پایان نامه با واژه های کلیدی نقش برجسته، کاروانسرا، سنگ نوشته

دانلود پایان نامه ارشد

کوچک‏ترين وزن “هلور” (حبّه) بود. ده هلور، يک “چارک”، چهرچارک يک “شکل” (شه کل يا شاقل) و ده شکل يک کرشه مي‏شد.325
علاوه بر اين، داريوش براي رونق امر تجارت و بازرگاني، به منظور آسان کردن داد و ستد سکّه‏ي “دريک” ضرب کرد که 98 درصد “زرناب” بود. ساير سکّه‏ها بر اساس “سکّه‏ي شاهي” (دريک) سنجيده مي‏شد و فقط پادشاه بزرگ حق ضرب سکّه‏ي طلا را داشت (تصوير 3-19).

تصوير (3-19). سکّه‏ي داريوش ??? سال قبل از ميلاد (گيرشمن، 1368: 482)
به منظور افزايش و رونق داد و ستدهاي بازرگاني و تجاري در امپراتوري، سکّه‏هاي متفاوتي وجود داشتند: سکّه‏ي ساتراپ‏ها، سکّه‏ي ايالتي با تصوير شاهنشاه، سکّه‏هاي محلّي. پرداخت ماليات به نقره بود و طلا به دولت تعلّق داشت. ساتراپ‏ها در زمان لشکرکشي‏ها، براي پرداخت حقوق سربازان در شهرهايي مثل فينيقيه و کليکيه و بعضي شهرهاي تجاري ديگر، سکّه‏هاي نقره و مس ضرب مي‏کردند. شمش‏هاي طلا که در گنجينه ذخيره مي‏شدند، فقط زماني به صورت سکّه ضرب مي‏شدند که پادشاه دستور مي‏داد.326
3-4-1-3-4 هدايا و خراج (اقوام هديه‏دهنده و خراج‏دهنده)
پيش از اين به گزارش هرودوت در مورد هديه‏دهندگان (عرب‏ها، کلشيدي‏ها و حبشي‏ها) اشاره شد. هرودوت ايشان را از ساير اقوامي که در آن سوي مرزها مي‏زيستند، جدا مي‏کند. تفاوتي که مي‏توان بين اقوام هديه‏دهنده با اقوام خراج‏دهنده قائل شد اين است که آن‏ها (هديه‏دهندگان) خودشان بر خودشان خراج بسته بودند؛ به اين معني که مقدار خراج اساساً ارادي و به ميل خودشان معيّن شده بود. امّا ترديدي نيست که مقدار پيشکشي ايشان بر اساس تمايلات شاه معيّن مي‏شد. تفاوت ديگر اين است که اين پرداخت، به نسبت اقوام هديه‏دهنده متفاوت بود؛ يکي هر ساله، يکي دو ساله و ديگري چهار سال يک بار. ديگر اين که پرداخت‏ آن‏ها با تالان نقره ارزيابي نمي‏شد، بلکه بر اساس توليد ناخالص بودند. از اين نظر بايد گفت که اين اقوام واقعاً موظّف به پرداخت خراج نشده بودند و سازمان اداري هخامنشي، زنبيل يا سبد دريافت ماليات براي آن‏ها تعيين نکرده بود، بلکه فقط از آن‏ها پيشکش مي‏خواست. مي‏توان فرض کرد که اين اقوام، هديه‏هاي خود را بدون واسطه‏ي ساتراپ، به دربار مرکزي مي‏آوردند.327
اقوام خراج‏گذار علاوه بر خراج، هدايايي را نيز به دربار مي‏فرستادند. هر قوم سعي مي‏کرد، براي اين که در دربار بي‏اعتبار نشود، بهترين محصول و فراورده‏ي خود را به عنوان هديه بفرستد. اين امر در مناطق حاشيه‏اي و مرزي مشهودتر است. مثلاً هندي‏ها علاوه بر خراج، حيوان، لباس، عطر و غيره مي‏فرستادند و ساير اقوام نيز به همين ترتيب عمل مي‏کردند. امّا معلوم شده است، پيشکش کردن تحفه، رسمي جاري و عمومي بود که حتّي افراد خصوصي نيز به ان مبادرت مي‏کردند. شايد اوّلين وظيفه‏ي يکي از ساختمان‏هاي پرسپوليس، يعني خزانه‏داري يا گنجينه‏ي شاهي، همين گردآوري هداياي گران قيمت بوده است.328 اين مطلب نيز روشن شده است سرپيچي از تقديم هدايا، به همان صورت مشمول مجازات واقع مي‏شد که کوتاهي در پرداخت خراج. همين امر باعث شده است که مؤلّفان کلاسيک، خراج و هديه را يکي بدانند. مثلاً در نظر کتزياس، محصولات خوراکي که براي سفره‏ي شاهانه ارسال مي‏شد، در رديف خراج قرار مي‏گرفت، حال آن که اين پرداخت را بايد در رديف عوارض قرار داد.329
به اين نکته نيز بايد توجّه داشت که روابط شاه با پارسيان، قابل تطبيق با روابط عرب‏ها، حبشي‏ها و کلشيدي‏ها با قدرت سربار مرکزي (شاه) نبوده است. وقتي شاه به پرسپوليس مي‏آمد، شخصاً تحفه‏هاي بسيار به پارسيان مي‏داد. به گفته‏ي ديگر، دهقانان به ازاي هديه‏اي که به شاه مي‏دادند، از او هديه‏اي دريافت مي‏کردند. به عبارت ديگر، پارسيان وقتي به شاه هديه مي‏دادند که در برابر آن نيز هديه دريافت مي‏کردند. در حالي که ساير اقوام اين گونه نبودند. هرودوت از اين نظر، پارس را از اقوام خراج‏گذار و هديه دهنده جدا مي‏کند. اقوام هديه دهنده نيز، بايد مانند اقوام خراج‏گذار هداياي خود را به ترتيب و به وطر مرتّب مي‏پرداختند. يک جمله از کتاب “آرين” اين گونه است: “تمام اين پرداخت‏ها را به نام هديه موسوم مي‏کنند و شاه نيز به همين منظور بر آن‏ها مي‏نگرد.” بنابراين، آن‏چه ميان يک هديه و يک پرداخت مالياتي تفاوت ايجاد مي‏کند، نه جنس و طبيعت تحفه، نه مجموعه‏ي ماليات قابل پرداخت و نه زمان ادواري دريافت ماليات است، بلکه ملاک تشخيص و برآورد شاهانه است. اين برآورد و تشخيص نيز بر يک قاعده و رسم استوار است که همه کس از آن آگاهي دارد و هيچ کس را از آن گريزي نيست. بر شاه و اختيارات اوست که يک پرداخت اجباري را هديه تلقّي کند و در نتيجه، دهنده‏ي هديه را نيکوکار بشناسد. به طور خلاصه و در يک نتيجه‏گيري کلّي، خراج‏ها، هديه‏ها و ديگر پرداخت‏هاي اقوام، همگي سهم خود را در گردش عمومي و کلّي يک نظام خراج‏گذاري ادا مي‏کنند و بايد اصطلاح خراج را به معناي اصل و ريشه‏ي آن نگريست.330
ماليات‏هايي که شاه علاوه بر ماليات مقرّر مي‏گرفت، عبارت بودند از: 1- ماليات و عوارض گمرکي: پست‏هاي مهم گمرکي در سراسر امپراتوري وجود داشتند که بر ورود و خروج کالاها نظارت مي‏کردند. اين پست‏هاي گمرکي در شهرهاي مهم مرز و در شمال غربي امپراتوري، در ساتراپ‏هايي مانند کيدوراس در مرز ليديه و کاريه و غيره بودند. در مورد اين کالاها، ماليات را بر اساس ارزش کالا هنگام ورود و خروج تعيين و وصول مي‏کردند و به خزانه‏داري شاهي مي‏ريختند. 2- برداشت‏هاي مالياتي شاه به شکل‏هاي ديگري هم بود؛ از جمله هزار تالان کندر اعراب که در اصل آن را به عنوان خراج يا مالياتي مي‏گرفتند و امپراتوري از سودهاي تجارتي حاصل از مبادلات کالا ميان فلسطين و عربستان برداشت مي‏کرده است: مبلغي بابت صيد ماهي در درياچه‏ي موئوريس در مصر، 360 اسب سفيد، روزي يک اسب (در يک سال) از کليکي‏ها، منافعي که از مکان‏هاي تجارتي به دست مي‏آوردند، ماليات‏هاي زمين و بازار، عوارض رمه‏ها، مالياتي که بر اشخاص بسته مي‏شد و آن را ماليات فردي و عوارض پيشه‏وران مي‏ناميدند. شاه همچنين عوارضي را مبني بر ورود و خروج کالاهاي تجاري مانند گندم، ميوه، گوسفند و غيره مي‏گرفت. وي همچنين درآمد و عايداتي را از ماليات بر معادن به دست مي‏آورد.331
3-4-1-3-5 نقش برجسته‏ي هيأت‏هاي نمايندگي ملّت‏هاي امپراتوري در تخت جمشيد
يکي از بحث‏هاي اصولي ميان محقّقان و دانشمندان، مبحث نقش‏هاي برجسته در تخت جمشيد است (تصوير 3-20). در ميان دانشمندان، اين که اين نقش‏ها چه چيزي را مي‏رسانند، اتّفاق نظري وجود ندارد. عدّه‏اي از ايران‏شناسان، آن‏ها را آورنده‏ي باج و ماليات دانسته‏اند و برخي ديگر، تقديم کنندگان نوروزي پنداشته‏اند. احتشام در کتاب “ايران در زمان هخامنشيان” معتقد است که اين نقش‏ها، نه معرّف آورندگان باج است و نه تقديم کنندگان هدايا. در واقع، از لباس‏ها و ساز و برگ اين نقش‏ها، مي‏توان دريافت که آن‏ها نمايندگان سرزمين‏هاي متفاوت و گوناگون شاهنشاهي ايران هستند. هر يک از آن‏ها متاع و کالايي مختصّ کشور خويش، مانند: حيوانات، پارچه، ظرف‏هاي متنوّع همراه خود دارند. اين نقش‏ها و تصويرها، محصول کشورهاي گوناگون و سرزمين‏هاي پهناور ايران را به اعقاب و سلاطين خلف مي‏شناسانند. در واقع اين نقش‏ها، نماينده‏ي عظمت ايران از نظر پهناوري است و قرينه‏ي آن، تخت داريوش است که توسّط 23 نماينده از 23 کشور حمل مي‏شود، بدون اين که در هيچ زماني تخت سلطنت بر دوش کسي حمل شده باشد.332 گرولد والزر (Gerold Walser) معتقد است، اين نقش‏ها مربوط به هدايايي است که نمايندگان سرزمين‏هاي شاهنشاهي به مناسبت عيد نوروز به پادشاه تقديم مي‏کردند و از بهترين محصول و فراورده‏هاي کشورهاي خودشان بوده است.333 بعضي از محقّقان نيز معتقدند که تخت جمشيد پايتخت اداري هخامنشي نبود، بلکه محل برگزاري آئين نوروزي به شمار مي‏رفت.334 در واقع مي‏توان گفت که اين نقش‏ها، آورندگان باج را نشان نمي‏دهند، زيرا نمي‏توان به راحتي قبول کرد که مادي‏ها باج‏هايشان کوزه، پياله، حلقه‏ي بازو و حيوان بوده است يا عيلامي‏ها، تنها دو کمان و شير ماده با دو بچّه‏هايشان را به عنوان باج آورده باشند. بنابراين، نقش‏ها را بايد همان هديه آورندگان بر شمرد که احتمالاً در زمان‏هاي جشن، مانند جشن نوروز و جشن مهرگان، هداياي خود را تقديم مي‏کردند. در نقش برجسته‏ي پلّکان، 23 هيأت نمايندگي تصوير شده‏اند که مهم‏ترين هيأت‏هاي نمايندگي پيشاپيش قرار دارند. مجلس با حضور مادي‏ها و عيلامي‏ها در برابر شاه آغاز مي‏شود. هر يک از اين هيأت‏ها را فردي از بزرگان پارسي يا مادي راهنمايي مي‏کند. رئيس تشريفات در حالتي است که گويا مي‏خواهد، حضور همه‏ي نمايندگان را به اطّلاع شاه برساند. نگاره‏ي نمايندگان در سه رديف مطبق، بدنه‏ي پلّکان را پوشانده است که در صفي طولاني و از سمت جنوب به شاه نزديک مي‏شوند. آخرين هيأت نمايندگي را حبشي‏ها تشکيل مي‏دهند.335

تصوير (3-20). ساتراپ‏ها و هيأت‏هاي نمايندگي امپراتوري هخامنشي نقش‏بسته بر ديوار تخت‏جمشيد (گيرشمن، 13: 481)
3-4-1-4 ايجاد راه شاهي
از جمله اقدامات داريوش در اين زمينه مي‌توان به ايجاد راه شاهي که سارد پايتخت سابق ليدي، را به شوش (شهر باستاني) پايتخت هخامنشيان وصل مي‌کرد. يک راه ديگر نيز بابل را به مصر مربوط مي‌کرد. وسعت قلمرو هخامنشيان و لزوم برقراري امنيّت و اداره آن ساختن راه‌هاي شوسه و وسائل حمل و نقل را ايجاب مي‌کرده‌ است. هخامنشيان علاوه بر راه‌هاي داخلي کشور که نواحي مختلف را به يکديگر متّصل مي‏کرد، و مهم‏تر از همه “راه شاهي” سارد به شوش بود که 2700 کيلومتر مسافت داشت (تصاوير 3-21 و 3-22)، در خارج از ايران هم به ساختن راه‏هاي بزرگي دست زدند. چنان‏که داريوش اوّل فرمان داد تا از راه رود نيل درياي سرخ را به مديترانه وصل کنند تا کشتي‌ها بتوانند به خليج فارس و هندوستان رفت و آمد کنند. اين آبراه که مبنائي براي کانال سوئز شد، در 497 قبل از ميلاد افتتاح گرديد و داريوش به اتّفاق همراهان در 24 کشتي در اين آبراه دريايي به حرکت درآمدند.336 سنگ نوشته‏ي داريوش را فرانسويان هنگام کندن ترعه‏ي سوئز پيدا کردند که اکنون در موزه‏ي لوور پاريس نگهداري مي‏شود. از زمان داريوش اوّل به بعد براي آسان کردن مسافرت، در ميان راه‏ها به تأسيس منزلگاه‏هايي براي مسافران پرداختند. به گفته‏ي هرودوت در هر پنج فرسنگ(30 کيلومتر) يک منزلگاه و مهمانخانه‏ي باشکوه ايجاد کرده بودند. راه‏ها همه از جاهاي امن و آباد مي‏گذشت و چاپارها با سرعتي فوق‏العاده زياد در آن در حرکت بودند. بايد گفت که هخامنشيان مخترع پست و چاپار در جهان هستند. نکته‏ي جالب در جاده‏سازي در ايران هخامنشي در اين است که جاده را سنگفرش کرده و روي آن را قير مي‌پاشيدند زيرا در خوزستان نفت خام و قير به دست مي‌آمد. در جلد دوّم کتاب ايرانشهر نشريّه‏ي کميسيون ملّي يونسکو در باب مسير راه شاهي در صفحه‏ي 1455 به شرح زير آمده است: هرودوت تاريخ‏نويس يوناني در کتاب پنجمش راه شاهي دوره‏ي هخامنشي را اين طور تشريح مي‏کند. اين راه از نقاط مسکون و امن مي‏گذرد و همه جا در طول راه ايستگاه‌هاي شاهي (کاروان سراهاي عالي) ساخته شده ‌است. از ليدي (آناتولي غربي امروز) و”فريگيه” (قسمت داخلي آسياي صغير) در طول نودوچهار فرسنگ و نيم بيست کاروانسرا وجود داشت. مسير اين شاهراه از کنار رود هاليس337 (قزل ايرماق امروز) گذشته وارد “کاپادوکي”338 (ايالت شرقي آسياي صغير) و از آن جا به مرز “کيلي‏کي”339 (در رشته‏کوه تروس) صدو چهار فرسنگ راه بود که در طول آن 28 کاروانسرا ساخته شده ‌بود. اين راه از دامنه‏ي کوه تروس به “اربل” و از آن جا به “رود زاب” و از زاب به “تنگ ملاوي” مي‌رسيد و پس از گذشتن از روي “پل دختر” به شوش منتهي مي‌گرديد. راه شاهي از شوش به “رامهرمز” و سپس پس از گذشتن از “پل مورد” به پاسارگاد و تخت جمشيد منتهي مي‌گرديد. هرودوت نوشته است که از سارد پايتخت ليدي تا شوش

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه رایگان درباره ورشکستگی، سند رسمی، سود مورد انتظار Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی اهورامزدا، قانون حاکم، حقوق بشر