پایان نامه با واژگان کلیدی امیرالمومنین، صراط مستقیم، صلح حدیبیه

دانلود پایان نامه ارشد

مسلمین شتر قربانی خریدند و راهی مکه شدند. اوضاع به گونه ای بود که هیچ یک از اصچاب در فتح و غلبه، تردید نداشت. خصوصاًپس از ناکامی که قریش از ائتلاف با احزاب حجاز در جنگ خندق چشیده بود و خوابی که از رسول خدا شنیده بودند، آنان در راه مکه همراه پیامبر (صلی الله علیه وآله) (ص) احرام نیز بستند و تلبیه گفتند.
اما قریش که عمره را بهانه ای برای ورود به مکه و تحقیر اقتدار خویش می دید، تصمیم به ممانعت گرفت. بنابرین اموال زیادی جمع آورند و قبایل اطراف را نیزی با بخشش هایی به همراهی خود فراخواندند.
آنگاه مقدمه سپاه مشرکان به فرماندهی خالد بن ولید در برابر گروه 1600 نفری مسلمانان صف کشیدند، پیامبر (صلی الله علیه وآله) نیز در حدیبیه مستقر گردید. اینجا بود که قریش با توجه به تمایل رسول خدا بربستن معاهده امنیتی و صلح موقت، به سوی ایشان روانه شدند. چرا که طبق فرمایش پیامبر (صلی الله علیه وآله) (ص) قریش نیز از جنگ به ستوه امده وطاقت ضرر های مالی و جانی بیشتر را نداشتند، به ویژه که شریان اقتصادی به شام از سوی مسلمانان مسدود شده بود.
در واقع در شرایطی که قریش چنین وضعیتی داشت و مسلمانان نیز برای انتقام از سران مکه آماده بودند و کفه ترازو به سوی مسلمانان سنگینی می کرد پیامبر (صلی الله علیه وآله) به صلح رضایت داد.
مفاد ن این صلح نامه بیشتر به سود مشرکین بود به طوری که یکی از مفاد این صلح نامه این بود که مسلمانان حق عمره در این سال را ندارند واجازه ورود به مکه را ندارند ولی در سال آینده می توانند به سه روز به عمره بپردازند. یکی دیگر از مفاد این صلح نامه این بود که اگر هر یک از مسلمانان از مکه فررار کردند مسلمنان باید او را به سران قریش تحویل می دادند اما از آن طرف اگر کسی از مدینه به سوی قریش پناه می آورد می توانست پهلوی آنها بماند ونیاز نبود که به مسلمانان تحویل داده شود. یکی دیگر از مفاد این صلح نامه آتش بس 10 ساله و امنیت راه های تجاری بود که این بند نیز بیشتر به سود قریش بود.
بعد از این پیمان مسلمانان نزد پیامبر (صلی الله علیه وآله) آمدند و شروع به اعتراض وفتنه گری پرداختند وبه پیامبر (صلی الله علیه وآله) گفتند که تو به ما وعده فتح مکه و طواف کعبه را دادی در حالی که اینگونه نشد. پیامبر (صلی الله علیه وآله) در جواب این سخنان به آنه فرمود آیا به شما گفتم که در این سفرتان وارد مکه می شوید؟ گفتند خیر در ادامه فرمودند به زودی چنین خواهد شد. پس از فراغت از نوشتن قرار داد صلح، رسول خدا فرمودند: برخیزید و قربانی های خود را بکشید و سرهایتان را بتراشید، ولی هیچ کس جز معدودی این فرمان را اجابت نکردند. پیامبر (صلی الله علیه وآله) سه بار تکرار فرمود وناراحت به خیمه اش بازگشت. او در گلایه به امّسلمه فرمود: جای شگفتی است. در حالی که گفتار ما می شنوند وبه صورتم نگاه می کنند. سپس خود ایشان کادری به دست گرفتند و قربانی خود را ذبح کرد. آنگاه همه ناچار به پذیرش شدند.69
امّا پس از قرداد صلح که به ظاهر، نوعی کوتاه آمدن بود، به واسطه برقراری امنیت و گسترش ارتباطات و آشنایی اعراب با جامعه مدینه و تعالیم قرآن، حجاب شبهات و سوءتفاهم کنار رفت و گروه بسیاری به مسلمین اضافه شدنددر واقع تمام تبلیغاتی که قریش بر ضد مسلمانان انجام داده بود با داد وستد و رفت وآمد ساکنین حجاز به مدینه و بالعکس از بین رفت وموجب گسترش اسلام در جاهای مختلف حجاز شد.
لذا این صلح نه تنها به ضرر مسلمانان نبود بلکه موجب گسترش اسلام و تعداد مسلمانان شد و توطئه های قریش را نیز خنثی کرد. از اینرو واقدی می گوید: برای اسلام، فتحی بزرگتر از صلح حدیبیه نبوده است وبه گفته برخی صحابه «مردم در آن روز (حدیبیه) کوتاه فکر بودند و از آنچه پیامبر (صلی الله علیه وآله) می کرد، خبر نداشتند و همواره بندگان عجله می کنند وخداوند، اینچنین نیست70.»
4. فتنه ناکثین
بعد از کشته شدن عثمان فتنه بزرگی ایجاد شد که امیرالمومنین را با چالش‌های زیادی مواجه کرد افرادي مثل عايشه و طلحه و زبير كه نقششان در شورانيدن مردم عليه عثمان آشكار بود، وقتي ديدند با قتل عثمان به اهداف شومشان نرسيدند و مردم به‌جای گرايش به آن‌ها با علي بيعت كردند، اساساً مشروعيت قتل عثمان و بيعت با علي‏ را زير سؤال بردند. مي‏گفتند ما باعثمان به خاطر تخلفاتش مخالف بوديم؛ ولي او توبه كرد و پاك شد؛ بنابراين كشتنش جايز نبود؛ به‌علاوه بيعت ما با علي نيز اكراهي بود و از روي اختيار نبود.
عايشه در سخنانش براي مردم، ابتدا عثمان را گناهكار توصيف مي‏كرد تا مخالفتش را با او توجيه كند؛ ولي فوراً او را با آب توبه شستشو مي‏داد تا قتلش را ظالمانه جلوه دهد؛ مي‏گفت:
فإنّ عثمان‌بن‌عفان قد كان غيّر و بدّل، فلم يزل يغسله بالتّوبه حتي صار كالذهب المصفّي فعدوا عليه و قتلوه في داره و قتلوا اُناساً معه في داره ظلماً و عدواناً؛71 عثمان‌بن‌عفان [از صراط مستقیم] تغيير مسير داد و روشش دگرگون‌شده بود، ولي با آب توبه خود را شستشو داده بود، به‌گونه‌ای كه مانند طلاي صاف و صيقلي شد؛ ولي عده‎اي عليه او شوريدند و او را در خانه‏اش كشتند و مردماني را كه همراهش بودند به‌طور ظالمانه و ستمگرانه به قتل رساندند.
سپس براي توجيه ارتباط قتل عثمان با جنگ با علي، بيعت مردم با آن حضرت را بيعتي ساختگي و نامشروع جلوه ‏مي‏داد و مي‏گفت:
ثم آثروا علياً فبايعوه من غير ملاء من الناس ولاشوري و لاإختيار، فابتزَّ وَالله أمرهم؛72 بعد (همان قاتلان) علي را ترجيح دادند و بدون در نظر گرفتن نظر بزرگان مردم و بدون تشكيل شوري و بي‏اختيار، با علي بيعت كردند و به خدا قسم، او (علي) كارشان را بريد.
آنگاه براي تحريك افكار عمومي و برقراري هماهنگي بين مخالفت ديروز و دلسوزي امروز نسبت به عثمان، از اين جمله بسيار زيركانه و آتش‏افروز استفاده مي‌كرد: «إنّا غضبنا علي عثمان من السّوط فكيف لانغضب لعثمان من السّيف؟!73 ما از عثمان به خاطر شلاقي [كه به‌ناحق به این‌وآن مي‏زد] غضبناك شديم؛ چطور از شمشيري كه [به‌ناحق به] بر عثمان [اصابت كرده] خشمگين نشويم؟».
اين سم‏پاشي‏هاي زيركانه، آن‌هم از عايشه همسر پيامبر و دختر خليفه اول، كسي كه در قرآن از او به‌عنوان أمّ‏المؤمنين یادشده بود، انسان‏هاي ساده‎لوح و ظاهر نگر را دچار بحران سختي مي‏كرد و گرفتار دام حيله خويش مي‏ساخت؛ به‌طوری‌که پس از همين سخنراني عايشه، برخي از حضّار فوراً حرف‏هايش را تأييد كردند.74
طلحه نيز حرف‏هاي عايشه را با زباني صريح و ساده بيان مي‏كرد. وي به قاتل عثمان دشنام مي‏داد و كشتن خليفه را به امیر مؤمنان ویارانش نسبت مي‏داد و مي‏گفت علي مردم را به‌زور وادار به بيعت با خويش كرده است.75 او در توجيه مخالفت‏هاي خود باعثمان همان حرف عايشه را تكرار مي‏كرد كه ما خواهان توبه عثمان بوديم نه قتل او.76
اين در حالي بود كه خودش از کساني بود که آب را به روي عثمان بسته بود و اجازه نمي‏داد از فرات آب براي او ببرند.77 حتي كار به‌جایی رسيد كه علي از او خواست قدري كوتاه بيايد و آب را به روي عثمان باز كند؛ بااین‌حال نپذيرفت. به عقيده ابن عباس، به‌عنوان يك كارشناس سياسي مورد اعتماد، وقتي شورشيان مصر ديدند طلحه كه صحابي پيامبر است چنين برخورد تندي باعثمان مي‏كند، وارد خانه عثمان شدند و با شمشير او را از پاي درآوردند.78
ولي پس از دگرگون شدن اوضاع و نچرخيدن چرخ روزگار بر وفق مراد، باران شبهه را بر سر مردم نادان باريدند و گفتند عثمان مظلوم کشته‌شده و بيعت ما با علي اختياري نبوده است؛ بنابراين علي بايد از قدرت كناره‏گيري كند و مطابق سيره عمر، كار انتخاب خليفه را به شورا واگذار نمايد؛ علاوه بر اين قاتلان عثمان را نيز به ورثه‎اش برگرداند.79
يكي از خدعه گری‌ها و فريب‏كاري‏هاي طلحه و زبير و تمام منافقان و جناح‏هاي مخالف امیر مؤمنان، اين بود كه همگي زير چتر عايشه قرار گرفتند و دور او گردآمده و وي را سپر خويش قراردادند. عايشه به خاطر نسبتي كه با پيامبر و خليفه اول داشت و به خاطر اوصافي كه قرآن مجيد در مورد زنان پيامبر| به‌کاربرده بود، در جامعه محبوبيت داشت. مردم او را مادر خود مي‏پنداشتند و مواضع سياسي و اجتماعي او را برخاسته از دلسوزي و شفقت نسبت به امت می‌دانستند؛ غافل از آنكه احترام به همسران پيامبر| مشروط به آن است كه آنان حرمت پيامبر را نگه‌دارند و با وصي او درگير نشوند و به دستور قرآن كريم در موردشان «قَرْنَ في بيوتكُنّ»80 [زنان پيامبر] بايد در خانه بمانند پايبند باشند.
ولي مردمان كوته‎فكر و متحجر و خشك‏مغز بصره تنها به اين آيه چسبيدند كه: «النبيُّ أولي بالمؤمنين مِن أنفسهم و أزواجه أمهاتهم»؛81 پيامبر از جان مؤمنان بر آن‌ها مقدم‏تر است وزنانش مادران آن‌ها هستند؛ ازاین‌رو حمايت از همسر پيامبر درواقع حمايت از پيامبر و اطاعت از قرآن است. روي اين جهت وقتي عايشه وارد بصره شد، مردم هنگامی‌که او را مدافع طلحه و زبير ديدند، فوراً تسلیمشان شدند. ديگر نگفتند مگر عايشه معصوم است تا ما به پيروي از او با علي بجنگيم؛ مگر اطاعت از امّ المومنين مجوز عصيان از خليفه‏اي چون علي مي‏شود.
آن‌ها دور عايشه را گرفتند و به او خیرمقدم گفته و قول فداكاري دادند؛ گفتند: «أنفسنا مبذولة لكم و نحن نموت علي طاعتكم و رضاكم»؛82 جان‌هایمان را به شما بخشيديم، حاضريم درراه اطاعت و جلب رضايت شما بميريم.
اگر عايشه در رأس يك جرياني قرار مي‏گرفت، آن جريان در نگاهشان مشروعيت مي‏يافت؛ اگرچه در مقابل شخصي چون علي كه امام معصوم، داماد پيامبر، اولين مؤمن و صاحب افتخارات بزرگ در ميدان جهاد بود، مي‏ايستاد.
سران اصحاب جمل نه‌تنها گامي در راستاي وحدت مسلمانان و حفظ خون مردم برنداشتند، بلكه موجب تفرقه و تشتت در صفوف مردم و به هدر رفتن خون آن‌ها شدند و كينه‏ها را در دل‌ها زنده كردند. ولي مردم بصره كه حق را به افراد مي‏شناختند و قوه تجزیه‌وتحلیل و شناخت حق و باطل در وراي چهره‏هاي باسابقه و سرشناس را نداشتند، در مورد عايشه مي‏گفتند:
أنها تريد الإصلاح و حقن الدماء و إطفاء الفتنة و الألفة بين المسلمين… فإن أبي عليها أحد فيها قاتلناه حتّي يفيئ إلي الحق؛83 (ما مي‏دانيم مادرمان) قصد اصلاح دارد، مي‏خواهد خون‏ها حفظ شود و آتش فتنه را خاموش كند و بين مسلمان انس و الفت برقرار كند… اگر احدي از دستورش سرپيچي كند با او مي‏جنگيم تا در برابر حق خضوع كند.
مردم بصره به‌رغم اينكه به‌وضوح پيدا بود مخالفت عايشه با علي دست‎مايه بروز يك فتنه و فاجعه انساني خواهد شد، در جامعه تفرقه ايجاد خواهد كرد، او را منادي صلح و وحدت امت اسلامي و مخالف خونريزي و جنگ مي‏خواندند. قرآن بر گردن مي‏آويختند و به جنگ قرآن مي‏آمدند؛ به‌طوری‌که حضرت پس از جنگ، هنگام قدم زدن در ميان كشته‏ها چشمش به جنازه يكي از آن‌ها به نام کعب بن سور قاضي افتاد كه قرآن بر گردنش آويخته بود؛ فرمود: «نحّوا المصحف و ضعوه في مواضع الطهارة؛84 قرآن را ازآنجا برداريد و درجاهای پاك بگذاريد.»
به‌هرحال از اين طريق فرصت‏طلبانِ مقام‏پرستِ عصر امیر مؤمنان، فتنه قتل عثمان را دست‎مايه ايجاد فتنه ديگري قراردادند و جرقه جنگ جمل را در مغزهاي خشكيده مردم بصره ايجاد كردند و داغ هزاران كشته و مجروح را به دلشان گذاشتند؛ اما كار به اينجا ختم نشد و همچنان فتنه قتل عثمان دستاويز منافقان قرار گرفت و اين بار معاويه براي حفظ قدرت خويش، مردم ساده‏لوح شام را براي گرفتن انتقام خون عثمان بسيج كرد و آتش جنگ صفين را برافروخت.
5. فتنه قاسطین
قاسطین یا گروه ستمگران و ظالمان، سردمدار این گروه، معاویه بود که با دستیاری عمرو عاص و با حیله‌گری و آفریدن حوادث فریبنده، قریب دو سال، بلکه تا پایان عمر امامعلی (علیه الاسلام) فکر آن حضرت را به خود مشغول ساختند. نبرد صفّین در منطقه‌ای میان عراق و شام، بین معاویه و امام علی (علیه الاسلام) اتفاق افتاد و یکی از سه جنگ داخلی است که در حکومت پنج‌ساله امام علی (علیه الاسلام) رخ

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع روابط قدرت Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی عدالت اجتماعی