پایان نامه با واژه های کلیدی نقش برجسته

دانلود پایان نامه ارشد

در دست داريم: از کتيبه‏ي بيستون، از هرودوت، از ژوستين و از کتزياس و البتّه روايت پنجم مبهمي هم از اشيل. هر چهار منبع در اين قول متّفقند که کمبوجيه هنگام لشکرکشي به مصر، به طور پنهاني برادر خويش برديا را به

تصوير (3-14). تصوير گرته‏برداري شده‏ي گئومات از روي کتيبه‏ي بيستون (دياکونوف، 1345: 524)

قتل رسانيد، زيرا بيم داشت که وي مقام سلطنت را غصب کند. به گفته‏ي هرودوت برديا در سفر مصر همراه کمبوجيه بوده ولي از آن جا به پارس بازگردانده شد و به فرمان شاه به دست شخصي پرکساپس نام به قتل رسيد. ولي چون اين قتل پنهاني انجام گرفته بود شخصي به دروغ خويشتن را برديا ناميد. به گفته‏ي هرودوت اين کار را دو برادر که هر دو مغ بودند سازمان دادند: يکي از آن دو شبيه برديا و هم‏نام او بود خود را به نام آن شاهزاده‏ي پارسي معرّفي کرد و آن ديگري که -به گفته‏ي هرودوت “پاتيزديتس”267 نام داشت در واقع الهام‏دهنده‏ و باني اصلي توطئه بود. امّا کتيبه‏ي بيستون فقط از يک گئوماتاي مغ ياد مي‏کند که تروگ پومپه نيز از وجود او اطّلاع دارد و “گومتا”يش مي‏خواند. طبق کتيبه‏ي بيستون برديا‏ي دروغين “در دژ پي‏شيا اُوواد – بر کوه آراکادريش”268 ظاهر شد. گئوماتا نيز در پايان ايّام حکومت خويش در ماد اقامت داشته است و- اگر به سخنان گزنفون اعتماد کنيم- برديا نيز در زمان حيات خويش ساتراپ آن جا بوده. ضمناً در کتيبه‏ي بيستون آمده است که گئوماتا پارس (پرسيد) را شورانيد نه ماد را. برديا‎‏ي دروغين به آساني موفّق شد و مردم تمام نواحي امپراطوري وسيع وي را به شاهي شناختند و مطيع وي گشتند و در ماه ژوئيه 522 حاکم بلامعارض و بدون شريک امپراطوري بود. به گفته‏ي هرودوت وي به تمام ايالات و نواحي پيک‏ها گسيل داشت و جلوس خويش را به تخت سلطنت اعلام داشت (و ظاهراً اصلاحات گوناگوني را که به عمل آورده بود نيز به وسيله‏ي ايشان اعلام داشت). از آن جمله پيکي نيز به مصر گسيل گرديد و کمبوجيه در آن زمان خود در مصر بود. کمبوجيه به شتاب عازم فارس (ايران-پرسيد) شد ولي در راه درگذشت. گئومانا به مردم ساکن امپراطوري چيزي وعده داده بود که در عهد سلطنت کوروش و کمبوجيه محال بود نصيب ايشان شود، و اين خود بي‏درنگ مردم را هواخواه حکومت جديد وي ساخت. در کتيبه‏ي بيستون مصرّحاً مذکور است که تمام آزادگان تابع گئوماتا شدند: “همه‏ي مردم سلحشور عاصي شدند و هم پارس و هم ماد و هم ديگر کشورها از کمبوجيه جدا و به دست او افتاد.” هرودوت مي‏گويد: مغ … به آسودگي در مدّت هفت ماهي -که تا پايان سال سلطنت کمبوجيه باقي مانده بود- سلطنت کرد. و در اين مدّت کارهاي نيک فراوان براي تمام اتباع خويش انجام داد، به طوري که وقتي کشته شد همه در آسيا دريغ خوردند به استثناي خود پارسيان. مغ براي تمام اقوام قلمرو پادشاهي خويش امريّه‏اي فرستاد که از خدمت نظام و ماليات سه ساله معاف مي‏باشند. اين امريّه را به محض جلوس بر تخت شاهي صادر کرد ولي در ماه هشتم از آن اطّلاع يافتند. از نوشته‏هاي کتزياس و ژوستن چيزي نمي‏توان به دست آورد. امّا کتيبه‏ي بييستون چنين مي‏گويد: “چون کمبوجيه عازم مصر شد، آن‏گاه “مردم- سلحشور” دشمن گشت و آن‏گاه دروغ در کشورها، هم در پارس و هم در ماد و ديگر کشورها فراوان گشت… آن‏گاه مردي بود، مغ به نام گئوماتا. او از پي‏شيااًووادا بر کوه آراکادريش قيام کرد. روز چهاردهم ماه ويخن بود که او عصيان کرد. به “مردم-سلحشور” به دروغ چنين گفت: “من برديه هستم که پسر کوروش و برادر کمبوجيه است.” آن‏گاه همه‏ي “مردم- سلحشور” عاصي شدند و پارس و ماد و ديگر کشور از کمبوجيه جدا شد و به دست او افتاد. او حکومت را به دست آورد. نهم ماه گرمپد بود که حکومت را به دست گرفت. آن‏گاه کمبوجيه خود از خويش مرد…”269 گئوماتا که با يک کودتاي درباري به قدرت رسيده بود بر اثر کودتاي درباري ديگري نابود شد. و به روايت هرودوت يکي از زنان حرم او -حرمي که از کمبوجيه به او رسيده بود- راز او را پيش پدر خويش اوتان که يکي از بزرگان پارس بود فاش کرد. داريوش که شاهزاده‏اي بود از شاخه‏ي ديگر خاندان هخامنشيان به اتّفاق شش نفر از شريکان توطئه که در شمار بزرگان پارس بودند پنهان وارد منزل او در دژ سيکايا اُواواتيش از ناحيه‏ي نيساي ماد شد و در دهم ماه باگاياديش (29 سپتامبر سال 522 ق.م.) او را کشت. به روايت هرودوت، چند تن از هواداران داريوش پس از قتل گئوماتا پيشنهاد کردند که به جاي حکومت سلطنتي، حکومت خاندان‏هاي متنفّذ يا اوليگارشي و يا حتّي حکومت عامّه و دموکراسي ايجاد شود.
3-3-1 سياست‏هاي داخلي و خارجي گئومات
گئومات بعد از رسيدن به پادشاهي فراميني صادر نمود که برخي از اين فرامين به سقوط خود او منجر گرديد. اينک به شرح اقدامات گئومات در طول ? ماه الي يک‏سال و نيم دوران پادشاهي او مي‌پردازيم:
* بخشيدن سه سال ماليات مردم و لغو خدمت نظام عمومي
* ويران کردن معابد: گئومات دستور داد تا تمام معابد ملل تابعه را ويران نمايند. اين اقدام نشان مي‌دهد که او يک مغ متعصّب و از سياست بي‌خبر بوده ‌است، زيرا يکي از دلايل سقوط پادشاهي او را مي‌توان همين اقدام وي حساب نمود. داريوش در کتيبه‏ي خود مي‌گويد: “گئومات معابد را ويران کرد و من دوباره آن‌ها را آباد کردم.”
* دوري گزيدن از مردم و درباريان: از جمله دستورهاي عجيب گئومات که منجر به قتل وي گرديد، دوري گزيدن از مردم و درباريان بود. در آغاز اين دستور وي چندان عجيب نمي‌نمود زيرا پادشاه به علّت تشريفات خاصّ سلطنتي، در بسياري از موارد از مردم و درباريان دور بود. ليکن مشکل از زماني آغاز گرديد که گئومات دستور داد که نجباي هفتگانه‏ي هخامنشي نيز با وي ديدار ننمايند.
* مصادره‏ي اموال و مراتع.270
داريوش در سال ??? پيش از ميلاد گئومات (بردياي دروغين) را به قتل رساند (تصوير 3-15).271 بدين منوال تخت و تاج پادشاهي ايران به داريوش رسيد.272

تصوير (3-15). گئومات افتاده در زير پاي داريوش در کتيبه‏ي بيستون (گيرشمن، 1368: 476)
برخي از مورّخان به نظريّه‏ي غاصب دانستن داريوش توسط مردم معتقد هستند. آن‏ها اظهار مي‌کنند که سراسر شاهنشاهي هخامنشي، شاهي برديا را بي‌گفتگو پذيرفتند، امّا به جز اندکي از شاهنشاهي تمامي سرزمين‏ها بعد از به شاهي نشستن داريوش يا در شورش بودند يا بي‏طرف ماندند. مردم چنان گئومات را دوست مي‌داشتند و داريوش را نمي‌خواستند که نمي‌توان باور کرد که داريوش يک غاصب را و نه پسر کوروش را کشته‌است. مخالفان نظريّه مي‌گويند، درست است که داريوش بسياري از توده‌هاي استقلال‌طلب و آشوب‌طلب را به سختي سرکوب کرد و بسياري را از خود ناخشنود کرد ولي چنان هم نبود که طرفداراني در ميان مردم نداشته باشد. از همان روزهاي نخست گروه‌هايي از مردم در بلخ، رخج و ديگر استان‌ها حتّي در ماد، پارس، ارمنستان و خوزستان بدو گرويدند و تا پيروزي کامل از او پيروي کردند.273
داريوش در کتيبه‏ي بيستون عصيان مردم را مقدّم بر عروج گئومات بر تخت سلطنت ذکر مي‌کند و مي‌گويد “چون کمبوجيه عازم مصر شد، آن گاه مردم سلحشور دشمن گشت و آن گاه دروغ در کشورها، هم در پارس و هم در ماد و ديگر کشورها فراوان گشت.” لشکرکشي‌هاي پرخرج و حرکات جنون‌آميز کمبوجيه و تأثيري که اين اقدامات بر ميزان ماليات‌ها داشت و حال و روزي که مردم ايران و اعضاي جماعات کشاورزي از جهت بيگاري لشکري و سنگيني ميزان خراج‌ها، ماليات‌ها داشتند، ترديدي در وجود بحراني شديد در مناسبات اقتصادي جامعه در اين دوران باقي نمي‌گذارد، بحراني که اصلاحات گئومات (به هر قصد و نيّتي) پاسخي به آن به تناسب ضروريّات تاريخي آن دوره بوده ‌است. اصلاحاتي که الغايش، کار را به قيام عمومي و حوادث دردناک سال ??? پيش از ميلادي ‌کشاند.274
دياکونوف مي‌نويسد: “گئومات يک مغ يعني کاهن بود و مي‌بايست طرفدار بزرگان باشد و اقداماتي که وي براي بهبود وضع عامه‏ي مردم به عمل آورد، از روي عوام‌فريبي بود. ما نبايد گئومات را کمال مطلوب مردم‏دوستي بدانيم. وي البتّه در ميان عامه‏ي خلق متّحداني براي خود مي‌جست ولي نبايد غلو کرد و پنداشت که گئومات پهلواني انقلابي بود و به خاطر آزادي ماد مبارزه مي‌کرده ‌است. کودتاي گئومات نهضت مردم نبوده، تحوّلي درباري بود. گئومات که با يک کودتاي درباري به قدرت رسيده بود، و بر اثر کودتاي درباري ديگري نابود شد.”275
مخالفان اين نظريّه در پاسخ مي‌گويند، مردم از اين روي گئومات را دوست داشتند که وانمود مي‌کرد پسر کوروش است. همچنين وي ماليات و خدمت نظامي را براي سه سال بخشيد و دارائي بسياري از آزادگان را مصادره کرد. اين مسأله نشان مي‌دهد که در زمان کمبوجيه تا چه حد خزاين را انباشته کرده‌ بودند که گئومات با آسودگي خاطر، سه سال ماليات را مي‌بخشد.276
هرودوت مي‌نويسد، مغ پس از اختيار کردن نام سمرديس (فرزند کوروش) آسوده خاطر بر تخت پادشاهي استقرار يافته بود و هفت ماه از مدّت سلطنتش که هشتمين سال پادشاهي کمبوجيه را کامل و تمام مي‌کرد، گذشته بود. در ظرف مدّت مزبور او اتباع خود را از مزيّت‌هاي عمده برخوردار ساخت و چنان که از مرگش به جز پارسيان همه‏ي اقوام آسيائي از آن بابت افسوس خوردند. مغ تمام طوايف قلمرو خود را تا سه سال از پرداخت ماليات و خدمت نظامي معاف کرده‌بود. داريوش پس از آن که قدرت را در دست گرفت، قلم نسخ بر کليه‏ي اصلاحات گئومات کشيد و بار ديگر سلحشوران و رؤساي قبايل را به مقام پيشين بازگردانيد چنان که خود مي‌گويد: “من مرتع‌ها و اموال منقول و کارکنان خانگي را به مردم سلحشور بازگردانيدم.”277
3-3-2 حمايت از طبقات فرودست
گئومات بر خلاف کوروش و کمبوجيه نسبت به اديان و ديگر مذاهب مدارا نداشت. همه‏ي معابد و بت‌خانه‌ها را جز آتشکده‌هاي زرتشتي ويران ساخت. اين معابد همه آراسته به سنگ‌ها و فلزات گران‌بها و مهم‌ترين کانون‌هاي ثروت و تجمّل بودند، امّا گئومات به جاي اشراف و بزرگان به طبقات پايين‌تر و کشاورزان روي آورد، و آنان را از پرداخت ماليات براي سه سال بخشيد و براي گسترش کشاورزي و دامداري به اصلاحاتي سودمند دست زد. زمين‌هاي بزرگ و گلّه‌هاي بي‏شمار و بردگان متعدّد را از اشراف و ثروت‌مندان گرفت و، در نظامي که گونه‌اي آزادي و مساوات در آن رعايت مي‌شد، همه را به کشاورزي و آباداني گماشت. او در بدو جلوس به تخت تمام ملل را در مدت سه سال از دادن ماليات و سپاهي معاف داشت فقط در ماه هشتم مردم دانستند که او پسر کوروش نيست.278
3-4 ‏اصول کشورداري و سياست خارجي هخامنشيان در دوران داريوش اوّل
3-4-1 اصول کشورداري داريوش
پس از کمبوجيه، داريوش (486-521 ق.م) (تصوير 3-16) حکومت هخامنشيان را به دست گرفت. در دوره‏ي حکومت داريوش، قلمرو امپراتوري گسترش يافت و داراي سازمان منظّم کشوري شد. فرهنگ و تمدّن ايران در اين دوره در اوج شکوفايي خود قرار گرفت. کشور داراي سيستم منظّم قضايي- لشکري، جمع‏آوري منظّم ماليات و ايجاد راه‏هاي ارتباطي ميان پايتخت‏هاي هخامنشي (همدان، شوش، بابل) و … گرديد.279 در هنگام به سلطنت رسيدن داريوش وجود هرج و مرج در خاندان سلطنتي و پريشاني دولت هخـامنشي باعث آغـاز جنبش‌هاي استقلال‌طلبـي در برخـي از

تصوير (3-16). نقش برجسته‎ي داريوش يکم در بيستون (گيرشمن، 1368: 476)
ولايات شد. فقط چهار روز پس از اين که خبر کشته شدن برديا در سوّم اکتبر ??? به بابل رسيد، آن کشور بر ضدّ بيگانگان به شورش برخاست. ايلام استقلال خود را اعلام کرد. مصري‌ها بر عليه فرمانداري که کمبوجيه گماشته بود، شورش کردند و او را بيرون راندند.280 همچنين در سرزمين‌هاي پارت مرغيان و مملکت سکاها (بنا بر کتيبه‏ي بيستون، ستون ? بند ? به تاريخ ?? دسامبر ??? قبل از ميلاد) مردم از اين فرصت براي رهايي از سلطه‏ي هخامنشيان استفاده نموده و شورش کردند.281
پس از کشته شدن برديا تلاش براي به دست آوردن تخت خالي از هر طرف آغاز شد. حتّي در پارت و گرگان که پدر داريوش در آن‏جا فرمانروا بود از پذيرفتن داريوش سر باز زدند. داريوش

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی کمبوجيه، آپيس، پيش Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی داريوش، هخامنشيان، ماليات