پایان نامه با واژه های کلیدی کمال گرایی، اختلال شخصیت، منابع قدرت، ابعاد کمال گرایی

دانلود پایان نامه ارشد

با آن جنبه هایی از هوش سر و کار دارد که کمتر در معرض سنجش در آزمون های هوش است که از آن جمله می توان از تفکر واگرا86 نام برد که با خلاقیت ارتباط نزدیکی دارد. اما باید در نظر گرفت بازبودن، معادل و هم سنگ هوش نیست. برخی از افراد بسیار باهوش، درباره تجربه ها افراد بسته ای هستند و برخی افراد بسیار باز به تجربه ها، ظرفیت هوشی پایینی دارند.
مردان و زنان دارای نمره های پایین در این شاخص کسانی هستند که در رفتار متعارف و در ظاهر محافظه کار به نظر می رسند. آن ها موضوع های رایج را بهتر از موارد نادر می پسندند و پاسخ های هیجانی آن ها نسبتا آرام و نهفته است. هرچند برخی از شواهد وجود دارد که نشان می دهد باز یا بسته بودن در فرم دفاع های روانی مورد استفاده فرد اثر دارد، اما بسته بودن نشان دهنده استفاده فراگیر از واکنش دفاعی نیست.
به زبان ساده، چنین به نظر می رسد که افراد بسته دارای نظر دیدگاه های محدود تر و گستره علایق محدودتری هستند. همچنین، افراد بسته از نظر اجتماعی و سیاسی محافظه کارترند، اما با این همه نمی توان آن ها را افرادی مطیع و وابسته به منابع قدرت دانست. افزون براین بسته بودن را نباید با کینه ورزی و یا مقابله جویی با منابع قدرت همبسته کرد. این موارد را می توان به عنوان نشانه هایی از دارندگان نمره های بسیار پایین در شاخص دیگر آزمون (که توافق نام دارد) مشاهده کرد.
برای قطب باز بودن باید یک تمایز را در نظر گرفت.افراد باز، افرادی غیر متعارف، مایل به زیر سوال بردن منبع قدرت و علاقه مند به آزادی در اخلاقیات، امور اجتماعی و دیدگاه های سیاسی هستند. در هر صورت، چنین تمایلاتی نباید به « مبنای غیر اصولی بودن» تفسیر شود. یک فرد باز ممکن است سیستم ارزش گذاری متحرک و متحول خود را همراه با وجدان قوی در حد یک سنت گرا به کار گیرد. در نظر بسیاری از روانشناسان “باز بودن” ممکن است معادل سالم تر بودن به نظر آید، اما ارزش باز بودن یا بسته بودن، وابسته به ضرورت ها در موقعیت هاست و هم افراد باز و هم افراد بسته عملکردهای مفیدی در جامعه دارند (توماس، 2012).
2-2-2-3-5- توافق (A)
همانند برون گرایی، شاخص توافق بر گرایش های ارتباط بین فردی تأکید دارد.فرد موافق اساسا نوع دوست است. با دیگران احساس همدردی می کند و مشتاق به کمک به آنان است و اعتقاد دارد که دیگران نیز با او همین رابطه را دارند. در مقایسه، شخص نا موافق87 یا مخالف88 خودمحور، به قصد و نیت دیگران مظنون است و بیشتر اهل رقابت است تا همکاری.
به نظر می رسد که این شاخص، به سمت جنبه های مثبت اجتماعی و سلامت بیشتر روانی سوق دارد. البته چنین هم هست. افراد موافق محبوب تر از افراد مخالف هستند (البته در جوامع متوازن). در هر صورت، آمادگی برای دفاع از حق فردی اواویت دارد و داشتن توافق در صحنه نبرد و یا دادگاه، برتری و فضیلت نیست. همانطور که داشتن دیدگاه انتقادی و داشتن شک علمی می تواند برای یک دانشمند حسن و فضیلت باشد.
هیچ یک از دو قطب این شاخص دارای منزلت اجتماعی برتری نیستند. همچنین، نمی توانیم بگوییم کدام گروه از کسانی که در قطب های این شاخص قرار می گیرند، بهداشت روانی بهتری دارند. نمره پایین در A معمولا با ویژگی های اختلال شخصیت خودشیفته، ضد اجتماعی و پارانویید همراه است؛ در حالی که نمره بالا در این شاخص با اختلال شخصیت وابسته همراهی دارد (کاستا و مک کری،1990 ؛ به نقل از حق شناس، 1390).
2-2-3-کمال گرایی
تعریف ماهیت کمال گرایی به عنوان یک ویژگی شخصیتی همواره امری دشوار بوده است.اگرچه هنوز اتفاق نظری در میان دانشمندان در رابطه با این ساختار روانی وجود ندارد،هولندر(1978) کمال گرایی را توقع بی اندازه شخص از خود یا دیگران در رابطه با کیفیت عملکرد می داند (غفارثمر و شیرازی زاده،1390).
کمال گرایی داشتن استانداردهای بالا برای عملکرد خود به همراه خودارزیابی انتقادی مفرط است(فراست و همکاران،1990).
طبق تعریفی دیگر از فراست و همکارانش(1990)،کمال گرایی به عنوان مجموعه ای از معیارهای شخصی بی نهایت بالا است،چنانچه ایجاد حساسیت در یک فرد به مقدار زیاد است،در حالی که معیارهای آن ها قابل اجرا نمی باشد(به نقل از بانرج89،2005).پس افراد کمال گرا افرادی هستند که بر این عقیده اند که می توانند و باید به عملکرد کاملی برسند.درک کردن هرچیز،کمتر از حد کامل باعث نارضایتی است و به طور انتخابی به نشانه هایی که با معیارهایشان منطبق نباشد،توجه می کنند(آنتونی90 و همکاران،1988).
هویت و فلت(1991) از جمله پژوهشگرانی بودند که در ارائه مدلی جامع و چند بعدی از کمال گرایی کوشیدند.آن ها کمال گرایی را به عنوان سازه ای چند بعدی در نظر گرفته اند که شامل ابعاد کمال گرایی خویشتن مدار،جامعه مدار و دیگرمدار است.کمال گرایی خویشتن مدار(وضع معیارهای بالا و غیرواقع بینانه برای خود)،کمال گرایی جامعه مدار(باور فرد مبنی بر اینکه دیگران از فرد،انتظار کامل بودن دارند و او باید انتظارات آنان را برآورده سازد) و کمال گرایی دیگرمدار(داشتن انتظارات بالا و غیرواقع بینانه در مورد دیگران) است.
شفران و همکاران(2002) کمال گرایی بالینی را اینگونه تعریف کرده اند:«وابستگی مفرط خود ارزیابی به تعقیب معیارهای آمرانه شخصی و خود تحمیل شده،حدأقل در یک حوزه برجسته بر خلاف معیارهای منفی آن».
2-2-3-1- ویژگی های افراد کمال گرا
-داشتن اهداف بلند پروازانه،جاه طلبانه،مبهم،دست نیافتنی و تلاش افراطی برای به دست آوردن این اهداف
-گرایش به اندیشه همه یا هیچ
-ارزیابی سخت گیرانه از خود و دیگران
-نیاز شدید به موفقیت
-پرهیز از انتقاد دیگران و دوری جستن از آشکار شدن عیب ها و نقص ها
-فراگیر نمودن معیارهای شخصی غیرواقعی در سراسر حوزه های رفتاری
-چشم داشت های زیاد از خود و از دیگران
-احساس ستیزه و خواری نسبت به خود و دیگران به علت برآورده نشدن انتظارات و توقعات
-فراگیر نمودن افراطی شکست ها
-چشم داشت احترام از دیگران،در همه حال،به علت منصف،درستکار و وظیفه شناس دانشتن خود
-ناتوان بودن از درخواست کمک از دیگران،حتی نزدیک ترین دوستان
-وانمود کردن به استقلال فکری و عاطفی
-اشتباه را گناه نابخشودنی پنداشتن و مضطربانه انتظار عواقب شوم آن را کشیدن
(به نقل از مهرابی زاده هنرمند و وردی،1382).
به دلیل نوع نگاه و نگرش مطلق نگر،افراد کمال گرا اهداف جزئی برای خودشان انتخاب نمی کنند و اهداف و معیارهای آنان فوق استانداردهای موجود است و ممکن است در چرخه باطلی گرفتار شوند که عمرشان را به هدر دهد.آن ها معمولا هدف هایی را در زندگی خود انتخاب می کنند که دور از دسترس و غیرممکن است و هنگامی که به آن هدف ها نمی رسند با وجود اینکه شاید به اهداف جزئی تر رسیده باشند،باز تلاش و کوشش زیادتری برای رسیدن به آن انجام می دهند اما دچار شکست و ناکامی می شوند(چون هدف در دسترس نیست).به تدریج به علت سرخوردگی های مکرر و زیاد،توان و روحیه شان تحلیل می رود،شروع به سرزنش خود می کنند،اعتماد به نفسشان آسیب می بیند و دچار اضطراب،افسردگی و غصه می شوند.فرد کمال گرا،بعد از این مرحله،هدف های تعیین شده قبلی را رها می کند و هدف های کمال طلبانه و دور از دسترس جدیدی را انتخاب می کند و به خود نهیب می زند که باید بیشتر از قبل تلاش کنم.این طرز تفکر،چرخه باطل تکرار شونده ای را به وجود می اورد که تمام زندگی او را تحت تاثیر قرار می دهد.پس از یک یا چند بار گردش این چرخه،بر شدت اضطراب،افسردگی و ناامیدی فرد افزوده می شود تا حدی که دست از تلاش بر می دارد،اما دست از آرزوهایش بر نمی دارد و حاضر نیست در هدف های خود تجدید نظر کند (افشار و همکاران،1386).
2-2-3-2- ابعاد کمال گرایی
کمال گرایی لزوما به عنوان یک فاکتور منفی شناخته نشده است، بلکه به عنوان فاکتوری که می تواند عملکرد مثبت و مفیدی نیز داشته باشد،مطرح است.هماچک91(1978) اولین فردی بود که بین انواع کمال گرایی تمایز قائل شد.او معتقد بود دو نوع کمال گرایی وجود دارد: 1-کمال گرایی سازگارانه یا بهنجار 2-کمال گرایی ناسازگارانه یا نابهنجار.
2-2-3-2-1-کمال گرایی سازگارانه (بهنجار) و ناسازگارانه (نابهنجار)
انس و همکاران(2002) کمال گرایی سازگارانه را مجموعه ای از اهداف والا و استانداردهای شخصی و تلاش برای موفقیت تعریف می کنند و معتقدند فرد کمال گرای بهنجار محدودیت های شخصی را به رسمیت می شناسد.
پارکر و میلز92(1996) نیز کمال گراهای سازگار را به عنوان افرادی با استانداردهای والا،علاقه مند به موفقیت، وظیفه شناسی یا سطوح بالای مسئولیت توصیف کرده است.
در کمال گرایی سازگارانه یا بهنجار، اشخاص از کارهای سخت و طاقت فرسا لذت می برند و زمانی که احساس می کنند در انجام کارها آزادند، می کوشند تا به بهترین صورت عمل کنند.موفقیت در انجام کارها گونه ای احساس خشنودی و رضایت به همراه می آورد (میسیلدین93،1963؛به نقل از مهرابی زاده هنرمند و وردی،1382).
کمال گرایی مثبت بیشتر انطباقی در نظر گرفته می شود زیرا کوشش مثبت و فعالانه برای دستیابی به اهداف را تشویق می کند و افراد در این نوع کمال گرایی می توانند کمال گرایی شان را تنظیم کنند.کمال گرایی بهنجار به همین دلیل با پیشرفت بالا و عاطفه مثبت رابطه دارد (فلت و هویت،2002؛به نقل از رم94،2005).
فراست و همکاران(1993) و دانکلی(2000) اشاره می کنند که تمایز بین تلاش برای استانداردهای والا و ارزیابی انتقادانه، تمایز اصلی بین کمال گرایی سازگارانه و ناسازگارانه است.
این نوع کمال گرایی زمانی رخ می دهد که افراد برای معیارهای بسیار افراطی و غیر واقع گرایانه تلاش می کنند و عملکردشان را بسیار مورد نقادی و ارزیابی قرار می دهند.این افراد با ترس از شکست برانگیخته می شوند و زمانی که کوچکترین اشتباهی رخ می دهد،نمی توانند احساس رضایت کنند.آنان همچنین عدم اطمینان و اضطراب در خصوص شایستگی شان تجربه می کنند و این برخلاف کمال گرایان بهنجار است که می توانند اندکی اشتباه در کارشان را پذیرفته و آن را همچنان موفقیت به حساب آورند(هماچک،1978).
از نظر فراست و همکاران(1993)،کمال گرایی ناسازگارانه را دارای چهار مؤلفه است:
1. نگرانی در مورد اشتباهات (گرایش به نگاه منفی در مورد اشتباهات و تفسیر آن ها به عنوان شکست)؛
2. شک و تردید در مورد اقدامات (تا حدی که افراد در مورد توانایی ها و کیفیت عملکردشان شک و تردید دارند)؛
3. انتظارات والدین (باور به اینکه والدین فرد اهداف بسیار بالایی برای فرد تنظیم می کنند)؛
4. انتقاد والدین (این دیدگاه که والدین فرد بسیار نقاد هستند)(موزر95 و همکاران،2012).
2-2-3-2-2-کمال گرایی فعال و منفعل
ادکینز و پارکر96 (1996) بین کمال گرایی فعال و منفعل تمیز قائل شدند و عنوان کردند کمال گرایی منفعل در افسردگی نقش دارد، اما کمال گرایی فعال با افسردگی رابطه ای ندارد و با آسیب پذیری، تا حدی همبستگی منفی نشان می دهد.از نظر این محققان، کمال گرایی منفعل بیشتر نشانگر افرادی است که به طور افراطی از اشتباه کردن می ترسند، کسانی که اغلب تصمیم های خود را پیش بینی می کنند و غالبا در انجام کارها اهمال کاری می کنند و در مجموع کمال گرایی، برایشان مانع عمل است. در مقایسه، کمال گرایی فعال، مشخصه افرادی است که به نظر نمی رسد مستعد و پذیرای افکار مربوط به خودکشی باشند و افرادی هستند که تلاش های کمال گرایانه نه تنها برایشان فلج کننده نیست بلکه انگیزه بخش نیز هست (به نقل از خسروی و علیزاده صحرایی،1388).
2-2-3-2-3- کمال گرایی سالم و ناسالم
استامف و پارکر97 (2000) تحلیل ساختاری سلسله مراتبی از کمال گرایی و رابطه آن با سایر ویژگی های شخصیتی انجام دادند. نتایج نشان داد که کمال گرایی می تواند به خوبی به عنوان دو بعد مستقل شناخته شود که الگوهای متفاوتی از همبستگی را با سایر متغیر های شخصیتی نشان می دهند.
در حالی که ابعاد ناسالم کمال گرایی با کمبود عزت نفس،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی برون گرایی، ویژگی های شخصیتی، ویژگی های شخصیت، تحلیل عوامل Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی کمال گرایی، سبک دلبستگی، سبک های دلبستگی، تحریف های شناختی