پایان نامه با واژگان کلیدی آثار منظوم و منثور، مذهب مالکی، اغراض شعری، آثار منثور

دانلود پایان نامه ارشد

إمـــا نعیـــمٌ و إمــا عـــذابٌ
(همان؛ 312)
ترجمه:
1- هان! فرجام هر بقا وماندنی، نابودی است ورفاه وآسایش هر زندگی، ویرانی است.
2- و هر کس به آنچه که باید جزا داده شود، پاداش میبیند که یا ثواب است یا عقاب.
3- راهی بجز این دو راه وجود ندارد یا بهشت جاوید یا عذاب دردناک.
در جای دیگری شاعر انسانهای دنیا را چون مسافرانی میبیند که مدام به سوی مقصد رهسپارند هرچند گاهی دچار غفلت میشوند.
1- ومـاالغـیُّ إلا أن یعبَّـدنـا الهـوَی ولــم نـدرِ جهلاً أننا معشٌرأسـری
(ابن خفاجه؛ 2000: 398)
ترجمه:
1- گمراهی چیزی نیست جز اینکه هوس و آرزوها ما را بنده خویش سازند. و از روی نادانی نمیدانیم که رهروانی شباهنگ (به سوی قیامت) هستیم.
اما مذهب شاعر از جمله موضوعاتی در زندگی شاعر است که در هالهای از ابهام باقی مانده است و کتابهایی هم که در مورد وی مطالبی بیان نمودهاند به این موضوع نپرداخته وآن را مورد بررسی قرار ندادهاند.
شاید علت این امر هم بدین سبب باشد که شاعر دورهی جوانی خویش را با هرزگی و بادهخواری سپری نمود وآنچنان به مذهبی مقید نبود وعلت دیگری که در این باره میتوان ارائه داد اینکه شاعر در آثار خود به مذهبی اشاره ننموده است. اما با توجه به مسائلی که بعدها در اوضاع سیاسی اندلس اتفاق افتاد (در فصل اول بدان پرداخته شد) ونیز حالاتی که بعدها در روحیه وروان شاعر به وجود آمد، چنین به نظر میآید که وی مذهب مالکی را برگزیده باشد زیرا دولت مرابطان که هسته اصلی آن را عالمان وفقیهان مالکی مذهب تشکیل میداد در زمان شاعر توانست به دولتهای پرآشوب ملوکالطوایف خاتمه دهد ومسیحیان که مدام بر مسلمانان ستم میکردند شکست دهد. در نتیجه به وجود آمدن چنین اوضاعی ابن خفاجه را خوشحال کرد و قطعه شعرهایی در مدح فقهای این حکومت امثال ابوامیه، ابوالعلاء بن زهیر، سرود. (همان، 226)
بنابراین با پیروزیها و رشادتهای این حکومت که اعضای برجستهی آن را عالمان وفقیهان تشکیل میداد سبب شد کینه توزیها وخشم ابن خفاجه که نسبت به دو رویی برخی فقهای ملوک الطوایف به وجود آمده بود به دوستی وستایش عالمان فرهیختهی این دولت تبدیل گردید.

3-7. وفات شاعر
ابن خفاجه در همان زادگاه اولیهاش در روز یکشنبه چهار روز مانده به شوال به سال (533) در سن 82 سالگی دیده از جهان فرو بست. (ابن خلکان؛ 1948: 1/40) او در اواخر عمرش چنین سروده است:
1- ای عیـشٍ او غــذاء او سنـــۀ لابــن احــدَی ثمــانیـن سنـــۀ
(ابن خفاجه؛ بی تا:233)
ترجمه:
1- برای کسی که 81 سال سن دارد، چه زندگی یا طعامی است.

3-8. آثار و تالیفات ادبی ابن خفاجه
از آثار و تالیفات ادبی که ابن خفاجه از خود به ماندگار گذشته، دیوان وی است که شامل سه بخش است.
مقدمه، اشعار و نامهها.
الف- مقدمه دیوان: در مقدمه دیوانش، نظراتی ارزنده درباره شعر و نقد آن عرضه نموده و در مقابل خرده گیران، از مکتب شعری خود دفاع کرده است.
ب- اشعار: شامل گزیده سرودههای وی است.
ج- نامهها: در دیوان، چندین نامه از او ثبت شده که به دوستان یا بزرگان زمان خویش نوشته است.
دیوان اشعارش در سال 1286هـ (1869م) در مصر به چاپ رسید که حاوی وصف، مدح، ثنا، رثاء، غزل، حکمت، و… میباشد و کسانی چون ابو یوسف یعقوب بن محمد الشقری و ابوعبدالله محمدبن عبدالرحمن القیسی و عبدالحق بن خلقی الشاطبی که از همنشینان ابن خفاجه بودند دیوانش را از او روایت کردهاند. (ابن خفاجه؛ بی تا: 13)
ابن خفاجه تنها یک شاعر نیست بلکه در حوزه ی نویسندگی نیز فعالیت داشته است و از آثار منثور وی، قطعات فراوان و پراکندهای است که در کتابهای معتبر تاریخی امثال الذخیره، ابن بسام، نفح الطیب، احمد مقری، الملتمس، الضبی و کتابهای دیگر که در تاریخ اندلس نگاشته شده، یافت میشود.

3-8-1. مکتب شعری ابن خفاجه
شعر ابن خفاجه از دانش وسیع ادبی، لغوی و تاریخی وی حکایت دارد. او شاعری درونگرا و برونگرا است و فصاحت در الفاظ و عبارات، تلاش مستمر در ابداع معانی، بهرهگیری از تصاویر بیشمار و استفاده از آرایههای بدیع، از ویژگیهای اسلوب شعری اوست. (ابن خفاجی؛ 507:1412) با این اشعار وی از معانی عمیق فلسفی به دور است و استفاده وی از آرایههای لفظی، اصطلاحات ادبی و لغوی سبب تکلف شده است. (زیات؛ 248:1416) اشکالی که متقدمان بر شعر وی وارد ساختهاند، همانا کثرت و ازدحام معانی در یک بیت است، به عنوان مثال ابن خلدون تاریخ نگار بزرگ عرب در این باره چنین گفته است: «بزرگان ما از شعر ابن خفاجه (شاعر شرق اندلس) بخاطر کثرت و ازدیاد معانی در یک بیت اعتراض کردهاند». (ابن خلدون؛ 2000 :1/791) اما باید دانست همین امر را متاخران دال بر تخیل قوی ابن خفاجه و خلاقیت او در ابداع و نوآوری معانی دانستهاند. (ضیف؛ 446:1978)
ابن خفاجه که شهرت و آوازهاش به شرق اسلامی رسیده بود در اواخر عمرش به تشویق و اصرار دوستانش به گردآوری آثار منظوم و منثور خود پرداخت، «بخاطر پوسیدگی برگه هلی پیشنویس و کهنگی حواشی تعلمیات آن که از بین رفته بود یا نزدیک بود از بین برود». (ابن خفاجه؛ بیتا: 290)
ابن خفاجه هنگامی که اشعار وآثار خود را گردآوری نمود، به نقد و ویرایش آن پرداخت و تغییرات مهم و اصلاحی را در آن انجام داد، «بخاطر خلق یک معنی یا زیباسازی یک مبنی». (همان) چنین به نظر میرسد که انگیزه اصلی وی از حذف و اصلاح این اشعار که حاصل دوره پیش از توبه او بود، این است که نمیخواهد خواسته رفتار و کردار دوره جوانی مایه سرافکندگیش شود و تلاش نموده اینگونه بهانه بیاورد که هدف از سرودن شعر خیالپردازی است و دروغ نیز در آن عیب نیست. این تاکتیکی بود برای رهایی او از این تهمت که اشعار وی نشانگر زندگی واقعی او باشند. (عباس؛ 1993: 166)
3-8-2. اغراض وفنون شعری در دیوان ابن خفاجه
ابنخفاجه در ابوابی چون: غزل، وصف، مدح، رثاء، شکوی، عتاب و فخر شعر سروده و هنرنمایی کرده است، اما بیشتر شعر وی در وصف طبیعت است به طوری که او را بزرگترین شاعر وصفپرداز در طبیعت و حتی دیگر سرزمینهای اسلامی دانستهاند. در ابواب دیگری نیز چون مدح، رثاء حنین، وصف و غزل از خود مهارت نشان داده است بنابراین مهمترین اغراض شعری وی را مورد بررسی قرار میدهیم.
3-8-2-1. وطن دوستی
وطن دوستی که در ادبیات به آن شعر حنین گفته میشود وهمراه با اندوههای درونی شاعر سروده میشود در لغت به معنای نالیدن وگریه شوق آلود، و در اصطلاح ناله برای میهن و اشتیاق به آن است بنابراین هیچ ملتی از ملتها، خالی از اشتیاق و آرزو بسوی میهن خویش نبوده است. وهرگاه اوضاع وشرایط، شاعر را مجبور به ترک دیار خویش نموده باشد. شاعر آرزو و اشتیاق خود رابه وطن و دوستان وآشنایان سر داده است.
ویژگیهای کلی این ادب، سرشار از روحی پرهیجان وعاطفهای بیدار است که غالباً با حزن واندوه و نسیمهای امید به سوی وطن همراه است. (الدایه؛ 1421: 134)
باتوجه به اوضاع سیاسی اندلس که پیوسته در حال از همگسستگی بود؛ شاعران اندلسی از این گونه شعرها زیاد سرودهاند و نغمههای اندوه را بر بسیاری از اشعار سرزمینهای دیگر خلعت بخشیدهاند.(همان) دکتر محمد تونجی نیز دراین باره چنین آورده است: «اندلس، شعر حنین و ناله جانسوزانه وطن را شناخت ولی به صورت عمیق، چرا که آنها از میهنشان خیلی دور شده بودند و میدانستند هرگز به آنجا
نمیرسند». (التونجی؛ 1987: 1/61)
به دنبال حمله پادشاه قشتاله کمبیتور به شهر بلنسیه، ابن خفاجه مجبور به ترک سرزمین خود جزیزه شقر و شرق اندلس به کلی شد. وروانه دیار مغرب گشت. (الدایه؛ 1421: 134)
ابنخفاجه به جزیره کوچک خویش عشق میورزید ونسبت به دوستانش وفادار بود و در اشعارش زیاد از خاطرات آنها واز دوران جوانی خویش یاد میکند. او اسیر دو دایره به هم آمیخته، یعنی دایره زمان ودایره مکان است. دایره مکان چهارچوب آن جزیره شقر و اندلس است. و دایره زمان، دوران جوانی و سرمستی و همدم با یاران و دوستان است.
ابن خفاجه از غربت ودوری از وطن رنج میبرد وتلخی آن را چشید و اولین آرزوی خود را در رویت میهن خویش فرض میکند.
1- فیا لَیتَ شِعری هل لِدَهری عطفـۀٌ فُتجمَعَ أوطاری عَلَـیّ وأوطتانـی؟
2- میادیـنُ أوطاری ومَعهـدُ لـذتـی و منشـاٌ تهیـامی وملعـبُ غُزلانی
(ابن خفاجه؛ 2000: 459)
ترجمه:
1- ای کاش میدانستم آیا روزگارم عطوفتی نشان میدهد تا آرزوهایم با وطنم جمع شوند؟ (یعنی هر دو را به دست آورم).
2- وطن من محل آرزوهایم وجایگاه سرور و لذتم و محل عاشقی وجای بازی معشوقان من است.
ابن خفاجه بانگاهی کلی واحساسی به وطن خود مینگرد و دایره احساسی خویش را عمیقتر و وسیعتر میگرداند.
1- إنّ للجنّـــۀ بــالأنـــدلـــس مُجتلَــی حُسـنٍ وریًّــا نَفَـــس
2- فَسنَـا صُبـحَتِهــا مِـن شَنَــب و دُجــا لَیـلَتِـهــا مِـن لَعَـــس
3- فـإذَا مَــا هبّـت الـریـحُ صبـاً صِحـتُ «واشَوِقی إلَـی أنـدُلـس»
(ابن خفاجه؛ بی تا: 136)
ترجمه:
1- همانا باغهای اندلس، تابلوی زیبایی ونفس های عطرآگین هستند.
2- روشنایی سپیده آن از درخشش دندان، وتاریکی شب آن از سیاهی لبان است.
3- هرگاه باد صبا شروع به وزیدن کند. فریاد بر میآورم چقدر مشتاق اندلس هستم. .
شاعر با عبارتی نزدیک به عبارت عامیانه، احساسات، عواطف و هیجانات درونی خود را خلاصه نموده است. واشوقی الی اندلس. (الدایه؛ 1421: 135)
شاعر همچنین زیاد از اماکن جزیره خود مثل: باب الزخارف، الشط، الکنیسه و المرج… یاد میکند.
1- فـاندُبِ المَرَج فالکنیسۀَ فالشـطّ وقــل آهٍ یــا مُعیــدَ هــواهــا
ترجمه:
1- بردیار مرج وکنیسه وشط ناله و زاری سربده و با حسرت واندوه بگو: ای برگرداننده عشق آن.
3-8-2-2. ناله بر جوانی
ناله و گریستن برجوانی در اندلس فن مستقلی گردید وعلت این امر هم، زندگی مرفه و پرتنعم مردمان آن سرزمین بود. بنابراین وقتی که شاعر موی سفید خود را میدید آن را زنگ خطری برای خود میپنداشت که اجلش نزدیک شده وبه زودی آن نعمت وآسایش را از دست میدهد. دکتر محمد علی سلامه در اینباره میگوید: شاعر احساس میکرد که اجلس نزدیک شده وبه زودی آن نعمت وآسایش را از دست میدهد. (السلامه؛ 1989: 148)
ابن خفاجه زیاد از گذشته وایام جوانی خویش یاد میکند و از خاطرههای ماندگار در ذهن وخیالش سخن میگوید:
1- یـا رُبَّ ذیـل للشبـاب سَحِبتُــۀ و مــا کنـتُ أدری أنّــه سَیقَلَّـصُ
2- ولمحـۀِ عیشٍ بین کـاسٍ رویــۀٍ تُــدار وظَبـی بـاللَّـوی یتَقنــَصّ
3- ألابانَ عیشٌ کـان یندی غضـارۀً فیـالیت ذاک العیشَ لوکان ینـکُصُ
(ابن خفاجه؛ 2006: 185-184)
ترجمه:
1- چه بسیار روزگاری دامن جوانی که به دنبال خویش کشیدم و نمیدانستم که مدتی این دامن کوتاه
میشود. (به سرخواهد آمد).
2- و پرتو زندگی که بین جامی پر (از شراب) میچرخید و آهویی (محبوب) که در منطقه لوی شکار
میشد.
3- هان! دوره زندگی ای که با طراوات بود گذشت اما ای کاش آن زندگی دوباره بر میگشت.
زمان (تعبیری دیگری از عمر انسان)، در نزد شاعر کاهش مییابد و هرچه سن بالاتر رود از عمر انسان کاسته میشود.
در ابیاتی که شاعر در باب شوق به جوانی سروده، پریشانی روان وی را نمایان میکند وهرگاه شوق و حنین وی زیاد میشود این گونه شعر، به تشخیص وجان بخشیدن پیری وایام جوانی در صورتی متحرک وزنده تبدیل میشود وگویا اشخاص حقیقی هستند که چهارچوب شعر را جذب واحساسی عمیق به آن میبخشند. (الدایه؛1421: 336)
شاعر بسیار از گذشته و جوانی خویش با عباراتی تاثیرگذار وجذاب مانند شهی، قصیر، طیب و ندی یاد میکند، او جوانی را به مانند اطلال وآثار به جا مانده میداند که باید برآن گریست، همچنانکه شاعران عادتاً براطلال وسرای بازمانده معشوق میگریستند. (همان)
1- ولَـم أدرِمـا نبکـی أرَسـمَ شبیبــۀٍ عَفا اَم مصیفاً مِـن سُلَیمَـی و مَربعـاً
2- و أوجَـعُ تـودیـعِ الاحبّـۀِ فــرقـۀً شبــابٌ

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد شیوه های درمانی، کشورهای در حال توسعه، زایمان طبیعی، درمان ضایعات Next Entries منابع پایان نامه درمورد ایمن سازی، کشورهای در حال توسعه، تحقیق و توسعه، هزینه تولید