پایان نامه با واژه های کلیدی کتاب مقدس، علامه طباطبایی، ادیان ابراهیمی، رسول خدا (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

مقداری که هدف و رویکرد قرآن در ارجاعات به عهدین روشن شود بسنده میکنیم و موارد جزئیتر را به تحقیق و پژوهشهای بعدی موکول مینمائیم.

مقدمه
پیش از بررسی شیوهشناسی و گونه شناسی ارجاعات قرآن به عهدین چند مساله را باید به عنوان مقدمه یادآور شد:
1. یک سوال در این رابطه وجود دارد که آنچه در قرآن راجع به یهودیت و مسیحیت ذکر شده، در کدام یک از منابع ایشان آمده است؟ آیا میتوان نشانی از این مطالب قرآنی را در منابع تاریخی دیگر پیدا کرد؟ در اینجا ذکر یک نکته ضرورت دارد و آن اینکه در هر دینی پیروان آن دین متن مقدس خویش را نوعا وحی و الهام الهی میدانند. در مورد قرآن و مسلمانان نیز هیمنگونه است و قرآن مطالب را فراتر از زمان و مکان از خود خداوند نقل میکند. مطالبی که از نظر پیروان قرآن آنها را از نفس واقعه در سالها قبل حکایت میکند و همین نشانه وحیانی بودن آن است. در نتیجه سوال از منبع مطالب موجود در قرآن یا هر متن مقدس دیگری یک سوال خودمتناقض است و به این معناست که متن مقدس مورد نظر زمینی است و نه آسمانی.
تنها در دو صورت میتوان از منابع مطالب یک متن مقدس سخن راند؛ نخست در صورتی که خود متن مقدس صراحتا از این یاد کند که از کتابی دیگر مطالبی را نقل کرده است مانند آیاتی که راجع به بشارت به پیامبر خاتم ص است و به تورات و انجیل ارجاع دارند.174 دوم زمانی که خود متن به شکلی باشد که نشان دهد از منابعی استفاده کرده است. چنانکه دانشمندان راجع به تورات و اینکه از چهار منبع در آن استفاده شده است این مباحث را طرح نموده175 و برخی دیگر نیز راجع به اناجیل مطالب مشابهی را نقل کردهاند.176 بنابراین روشن شد که نباید برای هرآنچه که در متنی مقدس ذکر شده بدنبال سند و منبعی خارج از آن متن مقدس بود.
2. گاهی در نقل وقایع نامهایی نیز ذکر میشوند، در اینجا سوالی که پیش میآید این است که این نام خاص مربوط به کیست و ایا اساسا در تاریخ این ادیان چنین فردی وجود دارد یا خیر؟ در مواردی نیز قرآن نامی شبیه نام افرادی که در عهدین وجود دارد را ذکر میکند، در این موارد نیز سوال پیش میآید که آیا نسبتی که قرآن به این فرد داده است درست است یا خیر و در کتاب مقدس چنین نشانی از او وجود دارد یا نه؟ برای مثال اگر عزراء را با عزیر قرآن یکی بدانیم در این صورت ممکن است یهودیان بگویند ما هرگز عزرا را پسر خدا نخواندهایم.177
بنابر این سخن این است که وقتی اسامی و اعلام وقتی به زبانهای دیگر منتقل میشوند گاهی چنان متفاوت میشوند که تطبیق آنها بر یکدیگر مشکل است مثلا شعیب قرآن در کتاب مقدس یترون است178 و یوحنا و یحیی و جان و ژان یکی هستند یا شائول، سولس، پائل، پل، پولس نیز یک نام هستند و همگی نامهای یک نفر هستند و به همین قیاس یوشع، یشوع، بسوع، یهوشوع، عیسی و جیزز نیز همگی نامهای یک نفر هستند.
در نتیجه پی گرفتن یک نام خاص در هر دو کتاب کار صحیحی نیست و نباید مبنای تحقیق قرار گیرد. اما صحیح این است که مبنا چیزی مثل عدالت خدا باشد که اگر ملاک قرار گیرد میتوان حقیقت را دریافت. مثلا در ماجرای کوه سینا و رهبری هارون در تورات همان شخصی که رهبری امت بدو سپرده شده در گوساله پرستی نیز رهبر ایشان بوده و مقصر اصلی است اما در روایت قرآن او از این خطا مبراست و روایت توراتی یک درون ناسازگاری دارد؛ چرا که فردی که از سوی خدای عادل جانشین موسی شده و برای هدایت ایشان تعیین شده ایشان را از مسیر منحرف کرده است و خود از عقوبت محفوظ مانده و در عوض قوم باید سخت ترین مجازات را متحمل شود179 و حال آنکه این با عدالت خدا سازگاری ندارد.
3. علیرغم تمام مطالب پیش گفته، میتوان نشانههایی با اسم از ارجاعات قرآنی یافت و در صورت انکار طرف مقابل اولا با توجه به قداست و وحیانی بودن قرآن مشکلی برای پیرو آن رخ نخواهد داد و ثانیا اینکه در اینجا ما مطالبی مشابه آنچه قرآن برای آن واقعه خاص روایت نموده از کتاب مقدس ذکر خواهیم کرد. برای نمونه اینکه یهودیان اطلاق پسر خدا را بر عزیر نمیپذیرند مشکلی ایجاد نمیکند زیرا خدا اصل این مساله را نکوهش میکند و روی عزیر یا عزرا تمرکز ندارد بلکه روی پسر خدا بودن تمرکز دارد که در آیات فراوانی در کتاب مقدس این امر دیده میشود.180
باتوجه به مطالب فوق شیوهشناسی و گونهشناسی ارجاعات قرآن به عهدین را پی میگیریم.

بخش اول
1- شیوه ارجاعات بیرونی قرآن
بررسی شیوه ارجاعات قرآن بیش از همه از این منظر ضرورت دارد که در نتیجه این پژوهش مشخص شود که قرآن در شیوه ارجاعش نیز جهان‌شمولی خویش را مد نظر داشته و از مخاطب جهانی خود غفلت نورزیده است. قرآن در ارجاعاتش به انواع مراجع بیرونی اعم از مقدس و نامقدس نظر داشته و همگان را به خویش فراخوانده است.
در این بخش به ارجاعات بیرونی قرآنی نظری انداخته و به اختصار آنها را از نظر میگذرانیم. در یک تقسیم بندی میتوان این ارجاعات را در چند دسته ملاحظه کرد:
2- ارجاعات مختلف و متفاوت به کتب مقدس
قرآن زمانی که به سنتی غیر از اسلام اشاره میکند، صرف نظر از هر نیت و مقصودی که داشته باشد، گاهی در ارجاعش به کتابی از کتب مقدسه اشاره دارد و گاهی به شخص یا اشخاصی که در کتب مقدسه دیده نمیشود. برای نمونه ایه 105 از سوره انبیاء ” وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ” به صراحت به کتاب حضرت داوود علیه السلام اشاره میکند و از کتاب آن حضرت و محتوای آن که وعده به ارث بردن زمین توسط صلحاء باشد یاد کرده است. در آیات دیگر نیز این مساله به روشنی دیده میشود مثلا در آیه 157 سوره اعراف الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ؛ خداوند در قرآن از تورات و انجیل یاد میکند و به اهل کتاب اشاره دارد که آن پیامبر آخرالزمانی که اوصافش را و نامش را در تورات و انجیل برای شما معین کرده بودیم، اکنون این پیامبر هموست و باید به او ایمان بیاورید. علامه طباطبایی ره در المیزان درباره این آیه آورده است: « اوصاف او را در كتاب تورات و كتاب انجيل مى‏يابند، زيرا در سفر پنجم تورات آمده است كه: بزودى از نسل برادرانشان پيامبرى مثل تو، بپاى مى‏دارم و كلام خودم را در دهانش مى‏گذارم و هر چه به او سفارش كنم به ايشان مى‏گويد. همچنين در همين سفر آمده است كه: خدا ما را از كوه سينا آورد و از كوه ساعير نور افشانى كرد و از كوه‏هاى فاران (حراءِ) آشكار ساخت. در كتاب انجيل، چند جا بشارت داده است كه به شما فارقليط ديگرى مى‏دهيم كه جهان با او سپرى خواهد شد. در همين كتاب، مسيح به حواريين گفته است: من مى‏روم و فارقليط، روح حق، كه از جانب خود تكلم نمى‏كند و شما را بهمه حقائق، انذار مى‏كند و امور وحشتناك را به شما خبر مى‏دهد و مرا مدح مى‏كند و گواه من است، بسوى شما خواهد آمد. نيز در همان كتاب است كه: هر گاه بيايد مردم جهان او را تكذيب مى‏كنند.»181
در مقابل در مواردی قرآن از شخص یا اشخاصی و یا رویدادی خبر میدهد و ارجاع به واقعهای خارج از کتب مقدس دارد مانند ماجرای ذوالقرنین که در سوره کهف از آن یاد کرده است: « وَيَسْأَلُونَكَ عَن ذِي الْقَرْنَيْنِ قُلْ سَأَتْلُو عَلَيْكُم مِّنْهُ ذِكْرًا *إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَآتَيْنَاهُ مِن كُلِّ شَيْءٍ سَبَبًا »182 (و از تو درباره «ذو القرنين» مى‏پرسند؛ بگو: «بزودى بخشى از سرگذشت او را براى شما بازگو خواهم کرد.» *ما به او در روى زمين، قدرت و حکومت داديم؛ و اسباب هر چيز را در اختيارش گذاشتيم.) و این واقعه را دست کم به همین شکل نمیتوان در کتب مقدس یافت. اگر چه در این مورد خاص برخی معتقدند که ماجرای کوروش که در کتاب مقدس آمده است ممکن است اشاره به همین ذوالقرنین مذکور داشته باشد. از جمله علامه طباطبایی پس از نقل اختلافات زیاد پیرامون ذوالقرنین در روایات فریقین بعید نمیداند که ذوالقرنین همان کورو ش باشد: «خواننده عزيز بايد بداند كه روايات مروى از طرق شيعه و اهل سنت از رسول خدا (ص) و از طرق خصوص شيعه از ائمه هدى (ع) و همچنين اقوال نقل شده از صحابه و تابعين كه اهل سنت با آنها معامله حديث نموده (احاديث موقوفه‏اش مى‏خوانند) در باره داستان ذى القرنين بسيار اختلاف دارد، آن هم اختلافهايى عجيب، و آن هم نه در يك بخش داستان، بلكه در تمامى خصوصيات آن. و اين اخبار در عين حال مشتمل بر مطالب شگفت‏آورى است كه هر ذوق سليمى از آن وحشت نموده، و بلكه عقل سالم آن را محال مى‏داند، و عالم وجود هم منكر آن است. و اگر خردمند اهل بحث آنها را با هم مقايسه نموده مورد دقت قرار دهد، هيچ شكى نمى‏كند در اينكه مجموع آنها خالى از دسيسه و دستبرد و جعل و مبالغه نيست. و از همه مطالب غريب‏تر رواياتى است كه علماى يهود كه به اسلام گرويدند- از قبيل وهب ابن منبه و كعب الاحبار- نقل كرده و يا اشخاص ديگرى كه از قرائن به دست مى‏آيد از همان يهوديان گرفته‏اند، نقل نموده‏اند. بنا بر اين ديگر چه فائده‏اى دارد كه ما به نقل آنها و استقصاء و احصاء آنها با آن كثرت و طول و تفصيلى كه دارند بپردازيم؟.»183
بنابر این روشن شد که شیوه قرآن در ارجاعاتش گاهی به کتب است و گاهی به غیر از کتب اعم از اشخاص و حوادث و اقوام و …
3- ارجاع به ادیان و کتب شرقی و غربی
قرآن کریم در ارجاعات خود صرفا به ادیان ابراهمی محدود نبوده و علاوه بر ادیان ابراهیمی یا غربی از ادیان شرق دور نیز یاد کرده است. برای ذکر نمونه صرف نظر از یاد نمودن از ذوالقرنین و جایگاه والای وی میتوان از زرتشتیان و صابئیان در کنار یهود و نصاری یاد کرد؛ چنانکه علامه فقید طباطبایی در همین زمینه ذیل ایه هفده از سوره حج آورده است: « مراد از” الَّذِينَ آمَنُوا” به قرينه مقابله كسانى است كه به محمد بن عبد اللَّه (ص) و كتاب و قرآن ايمان آوردند. و مراد از” وَ الَّذِينَ هادُوا” گروندگان به موسى و پيامبران قبل از موسى است كه در موسى توقف كردند و كتابشان تورات است. كه بخت النصر پادشاه بابل وقتى در اواسط قرن هفتم بر آنان مستولى شد قبل از مسيح آن را سوزانيد و مدتها به كلى نابود شد تا آنكه عزراى كاهن در اوايل قرن ششم قبل از مسيح – در روزگارى كه كورش پادشاه ايران بابل را فتح نموده و بنى اسرائيل را از اسارت نجات داده به سرزمين مقدس برگردانيد- آن را به رشته تحرير در آورد.
و مراد از” صابئين” پرستندگان كواكب نيست به دليل خود آيه كه ميان صابئين و مشركين مقابله انداخته بلكه- به طورى كه بعضى گفته‏اند- صابئين عبارتند از معتقدين به كيشى كه حد وسط ميان يهوديت و مجوسيت است و كتابى دارند كه آن را به حضرت يحيى بن زكرياى پيغمبر نسبت داده‏اند، و امروز عامه مردم ايشان را (صابئى) مى‏گويند، و ما در ذيل آيه شريفه” إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هادُوا وَ النَّصارى‏ وَ الصَّابِئِينَ”… و منظور از” مجوس” قوم معروفى هستند كه به زرتشت گرويده، كتاب مقدسشان” اوستا” نام دارد. چيزى كه هست تاريخ حيات زرتشت و زمان ظهور او بسيار مبهم است، به طورى كه مى‏توان گفت به كلى منقطع است. اين قوم كتاب مقدس خود را در داستان استيلاى اسكندر بر ايران به كلى از دست دادند، و حتى يك نسخه از آن نماند، تا آنكه در زمان ملوك ساسانى مجددا به رشته تحرير در آمد، و به همين جهت ممكن نيست بر واقعيت مذهب ايشان وقوف يافت. آنچه مسلم است، مجوسيان معتقد هستند كه براى تدبير عالم دو مبدأ است، يكى مبدأ خير، و ديگرى مبدأ شر. اولى نامش” يزدان” و دومى” اهريمن” و يا اولى” نور”، و دومى” ظلمت” است. و نيز مسلم است كه ايشان ملائكه را مقدس دانسته، بدون اينكه مانند بت‏پرستان براى آنها بتى درست كنند، به آنها توسل و تقرب مى‏جويند. و نيز مسلم است كه عناصر بسيطه- و مخصوصا آتش را- مقدس مى‏دارند. و در قديم الايام مجوسيان در ايران و چين و هند و غير آنها آتشكده‏هايى داشتند كه وجود همه عالم را مستند به” اهورامزدا” دانسته، او را ايجاد كننده همه مى‏دانستند.»184
صرف نظر از موارد زیادی که در قرآن از ادیان ابراهیمی و غیر ابراهیمی یا ادیان شرقی و غربی یاد شده است، در همین یک

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی کتاب مقدس، پدیدارشناسی، شورهای اسلامی، نقد تاریخی Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی کتاب مقدس، گونه شناسی، قرآن کریم، علامه طباطبایی