پایان نامه با واژگان کلیدی استان کرمانشاه، استان کرمان، مدارس متوسطه

دانلود پایان نامه ارشد

الاتر باشد، درگيري شغلي افزايش مي‌يابد و بالعکس و ميتوان 4/6 درصد از واريانس درگيري شغلي دبيران را توسط مؤلفه مهارتهاي فردي، 6/10 درصد توسط مؤلفه مدل هاي ذهني، 11درصد توسط مؤلفه چشم انداز استرتژيک، 2/9درصد توسط مؤلفه يادگيري تيمي و 3/5درصد توسط مؤلفه تفکر سيستمي تبيين کرد.
فرضيه 2) بين يادگيري سازماني با نوآوري سازماني دبيران مدارس متوسطه عمومي استان کرمانشاه رابطه وجود دارد.
جدول 13-4- بررسي رابطه بين يادگيري سازماني با نوآوري سازماني دبيران با استفاده از آزمون همبستگي پيرسون:
متغير
تعداد
ضريب
همبستگي
سطح معناداري
رابطه يادگيري سازماني
نوآوري سازماني
361
412/0
000/0**
مهارت هاي فردي

361
387/0
000/0**
مدل هاي ذهني

361
416/0
000/0**
چشم انداز مشترک

361
328/0
000/0**
يادگيري تيمي

361
328/0
000/0**
تفکر سيستمي

361
228/0
000/0**
* در سطح 5% معنادار است. ** در سطح 1% معنادار است.

براساس نتايج به دست آمده از آزمون همبستگي پيرسون در جدول (13-4)، بين يادگيري سازماني و نوآوري سازماني دبيران متوسطه استان کرمانشاه (000/0=p و 412/0=r) رابطه مثبت و معنادار وجود دارد؛ زيرا (01/0 p). بنابراين هرچه يادگيري سازماني بالاتر باشد، نوآوري سازماني افزايش مي‌يابد و بالعکس و ميتوان 9/16 درصد از واريانس نوآوري سازماني دبيران را توسط يادگيري سازماني آنان تبيين کرد. همچنين بين مؤلفه هاي يادگيري سازماني؛ يعني مهارتهاي فردي(000/0=p و 387/0=r)، مدل هاي ذهني(000/0=p و 416/0=r)، چشم انداز استراتژيک (000/0=p و 328/0=r)، يادگيري تيمي(000/0=p و 328/0=r) و تفکر سيستمي(000/0=p و 228/0=r) با نوآوري سازماني نوآوري سازماني رابطه مثبت و معنادار وجود دارد؛ زيرا (01/0 p). بنابراين هرچه مؤلفه هاي يادگيري سازماني بالاتر باشد، نوآوري سازماني افزايش مي‌يابد و بالعکس. و ميتوان 9/14 درصد از واريانس نوآوري سازماني دبيران را توسط مؤلفه مهارتهاي فردي، 3/17 درصد توسط مؤلفه مدل هاي ذهني، 7/10درصد توسط مؤلفه چشم انداز استرتژيک، 7/10درصد توسط مؤلفه يادگيري تيمي و 2/5درصد توسط مؤلفه تفکر سيستمي تبيين کرد.
فرضيه 3) از طريق مؤلفه هاي يادگيري سازماني مي توان درگيري شغلي و نوآوري سازماني را پيش بيني کرد.
جدول 14-4- نتايج تحليل رگرسيون چندمتغيره تاثير مؤلفه هاي يادگيري سازماني بر درگيري شغلي دبيران متوسطه استان کرمانشاه:
مدل
ضريب همبستگي (R)
ضريب تعيينR2
ضريب تعيين اصلاح شدهR2
دوربين واتسون
F
سطح معناداري
چشم انداز مشترک
332/0
110/0
108/0
22/2
47/44
000/0
مدل هاي ذهني
368/0
135/0
130/0

99/27
000/0
مدل
ضرايب غيراستاندارد
ضرايب‌استاندارد
t
سطح معناداري

مفروضه هاي هم‌خطي

B
ميانگين‌خطاي استاندارد
Beta

تولرنس
Tolerance
تورم‌واريانسVIF
مقدار ثابت
816/1
178/0

22/10
000/0

چشم انداز مشترک
171/0
049/0
213/0
47/3
001/0
640/0
563/1
مدل هاي ذهني
201/0
062/0
198/0
21/3
001/0
640/0
563/1

به منظور بررسي تأثير مؤلفه هاي يادگيري سازماني بر درگيري شغلي، اقدام به آناليز رگرسيون چند متغيره گرديد. در ابتدا درگيري شغلي به عنوان متغير ملاک و مؤلفههاي يادگيري سازماني (مهارتهاي فردي، مدلهاي ذهني، چشم انداز مشترک، يادگيري تيمي و تفکر سيستمي) به عنوان متغيرهاي پيشبين در نظر گرفته شد. سپس با استفاده از روش گامبهگام، مؤلفه چشم انداز مشترک بيشترين تأثير را در رگرسيون چندمتغيره داشته و وارد مدل گرديد و سپس مؤلفه مدل هاي ذهني وارد مدل گرديد و مشخص شد ساير مؤلفه ها تأثير چنداني در مدل رگرسيون نداشته و از مدل حذف شدند. بنابراين نتايج جدول (14-4) بيانگر آن است که 11 درصد از تغييرات درگيري شغلي توسط مؤلفه چشم انداز مشترک و 5/13 درصد توسط مؤلفه هاي چشم انداز مشترک و مدل هاي ذهني يادگيري سازماني تبيين ميگردد. همچنين سهم پيش بيني مؤلفه چشم انداز مشترک 213/0 و سهم پيش بيني مؤلفه مدل هاي ذهني 198/0 ميباشد. نتايج نهايي آناليز رگرسيون چندمتغيره، به همراه ضرايب متغيرهاي مؤثر در مدل، در زير آمده است. مدل نهايي عبارت است از:
816/1+ (مدل هاي ذهني) 201/0 +(چشم انداز مشترک) 171/0 = درگيري شغلي

جدول 15-4- نتايج تحليل رگرسيون چندمتغيره تاثير مؤلفه هاي يادگيري سازماني بر نوآوري سازماني دبيران متوسطه استان کرمانشاه:
مدل
ضريب همبستگي (R)
ضريب تعيينR2
ضريب تعيين اصلاح شدهR2
دوربين واتسون
F
سطح معناداري
مدل هاي ذهني
416/0
173/0
170/0
96/1
95/74
000/0
مهارتهاي فردي
454/0
206/0
201/0

36/46
000/0
مدل
ضرايب غيراستاندارد
ضرايب‌استاندارد
t
سطح معناداري

مفروضه هاي هم‌خطي

B
ميانگين‌خطاي استاندارد
Beta

تولرنس
Tolerance
تورم‌واريانسVIF
مقدار ثابت
328/3
137/0

01/17
000/0

مدل هاي ذهني
197/0
039/0
288/0
01/5
000/0
670/0
493/1
مهارتهاي فردي
166/0
043/0
222/0
85/3
000/0
670/0
493/1

براساس اطلاعات جداول(14-4و 15-4)، Fمشاهده شده در جداول در سطح 01/0 معنادار بوده، بنابراين معادله رگرسيون قابل تعميم به کل جامعه آماري بوده است. همچنين مقدار آزمون دوربين واتسون (در بازه 5/1 تا 5/2) بدست آمد که استقلال خطاها را نشان ميدهد و براساس شاخص‌هاي هم خطي بودن؛ بين متغيرهاي پيش بين همخطي وجود نداشته و نتايج حاصل از مدل رگرسيون قابل اتکا است. و شرط نرمال بودن متغيرها نيز برقرار است(مراجعه به جدول5-4). بنابراين شرايط استفاده از رگرسيون برقرار مي باشد. نتايج فرضيه فوق به شرح زير است:
به منظور بررسي تأثير مؤلفه هاي يادگيري سازماني بر نوآوري سازماني، اقدام به آناليز رگرسيون چندمتغيره گرديد. در ابتدا نوآوري سازماني به عنوان متغير ملاک و مؤلفههاي يادگيري سازماني (مهارتهاي فردي، مدلهاي ذهني، چشم انداز مشترک، يادگيري تيمي و تفکر سيستمي) به عنوان متغيرهاي پيشبين در نظر گرفته شد. سپس با استفاده از روش گامبهگام، مؤلفه مدل هاي ذهني بيشترين تأثير را در رگرسيون چندمتغيره داشته و وارد مدل گرديد و سپس مؤلفه مهارتهاي فردي وارد مدل گرديد. و مشخص شد ساير مؤلفه ها تأثير چنداني در مدل رگرسيون نداشته و از مدل حذف شدند. بنابراين نتايج جدول (15-4) بيانگر آن است که 3/17 درصد از تغييرات نوآوري سازماني توسط مؤلفه مدل هاي ذهني و 6/20 درصد توسط مؤلفه هاي مدل هاي ذهني و مهارتهاي فردي يادگيري سازماني تبيين ميگردد. همچنين سهم پيش بيني مؤلفه مدل هاي ذهني 288/0 و سهم پيش بيني مؤلفه مهارتهاي فردي 222/0 ميباشد. نتايج نهايي آناليز رگرسيون چندمتغيره، به همراه ضرايب متغيرهاي مؤثر در مدل، در زير آمده است. مدل نهايي عبارت است از:
328/3+ (مهارتهاي فردي) 166/0 +( مدل هاي ذهني) 197/0 = نواوري سازماني

فصل پنجم
نتيجه گيري و
ارائه پيشنهادها

5-1) مقدمه:
تهيه و تنظيم رساله شايد يکي از مشکل ترين بخش هاي رساله نويسي باشد که در آن محقق يافته ها و نتايج تحقيق خود را به صورتي منظم ارائه مي دهد، با نتايج تحقيقات ديگران در آن زمينه در جهت رد يا تأييد فرض هاي تحقيق خود مورد مقايسه قرار مي دهد( نادري و نراقي، 1386). در اين فصل ابتدا خلاصه‌ي پژوهش و سپس يافته هاي پژوهش به ترتيب سؤالات وفرضيّات پژوهش و بعد پيشنهادهاي کاربردي، پژوهشي و نهايتاً محدوديت هاي پژوهش بيان شده است.

5-3) خلاصه پژوهش:
اين پژوهش با هدف بررسي رابطه‌ي يادگيري سازماني با درگيري شغلي و نوآوري سازماني دبيران مدارس متوسطه عمومي استان کرمانشاه صورت گرفته است که جامعه‌ي آماري آن شامل 5600 نفر و نمونه آن 361 نفر را شامل مي گردد. ابزار گردآوري داده ها سه پرسشنامه‌ي استاندارد يادگيري سازماني نيفه، درگيري شغلي کانونگو، نوآوري سازماني اتلاي و اکيف بود. در اين پژوهش براي تعيين روايي پرسشنامه ها از روش روايي محتوا استفاده شد و مورد تأييد متخصصان مديريت قرار گرفت و پايايي پرسشنامه ها از طريق اجراي مقدماتي بر روي يک نمونه‌ي 50 نفري از آزمودني ها ( دبيران زن و مرد ) و با بهره گيري از روش آلفاي کرونباخ محاسبه شد که براي پرسشنامه يادگيري سازماني 87/0، درگيري شغلي 76/0 و نوآوري سازماني 86/0 به دست آمد. براي تجزيه و تحليل داده ها در اين پژوهش از شاخصهاي آمار توصيفي همچون جدول، فراواني، درصد، ميانگين، انحراف معيار و روشهاي آمار استنباطي همچون آزمون t تک گروهي، آزمون t براي گروه هاي مستقل، تحليل واريانس يکطرفه، ضريب همبستگي پيرسون و تحليل رگرسيون گام به گام استفاده گرديد و کليّه‌ي محاسبات و تحليلهاي آماري از طريق نرم افزار SPSS نسخه 16انجام گرفت. در ادامه به گزارش نتايج و يافته هاي پژوهش پرداخته مي‌شود.

5-4) يافته هاي تحقيق:
سؤال1) وضعيّت يادگيري سازماني دبيران مدارس متوسطه عمومي استان کرمانشاه در چه حد است؟
با توجه به اطّلاعات جدول ( 6-4) نتايج آزمونt براي گروه هاي مستقل نشان داد ميانگين يادگيري سازماني دبيران مدارس متوسطه عمومي استان کرمانشاه 33/3 بيش تر از ميانگين آماري (3) مي باشد و اين تفاوت در سطح 01/0 معنادار است؛ بنابراين با 99% اطمينان نتيجه ميگيريم که ميزان يادگيري سازماني دبيران مدارس متوسطه استان کرمانشاه بالاتر از حد متوسط است. همچنين ميانگين مؤلفه هاي يادگيري سازماني شامل : مهارت هاي فردي، مدل هاي ذهني، چشم انداز مشترک، يادگيري تيمي و تفکر سيستمي به ترتيب : 58/3، 44/3، 16/3، 18/3 و 28/3 به دست آمد که بر اساس نتايج آزمون t تک گروهي بين ميانگين هاي مربوط به مؤلفه هاي پنج گانه يادگيري سازماني با ميانگين فرضي تفاوت معنادار وجود دارد. با توجه به اين که ميانگين هاي تمامي مؤلفه هاي يادگيري سازماني بيشتر از ميانگين آماري يعني (3) مي باشد و تفاوت بين ميانگين ها از نظر آماري در سطح خطاي کمتر از 01/0 معنادار است لذا نتيجه گرفته مي شود که وضعيّت يادگيري سازماني و تمام مؤلفه هاي آن در مدارس متوسطه عمومي استان کرمانشاه از ديدگاه دبيران در سطح بالاتر از حد متوسط مي باشد. اين نتيجه‌ي پژوهش با يافته هاي مطالعات معيني (1382)، ناظم (1389) و مير اسماعيلي (1386)، ميرکمالي و همکاران(1390)، خانعليزاده و همکاران (1389) همخواني دارد به طوري که آن ها نيز در پژوهش هاي خود ميانگين يادگيري سازماني و مؤلفه هاي آن را در سازمان هاي مورد مطالعه در پژوهش خود، بالاتر از ميانگين فرضي به دست آورده‌اند. اما ميلر (1996)، سابان و همکاران (2001)، اعرابي و فخاريان (1387) در پژوهش خود ميزان يادگيري سازماني را کمتر از حد متوسط گزارش کرده اند که با يافته هاي پژوهش حاضر مغايرت دارد. شايد اين مغايرت نتايج را بتوان به متفاوت بودن جامعه آماري مورد پژوهش و شرايط سازماني متفاوت نسبت داد.
سؤال2) وضعيت درگيري شغلي دبيران مدارس متوسطه استان کرمانشاه در چه حد است؟
با توجه به اطّلاعات جدول (7-4) نتايج آزمون tبراي گروه هاي مستقل نشان داد ميانگين درگيري شغلي دبيران متوسطه استان کرمانشاه 05/3 از ميانگين آماري (3) بزرگتر است؛ اما اين تفاوت در سطح 05/0 معنادار نيست؛ بنابراين نتيجه ميگيريم که ميزان درگيري شغلي دبيران مدارس متوسطه استان کرمانشاه در حد متوسط است اين يافته‌ي پژوهش با نتايج پژوهش هاي خالصي و همکاران (1389) و ميرهاشمي وشريفي (1388) همخواني دارد. آن ها نيز در مطالعات خود ميزان درگيري شغلي کارکنان سازمان هاي مورد مطالعه را در حد متوسط گزارش کرده اند که احتمالاً توجه کم تر به نگرش هاي شغلي و وجود تنش و دغدغه‌ي شغلي و ابهام شغل و عدم تناسب شغل با توانايي و صلاحيّت کارکنان در جامعه‌ي مورد پژوهش را مي توان دليل متوسط بودن ميزان درگيري شغلي کارکنان دانست. بر پايه‌ي شواهد نظري و تجربي در زمينه‌ي عوامل موقعيّتي و سازماني و طبق ديدگاه کانونگو درباره‌ي درگيري شغلي توجه به محيط و عوامل محيطي و فضا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی استان کرمانشاه، استان کرمان، مدارس متوسطه Next Entries پایان نامه با کلید واژه های منابع محدود، سلسله مراتب