پایان نامه با واژه های کلیدی هنر معاصر، فرهنگ و تمدن، مشارکت مردم

دانلود پایان نامه ارشد

دست يابد؟
– آيا هنر همگاني در ارتقاي سطح آگاهي عمومي موثر بوده است ؟
– آيا هنر همگاني توانسته تا حدي فاصله ايجاد شده بين مردم وهنر را پر کند ؟
– نقش هنر همگاني در ارتقاي ادراک مخاطب عام از هنر .
– نقش هنر همگاني در اقتصاد هنر

1-5- چهارچوب نظري تحقيق :

هنر عمومي در باره وجود فرد نيست، درباره وجود ديگران است. درباره ذوق و سليقه هاي شخصي نيست، درباره احتياجات ديگران است. درباره بيم و اميد هنرمند نيست، درباره نشاط و خشنودي ديگران است. درباره شخصيت افسانه اي هنرمند نيست، درباره جامعه سازي هنر است. بنا نيست که حس کوچکي و بي اهميتي به مردم بدهد، بناست که حس تعالي و شکوهمندي به مردم بدهد.
بنا نيست که ميان فرهنگ متعالي و عموم مردم فاصله بيندازد، بناست که هنر را عمومي کند و هنرمند را هم يکي از عموم.
لغت «هنر» در عبارت «هنر عمومي» به حضور کارهاي عظيم الجثه هنري، در ميدان هاي وسيع شهري اشاره نمي کند و البته آن نيست که قاب مي شود و به ديوار آويزان مي گردد. هنر عمومي آن است که از طرف عموم تجربه مي شود.
هنر عمومي، هنر عموم هم نيست. آن چنان که مثلاً هنر نازي هاي هيتلري و کمونيست هاي استاليني، هنر عموم بود. هنر عمومي، افسانه سازي و تخيل پردازي نمي کند، مشکل گشاي تمام مسايل اجتماعي هم نيست. هنر عمومي، جانشين کمک رساني هاي اجتماعي نمي شود و جايش را هم هگرز، فضاي سبز کنار برج ها، پر نمي کند. امروزه، چون هنر، از چندين جهت متفاوت، هدف انتقاد قرار گرفته است، هنرمندان بسياري شجاعت يافته زندگي منزويشان را ترک کرده، به زندگي هاي اجتماعي مشغول شده اند. از درون استوديوها بيرون آمده شهروند فعالي شده اند. هنر عمومي سعي مي کند تمام هنرها را، در دسترس عموم قرار دهد. هنر عمومي هنر آرام و بي تفاوتي نيست.
هنر عمومي، مانند مبلغ مذهبي، متعهد به انجام وظيفه مي باشد. در هنر عمومي، هنرمند، فن و مهارتش را به جامعه ارايه مي دهد و مقامي هم در جامعه به عنوان توليد کننده و سازنده، کسب
مي کند. در اين جا احتياجات اجتماعي و فرهنگي عموم، از هنر و هنرمند پشتيباني مي کنند.
هنر عمومي فقط يک خلاقيت هنري نيست. يک توليد فرهنگي و اجتماعي است که از درون احتياجات فرهنگي و اجتماعي عموم، منشا مي گيرد. اشخاص بسياري، علاوه بر شخص هنرمند، در توليد هنر عمومي شريک و مسئولند که اگر فقط شخص هنرمند را سزاوار افتخار و پاداش بدانيم، نادرست گفته و به گمراهي رفته ايم.
هنر عمومي وابسته به رابطه ي متقابلي است که با عموم مردم دارد. رابطه اي، مبتني بر فرضيات مشترک. ميان مردم. هنر عمومي، نبايد عموم مردم را تحقير کند، مورد حمله قرار دهد يا بخواهد کنترل کند. هنر عمومي بايد در مقام همسايهي ديوار به ديوار عموم، قرار بگيرد.(ارمجاني ،1383 ،8،9)

1-6- روش تحقيق:

کاربردي وتوصيفي واجرائي.

1-7- پيشينه پژوهش:

در منابع مختلف به خاطر اهميت آن اشاره شده است ومن سعي در جمع آوري و مدون کردن آن دارم.

1-8- روش گرد آوري اطلاعات:

کتابخانه اي ودر صورت لزوم ميداني.

1-9-روش تجزيه و تحليل اطلاعات:

برسي همه جانبه موضوع و مقايسه آن در جوامع مختلف واجراي عملي يافته ها در بخش عملي پايان نامه.

1-10- منابع پژوهش:

مقاله / کتاب / مجله / اينترنت

1-11- واژهاي کليدي:

هنر همگاني / مجسمه / مجسمه سازي / مجسمه شهري / هنر مدرن / شهر / زيبائي

فصل دوم

هنر همگاني

مقدمه:

آنگونه که شهروندان حضور خود را در شهر مي خواهند بيان و ثبت کنند. گرافيتي، يادگارهاي روي ديوار و … آنگونه که فرد مي خواهد پيامي را به ديگران برساند و آنها را در چگونه انديشيدن خود شريک کند و نيز بواسطه مداخله در محيط آن را از آن خود گرداند. چنانچه به اين پديده ها در طراحي فضاها توجه شود مي توانند در خدمت کيفيت فضا در آيند در غير اين صورت به گونه ناهنجاري به معزلي در منظر شهري تبديل مي گردند تا جايي که تبديل به وائداليسم مي شوند.
فعاليتهاي هنري که برخي مردم (عموماً غير متخصص) در شهر به آن مي پردازند. مانند نوازندگان دوره گرد، حاجي فيروزها، خوانندگان دوره گرد و از اين قبيل موارد، مانند مورد پيشين چنانچه در طراحي و مديريت فضاها، مورد توجه و بررسي قرار گيرند مفيد بوده در غير اين صورت ناخوشايند خواهند بود.
 هنر همگاني به مثابه يک فرايند اجتماعي است که درآن مردم و هنرمندان و طراحان شهري و معماران در توليد يک کار هنري مشارکت مي کنند.
توليدات هنري مانند موسيقي، نقاشي، مجسمه سازي و … که توسط هنرمند يا هنرمندان متخصص توليد، تصويب و اجرا مي شوند. هنرمند کار را با ديد زيباشناسانه و بر اساس مباني زيباشناسانه انجام مي دهد.
مردم يک شهر زيست جهانها و عوالم مشترکي دارند. عنصري لازم است تا آنها را به اين عوالم مشترک متصل کند. هرچه فرد در بازتاب انديشه و هويت خود را در کالبد شهر  بيشتر مشاهده کند آن را بيشتر از آن خود دانسته و آنجا برايش حس مکان دارد. از سوي ديگر هر چه اين فضا تجربه و انديشه جديد را با او به گفتگو بنشيند و حس زيباشناسانه او را برانگيزد تجربه زندگي شهري برايش خوشايند تر خواهد بود. چنانچه فراتر از اين در شهر براي او مکاني فراهم باشد که آن قوه خلاقيت را با ديگر همشهريهايش در خلق فضاي شهريش بکار بندد به آرمانشهرش نزديکتر مي شود. يکي از راههاي بازنمود اين انديشه و هويت و برانگيختن و بکاربستن قوه خلاقيت هنرهاي همگاني است.
هنر همگاني به کارهاي هنري گفته مي شود که توسط هنرمندان و در برخي موارد با مشارکت مردم در فضاهاي شهري که نفوذپذيري بصري مناسب داشته و دسترسي عموم به آن ميسر است يا به صورت پروژه هاي موقت و يا دائمي واقع مي شود. اين پروژه ها و کارهاي هنري به گونه اي هستند که هويت زمينه خويش را برجسته مي کنند، کيفيت محيط فيزيکي را بالا مي برندو موجب افزايش حضور مردم در فضا و ايجاد حس تعلق در آنها شده مي تواننددر کنار ديگر سياستهاي طراحي در مکانسازي مشارکت کنند. عرضه همگاني، صحنه اجراي تأتر زندگي عمومي در شهرهاست و آنچه در ارتباط با اين فضاها مهم است کيفيت زندگي شهري و ارتقاء آن مي باشد. پلاژها، پارک ها، خيابان ها و محوطه هاي عمومي مکانهايي هستند که ساکنان شهرهاي شلوغ مي توانند در آن پرسه بزنند. از فشارهاي رواني روزمره فرار کنند. از تجربه زيبا شناختي محيط لذت ببرند. در يک تعامل نزديک گردهم آيند و در نهايت با گوهر نمادين شهر درگير شوند. يکي از عوامل تأثيرگذار بر کيفيت فضاي شهري هنرهاي همگاني مي باشد عوامل تأثير گذار ديگر شامل محوطه سازي، تسهيلات فضاي شهري، مديريت و نگهداري مي باشند.هنرهاي همگاني فقط مجسمه هاي شهري . يا نقاشي ديواري نيستند. هنرهاي همگاني را مي توان آثار هنري و فعاليتهاي هنري نظير پيکر تراشي، نمايشهاي خياباني ، نقاشي، رقص، موسيقي و … که در فضاي شهري واقع مي شوند دانست. هنر همگاني مي تواند يکي از وسايل تبديل شهر به مکاني براي خلاقيت و سرشاري زندگي شود.
(www.Parse Dar Didar.blogfa.com)
هنر عمومي، در واقع مي تواند هر نوع اثر هنري باشد. البته با آثار هنري که در يک مکان عمومي هم چون موزه، گالري يا هرمکان همگاني ديگر )که نمايش آثار تحت شرايط و ضوابطي است( به نمايش درمي آيند و هم چنين با آثاري که در مجموعه هاي شخصي هنري نگهداري مي شوند، مي تواند متفاوت باشد. بايستي توجه داشت که عنوان “هنر عمومي” دليلي بر فاقد ارزش بودن اثر نيست؛
چرا که اين آثار مي بايست علاوه بر ويژگي هاي زيبايي شناسانه و هنري، به دليل قرارگيري در مکان هايي که صرفا مخاطب خاص ندارند بلکه با توده مردم مواجه هستند، سعي در افزايش سواد بصري و حس زيبايي شناسانه مخاطبان خود نيز داشته باشند . (www.architect.nemoneh.com)
شهر با همه زيبايي‌ها و زشتي‌هايش زندگي روزمره شهروندان را محاصره کرده است و در پسِ هر لحظه‌اي، ديوارهاي بلندي اطرافمان بالا مي‌رود ديوارهاي خاکستري و ساختمان‌هاي خاکستري که در ميان آنها گاهي منظره‌هاي رنگارنگ ديوارهايي براي چند لحظه هم که شده متوقفمان مي‌کنند.اما با اين همه در اين شهر شلوغ که دغدغه از دقايقش پيداست و همواره همه شبيه به هم مي‌شويم، منظر شهر مي‌تواند کرانه امني باشد براي خاطره‌ها، براي سنگ‌تراشه‌ها، تنديس‌ها و نقاشي‌ها.
هنرهاي عمومي و تأثيرات آن، جايگاه ويژه‌اي را در هنر معاصر جهان داشته است و اگر با دقت به رويکردها و تحولات هنري معاصر نگاهي بيندازيم به خوبي ارتباط جديدي را که به موجب اين‌گونه آثار هنري با مخاطبان برقرار شده، مشاهده خواهيم کرد. مجسمه‌هايي در ابعاد بسيار بزرگ، نقاشي‌هاي ديواري، اجراهاي هنري در سطح شهر و خيابان‌ها و بسياري نمونه‌هاي ديگر مثل پخش فيلم و… همگي در شکل‌گيري روند حال حاضر هنر معاصر بسيار تأثيرگذار بوده‌اند. بسياري از هنرمندان به جاي پرداختن به مخاطبين خاص خود در موزه‌ها و نگارخانه‌ها به ارتباطي گسترده‌تر روي‌ آوردند که در آن نه تنها مخاطبين افرادي دعوت شده به يک نمايشگاه نبودند بلکه در بسياري موارد اثر هنري با مشارکت آنها تعريف و تکميل مي‌شد. امروزه اما، مجسمه‌ها خالق هارموني و همنوايي در شهر و در مفهوم وسيع‌تر بيان‌کننده فرهنگ و تمدن در کشور هستند. مجسمه‌ها و سرديس‌ها، نقاشي‌ها و خطاطي‌ها معرف عملکرد و روحيه ميدان يا محدوده پيرامون آن يا تداعي‌کننده عملکرد تاريخي يا فرهنگي جامعه هستند. بنابراين هنرهاي تجسمي به ارائه شناسنامه‌اي از شهر کمک مي‌کنند.
سردر باغ ملي (تصاوير صفحات200الا202) در مقطعي، نماد تهران بوده و در مقطع ديگر، برج آزادي(تصاوير صفحه203 ) و اکنون برج ميلاد(تصاوير صفحه 204 ) نماد آن است. به عبارتي با وجود همين سردر باغ ملي است که آن 2 اثر نيز به قوت خود باقي‌اند و اين آثار را بايد مکمل يکديگر دانست.
مردم سر در باغ ملي را به‌عنوان نماد تاريخ معاصر تهران و معماري خاص تهران قديم مي‌شناسند. اين بنا کار استاد جعفرخان معمار کاشاني است‌. سفت‌کاري‌هايش توسط استاد اسماعيلي‌، ستون‌ها به دست استاد کريم منيژه و کاشي‌هاي آن نيز توسط مرحوم استاد خاک نگار مقدم ساخته شده است‌.
در نماي خارجي‌، بر کتيبه کاشي‌کاري سردر، اشعاري از نديم‌الملک به چشم مي‌خورد. سردر داراي نقوش کاشي‌کاري شده با نقش دو شير که تاجي را در ميان گرفته‌اند، پلنگ‌، شير و خورشيد و مسلسل است‌. سردر داراي يک سواره‌رو و دو پياده‌رو در طرفين آن است‌ که هر سه آنها داراي دروازه‌هاي چدني است‌. دروازه‌هاي چدني بنا نيز در قورخانه تهران توسط استاد محمد علي کرماني‌، از صنعتگران بنام‌، ساخته شده است‌. يکي از مهم‌ترين اجزايي که ‌شهر را مي‌تواند علاوه بر جذاب‌تر شدن براي شهروندان، خاطره انگيز کند، استفاده از هنرهاي تجسمي است؛ هنري که ‌سبب مي‌شود نه تنها فضاي شهر با تمام آشفتگي‌هايش براي رهگذران لطيف‌تر شود بلکه عرصه بسيار مناسبي ‌براي ورود هنر به شهر است؛‌ ايده‌اي که سال‌هاست بسياري از کلانشهرهاي دنيا استفاده از آن را آغاز کرده‌اند. هنگامي که يک کودک در شهر رم متولد مي‌شود، در لحظه تولد با تاريخي سه هزار ساله پيوند مي‌خورد اما يک کودک تهراني با حضور در شهري بي‌هويت و بي‌نشانه، با تاريخ روبه‌رو نمي‌شود و دليل اين مسئله هم بي‌توجهي به عناصر بصري انتقال‌دهنده مفاهيم در شهر است. ساماندهي مجسمه‌هاي شهري از مهم‌ترين نيازهاي تهران است. بايد با ايجاد بانکي اطلاعاتي، اسامي و مشخصات مجسمه‌ها و سرديس‌هاي شهر ثبت و حفظ شود. امروزه بحث استفاده از مجسمه‌ها و سرديس‌هاي شهري و استفاده از امکانات مجسمه‌سازي‌ در طراحي محيط گستره وسيعي پيدا کرده اما متأسفانه اين امکانات در شهرهاي بزرگ ما به‌ويژه پايتخت استفاده نمي‌شود. .
از زمان استفاده از مجسمه‌ها در شهرها 500 سال مي‌گذرد اما هنوز بر سر اينکه مجسمه بايد داخل فضاي بسته باشد يا در ميدان شهر قرار گيرد، بحث است. از آن زمان که در آکادمي هنر فلورانس ميان داوينچي و طرفدارانش و ميکل آنژ و هواخواهان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی تصاوير، سازي، شهري، هنري Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی دوران باستان، ادراک خود