پایان نامه با واژه های کلیدی پردازش اطلاعات، تحول شناختی، روانشناسی، خودتنظیمی

دانلود پایان نامه ارشد

بین جنبههای مختلف پدیده برجسته شود. با وجود این، دموتریو در نقد نظریۀ پاسکال-لیون ادعا میکند که شرح او از سیستم پردازش تنها تا اندازهای مورد قبولیت جهانی واقع شد زیرا او تنها به یکی از پارامترهای سیستم پردازش یعنی ظرفیت اشاره کرده و از لحاظ تجربی برجسته ساخته است. همچنین توضیح او از سطوح بالاتر تحول شناختی که طرحوارههای ذهنی را در بر میگیرد حداقل از دو جنبه ناقص بود. اول این که او به طور صریح به تغییرات ماهیت بازنمایی که تحول به همراه دارد، اشاره نمیکند. دوم این که به تفاوتهای احتمالی سازماندهی انواع مختلف اطلاعات نظیر اطلاعات سمعی و بصری و انواع مختلف عملیاتهای ذهنی نظیر آنهایی که با روابط علی و ریاضی سر و کار دارند یا حیطههای مختلف دانش نظیر حیطۀ دانش اجتماعی در مقابل دانش جهان مادی نمیپردازد.
ب- نظریۀ رابی کیس
نظریۀ نوپیاژهای کیس در درجۀ اول تکاملیافته از سنت فلسفۀ عقلگرا و روانشناسی سازندهگرایی است که پیاژه عرضه نمود. اگرچه او در توصیف نظریۀ خود از نظریۀ پیاژه بسیار الهام گرفته، اما در پاسخ به برخی مشکلات و تناقضات ذاتی در نظریۀ پیاژه آن را دستخوش تغییراتی نموده است. کیس برخی از مفروضههای اساسی نظریۀ پاسکال-لیون را به عاریت گرفته و از این رو توصیف او از ساختمان ذهن تا اندازه زیادی همانند توصیفی است که پاسکال-لیون ارائه داده است. به این معنا که او هم ساختمان ذهن را در دو سطح توصیف میکند. سطح نخست آن به توصیف ویژگیهای ظرفیت پردازش اطلاعات مربوط میشود و سطح دوم به شرح چگونگی شکلگیری ساختارهای ذهنی در چرخۀ زندگی مربوط میشود. علاوه بر این، تفسیر او از روابط علی میان دو سطح سیستم ذهن نیز در تداوم نظریۀ پاسکال-لیون است. او معتقد است که ظرفیت نظام پردازش اطلاعات محدودیتهایی بر شکل و پیچیدگی ساختارشناختی در یک برهۀ زمانی مشخص تحمیل میکند. به عبارتی دیگر، تغییرات در سیستم پردازش اطلاعات میتواند زمینهساز وقوع احتمالات تازهای در بازسازی تفکر و حل مسئله شود. با این حال، نظریۀ کیس در تحلیل سازههای درگیر در هر دو سطح از زوایایی چند خلاق و نوآورانه است. این نوآوری نیروی توصیفی و تبیینی نظریۀ او را غنای بیشتری میبخشد، چرا که تأثیرات عوامل مهمی را لحاظ میکند که در نظریۀ پاسکال- لیون به آنها چندان توجه نشده است. تحلیل کیس از ساختارشناختی با سنت روانشناسی شناختی قرابت بیشتری دارد تا نظریۀ پیاژه و پاسکال-لیون. او ساختارهای ذهنی را به مثابۀ سیستمهای بازنمایی هدف محور151 و راهبرد های متوالی حل مسئله تلقی میکند. به تعبیری دیگر میتوان گفت که کیس ساختار شناختی را «ساختار کنترل اجرایی» قلمداد میکند. کیس ساختارهای ذهنی را به عنوان سیستمهای بازنمایی هدف-هدایت شده152 و استراتژیهایی که در یک توالی خاص برای حل مشکل مونتاژ میشود تعریف میکند. در نظریۀ کیس ساختار شناختی به عنوان ساختار کنترل اجرایی153 در نظر گرفته میشود (دمتریو، 2006). کیس (1985) ساختارهای کنترل اجرایی را سازههای ساختمان رشد میداند که دست کم دارای سه مولفه اساسی هستند: الف. بازنمایی مسئله، ب. بازنمایی اهداف ناظر بر حل مسئله، و ج. بازنمایی راهبردهای ممکن برای دستیابی به اهداف (دمتریو، 2006). همچنین، او ساختارهای کنترل اجرایی را شامل چهار ساختار میداند. 1- ساختارهای حسی-حرکتی154 که از یک ماهگی تا 18 ماهگی ظهور میکنند و مشتمل بر ادراکات و فعالیت های کودک بر روی اشیاء هستند. 2- ساختارهای به هم مرتبط 155 که از یک یا یک و نیم سالگی تا پنج سالگی ظهور میکند. بخش اصلی این ساختار روابط سادۀ بین فعالیتها و بازنماییها است 3- ساختارهای بُعدی156 که در دورۀ پنج تا یازده سالگی بروز میکند. ساختارهای بُعدی که در برگیرندۀ روابط بین روابطی است که در مرحلۀ قبل توانسته بازنمایی شود 4- ساختارهای بسط یافته157 که در دورۀ 11 تا 19 سال تحول مییابد. این چهار ساختار به ترتیب منطبق با مراحل حسی-حرکتی، پیش عملیاتی، عینی و انتزاعی نظریه پیاژه هستند.
نظریۀ کیس شناخته شدهترین نظریه نوپیاژهای تحول شناختی است. این بدان علت است که در مقایسه با نظریۀ پاسکال-لیونه تحلیل و روشهای آزمون تجربی نظریۀ کیس به مسیر اصلی روانشناسی شناختی و تحول نزدیکتر هستند. علاوه بر این نظریۀ کیس به نسبت نظریۀ پاسکال-لیونه محدودۀ گستردهتری را در بر میگیرد. علت این گسترگی محدوده میتواند بدین خاطر باشد که کیس معتقد است 1) مراحل مختلف تحول با انواع متفاوتی از اطلاعات سر وکار دارد 2) حیطههای مختلف تفکر ممکن است به طور مستقل از همدیگر تحول یابد.
ج- نظریۀ گریم هالفورد
هالفورد در پاسخ به برخی از انتقادات بر نظریۀ کیس در ارتباط با ظرفیت حافظۀ فعال و نقش آن در تحول شناختی، به تدوین نظریۀ خود اهتمام ورزید. او کیفیت ابعاد بازنمایی را در چهار سطح توصیف میکند. نخستین سطح را «روابط واحد» یا «طرح های جوهری158» مینامد که در بازنمایی یک صفت درگیر هستند. دومین سطح، را با عنوان سطح «روابط دوگانه» یا «طرح های ارتباطی159» توصیف میکند که به پردازش مفاهیم دو بُعدی گستردهتر و پیچیدهتر مرتبط میشود. سطح سوم را سطح «طرحهای سیستمی»160مینامد که به پردازش روابط سه وجهی یا عملیات دو بُعدی اختصاص دارد. سطح چهارم نیز با عنوان «طرحهای چندسیستمی161» توصیف میکند که به بازنمایی روابط چهار وجهی یا عملیات چهار بُعدی مربوط میشود. هالفورد تحول را معلول تعامل چهار دسته عامل اساسی میداند که از آنها به عنوان حیطه یاد میکند. کودک در تأثیر عوامل مرتبط با حیطۀ نخست، یعنی حیطه «یادگیری و استقراء162» به توانایی کسب دانش درباره جهان دست پیدا میکند. کودک تحت تأثیر عوامل مرتبط با حیطه دوم، یعنی حیطه «دستهبندی مفهومی163» به توانمندی تحلیل نمادین و تبدیل نمادها به نمادهای دیگر دست پیدا میکند. دستۀ سوم عوامل را هالفورد تحت عنوان «پردازش زنجیری164» یا «راهبردهای تقطیع165» توصیف میکند. در این حیطه، کودک توانمندی تجزیۀ مفاهیم پیچیده به مفاهیم سادهتر را فرا میگیرد. چهارمین دستۀ عوامل تحول، یعنی عوامل مرتبط با حیطه رشد «ظرفیت پردازش166» کودک را قادر میسازند تا به فهم و ساخت مفاهیم پیچیدهتر دست یابد. از منظر هالفورد، سه دسته عوامل نخست عمدتاً ناشی از تجربه هستند، در حالی که دسته عوامل چهارم تا اندازه زیادی تحت تاثیر بلوغ هستند.
نظریۀ هالفورد در چند زمینه مورد انتقاد دامتریو (2006) قرار گرفته است. نخست این که نظریۀ هالفورد همچون نظریۀ پاسکال-لیون و کیس، نقش ابعاد دیگر کارایی پردازش را که با خود ظرفیت پردازش و حل مسئله مرتبط و وابسته هستند را دست کم میگیرد. همچنین این نظریۀ به دقت به شرح چگونگی سرعت و کنترل پردازش که با ظرفیت و حل مسئله مرتبطند، نیز نمی پردازد. با این حال، هالفورد به خوبی توانسته است تغییر سرعت پردازش را به کمک سن توضیح دهد و همچنین او این تغییرات را با توانایی حل مسئله، هوش و خود ظرفیت مرتبط کرده است. هالفورد معتقد است که فرایندهای کنترل به طور سیستماتیک با افزایش سن تغییر میکند، او این تغییرات را با حل مسئله و تفکر و خود ظرفیت مرتبط میداند. اما نکتۀ اساسی این است که نظریۀ هافورد در توجه به روابط خاموش است. دومین انتقاد دمتریو به نظریۀ هالفورد، نادیده گرفتن نقش نوع روابطی است که تحت ملاحظه فرد میباشد. یعنی این که این نظریۀ فرض میکند ابعاد در حیطههای مختلف، نظیر حیطۀ روابط فضایی و حیطۀ روابط ریاضی در نیازشان به ظرفیت پردازش مشابه به هم هستند. همچنین یکی دیگر از انتقادات نادیده گرفتن نقش دانش را نادیده است بنابراین این نظریۀ توضیح نمیدهد که چگونگی فراگیری دانش میتواند بر ابعاد مسائل و تقاضایهای ظرفیت آن تأثیر گذارد (دمتریو، 2006).
د- نظریۀ کورت فیشر
در مقابل نظریۀ خوان پاسکال-لئونه، نظریۀ رابی کیس و نظریۀ گریم هالفورد که خود را از پیروان پردازش اطلاعات بر میشمرند، نظریۀ کورت فیشر بیشتر تحت تأثیر نظریۀ یادگیری و نظریههای اجتماعی-فرهنگی تحول است. در نظریۀ او مراحل تحول به جای این که از نظر ظرفیت پردازش اطلاعات مشخص شوند، از نظر مهارت تعیین میگردند (فیشر، 1980). مفهوم مراحل تحول شناختی فیشر خیلی مشابه مفهوم مراحل کیس میباشد. فیشر سه مرحله یا به اصطلاح خودش لایۀ اصلی167 را تشریح میکند که روی هم رفته با مراحل اصلی نظریه پیاژه و کیس منطبق هستند. این لایه ها مهارتها را در چهار لایۀ بسیار متفاوت تعیین میکنند: مهارتهای بازتابی168، مهارت های حسی-حرکتی169، بازنمودی170 و انتزاعی171 (همان). لایۀ اول، لایۀ بازتابها172 (رفلکس) میباشد، که بازتابهای اساسی ایجاد شده طی اولین ماه زندگی را ایجاد میکند. سپس لایۀ حسی-حرکتی است که بر اساس ادراکات حسی و اعمال کار میکند. لایۀ سوم، لایۀ بازنمودی است که بر اساس بازنماهایی که تشریحکننده واقعیت هستند، عمل میکند و لایۀ چهارم، لایۀ انتزاعی میباشد که براساس یکپارچهسازی بازنماییهای لایۀ دوم عمل میکند. بنا به نظر فیشر به تدریج افراد در سطح تک مجموعهای173، مهارت هایی شامل تنها یک عنصر لایۀ مربوطه را میسازند که همان مجموعه حسی-حرکتی یا مجموعه انتزاعی میباشد. در سطح طرحها174، آنها میتوانند مهارتهایی شامل دو عنصر بر روی هم یا هماهنگ با دیگر را ایجاد کنند که همان طرحهای حسی حرکتی175، طرحهای بازنمایی176 یا طرحهای انتزاعی177 میباشد. در سطح سیستم سیستمها178، آنها میتوانند مهارتهایی ایجاد کنند که دو طرح از سطح قبلی را در هم ادغام کند که همان سیستم حسی حرکتی179، سیستم بازنمایی180 یا سیستم انتزاعی سیستم ها181میباشد (دمتریو، 2006).
نظریۀ فیشر با سایر نظریههای نوپیاژهای از چند نظر متفاوت دارد. یکی از آنها به دلیل شیوهای است که فیشر برای تغییر شناختی را توضیح میدهد. هرچند فیشر منکر محدودیتهای عملیات پردازش اطلاعات در تحول نیست اما بر عوامل محیطی و اجتماعی به جای عوامل فردی به عنوان علل تحول تأکید میکند و برای توضیح تغییر تحول از دو مفهوم کلاسیک ویگوتسکی (1962) یعنی درونی سازی و منطقه تقریبی تحول کمک میگیرد. او عنوان میکند که تغییرات در رشد و عملکرد مهارتها و اعمال ذهنی مختلف در حوزه های مختلف به جای استثناء، قاعده هستند. به اعتقاد او ایجاد این تغییرات به علت تفاوت تجربیاتی که افراد در حیطههای گوناگون دارند و همچنین تفاوت در حمایتی که از آنها حین تعامل با حیطههای گوناگون کسب میکنند، حاصل میشود. نظریۀ فیشر به خاطر تأکیدش بر جنبههای اجتماعی و محیطی تحول شناختی در میان نظریه های نوپیاژه ای منحصر به فرد میباشد. اما از جمله محدودیتهای این نظریۀ این است که نقش ظرفیت پردازش در عبور از سطحی به سطح دیگر و همچنین در عملکرد داربست اجتماعی و سایر مکانیزمهای تغییر را انکار میکند. همچنین قلمرو مختلف تفکر را مشخص نمیکند و با نقش خود ادارکی و خود تنظیمی در تحول سروکار ندارد (دمتریو، 2006).
د- نظریۀ آندریس دمتریو
آندریس دمتریو (2006) معتقد است که نظریههای مختلف نوپیاژهای که در بالا شرح داده شد مفاهیمی را خلق کردند که قادر است جنبههای پردازش عملکرد شناختی را توضیح دهد. همچنین آنها یک پایگاه اطلاعاتی غنی در مورد تحول ظرفیت پردازش در طول دوران کودکی و نوجوانی ایجاد نمودند. با این حال، آنها هم چنان مشکل حیطههای ممکن تفکر و تقریباً به طور کامل مشکل درک از خود182 و خودتنظیمی183 نادیده گرفتهاند. بنابراین نیاز به نظریهای بود که تمام موفقیتهای پژوهشهای قبلی را در یک چارچوب منسجم ادغام کند. بر طبق نظریۀ دمتریو، ذهن یک بنای سه سطحی سلسله مراتبی است که در بردارندۀ سطح وابسته به محیط184، وابسته به خود185، و یک سطحی که توسط عوامل بالقوه پردازش میشود. سطح وابسته به محیط شامل سیستمهایی هست که در بازنمایی و پردازش حوزههای مختلف روابط و مفاهیم در محیط متخصص هستند. سطح وابسته به خود شامل «خودتوصیفی»186 و «خودرهنمودی»187 میشود که درک از خود، فهم اذهان دیگر، و خودتنظیمی را هدایت میکند. این سطح شامل ساختارها و کارکردهایی است که مسئول ثبت فعالیتهای شناختی خود و دیگران است. همچنین آن نقشههای را که برای

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی تحول شناختی، سلسله مراتبی، سلسله مراتب، خودآگاهی Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی تحول شناختی، سرعت پردازش، تعاملات اجتماعی، فعالیت ذهنی