1- پیشینه تحریم علیه ایران
نخستین تحریم جامع سراسری علیه ایران در دوران معاصر، تحریم بریتانیا علیه ایران به‌منظور واکنش در برابر انتخاب دکتر محمد مصدق به وزارت بود که هدف ملی سازی صنعت نفت را دنبال می‌کرد.
از جمله تحریم‌هایی که دولت انگلیس برای ایران در نظر گرفت، این بود که اعلام کرد هر کس نفت ایران را بخرد تحت تعقیب قضایی قرار خواهد گرفت و در نتیجه این سیاست بسیاری از کشورها تمایلی به خرید نفت ایران از خود نشان نمی‌دادند. تحریم نفتی بریتانیا علیه ایران، نه تنها موجب ایجاد مشکلات در سطح بین‌المللی می‌شد بلکه در سطح داخلی نیز مردم ایران را با گرانی بی‌سابقه‌ و تورم بیش از اندازه رو به رو ساخت.
از دیگر تحریم‌های دولت انگلیس این بود که از نظر فکری وسیاسی نیز ایران را تهدید کند. در برخی جراید تبلیغی ارگان شرکت نفت مطالبی را منتشر کرد که بخش‌های جنوبی را علیه دولت ایران تهدید کند. این امر با واکنش شدید نمایندگان مجلس روبه‌رو شد. (آبراهامیان،1382: 285-295)
چون از این ترفند سیاسی نتیجه‌ای عاید نشد و به همراهی دولت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی روابط سیاسی، سازمان ملل، سازمان ملل متحد، ایران و چین Next Entries دانلود پایان نامه درمورد آداب و رسوم، استان هرمزگان، فرهنگ و تمدن، بندر عباس