پایان نامه با واژه های کلیدی پرخاشگری، مواد مخدر، مصرف مواد، خشونت علیه زنان

دانلود پایان نامه ارشد

والدین در دوران کودکی باعث تشدید اختلال شخصیت می شوند که از دوران کودکی شروع شده و تا بزرگسالی ادامه می یابد.162

ب- استرس
فشار روانی می تواند سبب پاسخ های متفاوتی در انسان شود، که یکی از آنها خشم پرخاشگری است، نظریه پردازانی چون فروید می گوید که پرخاشگری یک غریزه زیستی (بیالوژیک)است. به عقیده او، نیروی نهفته ای در انسان تحت عنوان غریزه مرگ انباشته می شود،ودرصورتیکه محدود نشود، به زودی به خود تخریبگری می انجامد،فرویداین فرضیه را پیش کشید که مرگمايه با مکانیسم های نظری جابجایی، نیروی خود را به سمت بیرون معطوف می کندوبنای پرخاشگری بر ضد دیگران واقع می شود.مکانیسم دفاعی مشهور « جابجایی» که طی آن فرد خشم خودرا نه بر شخص اصلی، بلکه بر اشخاص دیگر چون اعضای خانواده تخلیه می کند،بر مبنای همین فرضیه استوار است.برخی از نظریه پردازان پرخاشگری را به عنوان یک امر فطری قبول نمی کنندومی گویند علت آن ناکامی است. آنها فرضیه ناکامی -پرخاشگری را مطرح کرده اند،که براساس آن ناکامی باعث فعال شدن سايق پرخاشگری می شودونتیجه آن آسیب رساندن به فردیا شخصیتی که باعث ناکامی گردیده، می شود. به عبارت دیگر، در اینگونه موارد خشونت یک نوع پاسخ اعتراض آمیز است که فرد نسبت به فشارهای درونی و بیرونی که به وی تحمیل شده است می دهد.
نظریه یادگیری اجتماعی دراین میان معتقد است، رفتار خشونت آمیز نه پاسخی است به یک انگیزه ناکام و نه هم نیروی نهفته که باید تخلیه شود، بلکه مانند همه رفتارها و پاسخهای رفتاری تحت تاثیر یادگیری است.این یادگیری می توانداز طریق مشاهده و یا تقلید صورت گیرد.
به عنوان مثال، نظریه « یادگیری اجتماعی» که سعی در توضیح فراگیری رفتار خشن در خانواده از طریق مشاهده یا تجربه خشونت دارد، از یک سو بر تجربه فرزندان خانواده و مشاهده رفتار خشن تاکید داشت و از سوی دیگر مطرح می کند که در خانواده ها تفاوتهایی در خصوص جامعه پذیری جنسیتی وجود دارد که باعث می شود دختران و پسران با هنجارهای اجتماعی متفاوتی جامعه پذیر شوند و هر یک نقش جنسیتی خاص خود را فراگیرند؛ نقشی که برای دختران با فرودستی، وابسته بودن به دیگران و تحمل خشونت همراه است. پسران نیز نقش جنسیتی خاص خود را با فرادستی، استقلال و مجاز بودن به انجام دادن رفتار خشن، فرا می گیرند.از سوی دیگر مشاهده شد که تقریباً در همه فرهنگهاوهمه سنین مردان نسبت به زنان پرخاشگرتر هستند.بیشتر قتل ها، تنبیهات سنگین،فشار برای رسیدن به هدف و حتی اشتغال در ورزشهای خشونت آمیز توسط مردان صورت می گیرد.بعضی از مطالعات نشان می دهد که مردان بیشتر از زنان رفتارهای خشن دارند. این خشونت هم در رفتارهای کلامی و هم در تنبیهات فیزیکی دیده می شود. به نظر می رسد که انتظارات جامعه از رفتارهای دو جنس متفاوت است و بیشتر از مردان انتظار می رود که رفتارهای خشونت آمیز از خود نشان دهند.
جدااز فرضیه های ارائه شده، تعارض ها و اختلالاتی چون اضطراب،افسردگی،عقب ماندگی ذهنی،اختلالات شخصیت،قلدری و اعتیاد به مواد مخدر بصورت آشکاری در بروز رفتارهای خشن نقش دارند.ناآشنایی و عدم درک نشانه های همچون اختلالاتی و عدم تلاش برای رفع آنها معمولاً سبب ایجاد فشار روانی و عصبانیت در میان اعضای خانواده گشته و در نتیجه باعث بروز خشونت می گردند.163

ج- سوء ظن
یکی از مهمترین مسائل مورداختلاف زن و شوهر سوء ظن هایی است که از طرف زن یا شوهر نسبت به دیگری بوجود می اید که به طور معمول رفتار افراد شکاک با آزار و اذیت و خشونت همراه می باشد که در واقع این اختلال روانی در مردان بسیار بیشتراز زنان می باشد.متخصصان سوء ظن را به دو نوع کلی و بیمارگونه تقسیم کرده اند.بخشی از سوء ظن ها که طبیعی و اکتسابی شمرده می شودوامرمطلوبی نمی باشد زیرا نشان دهنده احساس عدم امنیت فرد و تمایل او برای مالکیت انحصاری همسرش است.گاهی بر حسب شرایط فرهنگی و قومی این قبیل سوءظن ها شدت بیشتری می یابند؛ اما آنچه مایه نگرانی است انواع بیمارگونه سوء ظن های زناشویی است به این ترتیب که پیش از ازدواج، فرد به طور کلی دچار نوع اختلال روانی بود، که بدبینی و بدگمانی جزء عمده آن را تشکیل می دهد و اکنون پس از ازدواج این بدگمانی به سوی همسرش نیز گسترش یافته است و یا اینکه فرد پیش از ازدواج دچار بدگمانی نبوده است اما پس از آغاز زندگی مشترک بنا به علل محیطی از جمله رفتار همسر و یا مشکلاتی که خود او بعدها مبتلا شده است نسبت به همسرش هم بدگمان شده است که در این دو نوع سوء ظن ها یعنی در اختلال هزیانی واسکیزوفرنیای پارانوئید هر دو بیمار دچار روان پریشی هستند و بدون هیچ دلیلی وی اعتماد کامل دارد که شوهرش یا زنش با او خیانت می کند و اینگونه بیماران امکان دارد که برای گرفتن اعتراف از همسر خود به روشهای خشونت آمیز متوسل شود و او را برای انتقام به قتل می رساند و گاهی نیز فرزندان خود را با این گمان که فرزندان او نیستند مورد شکنجه قرار می دهد و یا به قتل می رساند درواقع بیشتر پرونده های قتل همسر به علت سوء ظن توسط بیماران روان پریش صورت می گیرد؛اما درموردوضعیت های اکتسابی باید گفت با فردی روبرو هستیم که در ابتدا بیماری روانی و یا اختلال شخصیتی نداشته است اما بعدها در اثر عوامل گوناگون دچار تردید می شود که همسرش به او خیانت می کند.
بیشتر این سوءظن ها باعث درگیری و دعواهای خانوادگی شده و همین امر می تواند از لحاظ روحی و روانی به خشونت و قتل بیانجامد و حتی این پدیده می تواند در رشد و تربیت فرزندان نیز تاثیر سویی داشته باشد و در آینده نیز آنها از رفتار والدین خود الگوبرداری کرده و راه آنها را ادامه دهند.
افرادی که مبتلا به اختلال شخصیتی پارانوئیدو یا گرفتار اختلال هزیانی و اسکیزوفرینااز نوع پارانوئید هستند؛امکان دارد که به همسر خود نیز بدون هیچ دلیلی بدگمان شوند که در این صورت یا برای بدگمانی خود هیچ دلیلی ندارند اما به این باور رسیده اند که همسرشان به آنها خیانت می کند و یا اینکه مسائل جزئی و نامربوطی را به عنوان دلیل خیانت همسر ذکر می کنند و به طرق مختلف باعث آزار و اذیت او می شود و گاهی اوقات که دارای این سوءظن هستندکه مبادا همسرشان با مرد دیگری ارتباط برقرار کرده است که از وسایل خشن مانند اسلحه برای گرفتن اعتراف یاانتقام جویی استفاده نموده و با توسل به خشونت بعضاً مرتکب قتل همسر و فرزندان خود نیز می شوند.164

بند دوم: عوامل اکتسابی
از جمله اختلالات و مشکلات دیگری که با خشونت علیه زنها رابطه ي مستقیم دارد و اکتسابی نیز می باشد سوء مصرف مواد و اعتیاد می باشد. در واقع اعتیاد یکی از عوامل بسیار مهمی است که خشونت علیه زنها را تشدید می کند. برخی تحقیقات نشان می دهند که علت خشونت مردان معتاد علیه زنهایشان محدودیت های شدید و برخی از کنترل های سخت بر رفتارهای آنها می باشد.واینکه عملکرد خانواده های معتادین بسیار پایین تر از خانواده های عادی می باشد علت اینکه مصرف مواد مخدر و الکل موجب ایجاد خشونت نسبت به خانواده ها و به خصوص همسر می شود عبارتند از:
– مصرف برخی مواد و داروها مانند آمفتامین ها و غیره که موجب خشونت و رفتارهای پرخاشگرانه می شوند.
– مصرف الکل با اشکال مختلف خشونت همبستگی دارد.
– اعمال خشونت های مالی و اقتصادی جهت تهیه مواد مخدر.
کانون اصلی فشارهای حاصل از اعتیاد مردان متاهل، همسر و فرزندان آنها هستند، لذا این مقدمه ای است برای اینکه فرد معتاد برای خلاصی از این وضعیت از خشونت استفاده کند.165

الف- اعتیاد به الکل
الکلیسم،یکی از نابهنجاریهایی است که تاثیرات منفی و مخربی را در عرصه های فردی، خانوادگی و اجتماعی را به همراه دارد.بدین لحاظ نهاد خانواده، به عنوان مهمترین نقطه آسیب پذیر این انحراف در زنان،به عنوان اولین قربانیان این کجروی اجتماعی محسوب می شوند به گونه ای که می توان مِیخوارگی مردان را جرمی علیه زنان تلقی کرده.
آسیب های مِیخوارگی فقط به جسم و روان فرد منحصر نمی گردد. بلکه حیات خانواده و اجتماع را تهدید کرده و مشکلات هنجاری بسیاری را در روابط اعضای خانواده و جامعه ایجاد می کند. آسیب های خانوادگی ناشی از مصرف الکل بر روابط زوجین شامل 1- اختلال در تنظیم روابط جنسی 2- خشونت علیه همسر 3- دلسردی از نقش همسری و مادری 4- تنزل پایگاه اجتماعی زن می باشد.166
شماری از مطالعاتی که در مورد خشونت علیه زنان انجام شده است نقش مصرف الکل را در بروز رفتارهای خشونت آمیز موردمداقه قرار داده اند.167در چند سال اخیر، مشخص شده است که بیشتر رفتارهای خشونت آمیز علیه زنان براساس رفتارهای خارج از کنترلی است که از مصرف الکل ناشی می شوند.168 لذا در برنامه های مداخله ای که طی آن، افراد برای چندین مدت مصرف الکل را قطع کرده اند، کاهش معنی داری و خشونت آنها علیه همسران شان مشاهده شده است.169
اعتیاد به الکل باعث می شود که شخصیت افراد معتاد استحاله شود آنها اعتماد به نفس خود را از دست می دهند، لذا اقدام به اعمال خشونت علیه خانواده و به خصوص همسران شان می کنند.170 شماری از مطالعات دیگر نشان می دهند که مردان معتاد به علت محدودیت های شدید و برخی از کنترلهای سختی که بر رفتارهای آنها اعمال می شود مرتکب خشونت علیه خانواده می شوند.171 به خصوص که عملکرد خانواده معتادین بسیار پایین تر از خانواده های عادی می باشد؛ لذا فرد معتاد برای خلاصی ازاین وضعیت از خشونت استفاده می کند.172 از این رو طی فرصت هایی که برای درمان یا بازتوانی فرد معتاد پیش می آید و فرد معتاد از مصرف مواد فاصله می گیرد میزان خشونت وی علیه همسرش کاهش قابل ملاحظه ای پیدا میکند.173از بین بردن روابط صمیمی خانوادگی، وضعیت معیشتی و بیکاری فرد معتاد نیز موجب ایجاد خصومت، پرخاشگری و همسرآزاری می شود.174
افزون بر خشونت و پرخاشگری که در بین همسران افراد معتاد امری شایع است، سایر اختلالات روانی و رفتاری در بین همسران افراد معتاد نیز بیش از افراد غیر معتاد است. در توجیه این مسئله می توان تکانشی بودن، عدم برنامه ریزی و رفع آنی مشکلات از جانب معتادان را نام برد،175 سبک های مقابله ای معتادان در مقایسه با غیر معتادان نیز از مهمترین عوامل تکانشی بودن آنها و هیجانی عمل کردن آنها است. چون افراد معتاد بیش از افراد غیر معتاد از سبک مقابله ای هیجان مدارانه و تکانشی استفاده می کنند، لذا جهت گیی عقلانی و کارآمدی نسبت به مشکلات و مسائل ندارند و غالباً در برخورد با مشکلات و افراد از شیوه های ناکارآمد و اغلب پرخاشگرانه استفاده می کنند.176

ب- اعتیاد به مواد مخدر
زن به عنوان یک موجود عاطفی و حساس و ضعیف از لحاظ جسمانی همیشه مورد تاخت و تاز نیروی مخالف خویش قرار گرفته است و آسیب های جدی و غیر قابل جبرانی را متحمل شده است و بدتر و دردناک تر اینکه نیروی مخالف او یک بیمار معتاد به مواد مخدر باشد با توجه به رشد اعتیاد در بین خانواده ها همسران معتادان و مادران و فرزندان آنها مورد خشونت های ناشی از اعتیاد قرار می گیرند ودر این میان قربانیان پشت صحنه اعتیاد می شوند.اعتیادرا به عنوان یک بیماری نه مشکل اخلاقی تا حدودی پذیرفته اند اما آیا بازتاب اعتیاد همان ضرور و زیان های ناشی از یک بیماری است یا چیزی فراتر از آن تا شعاع دورتراز خود معتاد،رادر گیر عواقب وحشتناک آن می نماید. خشونت یکی از جرایمی است که در خانواده های معتادان همه روزه صورت می گیرد و زنان بیشترین بزه دیدگان آن هستند.
خشونت علیه زنان با هر نوع عمل خشنی می تواند باشد که باعث آسیب های جسمی و روانی می گردد. بالا گرفتن بیماری فرد معتاد، مشکل تهیه مواد مخدر مصرفی، بدهکاری، عدم تعادل روحی و روانی او همگی دست به دست هم می دهند و معتاد را آماده انجام خشونت علیه زنان خانواده می نماید.
مصرف مواد مخدر و به خصوص مواد مخدر صنعتی از جمله کراک و شیشه (کریستال) آثار بسیار شدیدی بر روح و روان مصرف کننده می گذارد و تمام اعمال مغز او را تحت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی دوران کودکی، پرخاشگری، کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی عوامل اجتماعی، خشونت خانگی، تبعیض جنسیتی، تعدد زوجات