پایان نامه با واژه های کلیدی نقش برجسته، مراسم مذهبی، باستان شناسی، زنان شاغل

دانلود پایان نامه ارشد

نسبت به گذشته به طوری که مشاهده شد لباس الهه ناروندی دارای هفت طبقه چین بود که این چینها سرتاسر لباس را تشکیل میدادند در حالی که تنها دامن پیراهن الهه «نانا» از هفت طبقه چین درست شده که این تفاوت به دلیل این است که چین لباس الهه ناروندی بلندتر بود، برعکس چین لباس الهه نانا ظریفتر و کوتاهتر شده است بدین ترتیب معلوم میشود که مساله زمان به نحوی ممکن در تغییر و تحولات پوشاک تاثیر گذاشته است.
از پلاک قالبی گلی الهه مادر میتوان نتیجه گرفت که در دوره عیلام قدیم دوره سوکلمخها (نماینده بزرگ) پوشیدن لباس چیندار به خاطر داشتن مدل زیبا و برازنده نسبت به لباسهای دیگر در بین طبقه مذهبی خاص الهه ها بوده است. همچنین به علت این که لباس خاص خدایان مذکر یا الهههای مونث نبوده دلیلی بر بیشتر مورد استفاده قرار گرفتن این نوع لباس بوده. از آنجا که لباس چیندار بیشتر بر روی آثار گلی مشاهده شده، شاید به تصویر کشاندن چینهای متعدد لباس بر روی گل برای هنرمندان عیلامی راحتتر و امکانپذیرتر بوده است. مناطق و محلهایی که این لباس بوسیله الهه استفاده میشد تنها در دو محدوده شناسایی شده که به ترتیب عبارت بودند از: شوش (پنج عدد)، نامعلوم (دو عدد)، تنگ سروک (یک عدد) بنابراین نتیجه میشود که استفاده از لباسهای چیندار بیشتر در منطقه ی شوش رایج و مرسوم بوده است. شاید شوش به عنوان مقر سیاسی حکومت عیلام منشا رواج اولین مدهای لباس بوده است. دیگر لباسی که در میان زنان عیلامی به خصوص الههها، در کنار پوشیدن دیگر لباسهای رایج مرسوم بوده است، لباسی با نقش و نگار و تزیینات فلس مانند است. لباس مذکور هم از نوع پیراهن و هم از نوع دامن می باشد. در 2250 قبل از میلاد فلسهای لباس به صورت لوزیهای نوک تیز بوده ولی در قرن 13 قبل از میلاد این نقوش رنگ طبیعیتری به خود گرفته و به صورت اشکال مربع در سطح دامن الهه آبها ظاهر میگردند با بررسی نقش لباس بر روی جام نقره ای مرودشت به این نتیجه میرسیم که در تاریخ 2250 همانطور که پوشیدن لباس چینبالاچین در میان الهههای عیلام رایج بوده است. در مناطق دیگر از این سرزمین پهناور تحت نفوذ تمدن و حکومت عیلام یعنی پارسه (مرودشت) استفاده از این نوع لباس مد بوده است. استفاده از این نوع لباس در تاریخ 2250قبل از میلاد رایج و بعد تا قرن 13 قبل از میلاد متروک میگردد که بعد از این ایام دوباره پوشیدن این لباس مرسوم میگردد (دامن الهه آب ها منقوش بر رو استل اونتاش گل) با تغییرات و تحولات چشمگیر زمانی لباس نیز متحول میشود و همانطور که گفته شد فلس های لباس در گذشته درشت و به صورت لوزی نوک تیز بود که در قرن 13 قبل از میلاد یعنی در زمان پادشاهی اونتاش گل این نقوش فلس مانند به صورت مربعهای ریزی روی پایین تنه لباس نمایان شد.
یکی دیگر از انواع لباسهایی که بوسیله آثار مکشوفه معرفی میگردد، لباس شالدار است که پوشیدن آن به احتمال بنا به دلایلی به ندرت مورد استقبال الهههای عیلامی قرار گرفته است. شکل و فرم ظاهری این لباس اینگونه بود که، روی دامن لباس یک شال بلند تا زیر زانو پوشیده میشد. لباس مذکور تنها یکبار و آن هم در دوره عیلام میانه در مکانی به نام هفت تپه مورد استفاده الههای قرار گرفته است. در زمانهای قبل و بعد از آن مورد استفاده قرار نگرفت و با این وجود به نظر میرسد که لباس شالدار به علت کمیت بسیار کم آن کمتر مورد استفاده الهههای عیلامی حتی در محدوده شوش قرار گرفته است.

در جواب سوال دو و پذیرش و تکمیل فرضیه دو طبق تحقیقات بدست آمده در آن زمان کارگاههای بافت پارچه وجود داشته با وجود نقشبرجسته از جنس قیر متوجه میشویم که دوخت و بافندگی گذشته از شغل برای درباریان تفنن و تفریحی برای شاهزادگان و ملکهها بوده است. نقشبرجسته های دوره عیلام حاکی از آن است که به جای پوست حیوانات، پارچههای برای برای دوخت استادانه لباس وجود داشته است. این امر بر وجود صنعت نساجی در دوره عیلام دلالت دارد. به علاوه در این لباسها دانش دوزندگی بکار رفته است. در یافتههای باستان شناسی دوره عیلام ، لباس دیگر نه تنها تکه پارچهای نیست که روی بدن قرار گرفته باشد ، بلکه جامعهای است به اندازه شخص بریده شده و و علاوه بر این خوشنما نیز هست.
در جواب سوال سه و به شکوفایی رساندن فرضیه سه میتوان گفت به طور قریب به یقین بررسیها نشان میدهد لباس عیلامیان آستین کوتاه است. لباس بلند چینداری که روی پاها را بپوشاند لباس مخصوص زنهای عیلامی است. لباس مردان از لحاظ بلندی آن بر حسب اینکه دامن آن در بالای زانو یا روی زانو یا پایینتر از زانو با چه فاصلهای از مچ پا قرار گرفته شامل چند نوع متفاوت است. استفاده از النگو در مرد و زن متداول بوده اما در مورد استفاده از گردنبند زنان بیشتر از مردان از این شی تزیینی استفاده میکردند و در کل لباس زنان نسبت به مردان دارای ظرافت در طرح و برش بود .
لباسها به طور کلی دارای جزییات زیر بودند:
1. لباس آستین کوتاه که تا بالای زانو را میپوشاند. هانی و شوترورو، وزیر وی، این لباس را در نقشبرجسته کولفرح بر تن دارند.
2. لباس ساده آستین کوتاه که تا روی زانو میرسد (لباس هانی و شوترورو در اشکفت سلمان).
3. لباس ساده آستین کوتاه که کمی بلندتر از نوع قبلی است (نقشرستم، شاه عیلامی).
4. لباس آستین کوتاه مزین که تا روی پا را میپوشاند (نقشبرجسته هانی، کولفرح).
5. به نظر می رسد که این نوع لباسها دو تکه باشند: یکی لباس زیر که ساده و بلند است و دیگری پارچه مزینی که بر روی آن پیچیده شده و در بالاتنه به صورت شنل است.
6. لباس آستینکوتاه، جلوباز، چیندار و بلند که حتی انگشت پاها را میپوشاند (اشکفت سلمان، هوهین).
با آشنایی وضعیت مذهب خدای مؤنث پوشاک الههها به 4 دسته تقسیم میشود:
1. لباس ساده
2. لباس چیندار مطبق
3. لباس با تزئینات فلسدار
4. لباس شرابهدار (شالدار)

در جواب سوال چهار و قبول فرضیه چهار تمامی طبقات جامعه نمیتوانستند از تزیینات در لباس خود بهره بگیرند تزیینات مانند امروزه به جنسیت پارچه و تمول اشخاص رابطه مستقیم و منطقی داشت. بر روی لباسهای اشرافی پولکهایی از جنس طلا یا سنگهای قیمتی کار میشد بر روی لباس افراد عادی هیچ تزیینی که تا به حال توجه پژوهشگران را به خود جلب کند دیده نشده و این همان رابطه منطقی میان تزیینات و لباس و تمول افراد اجتماع است. تزیینات و جوهرات اکثر آثار بدست آمده گردنبند بر روی آنها مشاهده شده است. از تاریخ 2250 قبل از میلاد بدون خلا زمانی پوشیدن و استفاده از این شی تزیینی توسط الههها مرسوم و انواع مختلفی از جمله: پهن، باریک، دانه ریز، چند ردیفه و …. داشت. پوشیدن گردنبند با لباس ساده دیده نشده است. هوهین، زن هانی، حکمران پادشاه آیاپیر، آشکارا گردنبندی به شکل حلقه بر گردن دارد و از آن یک نوار مزین آویزان است. هرچند در نقش برجسته شوهر وی نیز نمونهای از این نوار تزیینی از شانه او آویزان شده، اما روشن نیست که آیا این نوار تزئینی از گردنبندی شبیه گردنبند هوهین آویزان است یا نه.
در نقش برجسته کول فرح شماره 1 حکمران آیاپیر نیز وضع از این حیث نامشخص است. زیرا این نظریه نیز محتمل است که نوارهای تزیینی دلیل وجود گردنبند نبوده و تزیینات فوقانی لباس باشد. استفاده از النگو به عنوان وسیله زینتی توسط مردان و زنان عیلامی معمول بوده است. از این نوع وسیله زینتی در مراسم قربانی حیوانات برای خدایان و همچنین نیایش بسیار استفاده کرده اند. عموما استفاده از گردنبند و دستبند با هم متداول بوده است چرا که طبق آثار بر جای مانده گردن هر الهه که با گردنبند تزیین یافته دستهایش با دستبند مزین شده است
کلاهها نیز به طور کلی با توصیفات زیر دیده میشوند:
1. کلاههای شاخدار که مخصوص ارباب الانواع است.
2. کلاه لبهداری که روی پیشانی و پشت گردن را میپوشاند و معمولاً یک نوار افقی نیز روی آن را مزین میسازد.
3. تاج کنگرهای که به وسیله ملکه عیلامی در نقشرستم مورد استفاده قرار گرفته است.
4. عرقچین پسر هانی در اشکفت سلمان، به نظر میرسد که تمام یا اکثر شرکت کنندگان کلاه بر سر دارند، لیکن به علت نامشخص بودن نقشها و خرابی بعضی از آنها تشخیص انواع سایر کلاهها میسر نیست.
پوشیدن کفش هنگام اجرای مراسم مذهبی معمول نبوده، زیرا عیلامیهای شرکت کننده در این صحنههای مذهبی پابرهنهاند. حتی در بعضی از مراسم مذهبی، بر طبق اسناد و مدارک مکشوفه، کاهنان فرایض مذهبی را نه تنها پای برهنه انجام میدادند بلکه به طوری که از ماکت برنزی مکشوفه از یکی از قبور شوش (به نام طلوع آفتاب) به حالت نیمخیز در حال اجرای مراسم مذهبی در مقابل هم قرار دارند.
در جواب سوال پنج و پذیرش بیچون و چرا فرضیه پنج مطمئناً پوشش هر فرد جایگاه او در اجتماع را بازخورد مینمود همانطور که در مجسمهها مشخص است لباس تمام طبقات بالای اجتماع مدلدار و گاها ساده با تزیینات مطلا است و در هیچ کجای نقوش برجسته مشاهده نشد که لباس افراد عام جامعه مدلدار یا دارای تزیینات گرانبها باشد. از آثار به جا مانده از قوم عیلامی به این نتیجه میرسیم که آنان بسیار پیشرفته و با فرهنگ بودهاند. با در نظر گرفتن موقعیت و شأن زنان عیلامی پوشاک به 5 طبقه تقسیم شدهاند :
1- الههها
2- نیایشگران
3- ملکهها
4- زنان شاغل
5- خدمه
در تمدن عیلامی به اهمیت زیادی به به لباس داده شده است. از نقش برجستهها چنین پیداست که در آن زمان لباس خیاطی شده یک امتیاز محسوب میشده و تمام شخصیت های ثانوی یا لباس ساده یا مانند زندانیان برهنه بودند.

در جواب سوال آخر که آیا قبل از برش یا دوخت طرحی خاص از لباس در ذهن خیاط وجود داشته و پذیرفتن فرضیه آخر؛ بعد از طراحی و تجزیه و تحلیل تمامی مدارک با توجه به پیچیدگی طرحهای موجود به این نتیجه میرسیم که دوختها گاها آنقدر پیچیدهاند که نمیتواند فیالبداهه باشد و قبل از دوخت فکر و طرح لباس در ذهن خیاط متجلی بوده است به بیانی دیگرخیاط میدانسته که از این پارچه خام قرار است در آخر چه مدل و چه طرح لباسی حاصل آید .

در ادامه به توصیف و بررسی چگونگی لباسها در جداول جداگانه خواهیم پرداخت:

5-1. پیکرههای عیلام قدیم

پاپوش

آستین

ریش

کلاه و مو
بلندی لباس

نوع لباس

جنسیت

مشخص نیست
مشخص نیست
بلند و اراسته تا خط سینه
موها مرتب و تا زیر گوش
مشخص نیست
مشخص نیست
مرد
پیکره نیایشگر از جنس مرمر خاکستری
مشخص نیست
یکی شنل وار دیگری برهنه
ندارد
کوتاه
تا روی زمین
برگ مانندهای مطبق
مرد
پیکره نیایشگر با بزغاله ای در بغل
برهنه
شنل مانند
ندارد
مشخص نیست
تا روی قوزک پا
مطبق و دارای یقه ای شنلوار تا روی سینه
زن
پیکره نشسته الهه نرونتی

5-2. اثر مهرهای عیلام قدیم
پاپوش
آستین
ریش
کلاه و مو
بلندی لباس
نوع لباس
جنسیت

ندارد

مشخص نیست

ندارد

موها بسته شده و بلند در پشت رها گردیده کلاه احتمالا نوعی از کلاه شاخدار
تا زانو
ساده
زن
مهر استوانهای از گل رس
ندارد

مشخص نیست

ندارد

موها بلند و آراسته به شکل تاج خروس
تا روی ساق پا
ساده

زن

ندارد

مشخص نیست
ندارد

موها اراسته تا روی شانه
تا روی ران
ساده
مرد

ندارد

مشخص نیست

ندارد

مو آراسته و بلند تاج به صورت 4 گوش و مطبق

تا روی ران

بالاتنه مشخص نیست پایین تنه دامنی شبیه به دامن لنگی در قسمت جلو روی هم آمده
مرد

ندارد

مشخص نیست

ندارد

موها بسته و به بالا برگشته
تا روی ساق

یکسره گشاد و شیار دار بر روی دامن خطوط عمودی نشانن از کلوش بودن دامن
زن

ادامه مهر استوانه ای از گل رس
ندارد

مشخص نیست

ندارد

موها ره تا روی کمر و کلاه تاج مانند

تا روی ساق

یکسره گشاد و نقش دار روی دامن (نقش هندسی)

زن

ندارد

مشخص نیست

ندارد

آرایش مو ساده تا روی شانه و مرتب

لباس بلند
مطبق
زن

5-3. نقش برجسته های عیلام قدیم
پاپوش
آستین
ریش
کلاه و مو
بلندی لباس
نوع

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی نقش برجسته، دوران باستان، تاریخ ایران، بین النهرین Next Entries مقاله رایگان با موضوع ورزش قهرمانی، سیستان و بلوچستان، توسعه ورزش، آزمون فریدمن