پایان نامه با واژه های کلیدی نیروهای پیش برنده، عرضه و تقاضا، سود سهام

دانلود پایان نامه ارشد

بودند.
2-2-5 ﺗﺠﺰﻳﻪ و ﺗﺤﻠﻴﻞ وﺿﻊ رﻗﺎﺑﺘﻲ (ﻣﺪل ﭘﻮرﺗﺮ)
اﻳﻦ ﻣﺪل در ﺑﺎره ﺗﺠﺰﻳﻪ و ﺗﺤﻠﻴﻞ وﺿﻊ رﻗﺎﺑﺘﻲ اﺳﺖ و ﺑﺴﻴﺎري از ﺳﺎزﻣﺎﻧﻬﺎ ﺑﺮاي ﺗﺪوﻳﻦ اﺳﺘﺮاﺗﮋي ﻫﺎ از اﻳﻦ ﻣﺪل اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ. در اﻳﻦ ﻣﺪل ﺑﺮاي ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻣﺎﻫﻴﺖ رﻗﺎﺑﺖ در ﺻﻨﻌﺖ، ﭼﺎرﭼﻮﺑﻲ ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﭘﻨﺞ ﻧﻴﺮوي رﻗﺎﺑﺘﻲ (ﻣﻌﺮوف ﺑﻪ ﻧﻴﺮوﻫﺎي رﻗﺎﺑﺘﻲ ﭘﻮرﺗﺮ) اراﺋﻪ ﻣﻲ ﺷﻮد. در واﻗﻊ از دﻳﺪﮔﺎه ﭘﻮرﺗﺮ، در ﻫﺮ ﺻﻨﻌﺖ، ﻣﺎﻫﻴﺖ رﻗﺎﺑﺖ ﺑﻪ وﺳﻴﻠﻪ ﭘﻨﺞ ﻋﺎﻣﻞ ﺑﻪ ﺷﺮح زﻳﺮ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﻲ ﺷﻮد:
• رﻗﺒﺎي ﺑﺎﻟﻘﻮه
• ﺧﺮﻳﺪاران
• ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎن
• ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺟﺎﻳﮕﺰﻳﻦ
• رﻗﺎﺑﺖ در ﺑﻴﻦ ﺷﺮﻛﺘﻬﺎي ﻣﻮﺟﻮد
اﻳﻦ ﭘﻨﺞ ﻋﺎﻣﻞ در ﺗﺼﻮﻳﺮ 1 ﻧﺸﺎن داده ﺷﺪه اﻧﺪ. ﭘﻮرﺗﺮ ﻣﻌﺘﻘﺪ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺎﻫﻴﺖ رﻗﺎﺑﺖ در ﻳﻚ ﺻﻨﻌﺖ را ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻓﻮق ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ، و ﭼﻮن ﻃﺮاﺣﻲ اﺳﺘﺮاﺗﮋي ﺑﺪون ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ رﻗﺎﺑﺖ ﻣﻔﻬﻮﻣﻲ ﻧﺪارد، ﻫﺮ اﺳﺘﺮاﺗﮋي ﺑﺎﻳﺪ در ﺑﻄﻦ ﺧﻮد ﭼﮕﻮﻧﮕﻲ روﻳﺎروﻳﻲ ﺑﺎ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻓﻮق را داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. ﺗﻮان ﺟﻤﻌﻲ اﻳﻦ ﭼﻨﺪ ﻋﺎﻣﻞ ﺗﻮان ﺳﻮدآوري را در ﻳﻚ ﺻﻨﻌﺖ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ. اﻳﻦ ﺗﻮان ﺳﻮد دﻫﻲ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺑﺎزده ﺑﻠﻨﺪ ﻣﺪت ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ، اﻧﺪازه ﮔﻴﺮي ﻣﻲ ﺷﻮد. ﻫﺪف اﺳﺘﺮاﺗﮋي رﻗﺎﺑﺘﻲ ﺑﺮاي واﺣﺪ ﻛﺴﺐ و ﻛﺎر در ﻳﻚ ﺻﻨﻌﺖ ﻳﺎﻓﺘﻦ ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ در آن ﺷﺮﻛﺖ ﺑﺘﻮاﻧﺪ ﺑﻪ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ وﺟﻪ ﻣﻤﻜﻦ در ﻣﻘﺎﺑﻞ اﻳﻦ ﻋﻮاﻣﻞ رﻗﺎﺑتی از ﺧﻮد دﻓﺎع ﻛﻨﺪ و ﻳﺎ آﻧﻬﺎ را در راﺳﺘﺎي اﻫﺪاف ﺧﻮد ﻣﺘﺎﺛﺮ ﺳﺎزد. اﻳﻦ ﭘﻨﺞ ﻋﺎﻣﻞ رﻗﺎﺑﺘﻲ ﻣﻨﻌﻜﺲ ﻛﻨﻨﺪه اﻳﻦ واﻗﻌﻴﺖ اﺳﺖ ﻛﻪ رﻗﺎﺑﺖ در ﻳﻚ ﺻﻨﻌﺖ ﺑﻪ ﻣﺮاﺗﺐ از ﺳﻄﺢ ﺑﺎزﻳﮕﺮان ﺟﺎ اﻓﺘﺎده در آن ﻓﺮاﺗﺮ ﻣﻲ رود. ﻣﺸﺘﺮﻳﺎن، ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎن، ﺟﺎﻳﮕﺰﻳﻦ ﻫﺎ و وارد ﺷﻮﻧﺪﮔﺎن ﺑﺎﻟﻘﻮه ﻫﻤﮕﻲ رﻗﺒﺎﻳﻲ ﺑﺮاي ﺑﻨﮕﺎﻫﻬﺎي ﻣﻮﺟﻮد در ﻳﻚ ﺻﻨﻌﺖ ﺑﻪ ﺷﻤﺎر ﻣﻲ روﻧﺪ ﻛﻪ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﺷﺮاﻳﻂ، از اﻫﻤﻴﺖ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﻳﺎ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺗﺮي ﺑﺮﺧﻮردار ﺑﺎﺷﻨﺪ.
2-2-5-1 رﻗﺒﺎي ﺑﺎﻟﻘﻮه
رﻗﺒﺎي ﺗﺎزه وارد ﺑﻪ ﻳﻚ ﺻﻨﻌﺖ ﻇﺮﻓﻴﺖ ﻫﺎي ﺟﺪﻳﺪ، ﺗﻤﺎﻳﻞ ﺑﻪ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺳﻬﻢ از ﺑﺎزار، و اﻏﻠﺐ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺟﺪﻳﺪي را ﺑﺎ ﺧﻮد ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه ﻣﻲ آورﻧﺪ. ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﻗﻴﻤﺖ ﻫﺎ ﻛﺎﻫﺶ ﻳﺎﺑﻨﺪ و ﻳﺎ ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻫﺎي ﻓﻌﻠﻲ اﻓﺰاﻳﺶ ﻳﺎﺑﻨﺪ و در ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻣﻴﺰان ﺳﻮد دﻫﻲ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺑﻴﺎﻳﺪ. ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﺗﻨﻮع ﺑﺨﺸﻴﺪن ﺑﻪ ﻛﺴﺐ و ﻛﺎر ﺧﻮد ﻫﺴﺘﻨﺪ و از ﺑﺎزار ﻫﺎي دﻳﮕﺮ وارد ﻳﻚ ﺻﻨﻌﺖ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ اﻏﻠﺐ از ﻣﻨﺎﺑﻊ دراﺧﺘﻴﺎر ﺧﻮد ﺟﻬﺖ اﻳﺠﺎد ﺗﺤﻮل اﺳﺎﺳﻲ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮ اﻳﻦ ﺧﺮﻳﺪ ﻛﻤﭙﺎﻧﻲ ﻫﺎي دﻳﮕﺮ در ﻳﻚ ﺻﻨﻌﺖ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻫﺪف اﻳﺠﺎد ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ در ﺑﺎزار اﻧﺠﺎم ﻣﻲ ﺷﻮد را ﺷﺎﻳﺪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ورود ﻋﺎدي ﻧﮕﺮﻳﺴﺖ، اﮔﺮﭼﻪ ﻫﻴﭻ واﺣﺪ ﻛﺎﻣﻼ ﺟﺪﻳﺪي ﺷﻜﻞ ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. ﺗﻬﺪﻳﺪ ورود ﺑﻪ ﻳﻚ ﺻﻨﻌﺖ ﺑﺴﺘﮕﻲ ﺑﻪ ﻣﻮاﻧﻊ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﺮ ﺳﺮ راه ورود ﺑﻪ آن و واﻛﻨﺶ رﻗﺒﺎي ﻣﻮﺟﻮد در آن دارد.

نمودار 1-2: نیروهای پیش برنده رقابت در صنعت
اﮔﺮ ﻣﻮاﻧﻊ زﻳﺎد ﺑﺎﺷﻨﺪ و ﻳﺎ ﺷﺮﻛﺖ ﺗﺎزه وارد اﻧﺘﻈﺎر ﺑﺮﺧﻮرد اﻧﺘﻘﺎم ﺟﻮﻳﺎﻧﻪ از ﻃﺮف رﻗﺒﺎي ﻣﻮﺟﻮد را داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺧﻄﺮ ورود ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد. ﻣﻮاﻧﻊ اﺻﻠﻲ ﺑﺮاي ورود رﻗﺒﺎي ﺟﺪﻳﺪ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از:
• ﻣﺰﻳﺖ ﻣﻘﻴﺎس
• ﺗﻤﺎﻳﺰ ﻣﺤﺼﻮل
• ﻧﻴﺎز ﺑﻪ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ
• ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻫﺎي ﺗﻐﻴﻴﺮ
• دﺳﺘﺮﺳﻲ ﺑﻪ ﻛﺎﻧﺎﻟﻬﺎي ﺗﻮزﻳﻊ
• ﺧﺴﺎرت ﻫﺎي ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻣﺴﺘﻖ از ﻣﻘﻴﺎس
• ﺳﻴﺎﺳﺖ دوﻟﺖ
2-2-5-2 خرﻳﺪاران:
ﺧﺮﻳﺪاران ﺑﺎ ﺗﻼش ﺟﻬﺖ ﻛﺎﻫﺶ ﻗﻴﻤﺖ ﺑﺎ ﺻﻨﻌﺖ رﻗﺎﺑﺖ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ و ﻫﻤﻮاره ﺳﻌﻲ دارﻧﺪ ﻣﺤﺼﻮﻟﻲ ﻛﻪ درﻳﺎﻓﺖ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪاز ﻛﻴﻔﻴﺖ ﺑﻬﺘﺮي ﺑﺮﺧﻮردار ﺑﺎﺷﺪ و ﻳﺎ ﺧﺪﻣﺎت ﺑﻴﺸﺘﺮي ﺑﺎ آن درﻳﺎﻓﺖ ﻛﻨﻨﺪ. آﻧﻬﺎ ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺷﺮﻛﺘﻬﺎي رﻗﻴﺐ را ﻋﻠﻴﻪ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺑﺮ ﻣﻲ اﻧﮕﻴﺰﻧﺪ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ اﻳﻦ ﻣﻮارد ﺳﻮد دﻫﻲ ﺻﻨﻌﺖ را ﻛﺎﻫﺶ ﻣﻲ دﻫﺪ. ﺗﻮان ﻫﺮ ﮔﺮوه از ﻣﺸﺘﺮﻳﺎن ﻣﻬﻢ ﻳﻚ ﺻﻨﻌﺖ ﺑﺴﺘﮕﻲ ﺑﻪ وﻳﮋﮔﻴﻬﺎي ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﻲ آن ﮔﺮوه در ﺑﺎزار و ﻫﻤﻴنطﻮر اﻫﻤﻴﺖ ﻧﺴﺒﻲ ﺧﺮﻳﺪﻫﺎي او از ﺻﻨﻌﺖ در ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺑﺎ ﻛﻞ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎي آن دارد. اﮔﺮ ﺷﺮاﻳﻂ زﻳﺮ ﻓﺮاﻫﻢ آﻳﺪ، ﮔﺮوه ﺧﺮﻳﺪار از ﺗﻮان ﺑﺎﻻﻳﻲ ﺑﺮﺧﻮردار ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﺑﻮد.
اﮔﺮ ﺣﺠﻢ ﺧﺮﻳﺪ ﺧﺮﻳﺪاران ﺑﺎﻻ و ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ ﻓﺮوش ﻓﺮوﺷﻨﺪه ﺑﺎﺷﺪ.
اﮔﺮ ﻣﺤﺼﻮﻻﺗﻲ ﻛﻪ از ﺻﻨﻌﺖ ﺧﺮﻳﺪاري ﻣﻲ ﺷﻮد ﺑﺨﺶ ﻋﻤﺪه اي از ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻫﺎ ﻳﺎ ﺧﺮﻳـﺪ ﻫـﺎي ﻣـﺸﺘﺮي را ﺷﺎﻣﻞ ﺷﻮد.
اﮔﺮ ﻣﺤﺼﻮﻻﺗﻲ ﻛﻪ ﺧﺮﻳﺪاري ﻣﻲ ﺷﻮد اﺳﺘﺎﻧﺪارد ﻳﺎ ﻓﺎﻗﺪ ﺗﻤﺎﻳﺰ و ﺗﻨﻮع ﺑﺎﺷﻨﺪ.
اﮔﺮ ﺧﺮﻳﺪار ﺑﺎ ﺗﻐﻴﻴﺮات ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻛﻤﻲ روﺑﺮو ﺑﺎﺷﺪ.
اﮔﺮ ﺧﺮﻳﺪار ﺳﻮد ﭘﺎﻳﻴﻨﻲ ﻛﺴﺐ ﻛﻨﺪ.
اﮔﺮ ﺧﺮﻳﺪاران ﻣﻮﺟﺐ ﺗﻬﺪﻳﺪ ﻗﺎﺑﻞ اﻋﺘﻨﺎﻳﻲ از ادﻏﺎم رو ﺑﻪ ﻋﻘﺐ ﺑﺎﺷﻨﺪ.
اﮔﺮ ﻣﺤﺼﻮل ﺻﻨﻌﺖ ﻧﻘﺶ ﺿﻌﻴﻔﻲ درﻛﻴﻔﻴﺖ ﺧﺪﻣﺎت و ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺧﺮﻳﺪار داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ.
اﮔﺮ ﺧﺮﻳﺪار اﻃﻼﻋﺎت ﻛﺎﻣﻞ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ.
2-2-5-3 تاﻣﻴﻦﻛﻨﻨﺪﮔﺎن:
ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎن ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺗﻮان ﭼﺎﻧﻪ زﻧﻲ ﺧﻮد را ﺑﻪ ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎي درون ﻳﻚ ﺻﻨﻌﺖ ﺗﺤﻤﻴﻞ ﻛﻨﻨﺪ. آﻧﻬﺎ ﻣﻌﻤﻮﻻ اﻳﻦ ﻛﺎر را از ﻃﺮﻳﻖ ﺗﻬﺪﻳﺪ ﺑﻪ اﻓﺰاﻳﺶ ﻗﻴﻤﺖ ﻳﺎ ﻛﺎﻫﺶ ﻛﻴﻔﻴﺖ ﻛﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت اﻧﺠﺎم ﻣﻲ دﻫﻨﺪ. ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎن ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺳﻮدآوري ﺻﻨﻌﺘﻲ را ﻛﻪ ﻗﺎدر ﺑﻪ ﺟﺒﺮان اﻓﺰاﻳﺶ ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻫﺎي اﻳﺠﺎد ﺷﺪه ﺑﺎ ﻗﻴﻤﻴﺖ ﻛﺎﻻﻫﺎي ﺧﻮد ﻧﻴﺴﺖ از ﻣﻴﺎن ﺑﺒﺮﻧﺪ. ﺷﺮاﻳﻄﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ اﻓﺰاﻳﺶ ﻗﺪرت ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎن ﻛﻤﻚ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﺧﻮد ﺑﺎزﺗﺎﺑﻲ از ﻫﻤﺎن ﺷﺮاﻳﻄﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺗﻮان ﺧﺮﻳﺪاران ﻣﻲ اﻓﺰاﻳﺪ. اﮔﺮ ﺷﺮاﻳﻂ زﻳﺮ ﻓﺮاﻫﻢ ﺑﺎﺷﺪ، ﮔﺮوه ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎن، ﻗﺪرﺗﻤﻨﺪ ﻇﺎﻫﺮ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ:
اﮔﺮ ﮔﺮوه ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎن در ﻛﻨﺘﺮل ﭼﻨﺪ ﺷﺮﻛﺖ ﻣﻌﺪود ﺑﺎﺷﺪ و ﻧﺴﺒﺖ ﺑـﻪ ﺻـﻨﻌﺘﻲ ﻛـﻪ ﺑـﻪ آن ﻣـﻲ‌ﻓﺮوﺷـﺪ ﻣﺘﻤﺮﻛﺰ ﺗﺮ ﺑﺎﺷﺪ.
اﮔﺮ ﺷﺮﻛﺖ ﻣﺠﺒﻮر ﻧﺒﺎﺷﺪ ﺑﺮاي ﻓﺮوش ﻣﺤﺼﻮل ﺧﻮد ﺑﻪ ﺻﻨﻌﺖ ﺑﺎ دﻳﮕﺮ ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺟﺎﻳﮕﺰﻳﻦ رﻗﺎﺑﺖ ﻛﻨﺪ.
اﮔﺮ ﺻﻨﻌﺖ ﻣﺸﺘﺮي ﻣﻬﻤﻲ ﺑﺮاي ﻣﺤﺼﻮﻻت ﮔﺮوه ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪه ﻧﺒﺎﺷﺪ.
اﮔﺮ ﻣﺤﺼﻮل ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪه، درون داد ﻣﻬﻤﻲ ﺑﺮاي ﻛﺴﺐ و ﻛﺎر ﺧﺮﻳﺪار ﺑﻪ ﺷﻤﺎر ﺑﻴﺎﻳﺪ.
اﮔﺮ ﻣﺤﺼﻮل ﮔﺮوه ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪه داراي ﺗﻤﺎﻳﺰ و ﺗﻨﻮع ﺑﺎﺷﺪ و ﻳﺎ ﺑﻪ اﻳﺠﺎد ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻫﺎي ﺟﺎﺑﺠﺎﻳﻲ ﻣﻨﺠﺮ ﺷﻮد.
اﮔﺮ ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪه ﺑﺎﻋﺚ اﻳﺠﺎد ﮔﻮﻧﻪ ي ﺗﻬﺪﻳﺪ ﺣﺘﻤﻲ ﺑﺮاي ادﻏﺎم رو ﺑﻪ ﺟﻠﻮ ﺷﻮد.
2-2-5-4 ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺟﺎﻳﮕﺰﻳﻦ
ﺗﻤﺎﻣﻲ ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎي ﻣﻮﺟﻮد در ﻳﻚ ﺻﻨﻌﺖ، در ﺳﻄﺢ ﮔﺴﺘﺮده اي ﺑﺎ ﺻﻨﺎﻳﻌﻲ ﻛﻪ ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺟﺎﻳﮕﺰﻳﻦ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻲ‌ﻛﻨﻨﺪ، در رﻗﺎﺑﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺟﺎﻳﮕﺰﻳﻦ ﺑﺎ اﻳﺠﺎد ﺳﻘﻔﻲ ﺑﺮاي ﻗﻴﻤﺖ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺷﺮﻛﺘﻬﺎ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺑﺎ ﻫﺪف ﺳﻮدآوري ﺑﺮاي ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺧﻮد ﺑﮕﺬارﻧﺪ، ﺑﺎزدﻫﻲ ﺑﺎﻟﻘﻮه ﺻﻨﻌﺖ را ﻣﺤﺪود ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ. ﻫﺮﭼﻪ ﻗﻴﻤﺖ ﻛﺎﻻي ﺟﺎﻳﮕﺰﻳﻦ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺗﺮ ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﺤﺪودﻳﺖ ﻫﺎي اﻳﺠﺎد ﺷﺪه در ﺳﻮد ﺻﻨﻌﺖ ﭘﺎﻳﺪار ﺗﺮ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد. ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺟﺎﻳﮕﺰﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮﻋﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪ ﺟﺴﺘﺠﻮ ﺑﺮاي دﻳﮕﺮ ﻣﺤﺼﻮﻻﺗﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﻋﻤﻠﻜﺮدي ﻣﺸﺎﺑﻪ ﻋﻤﻠﻜﺮد ﻣﺤﺼﻮل ﺻﻨﻌﺖ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﮔﺎﻫﻲ اوﻗﺎت اﻳﻦ ﺟﺴﺘﺠﻮ و ﺗﺤﻘﻴﻖ، ﻣﺴﺘﻠﺰم ﻛﺎر دﻗﻴﻖ و ﻣﻮﺷﻜﺎﻓﺎﻧﻪ اﺳﺖ و ﺗﺤﻠﻴﻠﮕﺮ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎﻳﻲ وارد ﺷﻮد ﻛﻪ ﺑﻪ ﻇﺎﻫﺮ ﻓﺮﺳﻨﮕﻬﺎ از ﺻﻨﻌﺖ دوراﻧﺪ و رﺑﻄﻲ ﺑﻪ آن ﻧﺪارﻧﺪ. ﻣﻮﺿﻮع ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ در ﺑﺮاﺑﺮ ﻣﺤﺼﻮﻻت ﺟﺎﻳﮕﺰﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮﻋﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎي ﺟﻤﻌﻲ ﺻﻨﻌﺖ ﻣﺮﺑﻮط اﺳﺖ. ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﺜﺎل، اﮔﺮﭼﻪ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎت ﻳﻚ ﺷﺮﻛﺖ ﺑﺮاي ﺗﻘﻮﻳﺖ ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﺷﺮﻛﺖ در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻳﻚ ﻣﺤﺼﻮل ﺟﺎﻳﮕﺰﻳﻦ ﻛﺎﻓﻲ ﻧﺒﺎﺷﺪ، اﻣﺎ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎت ﺳﻨﮕﻴﻦ و ﭘﺎﻳﺪار از ﺳﻮي ﺗﻤﺎﻣﻲ ﺷﺮﻛﺘﻬﺎ ي ﺳﻬﻴﻢ در ﺻﻨﻌﺖ ﻣﻲ‌ﺗﻮاﻧﺪ ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﺟﻤﻌﻲ ﺻﻨﻌﺖ را ﺗﺎ ﺣﺪ زﻳﺎدي ﺑﻬﺒﻮد ﺑﺨﺸﺪ. ﻫﻤﻴﻦ اﻣﺮ در ﭘﺎﺳﺨﮕﻮﻳﻲ ﺟﻤﻌﻲ در ﺣﻮزه ﻫﺎﻳﻲ ﻧﻈﻴﺮ ﺑﻬﺒﻮد ﻛﻴﻔﻴﺖ ﻛﺎﻻ، ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎي ﺑﺎزارﻳﺎﺑﻲ، اﻳﺠﺎد اﻣﻜﺎن دﺳﺘﺮﺳﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﻛﺎﻻ و ﻏﻴﺮه ﺻﺎدق اﺳﺖ.
2-2-5-5 رﻗﺎﺑﺖ در ﺑﻴﻦ ﺷﺮﻛﺘﻬﺎي ﻣﻮﺟﻮد
رﻗﺎﺑﺖ ﺑﻴﻦ رﻗﺒﺎي ﻣﻮﺟﻮد ﺷﺒﻴﻪ ﺗﻼش ﺑﺮاي ﺑﺪﺳﺖ آوردن ﺟﺎﻳﮕﺎﻫﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻ از ﻃﺮﻳﻖ اﺳﺘﻔﺎده از ﺗﺎﻛﺘﻴﻚ ﻫﺎﻳﻲ ﻧﻈﻴﺮ رﻗﺎﺑﺖ ﺑﺮ ﺳﺮ ﻗﻴﻤﺖ، ﻣﺒﺎرزات ﺗﺒﻠﻴﻐﺎﺗﻲ، ﺗﻼش ﺑﺮاي ﻣﻌﺮﻓﻲ ﻣﺤﺼﻮل، اﻓﺰاﻳﺶ ﺧﺪﻣﺎت ﻳﺎ ﺿﻤﺎﻧﺖ ﺑﺮاي ﻣﺸﺘﺮﻳﺎن ﺻﻮرت ﻣﻲ ﮔﻴﺮد. دﻟﻴﻞ رﻗﺎﻳﺖ اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻳﻚ ﻳﺎ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ از رﻗﺎبت ﻛﻨﻨﺪﮔﺎن اﺣﺴﺎس ﻧﻮﻋﻲ ﻓﺸﺎر ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ و ﻳﺎ اﺣﺴﺎس ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﻓﺮﺻﺖ ﻫﺎﻳﻲ ﺑﺮاي ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﻓﺮاﻫﻢ ﺷﺪه اﺳﺖ. در ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺻﻨﺎﻳﻊ، اﻗﺪاﻣﺎت رﻗﺎﺑﺘﻲ از ﺟﺎﻧﺐ ﻳﻜﻲ از رﻗﺒﺎ ﺗﺎﺛﻴﺮ ﻣﻬﻤﻲ ﺑﺮ دﻳﮕﺮ رﻗﺎﺑﺖ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎن دارد و ﺑﻨﺎﺑﺮ اﻳﻦ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﺗﻼﺷﻲ ﺗﻼﻓﻲ ﺟﻮﻳﺎﻧﻪ ﻳﺎ ﺗﻼش ﺑﺮاي ﻣﺒﺎرزه را ﺑﺮ اﻧﮕﻴﺰد، اﻳﻦ ﻧﺸﺎن ﻣﻲ دﻫﺪ ﻛﻪ ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﺑﻪ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ واﺑﺴﺘﻪ اﻧﺪ. اﻳﻦ اﻟﮕﻮي ﻛﻨﺶ و واﻛﻨﺶ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﻫﻤﭽﻨﺎن ﺗﻮﺳﻂ ﺷﺮﻛﺖ آﻏﺎزﮔﺮ اداﻣﻪ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ و در ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺻﻨﻌﺖ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﭼﺸﻤﮕﻴﺮي داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. اﮔﺮ ﻛﻨﺶ ﻫﺎ و واﻛﻨﺶ ﻫﺎ اﻓﺰاﻳﺶ ﻳﺎﺑﻨﺪ، ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﺗﻤﺎﻣﻲ ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎي ﻣﻮﺟﻮد در درون ﺻﻨﻌﺖ ﺑﺎ ﻣﺸﻜﻞ روﺑﺮو ﺷﻮﻧﺪ و وﺿﻌﻴﺖ آﻧﻬﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﻪ ﻣﺮاﺗﺐ ﺑﺪﺗﺮ ﺷﻮد. برﺧﻲ از اﺷﻜﺎل رﻗﺎﺑﺖ ﺑﻪ وﻳﮋه، رﻗﺎﺑﺖ ﺑﺮ ﺳﺮ ﻗﻴﻤﺖ ﺗﺎ ﺣﺪ زﻳﺎدي ﻓﺎﻗﺪ ﺛﺒﺎت ﻫﺴﺘﻨﺪ و اﺣﺘﻤﺎل دارد ﻛﻞ ﺻﻨﻌﺖ را از ﻧﻈﺮ ﺳﻮد دﻫﻲ ﺗﻀﻌﻴﻒ ﻛﻨﻨﺪ. ﻛﺎﻫﺶ در ﻗﻴﻤﺖ ﺳﺮﻳﻌﺎ و ﺑﻪ آﺳﺎﻧﻲ ﺗﻮﺳﻂ دﻳﮕﺮ رﻗﺒﺎ ﻧﻴﺰ اﻧﺠﺎم ﻣﻲ‌ﭘﺬﻳﺮد و ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻛﻪ اﻳﻦ ﺗﻄﺒﻴﻖ ﺻﻮرت ﺑﮕﻴﺮد ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﻛﺎﻫﺶ درآﻣﺪ ﻫﻤﻪ ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎ ﻣﻲ ﺷﻮد، ﻣﮕﺮ اﻳﻦ ﻛﻪ ﻛﺸﺶ ﺗﻘﺎﺿﺎي ﺻﻨﻌﺖ از اﻧﻌﻄﺎف ﭘﺬﻳﺮي ﻛﺎﻣﻞ ﺑﺮﺧﻮردار ﺑﺎﺷﺪ. از ﻃﺮف دﻳﮕﺮ ﻣﺒﺎرزات ﺗﺒﻠﻴﻐﺎﺗﻲ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﻣﻴﺰان ﺗﻘﺎﺿﺎ ﻳﺎ ﺳﻄﺢ ﺗﻨﻮع ﻛﺎﻻﻫﺎي ﺻﻨﻌﺖ را ﺑﻪ ﻧﻔﻊ ﻫﻤﻪ ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎ اﻓﺰاﻳﺶ دﻫﺪ. رﻗﺎﺑﺖ ﺷﺪﻳﺪ ﺣﺎﺻﻞ ﺗﻌﺪادي ﻋﻮاﻣﻞ ﺳﺎﺧﺘﺎري ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺗﺎﺛﻴﺮ ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﺑﺮ ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ دارﻧﺪ.
اﻳﻦ ﻋﻮاﻣﻞ ﺳﺎﺧﺘﺎري ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از:
• رﻗﺒﺎي ﻣﺘﻌﺪد ﻳﺎ ﻫﻢ ﺳﻄﺢ
• رﺷﺪ ﻛﻨﺪ ﺻﻨﻌﺖ
• ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻫﺎي ﺛﺎﺑﺖ ﺑﺎﻻ ﻳﺎ ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻫﺎي اﻧﺒﺎرداري
• ﻧﺒﻮد ﺗﻤﺎﻳﺰ ﻳﺎ ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻫﺎي ﺗﻐﻴﻴﺮ
• اﻓﺰاﻳﺶ ﻇﺮﻓﻴﺖ در اﻧﺪازه ﻫﺎي ﺑﺎﻻ
• رﻗﺒﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ
• ﺳﻬﺎم اﺳﺘﺮاﺗﮋﻳﻚ ﺑﺎﻻ از ﺻﻨﻌﺖ
• ﻣﻮاﻧﻊ ﺧﺮوج ﺑﺎﻻ
2-2-5-6 اﺳﺘﺮاﺗﮋي ﻫﺎي ﻋﻤﻮﻣﻲ
ﭘﻮرﺗﺮ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﭼﺎرﭼﻮب ﻣﺬﻛﻮر و ﺑﺮ اﺳﺎس ﺗﺤﻘﻴﻘﺎت ﻣﻴﺪاﻧﻲ ﺧﻮد، ﺳﻪ اﺳﺘﺮاﺗﮋي ﻋﻤﻮﻣﻲ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎد ﻛﺮده، و ادﻋﺎ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ اﻳﻦ اﺳﺘﺮاﺗﮋي ﻫﺎ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﻣﺰﻳﺖ ﻫﺎي اﺳﺘﺮاﺗﮋﻳﻚ ﻻزم را در ﺳﺎزﻣﺎن ﻫﺎ ﺑﻪ وﺟﻮد آورﻧﺪ. در زﻳﺮ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺧﻼﺻﻪ ﺑﻪ اﻳﻦ اﺳﺘﺮاﺗﮋي ﻫﺎ اﺷﺎره ﺷﺪه اﺳﺖ:
2-2-5-6-1 ﺗﻤﺎﻳﺰ اﺳﺘﺮاﺗﮋي
ﺗﻤﺎﻳﺰ ﻋﺒﺎرﺗﺴﺖ از اﻳﺠﺎد ﻳﻚ وﻳﮋﮔﻲ در ﻳﻚ ﻣﺤﺼﻮل ﻳﺎ ﺧﺪﻣﺖ، ﺑﻄﻮرﻳﻜﻪ ﺑﻮاﺳﻄﻪ آن ﺧﺼﻮﺻﻴﺖ، آن ﻛﺎﻻ ﻳﺎ ﺧﺪﻣﺖ آﺷﻜﺎرا از ﻛﺎﻻﻫﺎ و ﻳﺎ ﺧﺪﻣﺎت ﻣﺸﺎﺑﻪ ﻣﺘﻤﺎﻳﺰ ﺷﻮد. ﻣﻨﻈﻮر از اﻳﺠﺎد وﺟﻪ ﺗﻤﺎﻳﺰ در ﻳﻚ ﻛﺎﻻ ﻳﺎ ﺧﺪﻣﺖ اﻳﻦ اﺳﺖ ﻛﻪ در ﻣﺘﻘﺎﺿﻴﺎن آن ﻛﺎﻻﻫﺎ ﻳﺎ ﺧﺪﻣﺎت، ﻧﻮﻋﻲ اﺣﺴﺎس وﻓﺎداري ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻛﻨﻨﺪه و ﻋﺪم ﺗﻤﺎﻳﻞ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ رﻗﺒﺎ ﺑﺮ اﻧﮕﻴﺨﺘﻪ ﺷﻮد. اﻳﺠﺎد ﺗﻤﺎﻳﺰ ﻟﺰوﻣﺎ ﺑﺎ ﻛﺎﻫﺶ ﻫﺰﻳﻨﻪ ﺗﻮﻟﻴﺪ، ﻳﺎ ﻗﻴﻤﺖ ﻓﺮوش ارﺗﺒﺎﻃﻲ ﻧﺪارد و ﻋﻤﺪﺗﺎ ﺑﻪ وﻳﮋﮔﻲ ﻫﺎي ﻇﺎﻫﺮي، ﻛﻴﻔﻴﺖ، ﻛﺎرﺑﺮدﻫﺎي ﻛﺎﻻ و ﺧﺪﻣﺎت ﻣﺮﺑﻮط اﺳﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮ اﻳﻦ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﻔﻬﻮﻣﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﺘﻤﺎﻳﺰﺳﺎزي ﻧﺴﺒﺖ داده ﺷﺪ، ﻗﻴﻤﺖ ﻓﺮوش و ﻣﺤﺪود ﺑﻮدن ﻣﺤﻞ ﺟﻐﺮاﻓﻴﺎﻳﻲ ﻋﺮﺿﻪ ﻳﻚ ﻛﺎﻻ ﻳﺎ ﺧﺪﻣﺖ را ﻧﻤﻲ ﺗﻮان وﺟﻮه ﺗﻤﺎﻳﺰ آﻧﻬﺎ ﺑﺎ ﻣﺤﺼﻮﻻت ﻣﺸﺎﺑﻪ ﺑﻪ ﺷﻤﺎر آورد.
2-2-5-6-2 اﺳﺘﺮاﺗﮋي رﻫﺒﺮي در ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻫﺎ
ﻛﺎﺳﺘﻦ از ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻫﺎي اﺻﻠﻲ (ﭼﮕﻮﻧﮕﻲ ﺧﺮﻳﺪ و ﻓﺮوش، ﻋﻤﻠﻴﺎت ﺑﺎزار ﺷﻨﺎﺳﻲ، ﺗﻮﻟﻴﺪ، ﺑﺎزار ﻳﺎﺑﻲ، ﺗﺒﻠﻴﻐﺎت، و ﺧﺪﻣﺎت ﭘﺲ از ﻓﺮوش)، و ﻋﻤﻠﻴﺎت ﭘﺸﺘﻴﺒﺎﻧﻲ (اﻳﺠﺎد ﺑﻨﻴﺎن ﻫﺎي ﻻزم، ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﻳﺰي و ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎﻧﻲ، اﻳﺠﺎد ﻓﻨﻮن و روﺷﻬﺎي ﭘﻴﺸﺮﻓﺘﻪ، و ﺑﻜﺎرﮔﻴﺮي ﺳﺎﻣﺎﻧﻪ ﻫﺎي ﺗﺪارﻛﺎﺗﻲ ﺧﻄﺎﻧﺎﭘﺬﻳﺮ) ﺑﻪ ﻃﻮرﻳﻜﻪ ﺑﻪ ﻛﻴﻔﻴﺖ ﻣﺤﺼﻮل ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺷﺪه ﻟﻄﻤﻪ اي وارد ﻧﺸﻮد، ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ ﻳﻚ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻛﻨﻨﺪه را در ﻗﻴﺎس ﺑﺎ ﺳﺎﻳﺮ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎن، در ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﺑﻬﺘﺮي ﻗﺮار دﻫﺪ. اﮔﺮ ﺣﺎﺷﻴﻪ ﺳﻮدي ﻛﻪ در اﺛﺮ ﭘﻴﺸﮕﺎﻣﻲ در ﻛﺎﻫﺶ ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻫﺎ ﻋﺎﻳﺪ ﻣﻲ ﺷﻮد، ﺑﻴﺶ از ﻣﻘﺪار ﺳﻮدي ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻣﻌﻤﻮل ﻧﺼﻴﺐ ﺳﺎﻳﺮ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎن در ﺻﻨﻌﺖ ذيرﺑﻂ ﻣﻲ ﺷﻮد، اﻳﻦ اﺳﺘﺮاﺗﮋي ﺗﺤﻘﻖ ﻳﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ.
2-2-5-6-3 ﺗﻤﺮﻛﺰ اﺳﺘﺮاﺗﮋي
ﺗﻤﺮﻛﺰ، اﺳﺘﺮاﺗﮋي اﺳﺖ ﻛﻪ اﻋﻤﺎل دو راﻫﺒﺮد ﻓﻮق را در ﻳﻚ ﻗﻠﻤﺮو ﻣﺤﺪود ﺗﺠﻮﻳﺰ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮ اﻳﻦ ﻣﻲ ﺗﻮان از ﭘﻴﺸﮕﺎﻣﻲ در ﻛﺎﻫﺶ ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻫﺎ در ﻳﻚ ﻗﻠﻤﺮو ﻣﺤﺪود، و ﻧﻴﺰ ﺗﻤﺎﻳﺰ در ﻳﻚ ﻗﻠﻤﺮو ﺧﺎص ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ اﻳﻦ اﺳﺘﺮاﺗﮋي ﺑﺎ دو اﺳﺘﺮاﺗﮋي دﻳﮕﺮ ﻣﺸﺎﺑﻬﺖ دارد و ﺗﻨﻬﺎ ﻓﺮق آن در ﻣﺤﺪود ﺑﻮدن ﻗﻠﻤﺮو ﺑﺎزار اﺳﺖ.
2-3 سیاست تقسيم سود:
مفهوم منفعت گرايي در ايجاد و اداره امور موسسات در سال هاي اخير مورد نقد قرار گرفته و تئوري پردازان اقتصادي مفاهيم ديگري از جمله مطلوبيت گرايي را جانشين آن كرده اند. به اين دليل منفعت گرايي در غالب نقدها مردود اعلام مي شود كه سود تنها انگيزه تاسيس و اداره شركت ها نيست، بلكه اهداف رفاهي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي نيز از اهداف مهم تاسيس شركت ها به شمار مي روند. اقتصادانان همچنين تشكيل سرمايه را از عوامل موثر رشد و پيشرفت اقتصادي مي دانند. تشكيل سرمايه يا از طرف دولت يا از طرف بخش خصوصي صورت مي گيرد. دولت ها در سرمايه گذاريهاي خود اجراي برنامه هاي زيربنايي، سياست هاي اقتصاد ارشادي، برقراري امكانات براي دخالت در امر تنظيم عرضه و تقاضاي كالاها و خدمات و نيز كسب منفعت به منظور پشتيباني از اهداف سياسي و نظامي را مدنظر قرارمي دهند.
اما هدف بخش خصوصي از سرمايه گذاري موارد زير است:
كسب سود سالانه به عنوان سود سهام
• كسب عايدي سرمايه
• كسب سود سالانه و استفاده از عايدي سرمايه
درعين حال كه سرمايه گذاران به دريافت سود سالانه حاصل از سرمايه گذاري خود علاقه دارند،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی مزیت رقابتی، مزیت رقابتی پایدار، فرهنگ سازمانی، ایفای نقش Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی سود سهام، تقسیم سود، سود سهام نقدی، بازار سرمایه