پایان نامه با واژگان کلیدی استادان دانشگاه

دانلود پایان نامه ارشد

آن‌ها، اميدي هرچند ضعيف به تأثير موعظه خود داشتند؛ اما اگر کسي يقين کند که سخن و حرکت او هيچ تأثيري ندارد، موعظه و پند دادن کاري لغو خواهد بود؛ زيرا باعث مي‌شود نيروها هدر برود و نيرويي براي کارهاي ديگر باقي نماند. ولي اگر اتمام‌حجت نشده يا حتي اميدي اندک به تأثير امر‌به‌معروف و نهي‌از‌منکر هست، وظیفه‌داریم عمل کنيم. اگرچه در اين فرض نيز اگر هم‌زمان تکاليف ديگري داريم که با يکديگر مزاحم هستند، بايد اولويت‌بندي کنيم. بنابراين بايد درپي تشخيص وظیفه اهم و اولي باشيم.
 
6. شناخت و پيروي از رهبري در نظام اسلامي
مسئله سوم اين است که مردم، خواسته يا ناخواسته، در زندگي اجتماعي خود دچار اختلاف مي‌شوند. حتي اگر همه مؤمن باشند و به وظیفه خود عمل کرده، ديگران را به خير توصيه کنند، تواصي به‌حق داشته، امر‌به‌معروف و نهي‌از‌منکر ‌کنند، اما در مواردي اختلاف پيش مي‌آيد و براي برطرف کردن و زدودن آن، به محوري نياز است تا همه با توجه به آن، از اختلاف و تفرقه، به وحدت برسند. اين محور در اسلام بنام امامت شناخته‌شده است:
«وَطَاعَتَنَا نِظَاماً لِلْمِلَّةِ، وَإِمَامَتَنَا أمَاناً مِنَ الْفُرْقَة»
«خداوند درمان‌پذیری از ما را موجب انسجام آيين اسلام و پيشوايي ما را موجب ايمني از اختلافات اجتماعي قرارداد»230
بنا بر عقیده شيعه، در زمان غيبت امام معصوم تجسم اين محور در ولی‌فقیه است. او محور وحدت است و عموم مردم بايد تلاش کنند اين محور را حفظ کنند. اگر اين محور حفظ نشود، جامعه ناگزير دچار اختلاف و پراکندگي مي‌شود و با اختلاف و پراکندگي، وحدت، عزت، قدرت و سعادتي باقي نخواهد ماند. اين سه وظیفه عموم مردم بود.

گفتار دوم: وظايف نخبگان در برابر فتنه‌ها
همين وظايف، به‌گونه‌اي ديگر براي نخبگان وجود دارند. البته وظايف آن‌ها شبيه وظايف عموم مردم است، اما خواص به سبب ويژگي‌ها و موقعيت‌هاي اجتماعي خود و اينکه خدا نعمت بيشتري به آن‌ها داده است و مي‌توانند در جامعه تأثيرگذار باشند، بايد به اين وظايف به‌صورت گسترده‌تر و سنجيده‌تر عمل کنند.
1. تقويت فرهنگ ديني
درباره شناخت حق، مسئله تنها اين نيست که انسان، خود دچار شک نشود، بلکه بايد فرهنگ ديني اعتقادات و ارزش‌ها يا عقايد و اخلاق نخبگان و خواص جامعه، نسبت به اين مسئله خيلي حساس باشند و نه‌تنها براي خود، بلکه بايد بکوشند زمین رشد فرهنگ ديني در جامعه گسترده‌تر شود. همان‌گونه كه مقام معظم رهبري فرموده‌اند، مقصود از فرهنگ، اعتقادات و ارزش‌هاست، نه موسيقي و تئاتر و مانند آن‌ها. اگر اسم آن‌ها را کارهاي فرهنگي بگذارند، درصورتی‌که حلال باشند، عيبي ندارد ولي مربوط به بحث ما نيست. چيزي که ما به آن اهميت مي‌دهيم، اعتقادات و ارزش‌هاست. این‌ها اساسي‌ترند. گاهي گفته مي‌شود بودجه‌هايي براي فرهنگ گذاشته مي‌شود و مي‌گويند رويکرد ما فرهنگي است، ولي در عمل، فرهنگ چيزي جز ترويج موسيقي، ورزش، تئاتر و برخي هنرهاي زيبا نيست. حالا اعتقادي بود يا نبود، چندان مهم نيست. ارزش‌هاي اسلامي و عفت در جامعه وجود داشت يا نداشت، مهم نيست. اگر حق موسيقي و زبان پارسي و ادبيات و شعر ادا شود، فرهنگ پاس داشته شده است! اما وقتي ما مي‌گوييم «فرهنگ»، منظورمان باورها و ارزش‌هاست.
منظور از نخبگان و خواص، مسئولان رسمي نيستند، بلکه منظور، خواص در قشرهاي گوناگون مردم، مانند استادان دانشگاه، عالمان حوزه و شخصيت‌هاي مورد اعتماد مردم در شهرها و استان‌ها هستند که سخنشان شنيده مي‌شود و تأثير دارند. مقصود اين نيست که آن‌ها کساني در نهاد‌هاي دولتي باشند، بلکه خواص در حقيقت، طبق ممتاز جامعه و کساني هستند که علم، فهم و موقعيت اجتماعي بيشتر و بهتر و توانايي اثرگذاري در جامعه دارند. آن‌ها بايد نخست بکوشند فرهنگ ديني را در جامعه تقويت کنند. پس مقصود، ارتقاي سطح فرهنگي به‌وسیله خود گروه‌ها و افراد نخبه جامعه، صرف‌نظر از وظايف دولتي و رسمي است.
2. الگو بودن براي ديگران
نخبگان به دلیل برخورداري از اثرگذاري، الگوي ديگران قرار مي‌گيرند؛ يعني با امتيازاتي که در جامعه دارند، نه‌تنها از راه ترويج فرهنگ، علم، کتاب، بحث، سخنراني، مناظره و مباحثه مي‌توانند کار کنند، بلکه رفتارشان مي‌تواند در جامعه الگو باشد. بهترين نمونه، عالمان روحاني هستند. وظیفه عالم ديني چيست؟ غیرازاینکه او بايد بکوشد سطح معلومات ديني مردم را افزايش دهد و مردم را دین‌شناس تر کند، بايد به‌گونه‌اي رفتار کند که مورد تأسّي ديگران باشد:
«کونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِکم»
«با (عمل و) غير زبان خويش، فراخوانند مردم (به راه خدا) باشيد.»231

مهم‌ترين چيزي که از‌لحاظ رفتاري بايد در ما باشد، تقواست که مهم‌ترين ويژگي آن، ساده‌زيستي و بي‌اعتنايي به امور دنيا، تقواي عملي، راست‌گويي و درستکاري است. اگر نخبگان و خواص جامعه اين امور را رعايت کنند، پند‌پذيري طبقات گوناگون مردم از آنان افزايش مي‌يابد و اعتمادشان به آن‌ها بيشتر مي‌شود و بيشتر مي‌توانند ديگران را ارشاد و راهنمايي‌ کنند. در‌اين‌صورت، اگر خواص پيشنهادي کنند، مردم باجان و دل مي‌پذيرند؛ اما اگر مردم ببينند که آن‌ها در‌ی زندگي خود و به فکر دنيا هستند، با اين تفاوت که شیوه کار آن‌ها به‌گونة ديگر است (و مثلاً کارگر بايد در کارخانه يا مزرعه عرق بريزد و آن‌ها در مساکن فاخر و راحت به خوش‌گذراني مشغول باشند)، در‌اين‌صورت مردم به عالمان اعتنايي نخواهند کرد. هرچه آن‌ها بر سر مردم فرياد بزنند که در بيراهه قرار داريد و راه از آن‌سوست، مردم خواهند گفت: شما برويد خود را اصلاح کنيد. بنابراين مسئولیت نخبگان بسيار سنگين‌تر است؛ زيرا بايد ارزش‌هاي اجتماعي را در عمل اجرا کنند. اين دومين وظیفه نخبگان است.
 
3. تلاش براي ايجاد و حفظ وحدت
وظیفه سوم نخبگان، به حفظ وحدت جامعه بر اساس محور حقي که دين معرفي کرده، برمي‌گردد. جامعه به انسجام نياز دارد و پراکندگي و تفرقه، آن را به زوال مي‌کشاند. عموم مردم به‌گونه‌اي بايد در اين کار مشارکت داشته باشند و بکوشند که در‌پي هر‌کسي نروند و از
اختلاف بپرهيزند؛ اما نخبگان مي‌توانند با دعوت به نفس و گروه‌گرايي و حزب‌بازي، خودْ عامل اختلاف باشند. پس خواص بايد با يکديگر همفکري و تلاش کنند تا اگر جايي اختلافي بود، با مشورت، دلسوزی و خيرخواهي به وحدت برسند و اگر دانستند که کساني فريب‌خورده، عامل بيگانه و ستون پنجم هستند، از آنان فاصله بگيرند؛ زيرا در چنين مواردي حفظ وحدت بي‌معناست. پيش‌تر گفتيم که خداوند، به پيغمبر درباره اين‌گونه افراد مي‌فرمايد:
«پلاَ تُصَلِّ عَلَى حَدٍ مِّنْهُم مَّاتَ أبَدًا وَلاَ تَقُمْ عَلَىَ قَبْرِهِ»232
بر مرد‌ او نماز نخوان و بر سر قبر او حاضر نشو آن‌ها را بايد به‌طور کامل از جامعه طرد کرد تا ديگر از موقعيت‌ها سوء‌استفاده نکنند و منشأ فساد و فتنه نگردند؛ اما ديگران اگر اشتباهاتي دارند، بايد اغماض کرد و کوشيد اشتباهات آنان زدوده شود تا سرانجام عامل اختلاف نشوند:
«وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ»233
در احاديث، «قرآن» و «پيامبر»، هر دو «حبل‌الله» دانسته شده است. تا زمانی که پيغمبر اکرم در جامعه بود، مصداق حبل‌الله بود: أطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّکمْ تُرْحَمُونَ.234 بنابراين بايد از او اطاعت کرد. پس از ايشان، حبل‌الله امام معصومي است که خدا او را تعيين کرده است. پس از اطاعت امام معصوم، از کسي که انعکاس نور امامت در جهان و سایه امام غايب نمایشان جامعه است، بايد اطاعت کرد و آن محور را تقويت و همه را گرد او جمع کرد. اگر افراد، پيرامون نايب امام جمع شدند، قابل اتحادند؛ و اگر پراکنده شدند و راه خود را عوض کردند، بايد طرد شوند. البته بايد آن‌ها را دعوت و نصيحت کرد؛ اما اگر از تغيير مسير آنان مأيوس شديم، راهي جز جدايي و طرد نيست. همه ما، مسلمان و طالب حق و پيرو امام هستيم. کساني که در اين چيزها با‌هم شريک‌اند، مي‌توانند با يکديگر متحد شوند. ممکن است با ديگران که چنين نيستند، همکاري‌هايي داشته باشيم و با آنان دشمني‌ نکنيم، مگر آنکه بخواهند به اصول ما لطمه بزنند.

گفتار سوم: وظايف دولت اسلامي درمواجهه با فتنه‌ها
1. تقويت معرفت و ايمان مردم
همان وظايف پيش‌گفته براي نخبگان، به شکلي ويژه‌‌تر، براي مسئولان دولت اسلامي وجود دارند. وظیفه اول، تقويت معرفت و ايمان بود. دولت، يعني دستگاه حاکمه که قواي گوناگون دارد و کارگزاران آن، مسئولان رسمي کشور هستند، بايد در جهت حفظ مباني فکري و ارزشي اسلام، از قدرت‌هاي قانوني‌ خود استفاده کند و براي نهادهاي رسمي که در اين جهت تلاش مي‌کنند، اولويت قائل باشد. متأسفانه براثر ميراث نامبارکي که از رژيم گذشته داريم، مي‌پنداريم دولت وظيفه‌اي در باب دين ندارد، بلکه دين مردم را آخوندها بايد حفظ کنند و اين کار ارتباطي با دولت ندارد! اين فکر، از همان سکولاريسم و تفکيک دين از سياست سرچشمه مي‌گيرد. در بينش اسلامي، مهم‌ترين وظیفه دولت، حفظ دين مردم است، نه اينکه حفظ دين، وظیفه دست‌دوم و سوم باشد. همان‌گونه که حفظ جان مردم، وظیفه دولت اسلامي است، حفظ دين مردم نيز وظیفه دولت اسلامي است. چنان‌که دين انسان بر جان او برتري دارد و جان را بايد فداي دين کرد، در برنامه‌هاي دولت نيز بايد به مسائل ديني و فرهنگ اسلامي بيشتر اهميت داد. کساني که مي‌گويند سياست ما عين ديانت ماست، نمي‌توانند دفاع از دين و حفظ آن را ویژه عالمان و داوطلبان مقدس و متدين بدانند. بزرگ‌ترين وظیفه دولت اسلامي اين است که در اين جهت تلاش کند. ازجمله مهم‌ترين تلاش‌هاي دولت براي حفظ دين مردم، تلاش براي حفظ و تثبيت ارزش‌هاي واقعي در جامعه اسلامي و برخورد با هنجارشکناني است که با امر‌به‌معروفِ زباني، دست از کار نارواي خود برنمي‌دارند.
 
2. پيشگيري از نفوذ بيگانگان در بدن دولت
مهم‌ترين وظیفه دولت در مبارزه با فتنه، جلوگيري از نفوذ عناصر بيگانه در دستگاه رسمي کشور است؛ زیرابه شهادت تاريخ و پژوهش‌هاي عقلي و تحليلي، مهم‌ترين راه بيگانگان براي فتنه‌انگيزي، نفوذ در دستگاه‌هاي رسمي کشور است. تاريخ صدر اسلام و ديگر دوران تا عصر حاضر، همه گـواه اين نکته‌اند. امام ـ رضوان‌الله ‌عليه ـ همـواره تأکيد مي‌کرد که مواظـب باشيد بيگانگان در کار شما وارد نشوند و نامحرمان، به دستگاه‌هاي اداري و پُست‌هاي حساس کشور راه نيابند. همه مردم بايد مواظب باشند، اما همه که دستشان به هر کاري نمي‌رسد. مهم‌ترين قدرت اجرايي، در دست دولت است و مهم‌ترين وظیفه دولت آن است که دشمن‌ را بشناسد؛ او را به مردم معرفي کند و از نفوذ عناصر بيگانه و مشکوک در پُست‌هاي حساس جلوگيري کند. متأسفانه در موارد بسياري در تاريخ کشور‌ـ اکنون فرصت اشاره به آن‌ها نيست ـ و در دوران سه دهه پس از انقلاب نيز مواردي داشتيم که بر‌اثر مسامحه يا حسن نيت يا غفلت يا اشتباه، عناصري در دستگاه‌هاي اجرايي و يا قانون‌گذاري نفوذ و مسير انقلاب را عوض کردند. در اينجا به معرفي افراد و سـال و ماه فعـاليت آن‌ها نياز نيست؛ ولي شمـا مي‌دانيد که پس از رحلت امام ـ رضوان‌الله ‌عليه طولي نکشيد که مسير انقلاب به‌تدريج عوض شد و چنان زاويه پيدا کرد که آشکارا به همه مقدسات اسلام توهين شد. اين وضعيت يک‌باره پديد نيامد، بلکه زاويه‌اي بود که‌ اندک‌اندک باز شد و سرانجام به اينجا رسيد. اگر در آغاز کار، نقطه‌هاي آسيب‌پذير شناسايي و عناصر مشکوک شناخته شوند و از ورود آنان به دستگاه‌هاي اجرايي کشور به‌ويژه پُست‌هاي حساس و به‌خصوص در مراکز برنامه‌ريزي و سياست‌گذاري جلوگيري شود، سد محکمي در برابر فتنه‌جويان پديد خواهد آمد؛ اما اگر به سبب رفاقت يا عوامل ديگر مسامحه شد، بايد منتظر فتنه‌اي صريح باشيم.
 
3. حفظ وحدت جامعه در پرتو ولايت‌پذيري
دولت اسلامي بايد به حفظ وحدت مردم بر اساس معيارهاي اسلامي و در سایه ولایت‌فقیه اهميت داده، ملاک کار خود را رضايتمندي رهبري قرار

پایان نامه
Previous Entries منبع تحقیق با موضوع امام صادق، دانشگاه امام صادق(ع)، جهان اسلام، دانشگاه تهران Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی صحیفه سجادیه، امر به معروف، دانشگاه تهران، علی بن الحسین