پایان نامه با واژگان کلیدی اگزیستانسیال، ناخودآگاه، اصالت وجود

دانلود پایان نامه ارشد

جنگ و ویرانی بدانند و آنان امیدی به بازگشت ثبات و آرامش جهان نداشتند. از این رو پس از جنگف واکنشی ناگهانی و ویرانگر از خود نشان دادند و مکتب دادائیسم را پایهگذاری کردند(سید حسینی، 1384: 749-758).
تریستان تزار4 (شاعر رومانیایی)، ریشادهولزنبک5(شاعر آلمانی)، ژان آرپ6 و هوگوبال7 (شاعر نویسنده و کارگردان اهل آلمان) اعضای اصلی این مکتب بودند.(انوشه، 1376: 567)
دادائیسمها با هر چیزی که ظاهر عقلانی داشت، مبارزه میکردند و آن را به باد انتقاد و استهزاء میگرفتند و تمام تلاششان بر این بود که به نوعی آزادی مطلق دست یابند. آنها حتی ادبیات را انکار میکردند و از آن متنفر بودند؛ زیرا ادبیات و هنر را وسیلهای برای تبلیغ جنگ میدانستند.(همان، سید حسینی، 1384:753)
این نهضت فکری که در سوئیس متولد شده بود، با فاصله اندکی در فرانسه، آلمان، ایتالیا، هلند، اسپانیا و حتی آمریکا رواج یافت.
دادائیستها جامعه را نقد میکردند ولی زبان آثار آنها به گونهای نبود که مردم با آن ارتباط برقرار کنند و منظور آنها را بفمند. مثلاً شیوة نویسندگی آنها به این ترتیب بود که مقالهای از روزنامهای اتخاب می کردند و آن را با قیچی تکه تکه مینمودند تا حدی که در هر قطعه تنها یک کلمه باقی بماند. آنها قطعات بریدة کاغذ را در کیسهای میریختند و آن را تکان میدادند سپس یکی از آنها را بیرون آورده و در کنار هم قرار میدادند. واضح است که مطلب بدست آمده تا چه حد نامفهوم و بی معنا خواهد بود.(نک: فرهنگ اصطلاحات ادبی: 126)
نمایشنامههای آنها نیز مضحک و مسخره بود (انوشه،1376: 568). اگرچه عقاید و رفتار دادئیستها مبتنی بر ویرانگری و نقص همه امور عقلانی و قوانین اجتماعی بود، اما در پس این ویرانگری، آنها در پی خلق دنیای زیبا و عاری از جنگ و نفرت بودند. به عقیدة آنها هنرمند باید در پی خلاقیت باشد و این خلاقیت را در وجود خود جستجو کند. سنتهای گذشته نباید ذوق و قریحة او را محدود سازد(یوری، 1385: 535)
مکتب دادائیسم بخاطر اغکار و تند روی برخی از اعضای آن و نیز به سبب آنکه نتوانست با مردم ارتباط مناسبی بر قرار کند، عمر چندان طولانی نداشت و پس از سال 1922م رو به ضعف نهاد و در سال 1923م پایان یافت.(انوشه، 1376: 568)

2-2-3 سوررئالیسم:
سوررئاليسم مكتبي است “هنري و ادبي” كه در فاصله جنگ‌هاي اول و دوم جهاني در “اروپا” شكل گرفت. زادگاه اين مكتب كشور “فرانسه” بود. اين جريان فكري در ادامه “مكتب دادائيسم” به وجود آمد. دادائيسم مكتبي “پوچگرا” و “هيچ انگار” بود؛ كه در سال‌هاي پس از جنگ جهاني اول در اروپا رواج يافت. در واقع اين مكتب واكنشي انقلابي در برابر پيامدهاي جنگ جهاني محسوب مي‌شد.(بیگزبی، 1379: 54) در حدود سال 1920 ميلادي، گروهي از دادائيست‌ها به سرپرستي “آندره برتون8” از گروه دادا جدا شدند و مكتبي با نام سوررئاليسم را پايه‌گذاري كردند.(نوری، 1385: 741).
سوررئاليسم، در واقع عصياني است در برابر تمدن غرب؛ چرا كه اعضاي اين مكتب كساني بودند كه دوران نوجواني آنها با جنگ جهاني اول مصادف شده بود. از نظر اين افراد، تمدني كه عامل ايجاد جنگ و ويراني است: به هيچ وجه قابل اعتماد نبود. به همبن سبب، اين نوجوانان با انقلابي فكري و هنري در قالب مكتب سوررئاليسم، اعتراض خود را به اين تمدن و جهان صرفا “مادي” نشان دادند.
مكتب سوررئاليسم توجه ويژه‌اي به قواي روحي انسان دارد. سوررئاليست‌ها مي‌كوشيدند با كمك اين نيروها، شرايط نابسامان زندگي خود را تغيير دهند. به عقيده آنها اگر نيروهاي پنهان روح انسان آزاد گردد، دستيابي به يك زندگي بهتر چندان دور از انتظار نخواهد بود. آنها زندگي بر مبناي عقل را ناكار آمد مي‌دانستند.
سوررئاليست‌ها در آغاز كار در مقابل افكار دادائيست‌ها ايستادند؛ چرا كه بر خلاف دادائيست‌ها كه به طور كلي ادبيات و هنر را انكار مي‌كردند، سوررئاليست‌ها خواهان ايجاد تحول در ادبيات و هنر بودند. آنها با عقايد پوچ و كوركورانه دادائيست‌ها مخالف بودند و راهي براي رسيدن به رستگاري را جست‌ و جو مي‌كردند. سرانجام آنها رستگاري را در آزادي مطلق انسان از همه قيد و بندهاي اجتماعي و فردي يافتند.
سوررئاليست‌ها براي گريز از جهان واقعي به واقعيتي ديگر پناه بردند كه در وراي واقعيت‌هاي ظاهري وجود داشت. اين جنبش همه ارزش‌هاي انساني را نفي نمي‌كرد، بلكه در پي يافتن ارزش‌هاي تازه‌اي بود كه بتواند زندگي بهتري را به ارمغان آورد. آنها اين واقعيت مطلق را در آزادسازي ذهن از همه قيود يافتند. ديري نگذشت كه مباحث “فرويد” درباره “ناخودآگاه ذهن”، توجه سوررئاليست‌ها را به خود جلب كرد. “فرويد”، ذهن بشر را به سه بخش خودآگاه، ناخودآگاه و نيمه آگاه تقسيم مي‌كرد و معتقد بود كه بخش ناخودآگاه ذهن اگر چه شناخته شده نيست، اما تأثير فراواني بر فعاليت‌هاي آگاهانه انسان دارد. او تجلي گاه ضمير ناخودآگاه را رؤيا، توّهم و هنر مي‌دانست.
سوررئاليست‌ها با توجه به اين مطلب، اهميت ويژه‌اي براي خواب و رؤيا قائل بودند. آنها مي‌كوشيدند با كمك خواب(مصنوعي يا طبيعي) به آن بخش از ذهن كه در حالت عادي قابل دسترسي نيست، دست يابند. بيشترين تجلي سوررئاليسم در هنر مربوط به “شعر” است. آنها شعر را ركن اساسي زندگي مي‌دانستند. از اين رو، آنها به “رمان” و “داستان كوتاه” توجه چنداني نشان ندادند؛ زيرا به عقيده آنها تنها در شعر مي‌شد مجال بيشتري براي تخيّل به دست آورد. ناگفته نماند كه ديگر هنرهاي بصري مانند “نقاشي”، “تئاتر”، “سينما” و “مجسمه سازي” نيز در حيطه كار سوررئاليست‌ها قرار گرفت. سوررئاليست‌ها براي آفرينش‌هاي هنري خود از ابزار و روش‌هاي خاصي استفاده مي‌كردند. يكي از اين روش‌ها، نگارش خودكار بود. آنها با ذهني نيمه هوشيار، بدون هرگونه طرح و تفكري شروع به نوشتن چيزهايي مي‌كردند كه در آن لحظه از ذهنشان عبور مي‌كرد. در اين روش بخش هشيار ذهن هيچ‌گونه دخالتي نداشت.(انوشه، 1376: 836)
نخستين اثري كه به اين شيوه نگاشته شد “ميدان‌هاي مغناطيسي” اثر مشترك “آندره برتون” و “فيليپ سوپو” بود.
روش ديگر آنها “آفرينش‌هاي گروهي” بود. در اين شيوه يكي از افراد، كلمه يا جمله‌اي را روي كاغذ مي‌نوشت و افراد ديگر بدون آگاهي از نوشته نفر قبل، مطلبي را بر آن مي‌افزودند. نخستين نمونه اين نوع آفرينش جمله زير است:
“لاشه خوشگوار، شراب تازه خواهد نوشيد”. واضح است كه جملات تا چه حد از اصول نگارش به دور بود.
ثبت رؤيا‌ها، تصورات و اوهام، پناه بردن به مواد مخدر و هيپنوتيزم براي قرار گرفتن در حالت خلسه و ايجاد حالتي شبيه به اختلال مشاعر از ديگر كارهاي سوررئاليست‌ها بود. (داد، 1375: 175)
با شروع جنگ جهاني دوم و پيوستن گروهي از سوررئاليست‌ها به “حزب كمونيست”، رفته رفته ميان اعضاي اين مكتب اختلافاتي به وجود آمد. “برتون” و جمعي از دوستانش به “آمريكا” مهاجرت كردند و به سبب شركت نكردن در جنگ مورد بي‌مهري واقع شدند. جنگ به سوررئاليست‌ها فهماند كه اگر چه روش آنها در دنياي هنر توانست تأثيرگذار باشد. اما نمي‌تواند در زندگي واقعي كارساز باشد. از سوي ديگر هرزه نگاري‌ها و پرداختن به مسائل شهواني در آثار نقاشي و مجسمهسازي و نيز سرودن شعرهايي از اين دست، مردم را از آنها روی گردان نمود. سرانجام اين مكتب ادبي كه توانست با خلق ظرفيت‌هاي تازه تحولات زيادي در ادبيات و هنر به وجود آورد، در سال 1947م به انزوا كشيدهشد و كم‌كم از ميان رفت. (ثروت، 1385: 28) شاخصترین آثاری که در زبان فارسی تحت تاثیر مکتب سورئالیسم نگاشته شد، “بوف کور” و “سه قطره خون”، نوشته “صادق هدايت” بوده است. “هوشنگ ايراني”، “يدالله رؤيايي” و “احمدرضا احمدي” نيز آثاري در اين زمينه پديد آورده‌اند.

3-2-3 اگزیستانسیالیسم:
اگزیستانسیالیسم یا مکتب اصالت وجود از مهمترین مکاتب فلسفی معاصر است که به طور رسمی در قرن بیستم موجودیت خود را اعلام کرد. به نظر میرسد این واژه نخستین بار در سال 1940 م توسط فیلسوف فرانسوی گاوریل مارسل ابداع شد و پس از آن سارتر فلسفه خود را رسماً اگزیستانسیالیسم نامید(توماس، 2006: 86) با این حال طرح مباحث اگزیستانسیالیستی عمری دیرینهتر از اعلام موجودیت رسمی آن توسط سارتر و مارسل دارد. به عنوان مثال اندیشههای پاسکال قرابت بسیاری با فیلسوفانی که امروزه اگزیستانسیالیست نامیده میشوند دارد و برخی از محققین طرح مباحث این مکتب را حتی در آثار کسانی نظیر آگوستین نیز ردیابی کردهاند. آنچه مسلم است مکتب اصالت وجود صرفاً پدیدة روزگار جدید نیست بلکه یکی از انواع مهم و مبنایی تفکر است که گهگاه در تاریخ فلسفه ظاهر شده است(جان، 1972:16-17)
مشترکات افکار اگزیستانسیالیستها:
الف: تقدم وجود بر ماهیت
آنها معتقدند انسانها دارای ماهیت کلی و از پیش تعیین شدهای به نام انسانیت نیستند وکه همگی در آن مشترک باشند، بلکه اساساً در افراد انسانی وجود، مقدم بر ماهیت است(سارتر، 1386: 25)
ب: فردگرایی و طرد سیستم سازی
اگزیستانسیالیسم معتقد است که اساساً انسان دارای ماهیت کلی و فراگیر همة مصادیق وی در آن مشترک باشند نیست، بلکه هر انسانی کیستی متمایزی از دیگر انسانها دارد و برای شناخت وی باید وجود شخصی و فردی وی مورد مطالعه قرار گیرد(وال، 1372: 98)
ج: آزادی
سارتر میگفت: بشر محکوم به آزادی است(12) اصولاً در میان آثار فلاسفه اگزیستانسیالیست توجه بسیاری به مساله آزادی انسان شده است. برتری اساسی بشر از منظر اغلب فیلسوفان این مکتب آزادی انتخاب است. به گونهای که شاید گفت در در طول تاریخ فلسفه هیچ مکتبی به اندازه اگزیستانسیالیسم بر روی آزادی و انتخاب آدمی تکیه و تأکید نداشته است.( سارتر، 1386: 40-41)
د: دلهره و اضظراب
کی یرکگور در «یادداشتهای روزانه» مینویسد: هولناکترین چیزی که به انسان عطا شده حق انتخاب و آزادی است وقتی که معتقد باشیم که خود خود را میسازیم، وقتی معتقد باشیم که بشر در آزادی کامل به سر میبرد و مسئول همة انتخابهایی است که انجام میدهد، خواه ناخواه به دلهره خواهیم افتاد(همان: 37).

3-3 ژان پل سارتر و نظریۀ ادبیات متعهد:
ژان پل سارتر در سال 1947، در مجلۀ لهتان مدن، اولین بخشهای ادبیات چیست را منتشر و یک سال بعد آن را به صورت کتاب چاپ کرد. سارتر در این کتاب تز «ادبیات متعهد» را پیش کشید و مبارزه برای دستیابی به آگاهی، حقیقت و آزادی انسان را هدف ادبیات معرفی کرد. به دنبال انتشار اولین بخشها، بسیاری به مخالف با دیدگاه سارتر پرداختند. سارتر بر آن است که نظریه ادبی الزاماً نباید بر هنرهای دیگر، مثل موسیقی و نقاشی منطبق باشد؛ زیرا هنر با جوهری یگانه، در زبانهای هنری گوناگون نمودار نمیشود. از دیدگاه سارتر حتی شعر نیز با نثر متفاوت است و برای آن نمیتوان تعهد قائل شد. از دید سارتر واژه برای شاعر، آیینهای است که تصویر او را به خودش باز میتاباند. واژه در شعر یک شیء است؛ اما برای نثرنویس ابزاری است تا از خودش به در آید و خودش را درون دنیا پرتاب کند. از این رو برای نویسنده سخن گفتن حکم عمل کردن را دارد. هر چیز را که از آن نام میبریم دیگر عیناً همان چیز نیست و «سخن همانا آشکارگی تغییر است». چنین است که، از دیدگاه سارتر، بیطرفی اجتماعی رویایی دست نیافتنی برای نویسنده است. سارتر با نگرش اگزیستیالیستی خاص خود ( که آمیزهای از مارکس و هوسرل است)، کار انسان را آشکار کردن میداند. امور جهان به وسیله انسان آشکار میشود. در این میان دو چپیز مسلم است: یکی آنکه ما انسانها آشکارکنندهایم و دوم آنکه نسبت به شیء آشکار شونده اهمیت درجه دوم داریم. در این میان سارتر انگیزه اصلی آفرینش هنری رامهم احساس کردن خود در برابر جهان میداند. سارتر با رویکردی پدیدار شناختی وجود مخاطب را شرط اصلی میداند:« هنر وجود ندارد، مگر برای دیگری و از طریق دیگری.» (دقیقیان،1378 : 44-43)
سارتر در ادبیات چیست ، با دیدگاه کانت ، که غایتی برای اثر هنری قائل نیست، چالش میکند و سخن کانت را به این معنا میداند که اثر هنری نخست در عمل وجود دارد و سپس در برابر دید همگان قرار می گیرد ولی سارتر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی تجددگرایی، جنگ جهانی اول، شیوه زندگی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی شاعران معاصر، زین العابدین، شورهای اسلامی