پایان نامه با واژه های کلیدی نهادینه سازی، نظام آموزشی، آموزش و پرورش، ارزشهای اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

افراد ميشوند و فرصت طلبي را كاهش ميدهد. در اين شرايط عدول از هنجار، تنبيه و رعايت هنجارها پاداش به همراه دارد. بنابراين هنجارهاي نهادي، قادر به خلق علايق در هم تنيده منفي يا مثبت هستند.
در همه جوامع بشري براي تامين نيازهاي اساسي اعضاي جامعه، پنج نهاد اجتماعي اوليه ايجاد شده است كه شامل: 1- نهاد خانواده 2-نهادهاي مذهبي 3-نهادهاي اقتصادي 4- نهادهاي آموزشي 5- نهادهاي حكومتي ميباشند. تغيير در يك عنصر فرهنگي مستلزم تعامل اين پنج نهاد ميباشد.
در تقسيم بندي ديگري مكانيسم نهادينه سازي فرهنگ حجاب ذيل سه محور قابل دسته بندي خواهد بود: مكانيسم هاي شناختي، هنجاري و اجبار از مكانيسم هاي مطرح در اين زمينه به شمار مي روند.

الف) مكانيسم شناختي
حجاب مانند هر فعاليت انساني در معرض عادت شدن است. چنانچه حجاب يك نوع رفتار قلمداد گردد اين رفتار همانند ساير رفتارهاي ديگر تحت تاثير قواعد خاصي است. يكي از عوامل مهم و تأثيرگذار بر انجام نحوه رفتار، اطلاعات و آگاهيهاي فرد از نحوه رفتار ميباشد. به عبارت ديگر سطح شناختي فرد، اقدام و نوع رفتار وي را مشخص ميكند ( زين آبادي،1386: 35).
درك حجاب بدون درك فرآيند تاريخي كه در آن به وجود آمده غير ممكن است. حجاب در هر جامعهاي واقعيتي عيني ، تاريخي و انكارناپذير است كه پيش روي فرد قرار دارد. لازم است جوانان به نحو اصلي با منطق و معاني حجاب آشنا شوند. اين امر وجود نوعي فرآيند آموزشي را ايجاب ميكند. حجاب نيازمند مشروعيت است و بدين منظور بايد توجيه و تبيين گردد. در فرآيند مشروع سازي، ذهنيت موجه و قابل قبول در مورد حجاب ايجاد ميشود. موجه نمايي حجاب به لحاظ ذهني آن را براي جوانان معنيدار ميكند. عدم رعايت حجاب در نسل حاضر جامعه، بدلیل عدم پذیرش توفیق در پذیرش مقبولیت ذهنی افراد است. اگر فرایند موجه سازی بصورت موفق عمل کند، فقط معدودی از افراد از حجاب هنجار پرهیز کرده و آن را رعایت نمینمایند ( برگر و لاکمن،1966).
این در حالی است که در نسل جدید با مسئله حجاب به عنوان دادههای مفروض اجتماعی مواجه میشود چرا که دانش شکلگیری ومنشأ آنها را نمیداند. اگر چه مکانیسمهای شناختی از شتاب کمتری برخوردارند ولی ثبات و پایایی آن در گذر زمان قابل توجه است (تولبرت و زوکر،1983).

ب) مکانیسم هنجاری
هنجارها سیستم سازمان یافتهای هستند که بین افراد تشکیلدهندهی جامعه مشترکاند. هنجارها ، مقررات روشن یا ضمنی هستند که رفتار مورد انتظار را مشخص کرده و علایق و رجحانهای اعضای یک گروه یکپارچه یا یک اجتماع را در قالبی ویژه میگنجانند. هنجارها به طور جمعی حفظ میشوند و منافع حاصل از رعایت آنها عاید همه اعضای گروه میشود (لین ،1982).
تعریف و اعلان رسمی هنجارها در زمینه حجاب از سوی گروههای مرجع و موجه، رفتارهای مشابه را شکل میدهد و تا حدودی افراد را از لحاظ پوشش مشابه و همسان میسازد. اگر این سیستم هنجاری درونی شود سازگاری با این سیستم جزء ساختار شخصیتی افراد میگردد. سازگاری با ساختارهای هنجاری جامعه برای فرد مشروعیت ایجاد میکند. رابطه ضعیف بین حجاب و پیامدهای مطلوب آن، گسترش و حفظ حجاب را تحت تاثیر قرار میدهد. مکانیسمهای هنجاری از جمله مکانیسمهایی هستند که از شتاب و ثبات متوسطی برخوردار بوده و تعهد ایجاد میکنند(قلی پور،1386: 67).

ج) مکانیسم اجبار
در شرایطی که جامعه دارای اکثریت مسلمان بوده و حکومت بر مبنای دین اسلام بنا شده طبعاً نقض علنی قوانین از سوی افراد مقبول نخواهد بود. زنان مسلمان بر اساس حکم دینی موظف به رعایت پوشش مناسب اسلامی در عرصه عمومی هستند و دولت مجاز است در ارتباط با رعایت حجاب اسلامی که مندرج در منابع دینی است قانون وضع نماید ( جاوید، 1388: 89).
در نهادینهسازی حجاب مکانیزمهای اجبار از شتاب زیاد و ثبات کم برخوردارند و به مقاومت در برابر حجاب تحمیلی منجر میشوند. مزیت اصلی این مکانیزم این است که در زمان کوتاهی اشاعه مییابد، هرچند ثبات آن بسیار کم بوده و به محض حذف اهرم فشار و زور، حجاب نیز برداشته میشود.
اجبار در مراحل اولیه ، بیشتر حالت کنترلی دارد ولی پس از مدتی در صورت وجود مکانیزمهای شناختی و هنجاری، به درونی شدن در فرد منجر میشود. در این حالت مرکز کنترل رفتار از بیرون به درون انتقال مییابد (قلی پور و عزیز زاده، 2005).
ترکیب متوالی مکانیزمهای فوق ، نتایج سریعتر و با ثباتتری در نهادینهسازی دارد. در راه حرکت جامعه به سمت بلوغ، این مکانیسمها به جای مقطعی سیستمی میشوند و به جای نفوذ و خشونت، قدرت انضباطی و نفوذ مد نظر قرار میگیرند. از این رو نهادینه شدن کامل و مطلوب حجاب در اذهان جامعه به مقاومت کمتر گروههای مخالف، حمایت فرهنگی مداوم، حمایت گروههای طرفدار و رابطه مثبت و قوی بین حجاب و پیامدهای مطلوب آن بستگی دارد (شرر و لی ،2002).

نقش عوامل مختلف در نهادینه سازی حجاب
نقش و اهمیت خانواده در نهادینه سازی حجاب
خانواده به عنوان اولین کانون و نهادی است که فرد در آن تعلیم و تربیت مییابد. خانواده به مثابه عاملی میانجی در اجتماعی شدن طفل و همنوایی عمیق وی با هنجارهای اجتماعی اهمیت ویژهای دارد. جنبههای ژرف و نهان شخصیت انسان ناشی از آموزش و پرورش دوران کودکی است و از آنجا که نخستین سالهای زندگی فرد در محیط خانواده سپری میشود و در این دوران است که پایه شخصیت گذاشته میشود ( وثوقی و نیکخلق، 1381: 20).
نقش خانواده در تعیین نوع رفتار و نگرشهای عاطفی و مذهبی فرزندان بسیار اساسی است . این در حالی است که مسائل زیر از جمله مشکلات خانواده در رویارویی با این پدیده و پدیدههای مشابه عنوان گردیدهاست:
الف- فقدان ابتکار عمل و اقتدار والدین
ب- عدم هماهنگی سیاستهای خانواده با برنامههای دولت و مدارس.
ج- تثبیت نشدن جایگاه خانواده.
د- رشد نهادهای علمی پاسخگو به پرسشهای دینی که از منشأ وحیانی ارتزاق نمیکنند.
ه- تغییرات ساختاری جامعه و گسست نسلها.
و- کاهش حساسیت والدین نسبت به ارزشهای اخلاقی.
ز- تسامح و تساهل والدین.
به علاوه برخی از عوامل درون خانوادگی نظیر سبک و شیوهی تربیت دینی، نحوهی پاداش دهی و تنبیه والدین، نحوهی گفتگوی دینی با دانشآموزان، نوع ارزشها و هنجارهای دینی مطرح ، میزان پایبندی اعضای خانواده به رعایت احکام شرعی و ارزشهای اسلامی، نوع علایق مذهبی والدین، اخلاق و رفتار والدین و سایر وابستگان در محیط خانه، میزان آزادی و دسترسی دانشآموزان به برنامه های غیرمذهبی و غیر اخلاقی، سطح درآمد خانوادگی و مانند آن در کسب ارزشهای اخلاقی و از جمله حجاب موثر میباشد. در خانوادههایی که از نظر ظاهری و درونی ( همنوایی سطحی و عمقی) معتقد به رعایت حجاب اسلامی هستند، فرزندان آنان با بهرهگیری از رفتار والدین حفظ حجاب را به عنوان ارزشها و هنجارهای مورد قبول جامعه به خوبی می پذیرند و با درونی کردن آن زمینههای لازم جهت گسترش حجاب مورد نظر اسلام فراهم میگردد ( زیبایینژاد، 1387: 102).
از دیدگاه جامعه شناسی تربیتی ، برآورده نشدن نیازهای جمعی فرد و تنبیه سخت درمحیطهای تربیتی خانه و مدرسه باعث گوشهگیری و به دنبال آن رویگردانی از ارزشهای اجتماعی، اخلاقی و دینی میشود. وقتی جوانی در تامین نیازهای مادی و معنوی با مشکل مواجه شود نسبت به امر و نهی دیگران و ارزشهای دینی بیتفاوت میشود و این بیتفاوتی در رفتار او مشهود است. بی تفاوتی به ارزشهای دینی در جوامع امروزی به این دلیل رخ میدهد که نظام سنتی، قدرت جذب جوانان را ندارد و افراد دچار دنیا طلبی، حب قدرت و ثروت شدهاند. در عصر نوین روح سرمایهگذاری باعث دگرگون شدن همه ارزشهای اجتماعی، جنبههای مقدس دینی و سرگردانی همه مردم شده است که دانشآموزان هم از این مجموعه مستثنی نیستند. گاه بکارگیری مدام توبیخ و سرزنش و گاه، پاداش و مشوقهای غیرضروری یا برعکس بی توجهی نسبت به الگوهای مناسب و صحیح رفتاری و عدم به کارگیری حداقلی از نظارتهای فردی و گروهی چه در درون و چه در بیرون مدرسه، دلسردی و بی تفاوتی دینی و اخلاقی دانشآموزان نسبت به ارزشها را فراهم میکند. همانقدر که عدم کنترل اخلاقی دانشآموزان موجب بیتفاوتی آنان نسبت به ارزشهای دینی میشود، مداومت در سرزنش آنان نیز منجر به نفرت و بیزاری از ارزشهای دینی خواهد شد(کاشانی، 92:1387).

نقش نظام آموزشی و مدرسه در نهادینه سازی حجاب
در هر کشوری نظام آموزشی یکی از نظامهای مهم اجتماعی است. رسالت این نظام علاوه بر انتقال میراث فرهنگی و تجارب بشری به نسل جدید، ایجاد تغییرات مطلوب در شناختها ، نگرشها و در نهایت رفتار کودکان، نوجوانان و جوانان است. از آنجا که نظام آموزش و پرورش رسمی و غیررسمی از عوامل مهم تغییر در نظام ارزشی و فاصله گرفتن نسل جوان از جغرافیای باور دینی است، اصلاحات بنیادین در آن ضروری به نظر میرسد . نظام آموزشی رسمی با نادیده گرفتن جنسیت، دختر و پسر را به یکسان آموزش میدهد و همین نکته باعث میشود که آنها نتوانند به ایفای نقشهای خاص فراخوانده شوند و به ارزشهای اخلاقی همچون عفاف و حجاب چنان که باید حساسیت لازم ایجاد نشود. متأسفانه گاهی از مدارس با سهلانگاری و تسامح و برخی دیگر به دلیل اجتناب از عتاب والدین و یا مسئولین بالاتر که ناشی از عدم پرداختن و توجیه مسائل مربوط به حجاب و شیوههای برخورد مدون در این زمینه است، خود را کنار کشیده و نظم پذیری لازم در زمینه حجاب به صورت یکسان در مدارس اجرا نمیگردد. لازم است علاوه بر توجه به جنسیت دانشآموزان در آموزش رسمی به پرورش اخلاقی جوانان مبتنی بر تقویت اراده، کرامت نفس و خویشتنداری که از مهمترین اهداف نظام آموزشی است نیز پرداخته شده و در بعد پرورشی از مربیان نخبه با دیدگاههای خاص تخصصی بهره بیشتری گرفته شود و استانداردهای پوشش و رفتار، مطابق با محیطهای علمی و مدارس تدوین و اعمال شود و این باور در آنان تقویت گردد که پایبندی به مقررات پرورشی جزء بایستههای حضور در مراکز فوق میباشد.
ماسن و همکاران (1383) وجه مشترک دو نهاد خانواده وآموزش و پرورش را در رشد و تعالی معنوی و همچنین فراگیری ارزشهای الهی وانسانی، آماده ساختن کودکان ونوجوانان برای بر عهده گرفتن نقشهای خانوادگی ( مانند نقشهای پدری، مادری ، فرزندی و…) نقشهای اجتماعی (شهروندی) نقش اقتصادی (نیروی اقتصادی مولد)، نقش فرهنگی ( پایبندی به آرمانها و ارزشهای معنوی) و نقش سیاسی (مشارکت فعال در فعالیتهای سیاسی و تصمیمگیری گروهی) میدانند.

نقش رسانهها در نهادینه سازی حجاب
ارتباط مکانیسمی است که روابط انسانی بر اساس و به وسیله آن به وجود میآید و تمام مظاهر فکری و وسایل انتقال و حفظ آنها در مکان و زمان بر پایه آن توسعه پیدا میکنند، ارتباط حالات چهره، رفتارها، حرکات، طنین صدا، کلمات، نوشتهها، تلفنها و تمامی وسایلی که اخیراً در راه غلبه بر مکان و زمان ساخته شدهاند را در بر میگیرد (کولی،1990).
رسانههای همگانی قادرند بیشترین تعداد مردم را برای بیشترین زمان، بیش از هر فرآیند ارتباطی دیگر در سطح جامعه دربرگیرند. رسانههای همگانی به عنوان جایگاهی به شمار میروند که از آنجا فرهنگ جریان مییابد. در این رابطه میتوان گفت رسانهها بر شیوههای رفتاری، نحوه سلوکها و سلیقههای عمومی در جامعه و بر هنجارها اثر میگذارند (مهرداد، 1380: 87).
نقش رسانهها در سراسر جهان، نقشی غیرقابل انکار است و میتواند بستر تحقق بسیاری از باورهای دینی و ضددینی را در نوجوانان و جوانان ایفاء نماید. رسانهها میتوانند بر میزان مذهبی بودن افراد تأثیر گذارند به نظر میرسد افرادی که به میزان متفاوتی در برابر رسانهها قرار میگیرند عقاید مشابهی درباره جهان غیرمادی ندارند. نگرشهای افراد مذهبی نسبت به رسانه از پذیرش غیرانتقادی تا رد کامل حضور رسانهها در زندگی اجتماعی متفاوت است. امروزه رسانهها در جامعه به مثابه منع اطلاعات و عامل تربیت ارزشی هستند. رسانهها در مواردی که خانواده ، محیط دوستان و اجتماع نمیتوانند

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی دوره نوجوانی، عامل اقتصادی، فرهنگ سازی، عامل فرهنگی Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی دانشجویان دختر، عزت نفس، حجاب و عفاف، یشرفت تحصیلی