پایان نامه با واژه های کلیدی نیازسنجی، مدارس ابتدایی، آموزش ضمن خدمت

دانلود پایان نامه ارشد

ه ای.

1-5 سؤالات پژوهش

1-تا چه حد آموزگاران مدارس ابتدایی شهرستان بستک درزمینه الگوهای نوین تدریس نیاز به آموزش دارند؟
2-تا چه حد آموزگاران مدارس ابتدایی شهرستان بستک درزمینه ارزشيابي و نحوه انجام آن نیاز به آموزش دارند؟
3-تا چه حد آموزگاران مدارس ابتدایی شهرستان بستک درزمینه مديريت كلاس درس نیاز به آموزش دارند؟
4-تا چه حد آموزگاران مدارس ابتدایی شهرستان بستک درزمینه تعامل با دانش آموزان نیاز به آموزش دارند؟
5-تا چه حد آموزگاران مدارس ابتدایی شهرستان بستک در زمینه مهارت های قبل از تدریس نیاز به آموزش دارند؟
6- تا چه حد آموزگاران مدارس ابتدایی شهرستان بستک در زمینه کار با آموزش چند رسانه ای نیاز به آموزش دارند؟

1-6 تعاریف نظری و عملیاتی متغیرهای پژوهش

1-6-1 تعریف نظری متغیرها:
– نیازسنجی: نیازسنجی عبارت است از فرآیند تصمیم گیری درباره اینکه چه مطالبی در آموزش منظور گردد (پرینتی1، 2003).
فرآیند جمع آوری اطلاعات مورد نیاز جهت برآورد نیازهای آموزش افراد را نیاز سنجی می گویند (راس2، 2008).
– آموزش: آموزش عبارت است از کوشش در جهت بهبود عملکرد فرد در ارتباط با انجام کار و مسائل مربوط به آن (جزنی، 1385).
منظور از آموزش کوشش هایی است که در جهت ارتقای سطح دانش و آگاهی، مهارت های فنی، حرفه ای و شغلی و همچنین ایجاد رفتار مطلوب در کارکنان یک سازمان به عمل می آید و آنان را آماده انجام وظایف و مسوؤلیت های شغلی خود می سازد (دعایی، 1385).
– آموزش ضمن خدمت: آموزش ضمن خدمت به عنوان یکی از روش های نظارت و راهنمایی آموزشی، فرایندی پویا و منظم محسوب می شود که برای ارتقای عملی معلمان، رشد فکری و افزایش مهارت های آنان و در نهایت برای اصلاح فرایند آموزش به طور گسترده ای در مدارس کاربرد دارد (نیکنامی، 1385).
– مدارس: مدارس سازمانهای خدماتی هستند، به این معنی که برای تدریس و یادگیری متعهد شده اند. هدف نهایی مدارس یادگیری دانش آموزان است (سيدعباس زاده، 1387).
– دوره ابتدایی(دبستان): دوره ابتدایی به لحاظ رشد، تربیت و تکوین شخصیت کودکان دوره ی بسیار مهمی است. این دوره را دوره ی اطاعت، تأدیب، خلاقیت و بروز استعدادهای عمومی هم گفته اند. این سطح از آموزش به نام های «تعلیمات ابتدایی»، «تعلیمات اجباری»، «آموزش همگانی» و «آموزش عمومی» خوانده شده است (صافی، 1385).
– آموزگار: کارتز، در فرهنگ آموزش و پرورش این گونه از معلمی یا آموزگار تعریف نموده است: « معلم کسی است که دارای توانمندی ویژه ی تجربی و تربیتی برای هدایت و راهنمایی افراد متعامل (شاگردان) با اوست».
1-6-2 تعریف عملیاتی متغییرها

– نیازسنجی آموزش ضمن خدمت: مجموع نمره ای است که از پرسشنامه محقق ساخته نیازسنجی آموزش ضمن خدمت که شامل تعداد 45 سؤال و در ابعاد الگوهای نوین تدریس که شامل سؤالات( 1تا 5) ، ارزشیابی(6 تا 13)، مهارت قبل تدریس (14 تا 20)، آموزش چندرسانه ای (21 تا 25)، مدیریت کلاس(26 تا 33) و تعامل با دانش آموز(34 تا 45) می باشد، به دست می آید. مقیاس اندازه گیری این پرسشنامه بر اساس طیف لیکرت (کم، خیلی کم، تا حدودی، زیاد و خیلی زیاد) بوده و آموزگاران میزان نیاز خود به هر یک از آموزش های مشخص شده را بر روی این طیف تعیین می کنند.

فصل دوم

مبانی نظری پژوهش

2- 1 مقدمه
امروزه آموزش و بهسازی و توسعه منابع انسانی به عنوان یکی از استراتژی های دست یابی به سرمایه انسانی و سازگاری مثبت با شرایط متغییر قلمداد می شود و از این رو جایگاه و اهمیت راهبردی آن در بقاء و توسعه سازمانی نمایان شده است. بدیهی است این فعالیت نیز مانند هر فعالیت سازمانی دیگر مستلزم برنامه ریزی صحیح و اصولی می باشد. نیازسنجی جزء جدایی ناپذیر برنامه ریزی آموزشی و نظام بهسازی وتوسعه منابع انسانی محسوب می شود. طی فرایند نیازسنجی، نیازهای مشخص شده و برحسب اولویت برای ارضا و تحقق آن ها اقدام می شود. نیازها برای انتخاب اقدامات درست، قبل از انجام هر اقدامی مشخص می شوند (فرامرزی،1383).
در قلمرو آموزش، نیازسنجی به عنوان یکی از مؤلفه های اساسی و ضروری فرآیند برنامه ریزی در نظر گرفته می شود. نیازسنجی در واقع فرآیند جمع آوری و تحلیل اطلاعات است که بر اساس آن نیازهای افراد، گروه ها، سازمان ها و جوامع مورد شناسایی قرار می گیرد. شناخت و تحلیل اثربخش نیازهای آموزشی، پیش نیاز یک سیستم آموزشی موفق است. در دهه های اخیر برای رفع شکاف و پیچیدگی ها در اطراف مفهوم نیازها، کوشش هایی جهت متشکل ساختن و هماهنگ کردن نیازها با تکالیف رشد جسمانی-اجتماعی-روانی به عمل آمده است که تکالیف رشد زندگی نامیده می شود (رحمانی، 1388).

2-2 مبانی نظری
نیازسنجی یکی از بحث انگیزترین مفاهیم مطرح در حوزه خدمات اجتماعی، تعلیم و تربیت و برنامه ریزی است (فتحی واجارگاه،1384). امروزه مفهوم نیازسنجی به طور گسترده ای در محیط های مختلف به منظور تعیین نیازهای آموزش ضمن خدمت کارکنان مورد استفاده قرارمی گیرد (فرجاد،1388). جرقه اصلی آموزش نیروی انسانی از زمان موج پیشرفت های عظیم قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم شکل گرفت، اگر چه ریشه ی آن در دهه ها و قرن ها قبل یافت می شود. این تحولات نه تنها شرایط لازم برای ورود به مشاغل مختلف را دگرگون ساخت، بلکه موجب شد بخش های مختلف اقتصادی و اجتماعی مدارک تحصیلی بالاتری را شرط ورود به مشاغل قرار دهد (فتحی واجارگاه، 1387).

برادشاو3 (1972) نیازها را به چهار دسته به شرح زیر تقسیم کرده است:
1) نیازهای هنجاری: فاصله میان وضع موجود و استانداردهای تعیین شده، نیاز هنجاری تلقی می شود.
2) نیازهای احساس شده: مترادف با مفهوم خواستن و نیازی است که در طی زمان و در حین کار توسط فرد یا گروه احساس شده است.
3) نیازهای بیان شده (مورد تقاضا): نیازهایی است که فرد آن را تقاضا نماید.
4) نیازهای مقایسه ای: نیازی است که در مقایسه با نمونه مشابه معنا می دهد.
فتحی واجارگاه (1385) به این طبقه بندی، نیازهای پیش بینی شده یا مورد انتظار را به معنای فاصله بین آن چه که در حال حاضر در دسترس است و آنچه که در آینده مورد تقاضای یک پروژه می باشد اضافه نموده است.
عباس زادگان و ترک زاده (1386) دسته دیگری از نیازها به نام نیازهای هنجاری را به طبقه بندی برادشاو (1972) و فتحی واجارگاه (1385) افزوده اند و آن را به صورت نیازهایی که بیانگر وضع مطلوب اند و رسیدن سازمان به وضعیت مطلوب و یا انجام احسن شغل یا وظیفه مستلزم و منوط به تحقق آن ها است تعریف می کنند.
فورتنر4 (2005) نیازها را از لحاظ توانایی تشخیص به دو گروه:
– نیازهای آشکار: سنجش و برآورد کردن ها با سهولت بیشتری امکان پذیر است و
– نیازهای پنهان: سنجش و شناسایی آن ها بسیار مشکل و عمدتاً برآورد آن ها مستلزم بررسی های همه جانبه و دقیق است.
سالازار5(2007)، نیازها را از نظر ضرورت و اهمیت به دو گروه:
– نیازهای فوری: این نیازها از اولویت خاص برخوردار می باشد.
– نیازهای عادی: دارای اهمیت هستند اما از اولویت اضطراری برخوردار نیستند.
ابطحی (1383)، نیازها از لحاظ نحوه برآوردن و دفع آن ها به دو گروه: تقسیم بندی کرده است.
– نیازهایی که خود مؤسسه یا نظام بتوانند آن ها را بر طرف سازد.
– نیازهایی که خود سازمان قادر به رفع آن ها نبوده و باید از سازمان های دیگر کمک بگیرد.
و از لحاظ فردی یا گروهی بودن نیز به دو گروه:
نیازهای فردی که مختص فرد خاصی یا گروهی خاص در شغل ویژه ای هستند.

احساس وجود یا مشاهده شکاف دانش، مهارت یا نگرش در سازمان یا در بین گروهی خاص از کارکنان تقسیم بندی نموده است (رحمانی، 1389).

2-2- 1 مفهوم نیاز
نیاز یک مفهوم عمومی است که در زمینه های مختلف کاربرد نسبتاً وسعیی دارد و تعاریف متعددی ار آن ارائه می شود همگی یک نوع مفهوم یا احساس مشترکی این تعاریف گر چه را انتقال می دهند با این وجود از مناظر و ابعاد مختلف و بعضاً متفاوتی به آن می نگرند. روانشناسان نیازها را به دو دسته نیاز های اولیه و نیازهای یاد گرفته شده تقسیم می کنند؛ فیزیولوژیست ها به جنبه بیولوژیکی نیازها توجه دارند. اقتصاددانان تعریف دیگری از نیاز دارند. برای تعریف نیاز به جای این ها به تعاریف مختلف ارائه شده از این واژه، نسبت به طبقه بندی آن ها اقدام می کنیم، این رویکرد به ما کمک می کند تا شناختی کلی تر و در عین حال وسیع تر از مفهوم نیاز به دست آوریم. به طور کلی اغلب تعاریف ارائه شده از مفهوم نیاز را می توان در یکی از طبقات زیر قرار داد (کاظمی ،1387).
1- نیاز به معنای خواست یا ترجیحات افراد
2- نیاز به معنای فقدان یا ضروری چیزی
3- نیاز به عنوان نقص یا مشکل
4- نیاز به معنای فاصله یا شکاف
بابک اسماعیلی(1386)، آورده است که در تکنیک دلفای، نیاز عبارت است از قضاوت ها، نظرات و نگرش های افراد، در مورد اهداف، مقاصد و نیازهای سازمان.
علاقه بند(1384)، می گوید برای یک مدرسه یا منطقه آموزشی، نیاز عبارت است از شکاف یا تفاوت میان وضع مطلوب آینده و وضعیت موجود آن.
از نظر فتحی واجارگاه (1385)، دیدگاه های مختلف، تعاریف متفاوتی از نیاز ارائه نموده اند.از نقطه نظر کاربردی در آموزش و بهسازی می توان آن ها را به چهار دسته تقسیم نمود:
1-نیاز به عنوان فاصله بین وضع موجود و وضع مطلوب
یکی از متداول ترین و مقبول ترین تعاریف از نیاز است. نیاز به موقعیتی دلالت دارد که در آن وضعیت موجود یا حاضر با وضعیت مطلوب فاصله دارد. وضعیت مطلوب یا مورد نظر در برگیرنده ایده آل ها، هنجارها، ترجیحات، انتظارات و ادراکات مختلف درباره آن چه که باید باشد، است.
2- نیاز به عنوان خواست یا ترجیح
این برداشت از نیاز، عموماً داراد کاربرد گسترده ای است. آن چه هسته اصلی این نظریه را تشکیل می دهد آن است که نظرات و عقاید افراد و گروها در خصوص نیاز، کانون اصلی نیازسنجی است.
3- نیاز به عنوان یک عیب یا کمبود
از این دیدگاه نبود دانش، مهارت و نگرش یا ابزار و وسایلی که منجر به ایجاد اشکال در عملکرد بهینه شود، نیاز تلقی می شود. در این مفهوم نیاز هنگامی مطرح می شود که در یک مورد خاص حداقل سطح رضایت به دست نیامده است یا نمی تواند به دست آید.
4- برداشت ترکیبی
از این دیدگاه آن چه که بین وضع موجود و وضع مطلوب قرار دارد؛ آن چه که ترجیحات، علایق و انتظارات افراد را شکل می دهد و سرانجام آن چه که بر عملکردهای مطلوب اثر منفی دارد، همگی نشانگر نیاز هستند (فتحی واجارگاه،1385).
عباس زادگان و ترک زاده (1386)، نیاز را چیزی می دانند که برای ارضا و تحقق یک هدف قابل دسترس، ضروری یا مفید است.
رحمانی (1388)،.
رحمانی (1389)، نیاز حالتی است که در اثر فقدان چیزی که عدم وجودش سبب مشکل یا نقیصه ای به وجود خواهد آورد حاصل می شود.
عباس زادگان (1389)، نیاز یعنی فاصله میان نتایج جاری و نتایج مورد نظر.
هاشمی (1391)، نیازشکاف بین وضعیت حاضر و انتظارات آینده است.
تعریف نیاز: تفاوت بین مهارت ها و شایستگی های موجود و مطلوب است (همان منبع).
تعریف نیاز: عبارت است از فاصله و تفاوت بین واقعیت موجود و شرایط مطلوب که با توجه به ارزش های جامعه، امکان بروز پیدا می کند و اگر امکان تغییر شرایط برای برطرف کردن آن وجود نداشته باشد، به صورت بالقوه باقی می ماند (همان منبع).
تقی پور ظهیر(1384)، نشان دادن اختلاف میان شرایط موجود و معیارها و هنجارها و ارزش های اجتماع است. در تعریف دیگر:
نیاز: نیازها، خواسته ها و انتظارات اجتماع از فردی است که در آن زندگی می کند.
از نظرمحقق نیاز تفاوت بین شرایط امروز و خواسته های فردا.
راس (2008)، نیاز را ناشی از عدم وجود دانش، مهارت و توانایی های لازم برای انجام بهینه وظایف تعریف می کند.
سالازار (2007)، معتقد است که نیاز زمانی به وجود می آید که مشکل یا نقصی در سازمان بوجود آید.
رحمانی (1388)، نیاز

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی ضمن خدمت، نیازسنجی، آموزش ضمن خدمت Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی نیازسنجی، نیاز آموزشی، نیازهای آموزشی