پایان نامه با واژه های کلیدی کتاب مقدس، گونه شناسی، قرآن کریم، علامه طباطبایی

دانلود پایان نامه ارشد

آیه که تفسیر علامه طباطبایی از آن به اجمال مرور شد، نشان از توجه قرآن در ارجاعاتش دارد و اینکه قرآن مخاطب خویش را محدود به یک منطقه و یا باور خاص نمیدانسته است. این مساله از بازبینی این آیه و دیگر آیات قرآن و نحوه ارجاع آن بخوبی روشن میشود.
4- ارجاع به مکاتب توحیدی و غیرتوحیدی
قرآن کریم در بسیاری از خطابات خود مومنان و مشرکان و یا کافران را در یکجا مخاطب قرار داده و ایشان را به آیات خویش فراخوانده است. این از آن رو بوده که قرآن همگان را در گستره تبلیغی خویش به شمار آورده و از هیچ گروهی غفلت نورزیده است. برای نمونه قرآن در آیات نود و نه و صد 185از سوره نحل مومنان و مشرکان را در کنار هم مخاطب قرار داده و به مشرکان در برابر مؤمنان ارجاع داده است: «زيرا براى او (يعنى براى شيطان) تسلّط و قدرت و ولايتى بر كسانيكه ايمان بخدا آورده‏اند نيست و بر كسانى كه كار خود را بخدا واگذار كرده و باو توكّل دارند سلطنتى ندارد (يعنى قادر نيست كه مؤمنان متوكّل بخدا را بر كفر و گناهان باكراه وادار كند و حجّتى بر آنها ندارد). فقط قدرت و تسلّط و غلبه او بر كسانيست كه او را ولىّ خود قرار داده و فرمانبرى او ميكنند و دعوت او را مى‏پذيرند و آنكسانيكه بسبب طاعت او براى خدا شريك قرار ميدهند يا كسانيكه باو يعنى بخدا مشرك‏اند و با خداى سبحانه در عيادت غير او را شريك ميسازند.»186 یا آنجا که در آیات مشهور آیة الکرسی درباره مومنان و کافران میفرماید: « اللَّهُ وَلىِ‏ُّ الَّذِينَ ءَامَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلىَ النُّورِ وَ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلىَ الظُّلُمَاتِ أُوْلَئكَ أَصْحَبُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَلِدُون*خداوند اختيار دار كسانى است كه ايمان آوردند بيرون مى‏آورد ايشان را از تاريكيها بروشنى و كسانيكه كافر شدند اختيار داران آنها طاغوت است بيرون ميآورند آنها را از روشنى بتاريكيها آنها اهل آتشند ايشان در آن جاويدانند»
در هر صورت در قرآن موارد فراوانی وجود دارد از اینکه قرآن مومنان و مشرکان را مخاطب قرار داده و به هر دو ارجاع داده است، اما در مواردی نیز قرآن باورهایی مشرکان را مورد توجه داشته است چنانکه بر اساس نظامِ توحیدی، با صراحت و قاطعانه به انکار و نقد آموزه تثلیث پرداخته و با رد هرگونه اعتقاد به الوهیت عیسی مسیح یا این همانیِ اللّه و مسیح، این عقیده را کفرآمیز و شرک آلود و غلوآمیز خوانده است:« لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ وَقَالَ الْمَسِيحُ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اعْبُدُواْ اللّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ إِنَّهُ مَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللّهُ عَلَيهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ ثَالِثُ ثَلاَثَةٍ وَمَا مِنْ إِلَهٍ إِلاَّ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَإِن لَّمْ يَنتَهُواْ عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ».187 (آنها که گفتند: «خداوند همان مسيح بن مريم است»، بيقين کافر شدند، (با اينکه خود) مسيح گفت: اى بنى اسرائيل! خداوند يگانه را، که پروردگار من و شماست، پرستش کنيد! زيرا هر کس شريکى براى خدا قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام کرده است؛ و جايگاه او دوزخ است؛ و ستمکاران، يار و ياورى ندارند.* آنها که گفتند: «خداوند، يکى از سه خداست» (نيز) بيقين کافر شدند؛ معبودى جز معبود يگانه نيست؛ و اگر از آنچه مى‏گويند دست بر ندارند، عذاب دردناکى به کافران آنها (که روى اين عقيده ايستادگى کنند،) خواهد رسيد.)
5- ارجاع مستند به سنن گذشته و یا غیر مستند به سنن گذشته
گاهی قرآن از مطلبی یاد نموده و مخاطب را به نکتهای ارجاع میدهد که در کتب گذشته شاهدی درون متنی یا برون متنی برای آن دیده نمیشود و در سوی مقابل گاهی نیز ارجاعات قرآن قابل استناد به کتب موجود و سنت موجود از این سنن غیر اسلامی است. برای نمونه میتوان به قوم عاد و ماجراهای ایشان اشاره داشت که نشانی از این سنت در کتاب مقدس دیده نمیشود. نمونه کاملتر این جریان را میتوان در آیه 49 سوره آل عمران مشاهده کرد: «وَ رَسُولاً إِلىَ‏ بَنىِ إِسْرَ ءِيلَ أَنىّ‏ِ قَدْ جِئْتُكُم بَِايَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ أَنىّ‏ِ أَخْلُقُ لَكُم مِّنَ الطِّينِ كَهَيَْةِ الطَّيرِْ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيرَْا بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْىِ الْمَوْتىَ‏ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُنَبِّئُكُم بِمَا تَأْكلُُونَ وَ مَا تَدَّخِرُونَ فىِ بُيُوتِكُمْ إِنَّ فىِ ذَالِكَ لاََيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ* و (همچنين) او را بسمت رسالت و پيامبرى بسوى بنى اسرائيل فرستد (و براى برهان پيامبرى خود و صدق رسالت خويش باين سخنان ناطق بود كه:) من از جانب پروردگارتان براى شما نشانه و علامتى آورده‏ام: من براى شما از گل شكل و هيئتى مانند هيئت مرغ ميسازم) يعنى قادرم كه هيئت آنرا بسازم و اختراع كنم نه اينكه آنرا انشاء و ايجاد نمايم) و پس از آن در (آنصورت و شكل مرغ) مى‏دمم و آن به اذن خدا مرغ زنده‏اى مي‌شود و مي‌پرد (نه به اذن من و أمر من) و كور مادرزاد را چشم سالم ميدهم و مريض برص دار را شفا مى‏بخشم و مرده را زنده مى‏كنم و تمام اينها باذن و امر خداست (نه باذن و امر من كه خود مخلوقى هستم و قادر بر هيچ يك نيستم) و شما را به آنچه مى‏خوريد و آنچه در خانهاى خودتان ذخيره و پس انداز مى‏نمائيد خبر ميدهم- حقّا كه در تمام اينها (و اين امور خارق العاده) نشانه‏اى براى شما (از نبوّت من و صدق گفتار من) است اگر ايمان بياوريد».188 چنانکه در این آیه مشاهده می‌شود حضرت مسیح علیه السلام عالم به غیب بوده و مردم را از آنچه در خانه هایشان پنهان می‌کردند نیز مطلع می‌ساخته، اما نشانی از این مساله در اناجیل نمی‌بینیم. این بدان سبب است که قرآن خود حجیت مستقل و ذاتی داشته و نیازی به استناد آنچه نقل میکند به دیگر کتب یا سنن ندارد زیرا ممکن است این سنن و یا کتب دستخوش تحریف شده باشند و حقایقشان مورد دستبرد واقع شده باشد.
در موارد دیگری نیز آنچه قرآن نقل کرده است طابق النعل بالنعل در سنن و کتب پیشینیان ذکر شده و یا اینکه با اندکی تغییر در کتب پیشنیان موجود است. برای دسته نخست میتوان از مذمت احبار یهود سخن گفت که قرآن به مذمت ایشان میپردازد مانند آیه سی و یکم از سوره توبه: « اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُواْ إِلاَّ لِيَعْبُدُواْ إِلَهًا وَاحِدًا لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ» ((آنها) دانشمندان و راهبان خويش را معبودهايى در برابر خدا قرار دادند، و (همچنين) مسيح فرزند مريم را؛ در حالى که دستور نداشتند جز خداوند يکتائى را که معبودى جز او نيست، بپرستند، او پاک و منزه است از آنچه همتايش قرار مى‏دهند!) که قابل قیاس با نکوهشهایی است که حضرت عیسی علیه السلام و اشعیای نبی به کاهنان یهود دارند.189
برای دسته دوم نیز میتوان به طوفان نوح مثال زد که در قرآن گستره طوفان را منطقهای میداند و نه جهانی و حال آنکه کتاب مقدس گستره طوفان را جهانی میداند. در کتاب پیدایش تورات می‌خوانیم، نوح پیامبری از پیامبران خدا بود که 950 سال عمر نمود. پس از آنکه قومش از پیروی او سر باز زدند، مورد غضب الهی قرار گرفته مقرر گشت بر اثر طوفانی سهمگین نابود گردند و نوح به امر خداوند مامور گشت تا برای نجات خود و همراهان کشتی بسازد. کشتی‌ای از چوب کوفر با حجره‌‌های فراوان و طول 300، عرض 50 و ارتفاع 30 ذراع. از تمامی بشر، حیوانات پاک و ناپاک، تمامی جنبندگان، مرغان، بهایم و حشرات به صورت جفت ‌جفت در آن حضور یافتند و هر گونه آذوقه مورد نیاز در آن مهیا گردید. آنگاه عذاب الهی آغاز شد و چهار روز و شب باران بارید. تمام اجساد صاحب تحرک و همه حشراتی که بر زمین می‌جنبیدند با تمامی انسان‌‌های روی زمین زیر آب فرو رفته و مردند بجز نوح و اهل و عیالش همه چیز محو شد. خدا پس از طوفان به نوح گفت از کشتی بیرون‌آی و همه جنبندگان را نیز بیرون آور تا در زمین منتشر شوند. خدا، نوح و پسرانش را برکت داده گفت: بارور شوید و زمین را پر کنید.190
این در حالی است که در روایت قرآن طوفان نوح محدود است و از عبارات موجود در قرآن لزوما چنین استنباط نمیشود که تمامی جنبندگان روی زمین در آن قرار داشتند، علاوه بر همه اینها مدت زمان طوفان در قرآن با مدت زمان آن در کتاب مقدس تفاوت دارد. بنابر این مشاهده میکنیم که گاهی ارجاعات قرآن در ماجراهایی که در سنن امم پیشین رخ داده اند مستند به سنن مکتوب ایشان نیست و گاهی که مکتوب است نیز ممکن است دارای اندک تفاوتهایی باشد همچنانکه گاهی مشابهت تام میان دو روایت برقرار است. جالب اینجاست که علاوه بر این سه مورد گاهی قرآن به مساله ای ارجاع میدهد که در کتب مقدس پیشینیان مذکور است؛ اما قرآن به سنن پیشین ارجاع نداده و آن را به صورت من عندی طرح میکند.
بنابر این چنانکه از تقسیم بندی بالا مشهود است در قالب کلی و شیوه ارجاعات قرآن میتوان تقسیم بندیهای دیگری را نیز بدست داد مانند اینکه گاهی ارجاعات قرآن ممکن است به مذمت اقوام پیشین بپردازد و گاهی نیز ممکن است در تحسین ایشان باشد، گاهی وعده عذاب و یا خاطره عذاب ایشان را نقل میکند و گاهی وعده نعمتها را بر ایشان روایت میکند. در هر صورت این شیوه قرآن به جهانشمولی آن و کتاب رسول خاتم ص بودن رابطه دارد و به سبب گستره مخاطبان قرآن است که میتوان انواع قالبهای دوگانه را در ارجاعات بیرونی قرآن مشاهده نمود.
بخش دوم:‌گونه شناسی ارجاعات قرآنی
اکنون به بخش دوم از این فصل خواهیم پرداخت که در آن گونههای ارجاعات قرآنی به کتاب مقدس را بررسی خواهیم کرد. دراین بخش سیزده گونه از ارجاعات قرآنی را برخواهیم شمرد، هرچند ادعای انحصار گونههای ارجاعات در این سیزده قسم را نداریم، اما در این سیزده قسم به اشباع و کفایت نظر در گونه شناسی ارجاعات قرآنی دست یافته ایم و بررسیهای بیشتر و جزئیتر را میتوان در کارهای بعدی انجام داد. در ادامه به این سیزده گونه اشاره خواهیم داشت.
1- بازخوانی کتاب مقدس
در گونهشناسی ارجاعات قرآنی نخستین دستهای که بیش از همه در ارجاعات قرآنی به چشم میخورد، بازخوانی کتاب مقدس و تایید احکام و شرایع آسمانی است. این مساله نه تنها در خود قرآن دیده میشود که گاهی قرآن همین مساله را راجع به کتب سابق نسبت به کتب اسبق نقل کرده است همانند ایه ششم سوره صف: « وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءهُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ ». (و (به ياد آوريد) هنگامى را که عيسى بن مريم گفت: «اى بنى اسرائيل! من فرستاده خدا به سوى شما هستم در حالى که تصديق‏کننده کتابى که قبل از من فرستاده شده [= تورات‏] مى‏باشم، و بشارت‏دهنده به رسولى که بعد از من مى‏آيد و نام او احمد است!» هنگامى که او [= احمد] با معجزات و دلايل روشن به سراغ آنان آمد، گفتند: «اين سحرى است آشکار»!) در این آیه خداوند در قرآن کریم به گفته عیسی علیه السلام در انجیل ارجاع میدهد، پس اينكه گفت” مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ” اين معنا را بيان مى‏كند كه دعوتش مغاير با دين تورات، و مناقض با شريعت آن دين نيست، بلكه آن را تصديق دارد، و احكامش را نسخ نمى‏كند، مگر اندكى را. و تازه نسخ، معنايش مناقضت نيست، بلكه معنايش اين است كه از سرآمد عمر منسوخ خبر مى‏دهد، و خلاصه مى‏گويد فلان حكم تورات از همان روز اول نزول تورات عمرش تا امروز بود، نه اينكه بگويد اين حكم هميشگى تورات را من باطل مى‏كنم.191 با مراجعه به انجیل متی در عهد جدید با فقراتی که از عیسی به همین مضمون نقل شده است

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی کتاب مقدس، علامه طباطبایی، ادیان ابراهیمی، رسول خدا (ص) Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی کتاب مقدس، سوره بقره