پایان نامه با واژگان کلیدی اجرت المثل

دانلود پایان نامه ارشد

حقوقدانان (در قانون مدني) هر کدام نظرات مختلفي دارند. که درمطالب زير توضيح مفصل آنها بيان شده است:
2-4-1-1. اجرت ولي قهري در ازاي اداره اموال کودک در فقه اماميه
فقهاي اماميه نظرات مختلفي را در اين زمينه ابراز کرده‌اند که مي‌توان در شش قول بشرح ذيل دسته‌بندي نمود :
1- گروهي از فقها معتقدند: ولي چه غني باشد و چه فقير، مستحق اجرت المثل است.2- قول ديگر آن است که هرگاه ولي نيازمند باشد مستحق اجرت المثل است.3- مرحوم ابن ادريس(ره) معتقداست : هرگاه ولي فقير باشد مستحق قدر کفايت و حاجت است.4- برخي ديگر از فقها گفته‌اند : ولي به اندازه حاجت و نيازش مستحق است و لازم نيست که حتماً فقير باشد بشرطي که اسراف و تفريط نکند.5- گروهي ديگر معتقدند : ولي مستحق اقل امرين از اجرت المثل و قدر کفايت است. يعني از اجرت المثل و مقداري که براي رفع نياز او لازم است مبلغي که کمتر است، به او تعلق مي‌گيرد.6- صاحب حدائق(ره) مي‌فرمايد: ولي درصورتي مستحق اجرت از مال صغير است که داراي شرايط زير باشد: الف- فقير باشد. ب- ولي بنحوي مشغول اصلاح اموال محجور باشد که ازکارهاي خود باز بماند. پ-‌مال محجور زياد باشد. ت- بقدر حاجت و نيازش بردارد و در اين امر اسراف نکند.آنچه در فقه اماميه راجع به اجرت ولي گفته شده اختصاص به ولي قهري ندارد و شامل وصي منصوب از طرف ولي قهري هم مي‌شود.اما در مورد کسي که حاکم او را براي ادار? اموال محجور تعيين مي‌کند (قيم) هرگاه متبرعي نباشد، اشکالي در جوازتعيين و اخذ اجرت نيست.141
2-4-1-2. اجرت ولي قهري در ازاي اداره اموال کودک در حقوق موضوعه
ازآنجا که قانون مدني درمورد اجرت ولي قهري سکوت کرده است لذا بين حقوقدانان اختلاف نظر وجود دارد.142
2-4-2. اجرت وصي در ازاي ادار? اموال محجور در فقه اماميه و حقوق موضوعه
فقهاي اماميه و حقوقدانان هر کدام در مورد اجرت وصي نظرات مختلفي بيان داشته‌اند که در زير بطور مشروح نظرات هرکدام آورده شده است.
2-4-2-1. اجرت وصي در ازاي ادار? اموال محجور در فقه اماميه
فقهاي اماميه در مورد اجرت وصي نظرات مختلفي ابراز کرده‌اند : 1- وصي درصورتي که نيازمند باشد در برابر اداره اموال محجور حق اجرت المثل دارد. 2- وصي چه غني و چه فقير مي‌تواند از اجرت المثل استفاده کند. 3- وصي صرفاً به قدرحاجت و نيازش مي‌تواند بردارد و لازم نيست که حتماً فقير و تنگدست باشد و نيز منحصر به اجرت المثل نمي‌باشد، بلکه به مقدار رفع حاجتش مي‌تواند بردارد.
4- هريک از اجرت المثل و قدر کفايت که کمتر باشد بر وصي جايزاست. 5- اگر وصي نيازمند و فقير باشد مستحقِ فقط اقلِ امرين از اجرت المثل و قدر کفايت است.143
2-4-2-2. اجرت وصي در ازاي اداره اموال محجور در حقوق موضوعه
قانون مدني ايران در مورد اجرت وصي ساکت است، اما از آنجا که عمل وي محترم است و به استناد اصل عدم تبرع و ملاک ماده 1246 ق.م.در مورد قيم، مي‌توان وصي را مستحق اجرت عمل حال و گذشته دانست.144 زيرا با توجه به اينکه طبق ذيل ماده 826 قانون مدني، موصي در وصيت عهدي وصي را امر به انجام کاري مي‌کند و با توجه به اينکه ماده 336 قانون مدني مي‌گويد: “هرگاه کسي برحسب امر ديگري اقدام به عملي نمايد که عرفاً براي آن عمل اجرتي بوده و يا آن شخص عادتاً مهياي آن عمل باشد عامل مستحق اجرت عمل خود خواهد بود، مگراينکه معلوم شود که قصد تبرع داشته باشد”. وصي حق دارد در حدود ماد? 336 ق.م.مطالب? اجرت کند.در مورد قيم، قانونگذار در ماده 1246 ق.م.استحقاق اجرت را پذيرفته است.ماده 1246 ق.م. مي‌گويد: “قيم مي‌تواند براي انجام امر قيمومت مطالبه اجرت کند. ميزان اجرت مزبور با رعايت کار قيم و مقدار اشتغالي که از امر قيمومت براي او حاصل مي‌شود و محلي که قيم در آنجا اقامت دارد و ميزان عايدي مولي‌عليه تعيين مي‌گردد.و ماده 95 قانون امورحبسي مقرر مي‌دارد:”هزينه حفظ و اداره اموال محجور و هزينه‌اي که براي رسيدگي به امور محجور و انجام وظايف قيمومت لازم مي‌شود از اموال محجور تاديه مي‌گردد”.ميزان اين هزينه‌ها و اجرت عمل قيم با درنظر گرفتن حجم کارهاي محجور و درآمد اموال او و ملاحظه عرف محل تعيين مي‌گردد.145
2-4-3. نفقة پدر و مادر و اجداد در فقه اماميه و حقوق موضوعه
نفقه پدر و مادر درصورتي که فقير باشند در درج? اول برعهد? اولاد است. اگر پدر و مادر فقط يک فرزند داشته باشند، هم? نفقه به عهد? اوست و اگر چند فرزند داشته باشند، بطور مساوي به پدر و مادر خود نفقه خواهند داد، يعني مشترکاً و به نسبت برابر، بايد مخارج زندگي پدر و مادر خود را بپردازد و از اين جهت تفاوتي بين دختر و پسر نيست. جهت تنوير بيشتر اذهان ابتدا اين موضوع در فقه اماميه و سپس در حقوق موضوعه به شرح زير بيان گرديده است:
2-4-3-1. نفقه پدر و مادر و اجداد در فقه اماميه
البته بعضي از فقهاي اماميه، در موردي که واجب النفقه، چند پسر و دختر داشته باشد، بين دختر و پسر فرق گذاشته و قايل به شرکت آنان در نفقه به نسبت سهم الارث خود شده‌اند و بعضي اختصاص نفقه به اولاد ذکور را ترجيح داده‌اند ولي اين اقوال ضعيف هستند و اقوي عدم تفاوت بين دختر و پسر در اين زمينه است. زيرا در روايات وجوب نفقه بر ولد (فرزند)، ذکر شده است و کلمه ولد شامل مذکر و مؤنث و مقتضي اشتراک آنان به تساوي درصورت تعدد است. انفاق فرزند بر پدر و مادر و اجداد يکي از حقوق ايشان بر فرزند است كه درصورت فقر و احتياج آنها و عجز از اكتساب در خور شأنشان، و تمكن فرزند، بر فرزند واجب مي‌شود. اگر واجب النفق? پدر و مادر نداشته، ولي هم فرزند بلافصل و هم جدپدري داشته باشد، چون فرزند بلافصل از لحاظ درج? قرابت نزديكتر است، نفقه به عهد? اوست، و جدپدري تكليفي ندارد.اما اگر واجب النفقه جدپدري (جدأدني) و نوة متمكن داشته باشد، هر دوبايد بطور مساوي در دادن نفقه شركت كنند.در موردي كه مستحق نفقه، مادر و پسر يا دختر داشته باشد؛ بعضي از فقهاي اماميه به شركت آنان در نفقه به نسبت ميراث نظر داده و برخي ديگر پسر يا دختر را بر مادر مقدم دانسته‌اند.صاحب جواهر(ره) اين قول را از اقوي دانسته است. هرگاه مستحق نفقه هم در ميان خويشان خط صعودي (آبا و اجداد) و هم در ميان خويشان خط نزولي (اولاد و اولادِ اولاد) كساني را داشته باشد كه مكلف به انفاق هستند، درصورتي كه آنان ازلحاظ درجه قرابت و تكليف به انفاق دريك رديف باشند، باز هم نفقه رابه حصه مساوي خواهند پرداخت.146
2-4-3-2. نفقه پدر و مادر و اجداد در حقوق موضوعه
قانون مدني درماده 1201 بصراحت مادر و اولاد بلافصل را درصورت نبودن پدر، از لحاظ الزام به انفاق برابر دانسته است.
ماده 1200 ق.م. : نفقه ابوين با رعايت الاقرب فالافرب به عهد? اولاد و اولادِ اولاد است.
2-4-4. سهم الارث پدر، مادر و اجداد از اموال كودك و صورمختلف آن در فقه اماميه و حقوق موضوعه
پدر و مادر به همراه اولاد و اولاد اولاد از خويشاوندان نسبي طبقه اول محسوب مي‌شوند اما از آنجا که کودک نمي‌تواند اولاد يا اولاد اولاد داشته باشد لذا در مطالب صفحه بعد فقط مباحث مربوط به ارث پدر و مادر و سپس به اجداد از اموال کودک مورد بحث قرار گرفته است.
2-4-4-1. سهم الارث پدر، مادر و اجداد از اموال كودك و صور مختلف آن در فقه اماميه
پدر و مادر به عنوان ورثه کودک ممکن است منحصر به فرد باشد يا متعدد و در صورت تعدد نيز صورتهايي متصور است که در ذيل به آنها اشاره شده است.
اول : ورثه منحصر به فرد (پدر و مادر)
اگر وراث متوفي منحصر به پدر يا مادر باشد، تمامي تركه متعلق به او خواهد بود و نوبت ارث به طبقه دوم نمي‌رسد.
دوم: ورثه متعدد
در مورد ورثه متعدد اقسامي متصور است كه ذيلاً به آنها اشاره مي‌كنيم:
الف. پدر و مادري كه حاجب دارد : درصورتي كه مادر حاجب داشته باشد، سهم او سدس تركه خواهد بود و بقيه از آنِ پدر خواهد بود.
ب. پدر و مادري كه حاجب ندارد : درصورتي كه وراث متوفي منحصر به پدر و مادر باشند و براي مادر حاجبي نباشد، ثلثِ تركه از آنِ مادر و دو ثلثِ بقيه از آن پدر خواهد بود. 147
و بالاخره وراث در طبقه دوم ممکن است منحصر به فرد باشد يا متعدد، در صورت تعدد نيز صوري متصور است که در زير، به ترتيب و بطور مفصل به آنها اشاره شده است:
صورت اول: وراث منحصر به فرد
هرگاه در طبقه دوم وراث منحصر به يك فرد باشد، خواه درطرف اجداد و خواه در طرف اخوه، ازهردرجه كه باشد تمامي تركه از آن او خواهد بود ؛زيرا بابودن وراث در طبقه دوم، وراث طبقه سوم از ارث محروم مي‌باشند.
صورت دوم: ورثه متعدد
ورثه متعدد صور گوناگون دارد ؛ زيرا ممكن است ورثه تنها اخوه و يا تنها اجداد باشند، و يا هم اجداد باشند و هم اخوه.ودر هريك از اين سه صورت نيز فروعات و اقسام ديگر متصور است كه در صفحه بعد به دوصورتِ تعدد اجداد و تعدد اجداد و اخوه پرداخته شده است:
صورت سوم: اجداد فقط
درصورتي كه ورثه متوفي منحصربه اجداد و جدات باشد، به طريق ذيل تقسيم مي‌شود : 1) جد و جده ابي‌: اگر وراث متوفي منحصر به جد و جده ابي باشد، تركه بين آنان به نسبت ذكور دو برابر اناث تقسيم مي‌شود. 2) جد و جده امي: اگر ورثه متوفي منحصر در جد و جده امي باشد تمامي تركه به آنها تعلق خواهد گرفت كه بين آنها بالسويه تقسيم خواهد شد. 3) جد و جده ابي با امي: درصورتي كه ورثه متوفي منحصر در جد يا جده ابي يا جد يا جده امي مي‌باشد ثلث تركه به جد يا جده امي داده مي‌شود و دوثلث ديگر به جد يا جده ابي تعلق مي‌گيرد.148
صورت چهارم: اخوه و اجداد
درصورتيكه ورثه متوفي اخوه (اعم از ابي يا امي يا ابويني) و اجداد باشد چند صور متصور است: 1) اجداد ابي و كلاله ابويني يا ابي: هرگاه ورثه متوفي عبارت باشد از جد و جده ابي و كلاله ابويني يا ابي، تركه بين آنها بنحوي تقسيم مي‌شود كه سهم ذكور دوبرابر اناث باشد. 2) اجداد امي و كلاله امي: درصورتي كه ورثه ميت عبارت از اجداد امي و كلاله امي باشد، تركه بين آنها بالسويه تقسيم مي‌شود. 3) اجداد و كلاله بعضي ابويني يا ابي و بعضي امي : درصورتي كه ورثه متوفي عبارت از اجداد و كلاله باشند و كلاله بعضي ابويني يا ابي و بعضي ديگر امي باشند، دوصورت متصور است : 1) درصورتي كه اجداد با چند تن از خويشاوندان امي همراه باشند ؛ يعني خويشاوندان امي بيش از يك نفر باشند، دراين صورت تركه بر سه قسمت تقسيم شده كه يك سوم آن به خويشاوندان امي مي‌رسد كه بين خود آن را بطور مساوي تقسيم مي‌كنند و دوسوم آن به خويشاوندان ابي داده مي‌شود كه بين خود بگونه‌اي كه سهم ذكور دوبرابر اناث باشد تقسيم مي‌كنند. 2) درصورتي كه خويشاوند مادري بيش از يك نفر نباشد ؛ مثل اينكه يك برادر و يا يك خواهر امي باشد، دراين صورت يك ششم تركه به او تعلق مي‌گيرد و بقيه به خويشاوندان ابويني يا ابي مي‌رسد كه درصورت تعدد، سهم ذكور دوبرابر اناث خواهد بود.149
2-4-4-2. سهم الارث پدر، مادر و اجداد از اموال كودك و صور مختلف آن در حقوق موضوعه
قانون مدني در مورد سهم الارث پدر و مادر و فرزندان در ماده 906 ق.م. چنين مقرر مي‌دارد: اگر براي متوفي اولاد يا اولادِ اولاد از هر درجه كه باشد موجود نباشد هريك از ابوين درصورت انفراد از تمام ارث مي‌برد و اگر پدر و مادر ميت هر دو زنده باشند مادر يك ثلث و پدر دوثلث مي‌برد ليكن، اگر مادر حاجب داشته باشد سدس از تركه متعلق به مادر و بقيه مال پدر است. ماده 908 ق.م. درمورد اختلاط پدر و مادر و اولاد چنين بيان مي‌دارد: هرگاه پدر يا مادر متوفي يا هردو ابوين او موجود باشند، با يك دختر، فرض هريك از پدر و مادر سدس تركه و فرض دختر نصف آن خواهد بود و مابقي بين تمام وراث به نسبت فرض آنها تقسيم شود مگر اينكه مادر حاجب داشته باشد، كه دراين صورت مادر ازمابقي چيزي نمي‌برد.و در مورد پدر و مادر و چند دختر ماده 909 ق.م. اينطور بيان مي‌دارد: هرگاه پدر يا مادر متوفي يا هردو ابوين او موجود باشد باچند دختر، فرض تمام دخترها دوثلث تركه خواهد بود كه بالسويه بين آنها تقسيم مي‌شود و فرض هريك از پدر و مادر از يك سدس بين آنها تقسيم مي‌شود و فرض هريك از پدر و مادر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی حق الزحمه Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی تقسيم، امي، ابي