پایان نامه با واژگان کلیدی ایران و چین، اقتصاد کشور، خلیج فارس، خاورمیانه

دانلود پایان نامه ارشد

صنایع ایران در وضعیت گلخانه‌ای قرار گرفته بودند و رقابت برای ارتقای کیفیت آن‌ها بسیار کمرنگ شده بود. از سویی شرکای تجاری ایران نیز افزایش می‌یابد. اگر نگاهی به آمارهای سال‌های گذشته داشته باشیم خواهیم دید که تنوع شرکای تجاری کشور به‌شدت کاهش یافته و تجارت ایران محدود به چند کشور شده بود که این امر ریسک سرمایه‌گذاری تجاری کشور را بالا برده بود، اما اکنون با فراهم‌کردن شرکای تجاری یا مشتریان محصولات تولید داخل، قدرت چانه‌زنی ایران چه درخرید و چه در فروش محصولات افزایش خواهد یافت. اگر فضا بازتر و مبادلات گسترده شود، راه واردات محصولات خارجی به کشور باز می‌شود و با تنوع محصولات در بازار داخلی روبه‌رو خواهیم شد و به این ترتیب تولیدکنندگان داخلی با محصولاتی روبه‌رو خواهند شد که کیفیت بالاتر و قیمت معقول‌تری دارند و در این شرایط مجبور به رقابت با رقبای خارجی خواهند شد. در این شرایط تولیدکنندگانی باقی خواهند ماند که بتوانند در رقابت با رقبای خارجی، محصول باکیفیت‌تر و با قیمت پایین‌تر عرضه کنند. افرادی که به‌طور سنتی فعالیت کرده یا حاضر به تطبیق خود با شرایط جدید نیستند دچار مشکل خواهند شد و امکان حذف نیز برای آن‌ها وجود دارد، اما می‌توان با تاکید گفت تولیدات صادرات‌گرا در شرایط جدید با رشد قابل‌توجهی مواجه خواهند شد. (خالقی، 1394: 1)
5-6-روندروبه رشدروابط تجاری دوکشور پس ازکاهش تحریم‌ها علیه ایران
این روزها موضوع واردات ایران پس از تفاهم تاریخی ایران و گروه 1 + 5 در آوریل 2015، به یکی از سوژه‌های کارشناسان اقتصادی تبدیل شده است. تجربه سال‌های بحرانی دولت دهم، اکثر بازرگانان وطنی را مجبور کرد که به دلیل عدم اطمینان از بازگشت سرمایه‌هایشان، روش‌های زودبازده را در فعالیت‌های تجاری در پیش گیرند و این احتمال داده می‌شود که با لغو تحریم‌ها نیز به همان روش قبلی باز گردند. بدین جهت بسیاری از تحلیلگران بر این عقیده‌اند که شرایط ایجاد شده پس از تفاهم، نباید منجر به رشد واردات به ایران شود.
برداشته شدن سد تحریم‌ها و افزایش ورود ارز به کشور، باعث افزایش ورود کالاهای خارجی به ایران می‌شود که این امر می‌تواند تاثیرات مثبت و منفی در اقتصاد کشور و معیشت مردم داشته باشد. با حذف تحریم‌ها و تأمین مواد اولیه تولید، واحدهای صنعتی و کشاورزی که به دلیل نداشتن مواد اولیه با ظرفیت کامل کار نمی‌کنند، می‌توانند دوباره فعالیتشان را توسعه دهند، اما این موضوع باید با دقت و ظرافت خاصی انجام شود. در شرایط جدید، واردات باید برمبنای قوانین سفت و سخت گمرکی و وضع تعرفه بر کالاهایی باشد که در ایران به میزان لازم تولید می‌شود. منطقی‌تر این است که در چنین شرایطی گمرک برای حمایت از اقتصاد کشور، در قوانین و تعرفه‌های گمرکی خود تجدیدنظر کرده و برای کالاهای قاچاق، جرائم سنگین وضع کند. البته نباید فراموش کنیم که واردات هوشمندانه کالا علاوه بر این‌که به اقتصاد کشور صدمه‌ای وارد نمی‌کند که با افزایش عرضه شرایط مناسبی را برای خریداران نهایی یعنی مردم ایجاد می‌کند.
در شرایط تحریم بیشتر سود را چینی‌ها از رابطه تجاری با ایران بردند. در سال‌های گذشته رابطه بازرگانی و اقتصادی ایران و چین گسترش قابل توجهی پیدا کرد. بخشی از این روند طبیعی بود؛ چراکه چین به عنوان یک قدرت اقتصادی نوظهور رابطه بازرگانی خود را با بسیاری از کشورها گسترش داده بود.
تحریم‌ها و تشدید آن علیه ایران موجب شد که ایران به دنبال شریک‌های تجاری بگردد که حاضر به دور زدن تحریم‌ها یا دست‌کم سخت‌گیر نبودن باشند. در این راستا، بی‌گمان چین رتبه نخست را داشت و گذر از زمان نشان داد که چنین رابطه‌ای در مجموع به سود ایران نبود. تلاش برای مذاکره برای عادی‌سازی روابط تجاری ایران با کشورهایی اروپایی در دورهای اولیه مذاکرات هسته‌ای دولت یازدهم باعث شد تا مبادلات تجاری ایران و چین در دو ماه نخست سال 2015 میلادی با کاهش 21 درصدی نسبت به مدت مشابه سال قبل مواجه شده است.
دولت دکتر روحانی نشان داده است که اقتصاد ایران را پیش‌بینی‌پذیر کرده و این بزرگ‌ترین هدیه به فعالان اقتصادی است. دولت تدبیر و امید ثابت کرد که برخلاف دولت گذشته نمی‌خواهد با اتکا به درآمدها و منابع مالی، واردات لجام‌گسیخته موجب نابودی تولید ملی بشود. (سلیمی بروجنی، 1394: 1)
چنانچه توافقنامه تیرماه محقق شود رفع تحریم‌ها می‌تواند گشایش‌های بسیاری را به روی اقتصاد کشور باز کند. از حذف واسطه‌ها بگیرید تا تعاملات بیشتر با سایر کشورهایی که کمتر به دلیل شرایط تحریم، فرصت تعاملات با آن‌ها مهیا می‌شد. از طرفی با توجه به اینکه مسیر و چشم انداز متفاوتی باز می‌شود این امر می‌تواند منجر به افزایش صادرات و همینطور بهبود و توازن آن‌ها با واردات ما باشد این در حالی است که ممکن است افزایش حجم تجارت با کشورهای جدید باعث کاهش تجارت با کشورهایی شود که پیش از این تنها جایگاه برای تبادلات ما بوده‌اند. (کاجیان، 1394: 13)
بر همین اساس، در حال حاضر پکن توسعه سیاسی، دفاعی و ارتباط بیشتر با ایران جدید را با توجه به همکاری ایران با غرب در مساله هسته ای بسیار کم هزینه تر می‌بیند. چرا که با توجه به شرایط جدید، پیوندهای عمیق تر پکن و تهران، واکنش تند سیاسی قدرت‌های غربی را در پی نخواهد داشت.
اساساً چین ایران را نه تنها برای حفظ جریان آزاد نفت از خلیج فارس، بلکه به عنوان گره گشایِ آتیِ امنیت انرژی مسیر جاده ابریشم مطمح نظر دارد؛ تنگه مالاکا یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های دریایی جهان به حساب می‌آید که روزانه بیش از 15 میلیون بشکه نفت از آن عبور می‌کند. از سوی دیگر بخش عمده ای از صادرات چین نیز از طریق این آبراه استراتژیک به مناطق دیگر دنیا حمل می‌شود. نظر به حضور و تسلط ناوهای آمریکایی در تمامی مسیر این تنگه و در شرایط وقوع بحران احتمالی میان چین و آمریکا در آینده، خط لوله ایران – پاکستان و همچنین اتصال ایران به خطوط گازی ترکمنستان به سمت چین، ناجیِ تنگنای منافع حیاتی پکن بوده و می‌تواند این تنگه را دور بزند.
از طرفی چرخش اوباما به سمت شرق و مهار چین در سال 2016 موضوعی است که نگرانی‌های امنیتی جدی برای چین و آینده آن به همراه داشته است. در این میان، ایران نقشی تعیین کننده در این ارتباط دارد. از یکسو و با علم به اینکه توافق هسته ای معجزه ای در کاهش تنش میان ایران و آمریکا در پی نخواهد داشت؛ اما هر سیگنال مثبت بین ایران و غرب و خوش بینی در چشم انداز روابط و گرم شدن مناسبات تهران – واشنگتن، ممکن است موقعیت چانه زنی ایران را در روابط با چین بالا ببرد. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که اگر اوباما بتواند یک رابطه جدیدی با ایران برای افزایش ثبات در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس برقرار کند، در طول زمان قادر خواهد بود توجه خود را به سوی شرق آسیا معطوف کند. موضوعی که چین بعد از توافق نهایی از بابت آن در هراس است.
چین به دنبال آن نیست که آمریکا را در خاورمیانه به چالش بکشد یا جای این کشور را به عنوان تأمین کننده امنیت منطقه بگیرد، اما در عین حال دیگر نمی‌تواند استراتژی دیپلماتیک قدیمی خود را دنبال کند و سیاست را از اقتصاد و تجارت جدا نگه دارد. لذا عمل گرایی فعالانه به بارزترین راهبرد دیپلماتیک چین با ایران تبدیل خواهد شد و در آینده شاهد اقدامات استراتژیک و سیاسی بیشتری از این کشور در خاورمیانه خواهیم بود. از آنجایی که چین در آینده وابستگی شدیدی به نفت خلیج فارس خواهد داشت؛ لذا تلاش می‌کند تا حضور اقتصادی و سیاسی خود را در این منطقه افزایش دهد و رویکرد متعادلی در قبال ایران داشته باشد.
بنابراین، تحول در روابط ایران و چین در سال‌های اخیر را باید محصول تأثیرگذاری ترکیبیِ مجموعه ای از متغیرهای داخلی در ایران (روی کار آمدن دولت جدید روحانی)، منطقه ای (خیزش‌های جهان عرب و بحران لیبی و سوریه) و جهانی (ثقل گرایی آمریکا به سمت آسیا – پاسیفیک) در نظر گرفت که توافق هسته ای نقطه اتصال و گرانیگاه موارد فوق است. در نهایت، این توافق، دست ایران را باز می‌گذارد تا با خردمندی در ارسال سیگنال‌های حساب شده به غرب؛ روابط خود را با چین در حوزه‌های اقتصادی و همچنین همکاری‌های امنیتی – دفاعی متوازن کند. (رضایی، 1393: 1)
در واقع، این روزها، با بالا گرفتن احتمال گشایش دیپلماتیک در روابط ایران و غرب، بحث توسعه روابط سیاسی و اقتصادی ایران با کشورهای اروپایی و امریکا باعث تکاپوی تازه ای در منطقه و میان این کشورها شده که نشانه‌هایی از تغییر در رفتار اقتصادی و سیاسی این کشورهاست.
در واقع ایران بر اساس اولویت‌های سیاست خارجی‌اش، دیگر مجبور نیست که فقط نگاه به شرق داشته باشد. در حقیقت به همان اندازه که صرفاً نگاه به غرب زمان شاه معیوب و ناپسند بود، نگاه به شرق انحصاری هم اعم از انتخاب اختیاری ما یا انتخاب اجباری ما، تأمین‌کننده منافع ملی کشور نخواهد بود. زیرا اگر شرق اطمینان از سیاست یکسویه ما نسبت به خودش داشته باشد، به چنگ آوردن منافع اقتصادی سیاسی در ایران را به سهولت امکان‌پذیر می‌داند. شاید آنچه که در دوران فقدان روابط ایران با غرب و به ویژه در دوران تحریم‌ها در عرض چند سال گذشته اتفاق افتاده است مبین تبعات این عدم تعادل سیاست خارجی ایران در روابط با چین باشد. مفروضات چین نسبت به ایران بر این پایه قرار داشت که ایران و به ویژه بانک مرکزی ایران در تحریم بین‌المللی قرار دارد، نفت ایران در تنگنا برای فروش است، منابع خرید کالا برای ایران در جهان محدود شده است، فشار سیاسی بین‌المللی بر ایران تشدید شده است و برخی در غرب به طور جدی با تهدید نظامی ایران در تصور واهی تغییر نظام سیاسی در ایران هستند. در دوران تحریم‌ها روابط ایران و چین فقط در بعد تجاری پررنگ بود و روابط سیاسی و اقتصادی تعریف چندانی نداشت و طرف چینی اعم از دولت یا بخش خصوصی فقط به کسب درآمد از طرف ایرانی می‌اندیشید. در این رابطه بعضاً پروژه‌های اقتصادی به صورت نامتعادل با ایران عقد قرارداد صورت می‌گرفت که بیشتر منافع چین را تأمین می‌کرد و برای ایران یک اجبار بود.
در زمینه تجاری هم مبتذل‌ترین کالاهای چینی راهی ایران می‌شد به ترتیبی که نارضایتی مصرف‌کننده و تولیدکننده ایرانی را برانگیخته بود و حاصل آن هدر رفتن سرمایه‌های طرف ایرانی به شمار می‌رفت. عدم تعادل در روابط فقط به جنبه‌های اقتصادی و سیاسی منجر نمی‌شد بلکه شرکت‌های چینی به‌وفور از قرار گرفتن ایران در دایره تحریم‌ها سوءاستفاده کرده، تعهدات خود را نسبت به ایرانی‌ها انجام نمی‌دادند یا با ضبط وجوه طرف ایرانی از ارسال کالا طفره می‌رفتند و تصور می‌کردند که کشور در تحریم، نمی‌تواند اقدامی انجام دهد. شکایات فراوان‌ طرف ایرانی از شرکت‌های چینی در اتاق بازرگانی، وزارت بازرگانی، وزارت امور خارجه و سفارت ایران در پکن موجود است. بی‌شک دولت دکتر روحانی بایستی به روابط ایران و چین از هر جهت سروسامان داده و به این عدم تعادل در روابط پایان دهد به ترتیبی که روابط دو کشور در تمام ابعاد منطبق بر احترام مقابل و منافع متقابل باشد. چین هم در این رابطه بایستی به سرعت اقدامی عاجل صورت دهد تا از گذشته خود اعاده حیثیت کند وگرنه جایگاه اقتصادی تجاری خود را در ایران در این سطح از دست خواهد داد. (خرم، 1393: 1)
کشورهایی که به واقع در این سال‌ها کاسبان تحریم ایران بودند، حالا هراس دارند که حافظه تجاری ایران فراموشکار نباشد و رابطه آزاد با اروپا و امریکا، آن‌ها را از میدان سود گیری از تجارت با ایران به در کند. حالا دوره تازه دیپلماسی ایران با غرب، هراسی شده بر بدنه تجارت سیاسی و سیاست تجاری کشورهایی که تا همین روزهای اخیر دست از سودجویی روز افزون از ایران بر نداشته بودند. حالا و در روزهایی که اندک اندک نشانه‌های روشنی از توافق ایران با غرب دیده می‌شود، این کشورها در رفتارهایشان تغییر زیر پوستی دیده می‌شود تا معلوم شود، این کشورها خوشحال از رابطه ایران با غرب نیستند. (ایرنا، 1392: 1)

نتیجه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی نفت و گاز، کالاهای مصرفی، اتحادیه اروپا، صنعت نفت ایران Next Entries دانلود پایان نامه درمورد صاحب نظران، ارتکاب جرم