پایان نامه با واژه های کلیدی ورزشکاران، انگیزش بیرونی، دانشجویان دختر، دانشگاه شهید بهشتی

دانلود پایان نامه ارشد

و روان می‌شناسند. حالت روان احساسی است که در آن همه چیز به طور صحیح در جریان باشد و شما به طور کلی مجذوب آن فعالیت می‌شوید، احساس می‌کنید در حد بالایی کنترل دارید.
ورزش خود کیفیتی است که بیشتر به سبب داشتن حالت رقابتی، آفرینندگی، و جذب شدن ذهن و جسم، امکان تجربه روان و مفرح را افزایش می‌دهد. ولی ورزش می‌تواند از حالت مفرح به کار تبدیل شود و بعضی از مربیان آمادگی انجام آن را دارند. زمانی که مربیان تمرینات بیش از حدی را اعمال می‌کنند، یک محیط منفی به وجود می‌آورند، آزادی ورزشکاران را از بین می‌برند، با در خواستهای زیادی دارند، ورزش برای ورزشکاران یک کار سخت و خستهکننده می‌شود. مربیان هوشمند و باتجربه مدتهاست می‌دانند که باید نیاز به تفریح ورزشکاران را برآورده سازند. آنها، همچنین می‌دانند که باید تمرین کنند و تمرین ممکن است یک نواخت باشد که در نتیجه آن تفریح کم می‌شود. مربی خلاق برای تأمین هر دو، راهی را پیدا خواهد کرد. در ابتدا انگیزه بعضی از ورزشکاران برای شرکت در تمرینات تفریح کردن است و این مساله باید تشخیص داده شود. این گونه ورزشکاران آن طور که شایسته است مصمم نیستند که خود ارزشی خود را نسبت به دیگر ورزشکاران بالا ببرند. بعضی از مربیان انتظار دارند هر عضوی از اعضای تیم مثل خودشان مصمم باشند (همان منبع).
2-15-2. نیاز تعلق به گروه
بعضی افراد به این دلیل در ورزش‌‌ها شرکت می‌کنند که می‌خواهد جزیی از تیم باشند؛ ‌آنها می‌خواهند متعلق به گروه باشند تا زندگی آنها معنی پیدا کند. این افراد در درجه اول دارای انگیزه تعلق به دیگر افراد و پذیرفته شدن از سوی آنها هستند. آنها بیشتر برای ارضای این نیاز برانگیخته می‌شوند، نه برای رسیدن به شهرت و تشخیص. آنها اغلب قبول می‌کنند که روی نیمکت ذخیره‌ها بنشینند وگهگاهی هم بازی کنند. مربیان می‌توانند ورزشکاران را به وسیله نیاز بالای تعلق به گروه برانگیزند، به خصوص از طریق فرآیند همانند سازی‌‌ (هویت سازی )؛ زیرا آنها می‌خواهند از طرف مربی و تیم پذیرفته شوند. بازیکنانی که در ابتدا به دنبال ارضای نیاز تعلق به گروهاند، ممکن است شبیه به ورزشکارانی باشند که به دنبال تفریح هستند. اجرای عالی و برنده شدن به هر قیمت، برای آنها بی معنی است. گرچه این هدف را همه شامل خواهند شد، اگر این هدف تیم باشد، چون آنها می‌خواهند یک جزء از تیم باشند. مربیانی که این حالت را تشخیص می‌دهند هنوز هم می‌توانند از طریق انگیزه تعلق به گروه، به عنوان یک پاداش قدرتمند این نوع ورزشکاران را برای رسیدن به اجرای عالی ترغیب کنند (همان منبع).
2-15-3. نیاز به احساس با ارزش بودن
نیاز به احساس با ارزش بودن‌‌ (لایق و موفق بودن) نیاز بسیار قدرتمند و رایجی در ورزشهاست. در ورزش، با نشان دادن شایستگیای که دیگران آن را تشخیص می‌دهند، می‌توان احساس نیاز به ارزشمندی را ارضاء کرد، یا این نیاز ممکن است توسط خود ورزشکاران بدون آنکه دیگران به آن ارزش دهند، ارضا شود. زمانی که مهارت خوب بسط و توسعه پیدا نکرده، و زمانی که شخص کمال و خودپندارنده مثبت ندارد، قضاوت دیگران در خصوص شایستگی و موفقیت آنها، از اهمیت بسیاری برخوردار است. این کار کمک می‌کند که ورزشکاران بتوانند بدون حضور دیگران، به قضاوت درباره لیاقت خودشان بپردازند و این حالت بسیار با اهمیت است و باید توسعه یابد.
وزشکاران بردگرا_ کسانی که اغلب موفقاند و در نتیجه تصور می‌کنند توانایی آنها در ورزش بالاست_ بردن را نتیجه توانایی خود و شکست را نتیجه کمکاری می‌دانند. این یک عقیده سالم است.
ورزشکاران باختگرا_ کسانی که اغلب در ورزش ناموفق بودهاند و تصور می‌کنند توانایی آنها در ورزش اندک است_ باخت خود را به کمبود توانایی، و بردهای نادر خود را به شانس یا ضعف حریف نسبت می‌دهند. در نتیجه خود را در باخت مقصر می‌دانند و در برنده شدن امتیازی برای خود قائل نیستند، این حالت به طور واضح حالت ناسالمی است. ورزشکاران باختگرا دارای عزت نفس ضعیفی هستند. ورزشکاران باختگرا سعی می‌کنند ارزش خود را به وسیله نشان دادن حالت کم کوشیدن بپوشانند تا دیگران نتوانند کمبود توانایی ‌آنها را کشف کنند. دلیل آنها این است که اگر آنها سخت کوشش کنند و باز هم شکست بخورند، هر کسی ناتوانی آنها را خواهد دید اگر آنها حالت کم کوشیدن داشته باشند، دیگران نخواهند فهمید که آیا شکست آنها به دلیل کوشش کم آنهاست و یا این که ناتوانی باعث شکست آنها شده است. این نوع رفتار، کوشش زبونی است از برای ورزشکارانی که از شکست می‌ترسند و می‌خواهند به این وسیله ارزش خودشان را بپوشانند، ولی راهبرد حالت کم کوشیدن تقریباً شکست آنها را تضمین خواهد کرد. بازیکنان باختگرا ترجیح ورزش نکنند، چون به روشنی و وضوح برنده و بازنده مشخص می‌گردد، ولی بعضی وقتها انگیزه‌های بیرونی و یا عوامل دیگر آنها را وادار می‌کند. مربیان اغلب راهبرد کم کوشیدن را با کمبود انگیزه در ورزشکاران باختگرا اشتباه می‌گیرند، ولی در واقع آنها انگیزه بسیار دارند_ انگیزه دوری جستن از تهدید به خود ارزششان را دارند‌‌ (مارتنز، 1385).
2-16. پژوهش‌ها انجام شده در داخل کشور
جعفری‌‌ (1376) پژوهش میدانی در رابطه با تأثیر سطوح پاداش و پسخوراند بر عملکرد و علاقه به درس ریاضی در دانشآموزان دختر پایة سوم راهنمایی انجام داد. یافته‌های پژوهش نشان داد که بازخورد مثبت و پاداش افزاش عملکرد و علاقه را سبب می‌شود. همچنین قرهلر‌‌ (1385) در مقایسة تأثير انواع بازخوردهاي آزمودنیمدار، مربیمدار پس از كوششهاي خوب و مربیمدار پس از كوششهاي بد در يادگيري مهارت حركتي سرويس بلند بدمينتون نشان داد گروه آزمودنيمدار كه براساس درخواست خود بازخورد دريافت ميكردند، عملكرد بهتر و مؤثرتري داشتند.
ضمن اینکه زنگانه (1383) در يادگيري مهارت پاس سينه بسكتبال، در چهار گروه بازخورد خودكنترل، گروه جفت‌شده با گروه خودكنترل، گروه بازخورد خلاصه و گروه با تواتر نسبي 50% مشاهده نمود گروه خودكنترل به طور معناداري بهتر از 3 گروه ديگر عمل نموده است. همچنین باقرلی و همکاران‌‌ (1384) در پی پاسخ به این سؤال که بازخورد در کدام دامنه‌‌ (نزدیک یا دور از هدف) مؤثرتر بوده، ارائه آن براساس اجرا مفیدتر است، یا تحت کنترل نوآموز، به مقایسۀ اثر آگاهی از نتیجه در دامنه دور از هدف‌‌ (بازخورد به کوشش‌های ناموفق)، آگاهی از نتیجه در دامنه نزدیک هدف‌‌ (بازخورد به کوشش‌های موفق)، آگاهی از نتیجة خودکنترل و آگاهی از نتیجة خودکنترل 100 درصد بر اجرا و یادگیری مهارت پات گلف پرداختند. بدین منظور، تعداد 124 نفر از دانشجویان دختر که در مهارت مذکور کاملاً مبتدی بودند، به صورت تصادفی انتخاب و به هشت گروه تقسیم شدند : 1_ گروه KR در دامنۀ دور از هدف؛ 2_ گروه KR در دامنۀ نزدیک هدف؛ 3_ گروه KR خود کنترل؛ 4_ گروه KR خود کنترل 100 درصد و چهار گروه کنترل جفت‌شده با هر یک از گروهها. آزمودنیها باید بدون استفاده از بینایی، از فاصله سه متری توپ گلفی را با استفاده از کلاب پاتر به سمت ده دایرۀ متحدالمرکز به شعاع‌‌های 10، 20، ….. ، 100 سانتیمتر هدایت می‌نمودند. مرحلة اکتساب شامل یک جلسه شصت کوششی بود که از ده دسته کوشش ششتایی تشکیل می‌گردید. مرحلة انتقال یک روز پس از مرحلة اکتساب انجام شد و شامل یک دسته کوشش ششتایی بود. گروه 1 در محدوده خارج از پنج دایره داخلی و گروه 2 در داخل پنج دایره مرکزی بازخورد گرفتند. گروه 3 در کوشش‌های مورد نیاز خویش، به درخواست خود بازخورد کمی یا کیفی و گروه 4 در تمام کوشش‌ها، به درخواست خود، بازخورد کمی یا کیفی دریافت کردند نتایج پژوهش نشان داد :
_ اجرای دو گروه بازخورد نزدیک و دور از هدف‌‌ (بازخورد به کوشش‌های موفق و ناموفق) در آخرین دستة کوشش مرحلة اکتساب، به طور معناداری بهتر از دستة کوشش اول بود.
_ بین اجرا در دستة کوشش اول و آخر مرحلۀ اکتساب در گروههای خودکنترل و خودکنترل 100 درصد تفاوت معناداری وجود نداشت.
ـ بین اجرای تمام گروهها در ‌‌آزمون انتقال و دستة کوشش اول تفاوت معناداری وجود نداشت.
_ بین اجرای گروههای مختلف در آخرین دستة کوشش مرحلة اکتساب و ‌‌آزمون انتقال تفاوت معناداری مشاهده نشد.
این در حالی است که برخی پژوهش‌ها نیز به نتایج متفاوتی دست یافتند. به عنوان مثال درنکیده و همکاران (1384) به بررسی تأثیر سه نوع بازخورد حذفی، حذفی معکوس و خودکنترل بر اجرا و یادگیری شنای کرال پرداخت. در گروههای حذفی و حذفی معکوس به ترتیب فروانی نسبی بازخوردها در طول مرحلة اکتساب کاهش و افزایش یافت و گروه باخورد خودکنترل در کوششهایی که خودشان درخواست میکردند، بازخورد دریافت نمودند. نتایج اختلاف معناداری را بین انتقال بلافاصه و تأخیری سه نوع بازخورد نشان نداد.
عظیمیراد و همکاران‌‌ (1386) در پژوهشی اثر بازخورد خودکنترل بعد از کوشش‌های موفق و ناموفق را بر یادگیری یک تکلیف زمانبندی متوالی مطالعه کردند. آزمودنیهای این پژوهش 20 نفر از دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی بودند که مرحلة اکتساب شامل ده دستة کوشش دهتایی بود و شرکتکنندگان اجازه داشتند، خودشان تقاضای بازخورد کنند. براساس نتایج به دست آمده در مرحله تمرین، 12 نفر از شرکتکنندگان روی کوشش‌های موفق و 8 نفر روی کوشش‌های ناموفق درخواست بازخورد کرده بودند. عدم تفاوت در نتایج دو گروه، این فرضیه را که تنها عامل برتری بازخورد خودکنترل، کارکرد انگیزشی آن است، رد کرده، تأییدی بر فرضیۀ چیویاکفسکی و ولف‌‌ (2005) است که « افراد در شیوه خودکنترل وقتی تقاضای بازخورد میکنند که با نیاز آنها سازگارتر باشد.»
مطالعهای که توسط نزاکت الحسینی، بهرام، شفیعزاده، فرخی و ولف‌‌ (1386) با هدف مقایسه اثر بازخورد خودکنترل بر یادگیری زمانبندی نسبی و مطلق در 60 آزمودنی که سه گروه خودکنترل، جفتشده و ‌‌آزمونگر کنترل تقسیم شده بودند، صورت گرفت، به این نتیجه رسیدند که گروه خودکنترل و ‌‌آزمونگر کنترل دارای خطای زمانبندی نسبی کمتر نسبت به گروه جفتشده بودند. در ادامه پژوهشی که توسط نزاکتالحسینی (1386) انجام شد اثر نوع تمرین و نوع ارائه بازخورد بر یادگیری زمانبندی نسبی و مطلق بررسی شد. وی 90 دانشجوی دختر و پسر 19 تا 20 ساله را در شش گروه تمرین بدنی_ بازخورد خودکنترل، تمرین بدنی_ بازخورد جفتشده، تمرین بدنی_ بازخورد ‌‌آزمونگر، تمرین مشاهدهای_ بازخورد خودکنترل، تمرین مشاهدهای_ بازخورد جفتشده و تمرین مشاهدهای_ بازخورد ‌‌آزمونگر مورد ‌‌آزمون قرار داد. ابزار جمعآوری اطلاعات، یک دستگاه محقق ساخته زمانبندی متوالی بود و تکلیف آزمودنیها فشردن کلیدهای 2، 6، 8 و 4 با حفظ زمانبندی نسبی و مطلق معین بود. نتایج پژوهش اثر سودمند استفاده از بازخورد خودکنترل تحت شرایط اکتساب، یادداری و انتقال را نشان دادند.
عرب عامری (1386) نیز از یک مهارت ورزشی برای بررسی شرایط خودکنترل استفاده نمود. وی مهارت پیچیده دارت و روش خود مشاهدهای را با استفاده از نمایش نوار ویدئویی به کار برد. نمونه آماری شامل 36 نفر دانشجو بود که به طور مساوی در 3 گروه خودکنترل، ‌‌آزمونگر کنترل و جفت‌شده با گروه خودکنترل قرار گرفتند. مرحلة تمرین شامل 100 کوشش بود و بازخورد به صورت نمایش ویدئویی ارائه میشد. خودکنترلیها هر زمان که تقاضا میکردند بازخورد دریافت میکردند و گروه ‌‌آزمونگر کنترل بعد از هر 5 کوشش بازخورد دریافت می‌کردند. نمرهدهی نیز براساس شکل حرکت و دقت حرکت صورت گرفت. نتایج نشان داد که گروه خودکنترل در شکل و دقت حرکت، به طور معناداری از دو گروه دیگر بهتر عمل کرد. در نتیجه دادن فرصت به یادگیرنده‌ها‌ در تصمیمگیری در مورد اینکه چه زمان و چند بار عملکرد خود را ببینند می‌تواند مؤثر باشد.
در همین زمان بحرینینژاد‌‌ (1386) مطالعه‌ای در زمینه بررسی تأثیر انگیزش بیرونی بر برخی از عوامل آمادگی جسمانی دانشآموزان دختر پایه اول دبیرستانهای اهواز انجام داده است. نتایج نشان می‌دهد که افرادی که انگیزش بیرونی دریافت می‌کنند در چابکی و استقامت عضلانی عملکرد بهتری نسبت به کسانی که این فاکتور را دریافت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی انگیزش درونی، ورزشکاران، انگیزش بیرونی، انگیزش پیشرفت Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی یادگیری تکلیف، بازخورد هنجاری مثبت، دختران نوجوان، کودکان مبتلا