پایان نامه با واژه های کلیدی نیازسنجی، نیاز آموزشی، نیازهای آموزشی

دانلود پایان نامه ارشد

عبارت است از فاصله میان وضع موجود و وضع مطلوب.
و روانشناسان تربیتی نیاز را به سه طبقه تقسیم کرده اند:
1- نیازهای جسمانی- مانند نیاز به غذا- آب- هوا و فعالیت و حفظ سلامت بدن.
2- نیاز های اجتماعی- مانند نیاز به سازگاری اجتماعی- صلاحیت- امنیت- تعلق به گروه و پایگاه اجتماعی.
3- نیازهای روانی- مانند نیاز به استقلال- محبت- ابراز وجود و تعلق خاطر و معنویت و هدف.
برادشاو (1972)، نیازهارا به چهار دسته زیر تقسیم کرده است:
1- نیازهای هنجاری: فاصله میان وضع موجود و استانداردهای تعیین شده، نیاز هنجاری تلقی می شود.
2- نیازهای احساس شده: مترادف با مفهوم خواستن نیازی است که در طی زمان و در حین کار توسط فرد یا گروه احساس شده است.
3- نیازهای بیان شده (مورد تقاضا): نیازهایی است که فرد آن را تقاضا نماید.
4- نیازهای مقایسه ای: نیازی است که در مقایسه با نمونه مشابه معنا می دهد.
فتحی واجارگاه (1385) به این طبقه بندی، نیازهای پیش بینی شده یا مورد انتظار را به معنای فاصله بین آن چه که در حال حاضر در دسترس است و آن چه که در آینده مورد تقاضای یک پروژه می باشد اضافه نموده است.
عباس زادگان و ترک زاده (1386)، دسته دیگری از نیازها را به نام نیازهای هنجاری را به طبقه بندی برادشاو (1972) و فتحی واجارگاه (1385) افزوده اند و آن را به صورت نیازهایی که بیانگر وضع مطلوب اند و رسیدن سازمان به وضعیت مطلوب و یا انجام احسن شغل یا وظیفه مستلزم و منوط به تحقق آن ها است تعریف می کنند.
فورتنر (2005)، نیازها را از لحاظ توانایی تشخیص به دو گروه تقسیم کرده است:
نیازهای آشکار: سنجش و برآورد کردن ها با سهولت بیشتری امکان پذیر است و
نیازهای پنهان: سنجش و شناسایی آن ها بسیار مشکل و عمدتاً برآورد آن ها مستلزم بررسی های همه جانبه و دقیق است. طبقه بندی کرده است.
سالازار (2007)، نیازها را از نطر ضرورت و اهمیت به دو گروه تقسیم کرده است.
نیازهای فوری: این نیازها از اولویت خاص برخوردار می باشد.
نیازهای عادی: دارای اهمیت هستند اما از اولویت اضطراری برخوردارنیستند.
در یک جمع بندی کلی و نهایی می توان گفت نیاز یعنی وضع موجود منهای وضع مطلوب.

2-2-2 طبقه بندی نیازها
به منظور فهم بهتر نیازها و فرایندی که برای شناسایی آن ها صورت می گیرد (نیازسنجی)، طبقه بندی های گوناگونی از نیازها صورت گرفته که هر یک از آن ها به یک یا چند ویژگی مهم مبتنی است (فتحی واجارگاه، 1388).

مهم ترین طبقه بندی های ارائه شده در این زمینه در جدول شماره (2-1) در زیر آمده است:

ردیف
نام انواع طبقه بندی نیازها
دسته بندی نیازها در هر طبقه
1
طبقه بندی« برادشاو» از نیازها
الف- نیازهای هنجاری
ب- نیازهای احساس شده
ج-نیازهای مقایسه ای
د-نیازهای بیان شده یا مورد تقاضا
2
طبقه بندی براساس نوع نیاز
الف- نیازهای آموزشی
ب-نیازهای روانشناختی
3
طبقه بندی نیازها از نظر ضرورت و اهمیت
الف- نیازهای فوری
ب-نیازهای عادی
4
طبقه بندی نیازها از لحاظ نحوه برآوردن و رفع آن ها
الف- نیازهایی که خود سازمان می تواند آن را برطرف سازد.
ب-نیازهایی که سازمان قادر به رفع آن نیست.
5
طبقه بندی نیازها از لحاظ توانایی تشخیص
الف- نیازهای آشکار
ب-نیازهای پنهان
6
طبقه بندی نیازها از لحاظ فردی یا گروهی بودن
الف- نیازهای فردی
ب-نیازهای گروهی

طبقه بندی نیازها به لحاظ توانایی تشخیص:
نیازها را از لحاظ توانایی تشخیص می توان به دو دسته اساسی زیر تقسیم نمود:
1. نیازهای آشکار
این دسته از نیازها کاملاً مشهود بوده، سنجش و برآورد آن ها با سهولت بیشتری امکانپذیر است. برای مثال نیاز معلمان جدیدالاستخدام به آموزش هایی نظیر روش های تدریس و آموزش های توجیهی یا نیازهای مدیران جدیدالانتصاب به آشنایی با مهارت های مدیریت.
2. نیازهای پنهان
به آن دسته از نیازها که سنجش و شناسایی شان بسیار مشکل بوده و عمدتاً برآورد آن ها مستلزم بررسی های همه جانبه و دقیق است، نیازهای پنهان می گویند. برای مثال انباشته شدن کار در سازمان ها و عدم اجرای وظایف در موعد مقرر، کاهش انگیزه ها و علائق دانش آموزان یا معلمان حاکی از وجود نیاز (اعم از آموزشی و غیر آموزشی) است.
طبقه بندی نیازها به لحاظ ضرورت و اهمیت
نیازها را بر حسب میزان ضرورت و اهمیت می توان به دو دسته فوری و عادی تقسیم نمود.
1. نیازهای فوری
این نیازها از اولویت خاصی برخوردارند و باید با تمام امکانات موجود در اسرع وقت نسبت به رفع آن ها اقدام نمود، در غیر این صورت بر عملکرد و بازده کلی سازمان اثر منفی خواهند داشت. برای مثال هنگامی که رایانه به منزله یک موضوع درسی در مدارس تدریس می شود، آشنایی معلمان و مدیران با رایانه و نحوه به کارگیری آن، نوعی نیاز فوری است.
2. نیازهای عادی
این نیازها مهم هستند، اما از اولویت اضطراری برخوردار نیستند و عدم رفع سریع آن ها مشکلات گسترده ای را در عملکرد سازمانی به وجود نمی آورد. برای نمونه، آشنایی مدیران با مکاتبات اداری و اصول و قوانین آن، اگر چه اهمیت ویژه ای دارد، از فوریت برخوردار نیست و می توان در قالب برنامه های آتی سازمان، به آن توجه نمود.
طبقه بندی نیازها به لحاظ نحوه برآوردن و رفع آن ها
نیازها را به لحاظ نحوه برآوردن و تأمین آن ها می توان به دو دسته کلی زیر تقسیم نمود:
الف) نیازهایی که خود مؤسسه یا نظام بتواند آن ها را برطرف سازد؛ برای مثال آموزش هایی که به معلمان در اداره آموزش نیروی انسانی ارائه می شود.
ب) نیازهایی که خود سازمان قادر به رفع آن ها نیست و باید از سازمان های دیگر کمک بگیرد؛ مثلاً بسیاری از دوره هایی که به وسیله مرکز آموزش مدیریت دولتی برای سازمان ها مختلف اجرا می شود.
تقسیم بندی نیازها به لحاظ فردی بودن یا گروهی بودن
1. نیازهای فردی
نیازهای که مختص فرد یا گروهی خاص در شغل ویژه ای باشد. مانند نیاز معلمان ابتدایی به شناخت شیوه های نو در آموزش علوم.
2. نیازهای گروهی
نیازهای افرادی که در چند شغل مشابه کار می کنند، مانند نیاز مدیران کلیه سطوح به آشنایی با اصول و مبانی مدیریت آموزشی.

2-2-3 مفهوم نیازسنجی
نیازسنجی یکی از بحث انگیزترین مفاهیم موجود در حوزه خدمات اجتماعی، تعلیم و تربیت و برنامه ریزی است. چالش زا بودن مفهوم نیازسنجی تا حد زیادی به علت ابهام در تعریف نیاز است. با این همه صرف نظر از اختلاف عقیده در خصوص ماهیت و چگونگی نیاز، محققان تعاریف گوناگونی از واژه نیازسنجی به دست داده اند که در زیر برخی از مهم ترین آن ها را مورد بررسی قرار می دهیم.
بورتون و میلر (1977) نیازسنجی عبارت است از فرایندی نظام دار برای تعیین اهداف، شناسایی فاصله بین وضع موجود و هدف ها و نهایتاً تعیین اولویت هایی برای عمل.
هولت (1999) می گوید: نیازسنجی عبارت است از تعیین آن چه که باید آموزش داده شود.
سارز (1991)، نیازسنجی عبارت از فرآیند جمع آوری و تحلیل اطلاعات است که منجر به شناسایی نیازهای افراد، گروه ها، مؤسسات، جامعه محلی و جامعه به طور کلی می شود.
2-2-4 نیاز آموزشی
نیاز آموزشی به نیازهایی اطلاق می شود که از طریق آموزش قابل رفع است. این گونه نیازها تنها در حوزه های دانشی ، مهارتی و نگرشی مطرح می شوند. رفع نیازهای آموزشی در این حوزه ها به ترتیبی که ذکر گردید، به طور صعودی مشکل تر و پیچیده تر می شود. خصوصاً در زمینه نگرش ها با توجه به ماهیت و مقتضیات نگرش، شکل گیری و تغییر و توسعه آن و دخالت عوامل – غیرآموزشی – دیگر، پیچیدگی و مشکل بیشتری احساس می شود (عباس زادگان و ترک زاده، 1386).
از آن جا که تعیین نیازهای آموزشی نقطه آغاز هر نوع آموزشی است و نیازسنجی با شناسایی نیازهای مهم، مبنایی برای تعیین اهداف و تبعآ بستر مناسبی برای سازماندهی سایر عناصر مهم حول محور نیازهای اولویت یافته فراهم می سازد و با توجه به این که کلیه تصمیمات در خصوص تدارک اهداف خاص، محتوای آموزشی مناسب و استفاده مؤثر از سایر منابع و امکانات محدود (انسانی، مالی و مادی) تابعی از مطالعات نیازسنجی می باشد (عباس زادگان و ترک زاده، 1386). لذا جهت بررسی وضع موجود در زمینه روش های تدریس و شیوه های آموزشی که توسط مدرسان و اساتید به کار گرفته می شود و مقایسه آن با وضعیت مطلوب، ضروری به نظر می رسد که نیازسنجی آموزشی به عمل آید تا در صورت لزوم پس از نمایاندن کاستی های احتمالی موجود، در راستای تلاش جهت رفع آن ها نسبت به ارائه راه حل های پیشنهادی به مدیران و دست اندر کاران مراکز آموزشی و دانشگاه ها اقدام شود.
یک سازمان از طریق طراحی برنامه های آموزشی خواهد توانست از موضع فعلی به موضع مورد نظر و مطلوب برسد، لذا تعیین نیاز آموزشی و طراحی برنامه های آموزشی را که از عناصر اصلی رسیدن به وضعیت مطلوب است می توان، به عنوان حفظ و بهبود نیروی انسانی سازمان برای رسیدن به هدف هایش تعریف کرد. این هدف با استراتژی استفاده بیشتر از نیروی انسانی سازمان در آینده قابل پیش بینی است (دایسون و همکاران6، 2005).
خطاهای بیش از حد انتظار، حوادث و سوانح بیش از حد انتظار، افزایش کارهای معوّقه، ترک خدمت بیش از حد انتظار، افزایش هزینه تعمیرات و فرسودگی زودرس دستگاه ها، ارتباط ضعیف میان کارکنان و شکایات آنان از یکدیگر یا از مدیریت نیز از دیگر عواملی است که با توجه به نیازهای ضروری را اجتناب ناپذیر می کند. (راس، 2008).
نیاز آموزشی در حقیقت شکاف میان سطح کنونی و سطح مطلوب توانایی افراد (یا سازمان) در انجام وظایف و مسئولیت های خویش می باشد. نیاز آموزشی را می توان کمبود دانش لازم، مهارت رفتاری و یا شرایطی دانست که از انجام کار به شکل مطلوب و رضایت بخش ممانعت می کند (فتحی واجارگاه، 1385).
نیاز آموزشی به نیازهای اطلاق می شود که از طریق آموزش قابل رفع است. این گونه نیازها تنها در حوزه های دانشی، مهارتی و نگرشی مطرح می شوند. رفع نیازهای آموزشی در این حوزه ها به ترتیبی که ذکر گردید، به طور صعودی مشکل تر و پیچیده تر می شود (عباس زادگان و ترک زاده، 1386).
نیاز آموزشی مهارت ها، دانش ها و بینش هایی است که برای اجرای موفقیت آمیز شغل لازم است (جیسون7، 2005).
فاصله ای است میان آن چه که فرد، یا گروهی می داند، با آن چه که باید بداند، یا آن چه که فرد یا گروهی دارد با آن چه که باید داشته باشد (لیندل و همکاران8،2003).
نیاز آموزشی بر حسب دانش، نگرش و مهارت هایی تعریف می شود که لازم است یاد گیرنده و یا گروهی از یاد گیرندگان از آن برخوردار باشند ولی در حال حاضر فاقد آن هستند (رحمانی، 1389).

2-2-5 ضرورت تعیین نیاز آموزشی
رحیمی خانیانی (1380) به دلایل زیر تعیین نیازهای آموزشی را ضروری می داند:
– در نتیجه آموزش، افراد سودمند تر و مؤثرتر خواهند بود، هم برای مشاغل فعلی و هم برای پیشرفت آماده خواهند بود.
– موفقیت سازمان به افرادی که در سطح بهینه خود کار کنند بستگی دارد. در هر بخش این مفهوم بدین معناست که هر شخص به نیازهای رشد معین خود برسد و این به نوبه خود توسط آموزش محقق خواهد شد.
– اگر به اشخاص فرصت داده شود مستقل از سطح سازمانی، تمام افراد خوب می توانند در شغل خوبی عمل کنند، شغل خوبی می خواهند و به خوبی عمل خواهند کرد. این فرصت از طریق رشد و بالندگی، دانش، مهارت یا بینش افراد به وسیله آموزش تعیین خواهد شد. در این راستا اولین قدم تأمین نیازهای آموزشی ارزشمند است.
دسلر9 (2008)، معتقد است بنا به دلایل زیر باید نیاز آموزشی در هر سازمان مشخص شود:
– تغییر هدف یا مأموریت سازمان
– واگذاری وظایف جدید یا اضافی
– تغییر روش های انجام کار یا وجود تجهیزات و یا تکنولوژی جدید
– انتقال یا انتصاب (درونی یا بیرونی سازمان)
– نتایج ارزشیابی عملکرد
محقق بر اساس تجربیات کاری خود، تعیین نیازهای آموزشی را به دلایل زیر ضروری می داند:
– اگر آموزش مبتنی بر نیازهای امروز و آینده نباشد، وقت و پول به هدر خواهد رفت
– تشخصی نیازهای آموزشی واقعی کارکنان
– جلوگیری از دوباره کاری و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی نیازسنجی، مدارس ابتدایی، آموزش ضمن خدمت Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی نیازسنجی، نیازهای آموزشی، نیازسنجی آموزشی