پایان نامه با واژه های کلیدی پیامبر (ص)، جانشینی پیامبر، سنت گرایی، امام زمان

دانلود پایان نامه ارشد

ص150)
2-6. انديشه رهبري درحكومت اسلام
از آنجايي كه يكي از فصول مهم پايان نامه مربوط به مساله امامت و رهبري جامعه اسلامي است. و امام و رهبر عمود خيمه حكومت اسلامي است، كه محور امور قرار مي گيرد. و لذا اين مبحث از منظر دو مذهب مهم اسلامي يعني شيعه و اهل سنت مورد بررسي قرار مي گيرد.
امام در لغت به معني پيشوا، رهبر، مقتدا، كسي كه از او پيروي شود.(سياح ،ج1،1373ص49 وقريشي،ج1،1387ص120) اما در تعريف اصطلاحي امام تعاريف مختلف است. خصوصا شيعيان كه آن را از اصول دين مي دانند، يك تعريف از امام دارند. و اهل سنت كه آن را از فروع دين مي دانند تعريف ديگري دارند.
تعريف اهل سنت از امام
قوشچي:امامت رياست و سرپرستي عمومي در امور دين و دنيا به عنوان جانشين پيامبر اسلام است.(مكارم شيرازي،1374ج9،ص19) طبق اين تعريف امام يك مسئول ظاهري درحد رياست حكومت است. منتها حكومتي كه شكل ديني دارد، وعنوان جانشيني پيامبر(ص) را به خود گرفته است.طبيعي است كه چنين امامي مي شود از ناحيه مردم انتخاب شود.
تعريف شيعه ازامام
علامه حلي: امام آن انساني است كه به نص صريح پيامبر(ص) در كليه امور دين و دنيا، اصالتا بر اساس راستي و حقيقت رياست عمومي و تام داشته باشد.اگر چنين فردي زمام امور جامعه را به
دست گيرد. بر همگان اطاعت او واجب خواهد شد. (محمد زاده ،1385، ص 455)
شيخ مفيد :امام كسي است كه در كارهاي ديني و دنيوي جانشين پيامبر بوده و رياست عامه داشته باشد او بايد از ويژگي هايي برخوردار باشد. كه مهمترين آنها 1-اعلم زمان باشد 2-معصوم باشد 3-عادل باشد 4- نسبت به آنچه كه به پيامبر(ص) وحي شده از همه مردم عالمتر باشد 5-از
همه مردم شجاع تر باشد. (همان،ص 455)
ودر يك جمع بندي بايد گفت: امامت يك منصب الهي و خدا دادي است. كه تمام شئون والا و فضائل را در بر دارد. جز نبوت وآنچه لازم آن است.( مکارم شیرازی ،ج9، 1374ص20)
طبق اين تعريف امام از سوي خدا و به وسيله پيامبر (ص) تعيين مي شود و همان فضائل و امتيازات پيامبر را اعم از علم ،عصمت و…را دارد و فقط مقام نبوت را ندارد و به او وحي نمي شود. و كار او منحصر به حكومت ديني نيست. به همين خاطر شيعه امامت را از اصول دين مي داند. و انسان ها را عاجز مي داند. كه او را انتخاب كنند.
و اينكه امامت و رهبري يك امر ضروري و واجب است. فرق اسلامي در اين مورد اتفاق نظر ندارند بخش اعظمي از مسلمانان آنرا واجب دانسته و اهل سنت و شيعه و مرجئه به اتفاق آرا همگي اصل امامت و تعيين آنرا واجب دانسته لكن برخي از فرق ديگر اصل امامت را فقط در زمان صلح پذيرفته و در زمان فتنه و آشوب آنرا قبول نداشته، و دليل آن، وجود امام را، موجب شعله ور تر شدن آتش جنگ مي دانند . وگروه ديگر برخلاف اين نظر معتقدند در حال صلح حاجتي به امام
نيست بلكه در حال خوف و فتنه است كه امر امامت واجب است.(شمس الدین ،1375، ص 86و85)
دليل وجوب امام:
كساني كه امر امامت را واجب مي دانند در بحث دليل وجوب آن اختلاف نظر دارند.
ماوردي: در دليل وجوب امامت اختلاف كرده اند : گروهي وجوب آنرا عقلي دانند. و برخي شرعي ، آنان كه وجوب آنرا عقلي گفته اند به اين امر عقلايي استدلال كرده اند. كه اطاعت از زعيمي كه مردم را از ستم بر يكديگر باز بدارد و دعاوي آنان را فيصله بدهد يك امر عقلايي است… و آنان كه وجوب امام را شرعي مي دانند استناد به آيه « يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و
اولي الامر منكم … (نساء /59)استدلال كرده اند.(همان)
پس از رحلت پیامبر مهمترین اختلافی که در بین امت اسلامی بوجود آمد. مسئله مهم جانشینی پیامبر (ص) بود و آنچه باعث این اختلاف شد طمع کاران منصب، جانشینی پیامبر بود. که برای کسب قدرت ، امت اسلام را بطور کلی به دو قسمت تقسیم کردند. علیرغم اینکه پیامبر (ص) در طول دوران رسالت خود ازجمله در یوم الانذار و مناسبتهای دیگر مسئله جانشینی خود را مطرح کرده بود و سرانجام در روز 18 ذی الحجه سال دهم هجری در منطقه غدیرخم که خیلی از مسلمانان به همراه پیامبر (ص) از مراسم حج برمی گشتند. به فرمان الهی مأمور، مشخص کردن جانشین خود شد و در حضور بیش از یکصد و بیست هزار نفر از مسلمانان پیامبر (ص)،علی (ع) را بعنوان جانشین خود معرفی کرد. و به مدت سه شبانه روز مسلمانان آمدند با علی (ع) بیعت کردند. اما پس از رحلت پیامبر تعدادی از اصحاب پیامبر(ص) برخلاف دستورات قرآن و پیامبر (ص)، ابوبکر را بعنوان جانشین آن حضرت انتخاب و مردم را وادار به بیعت با او کردند و عده ای با این جریان مخالفت کردند و معتقد بودند طبق دستور پیامبر (ص) فقط علی (ع) صلاحیت این منصب بزرگ را دارد. و همین امر باعث بوجود آمدن دو فرقه و مذهب در اسلام شد. یکی مذهب تسنن که پیروان آن معتقدند پس از پیامبر جانشین های او به ترتیب ابوبکر، عمر، عثمان وعلی هستند. و مذهب دیگر تشیع است که معتقدند پس از رحلت پیامبر جانشین برحق رسول الله (ص) علی (ع) است. و بعد از او این مسئولیت سنگین برعهده یازده نفر از ذریه اوست که در برخی از روایات از زبان رسول الله (ص)، مثل حدیث سفینه مشخصات آنها بیان داشته است.
در واقع اختلاف اصلی شیعه با دیگر فرق و مذاهب اسلامی بر سر موضوع امامت است که ریشه آن به جریان سقیفه بنی ساعده بر می گردد که در مسئله جانشینی پیامبر انحراف بوجود آوردند. براساس همین واقعیت پس از پیامبر (ص) مقابله میان سنت گرایی و دین باوری (سنی و شیعه)
شکل گرفت.
دقت در گفتار افرادی مثل فاطمه زهرا (س)، علی بن ابی طالب، مقداد، سلمان فارسی و … گویای همین مطلب است. استدلالهای فاطمه (س) با ابوبکر و تأکید بر پایمال شدن ارزشهای تبیین شده توسط پیامبر (ص) و تمایل عمد یا غیر عمد رهبران جریان سنت گرا (سنی)به بازگشت به ارزشهای قبیله ای و استناد آن حضرت به آیه و ما محمدٌ الرسولٌ قَد خَلَت من قَبلهِ الرُسُلُ اَفَاِن ماتَ او قُتِلَ اِنقَلَبتُم علی اعقابِکُم( آل عمران 144) محمد نیست مگر پیامبری از طرف خدا که پیش از او پیامبرانی بودند و از این جهان در گذشتند اگر او به مرگ یا شهادت درگذشت شما باز به دین جاهلیت خود رجوع خواهید کرد؟ استدلالهای حضرت زهرا (س) گواهی بر جدال جدی میان آن دو جریان است. بی تردید اولین سخنگوی این جریان فاطمه (س) دختر رسول خدا بود.
انعکاس این مقابله همه تاریخ اسلام را فرا گرفته و هنوز اهمیتش را از دست نداده است. و برجسته ترین نماد دین باوری و سنت گرایی در موضوع امامت و رهبری تبلور یافته است.
شیعیان خصوصاً شیعیان دوازده امامی مدعی وفاداری به نظام سیاسی تبیین شده توسط پیامبرند
که ریشه در معارف قرآن دارد. که با طرح دو اصل نص و عصمت معتقدند عصمت امام و جانشین پیامبر(ص) بیانگر انطباق صلاحیت های رهبری، بر ویژگی های پیامبر(ص) و اعتقاد به نص، نشانه حفظ اقتدار الهی، رهبران جامعه است. و شیعه معتقد است، امامت لطف پروردگار است، و لطف بر خداوند حکیم واجب است و از امام رضا (ع) روایت شده است که «حجت خدا بر خلقش تمام نشود مگر به وجود امام» (كليني، ج1 ،بيتا، 250) و به استناد روایات شیعه، زمین هیچگاه
خالی از امام و حجت نیست.(همان، 252)
یکی از اصلی ترین وظایف مردم که در کنار اصل خداشناسی قرار می گیرد امام شناسی است. و
اصرار ائمه شیعه بر این است که هر مسلمانی موظف است امام زمانش – از اهل بیت – را بشناسد و پیامبر(ص) نیز به آن تصریح می کند: مَن ماتَ و لا یَعرِف اِمامَ زَمانِ ماتَ میتهً جاهِلیه(مجلسي ،1382، 89)- (اگر کسی بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است).
اين اقدام کوششی است. برای دو چیز، اول حفظ و پاسداری ارزشهای دینی، دوم رهبری غیر معصوم در زمان حضور آنها مشروعیت ندارد. و در زمان غیبت نیز باید تابع ملاکهای بیان شده از ناحیه آنها باشد و هر مسلمان موظف است از رهبری تبعیت کند. که ملاکهای لازم را داشته باشد. برهمین اساس شیعیان در زمان حضور ائمه برای هیچ حکومتی غیر از حکومت ائمه مشروعیت قائل نبودند. و همین اعتقادات خلفاء را به شدت نگران کرده بود. که در برابر کمترین تحرک شیعیان به شدت واکنش نشان می دادند.
قبل از آنکه به بررسی مسئله امامت از دیدگاه امام بپردازیم لازم است بدانیم که بحث از ولایت و امامت معصومین بحثی فقهی است یا بحثی کلامی و اعتقادی؟ زیرا در هریک از دو صورت امامت و ولایت سرنوشتی جداگانه خواهد داشت .
(علم کلام) علمی است که درباره خدای سبحان و اسماء و صفات و افعال او سخن می گوید و
(علم فقه) علمی است که درباره وظایف و بایدها و نبایدهای افعال مکلفین بحث می کند. و از این رو هر مسئله ای که درباره (فعل الله) بحث شود، مسئله کلامی است و هر مسئله ای که درباره (فعل مکلف) اعم از افعال فردی و اجتماعی نظر داده شود، مسئله فقهی است. (جوادي آملي ،1391، 141) از این تعریف مشخص می شود که فرق علوم و تفاوت اهداف آن به «موضوع» آنها بر می گردد.
هرچند برخی تصور می کنند که تمایز علومی مانند کلام و فقه بستگی به نوع دلیلی دارد، که درآنها جاری می شود. یعنی هر مسئله ای که دلیل عقلی بر آن اقامه شود، آن مسئله کلامی است. و هر مسئله ای که دلیل عقلی بر آن نباشد بلکه دلیل آن مسئله نقلی باشد فقهی است. که این تقسیم بندی تصور غلطی است زیرا برهان عقلی ممکن است هم بر مسئله کلامی اقامه شود. و هم بر مسئله فقهی. اگرچه مقدمات برهان در آنها فرق کند و نتیجه نیز مختلف باشد.
به عنوان مثال در دو مسئله (عدل الهی) و (عدل انسانی) هر دو بحث عقلی هستند عقل به صورت مستقل حکم به وجوب عدالت خداوند و وجوب عدالت انسان می کند. لکن بحث وجوب عدالت خداوند بحث کلامی و فلسفی است. زیرا معنای وجوب در عدل الهی یعنی (هستی ضروری) است. یعنی خداوند ضرورتاً عادل است. و لازمه اش ظلم از ناحیه خدا محال است. یعنی «باید» محال باشد. ولی در عدل انسانی «وجوب» به معنای تکلیف فقهی است. و معنایش این است که بر انسان واجب است که عادل باشد و لازمه عدل انسانی حرمت ظلم بر انسان است.(همان- 142)
2-6-1. نظر شیعه
شیعه معتقد است. امامت از اصول مذهب شیعه است. و به دلیل آنکه امامت را همانند نبوت مربوط به فعل خدا می دانیم؛ و معتقدیم همان طور که تعیین پیامبر(ص) از سوی خداست. تعیین امام نیز از سوی اوست زیرا شناخت انسان کامل و معصوم فقط برای خداوند مقدور است. و طبق نقل معتبر خداوند به پیامبر (ص) خودش دستور داد علی را به جانشینی خود معرفی کند.اما همین امامت در فقه نیز مورد بررسی قرار می گیرد ولی نه از جهت فعل خدا بودن بلکه از جهت ارتباطی که با فعل مکلفین دارد.
در فقه گفته می شود. چون امام را خدا تعيین کرده و در علم کلام اثبات شده است؛ پس بر امام واجب است که این مسئولیت را بپذیرد. و آن را اعمال کند. و بر مردم نیز واجب است که از او اطاعت کنند. (همان-146) و لذا علی (ع) در هنگام بیعت مردم با ایشان فرمود: «لو لا حضور الحاضر و قیام الحجه بوجود الناصر و ما اخذ الله علی العلماء ان لا یقاروا علی کظة ظالم و لا سغب مظلوم لألقیت حبلها علی غاربها» (علي (ع) ،1380 ، 74) – (اگر تعهد خدا و حضور یاران و بیعت کنندگان نمی بود همانا افسار شتر حکومت را بر گردنش می انداختم و آن را رها می ساختم ولی اکنون که حجت تمام است و تعهد الهی و حضور مردمی محقق گشته باید آن را بپذیرم).
در مسئله فقهی فرقی میان پیامبر(ص) ، امام، فقیه و مردم وجود ندارد همه از جهت آنکه مکلفند مشمول حکم فقهی اند. و لذا اگرچه ضرورت نبوت در علم کلام ثابت می شود. و مربوط به فعل خدا است. انجام وظیفه رسالت بر خود پیامبر وظیفه و تکلیف فقهی است. و همچنین تعیین امامت امری کلامی است. اما ابلاغ ولایت و امامت علی (ع) وظیفه و تکلیف پیامبر (ص) است. که آنرا به مردم اعلام نماید.
«یا ایها الرسول بلغ ما اُنزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته» (مائده ،67) – (ای پیامبر آنچه از ناحیه پروردگارت نازل شده برسان و اگر این کار را انجام ندهی رسالتت را انجام ندادی) و پذیرش این مسئولیت از طرف علی (ع) و پذیرش ولایت ایشان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی امام رضا (ع)، امر به معروف، جامعه اسلامی، رسول خدا (ص) Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی امام خمینی، محدودیت ها، کمال انسانی، قاعده میسور