پایان نامه با واژه های کلیدی نقش برجسته، دوران باستان، تاریخ ایران، بین النهرین

دانلود پایان نامه ارشد

شخص بر تخت نشسته ای رواناند.
«دو نقش برجسته صخره ای شاهسوار و خونگنوروزی به احتمال از یک دورهاند. این نقشها به اعتقاد لویی واندنبرگ به زمانی کهنتر از دوران شاه هانی، یعنی به اواخر هزاره سوم پیش از میلاد تعلق دارند» (مجیدزاده،1386 : 96). شکل4-36 .

4-3-9. نقوش صخره ای کورنگان نزدیک فهلیان
این نقش برجسته از دوره عیلام جدید مربوط به قرن هشت و هفت قبل از میلاد بر صخرهای در کوههای بختیاری رشته کوه های جنوب انشان در ده کیلومتری شمال غرب فهلیان امروزی است هرتسفلد نقش را مربوط به دوران گودا (2150 قبل از میلاد) حاکم لاگاش میداند. این نقش برجسته نموداری است از آیین پرستش در عیلام در محل های مرتفعی همچون کورنگان که طبیعی بوده است یا مانند زیگورات شوش و چغاز زنبیل که به طور مصنوعی ایجاد شده بود، انجام می گرفت. صحنهی اصلی از سمت چپ از طریق پلههایی قابل دسترسی است (هومبان) خدای گل بر تختی از مار چمبره زده نشسته است و گردن مار را با دست چپ در دست گرفته است. در میان عیلامی ها مار به عنوان سمبل حاصلخیزی مورد احترام بوده وی هم چون شاه هانی ریشی بلند با انتهای راستگوشه دارد(قندی). دو رشته موهای بلند و بافتهاش یکی بر پشت و دیگری از کنار شقیقه رها ساخته است. شکل وی را از طرف چپ بدن نشان دادهاند. الهه پینیکیر یا کیریریش (الهه بزرگ) در کنار او نشسته است. هومبان و پینیکیر کلاه شاخدار (کلاه گرد- دو ردیف شاخ) بر سر گذشتهاند و آرایش موهای یکسان دارند. لباس هر دو بدون هیچ تزیین، بلند و پیراهن گونه است. لباس الهه فراخ تر از لباس خداست. از تخت الهه به دلیل تخریب اثر اطلاعی در دست نیست. در دست راست خدا (هومبان) ظرف فوار گونه ای به عنوان آب زندگی که از درون آن دو رشته آب یکی به سوی نیایشگران مقابل و به دست بالا آمده نخستین فرد و دیگری از بالای سر خدا رد شده و به ظرف یا کوزه مشابهی که دست بالا آمده نیایشگری که پشت وی است می رسد. در پشت سر خدایان دو نفر به حالت مختلف با لباس بلند ایستادهاند نفر پشت سر خدای عیلامی همان است که، ظرف مقدس را در دست دارد ولی نفر دوم که پشت سر الهه ایستاده دستها را به حالت احترام یا دعا به صورت عمودی و رو به بالا، در مقابل صورت نگاه داشته است. سه نفر به فاصله ی کمی در مقابل خدا ایستاده اند. هر سه آن ها لباسی بلند بر تن دارند ولی به نظر میرسد لباس نفر میانی کمی بلندتر از دو نفر دیگر باشد. هرچند شاید ساییدگی سنگ نیز صدق کند. آثار نقوش برجستهی دیگری در سمت چپ تصویر دیده میشود در این صحنه نقش انسان هایی در چهار ردیف بالای کوه به طرف پایین بر روی پلکان هایی حجاری شده است. تعداد آن ها در وضع فعلی 27 نفر است. همه افراد از طرف راست بدن نشان داده شدهاند. لباس ها همه کوتاه و تا زیر زانوان است. موها بلند و به صورت دو گیس بافته یکی پشت گردن و دیگری بر روی سینه آویزان گشته. «درباره نقش برجسته کورنگان باید گفت که این تصویر نمایشی از یک مجلس مذهبی عیلامی است به عبارت دیگر بر روی این نقش برجسته خدایان روی تختی به شکل مار جلوس کرده و خانواده سلطنتی و سایر بزرگان عیلام را در مقابل آتشدان مقدس، به حضور پذیرفتهاند»(صراف،1392: 13).طرح 4-20_شکل4-37

4-3-10. نقش صخره ای عیلامی در نقش رستم
صحنهی اصلی نقش برجسته کورنگان در دوره عیلام جدید در نقشرستم، هفت کیلومتری تختجمشید به تصویر کشیده و تقلید شده است. بر طبق حفاریها و بررسیهای انجام گرفته این نقش برجسته دارای سه صحنه و سه دوره زمانی متفاوت میباشد. در نقوش اول در دوره عیلامی این صحنه ساییده شده و جز بخشهایی از دو تخت مارشکل خدایان عیلامی چیزی بر جای نمانده است. اولین و قدیمیترین نقشبرجسته صحنهای که شباهت بسیار به صحنه نقش برجسته کورنگان دارد را نمایش میدهد به عبارت دیگر علیرغم تخریب و صدمات ناشی از حوادث روزگار هنوز میتوان یک زوج از خدایان را که بر روی تخت مار چمبره زده نشستهاند شناسایی کرد. از پیکره خدا آثاری جز تخت او بر جای نمانده اما پیکره الهه با لباس چیندار بلندش به خوبی قابل تشخیص است. افرادی که اجازه باریابی در مکان در پیشگاه خدایان مذکور را یافتهاند. برعکس صحنه کورنگان در طرف چپ صحنه دیده میشوند که به سوی خدایان عیلامی در حرکت هستند در نقش برجسته کورنگان در سمت راست صحنه خدایان و به شکل نیم رخ از سمت چپ بدن نمایش داده شدهاند در نقش برجسته نقشرستم برعکس این قضیه است بنابراین حجاران پیکره آنها را از سمت بدن و به صورت نیمرخ حجاری کردهاند. متأسفانه از تصاویر افراد که اجازه باریابی یافتهاند فقط تصویر نیمتنه یک نفر وجود دارد که لباس با بلندی متوسط بر تن دارد (تا وسط ساق پا). کلاه ملکه مانند دیوار قلعه و کنگرهدار است. آرایش سر این الهه به صورت بوکل (پوش داده شد) در زیر کلاه و پشت سر آراسته شده. حجاری دو پیکره در دو طرف نقش برجسته فوق مربوط به یک دوره جدیدتر عیلامی، وجود تغییراتی را مطرح می سازد یکی از این پیکرهها مربوط به شاهی از دوره عیلام نو است که در قسمت راست و در خمیدگی کوه به صورت تمام قد حجاری شده است. طرح 4-21 _ شکل4-38 .

4-3-11. سر مینیاتوری یک زن از معبد الهه پی نی کیر
سر مینیاتوری یک زن از معبد الهه پینیکیر در چغازنبیل با بلندی 1/4 س.م و عرض 6/2 س.م از جنس بدل چینی در موزه لوور نگهداری میشود. این سردیس متعلق به قرن سیزدهم قبل از میلاد است. آرایش موی این سر به مثابه پارچه لباس ها میماند. شکل 4-39 .

4-3-12. سنگ یادمان بابلی از دوران حمورابی
قسمت بالای یک سنگ یادمان به احتمال قریب به یقین متعلق به دوران حمورابی اواسط نیمه ی اول هزاره دوم قبل از میلاد با بلندی 63 س.م و عرض 45 س.م در موزه لوور در معرض دید علاقه مندان است. آرایش مو و کلاه سر خدا به صورت مطبق و در پشت راستگوشه است. موها منظم و در پشت با گیره ای بسته و به بالا برده شده، ریش ها بلند منظم و راستگوشه میباشد لباس یا پیراهن بلند تا مچ پای برهنه و از 9 طبقه چین ریز تشکیل شده است. یک النگو مچ دست خدا را مزین کرده. خدا بر روی سکوی مکعبی نشسته است. پوشش خدا و آرایش مو سر و شکل کلی سنگ یادمان از ویژگی های هنر دوران بابل قدیم است. شخص باریافته در مقابل خدا با آرایش موی سر منظم و تاج بسیار معمولی روبروی خدا ایستاده است دو طره بافته شده از دو سوی شقیقه ها آویزان گشته آرایش ریش ها منظم و به صورت دو طبقه فر گونه میباشد. لباس وی بلند و بر روی سرشانه تا بازوان شنلی حاشیه دار افتاده است. آرایش مویسر و سربند شخص باریافته ویژگی هنر عیلام در قرون هفت و هشت پیش از میلاد را به نمایش میگذارد. از شباهت کامل تصویر عیلامی در این سنگ یادمان با نقش اَتَ- همیتی- این- شوشینک (حدود 650 قبل از میلاد) پادشاهی از دوران عیلام جدید بر یک سنگ یادمان کتیبهدار از وی چنین بر می آید که تصویر سنگ یادمان بابلی باید متعلق به همین پادشاه بوده و به دستور او حجاری شده باشد. اما بخشی از ‌آرایش موی سر یعنی دو طره بافته بلند در دو سوی سر تنها در دوران عیلام میانی رایج بوده و در دوران عیلام جدید ظاهراً چنین آرایشی برای موی سر از رواج افتاده بود. اگر چنین باشد باید پذیرفت تصویر یاد شده متعلق به یکی از پادشاهان عیلامی دوران میانی بوده است. طرح 4-22_ شکل 4-40 .

4-3-13. سنگ یادمان اَتَ- همیتی- این شوشینک
قطعاتی از یک سنگ یادمان از شوش بدست آمده با بلندی 5/32 و عرض 40 س.م، از سنگ آهک و حدود قرن 650 قبل از میلاد (دوران عیلام جدید)، از این سنگ فقط چند قطعه ی آن که قسمتی از دست، سینه و سر اَتَ- همیتی- این شوشینک و قسمتی از یک کتیبه برجای مانده است بر روی کتیبه نوشته شده «من اَتَ- همیتی این- شوشینک فرزند هوتران – تپتی». شاه بر روی تخت نشسته و کلاهی لبه دار با سربند نقوش گل شبیه به گل رزت بر سر دارد. موها منظم و از پشت جمع شده، ریشها آرایش شدهاند. آستین لباس بلند و مچبندی پهن با نقش چهار دایره پوشیده است. جزئیات پیراهن به خوبی نمایان است اما چیزی که بتوان شکل کلی آن را بیان کند وجود ندارد و از بین رفته است ولی در کل از نظر حجاری و تزیین غنی لباس شباهت بسیار به نقش برجسته زن نخریس دارد و اگرچه تنها بخش های کوچکی از لباس برجای مانده اما به دلیل پرداخت ظریف و دقیقش تاثیر هنر آشوری را در قرن پیش از میلاد آشکار میسازد (مجیدزاده ، 1386 : 94). طرح 4-23 _ شکل 4-41 .

4-3-14. کلاه گیس مینای لعابدار
کلاهگیس مینای لعابدار یکی از دو کلاه گیسی است که از گنجینه ای در حفریات شوش بدست ‌آمده است با بلندی 5/11 و عرض 12 س.م متعلق به قرن نهم و هشتم قبل از میلاد میباشد. هماکنون در موزه لوور نگهداری و در عرضه دید علاقمندان است. این کلاه گیس با میخ های نشانده مفرغی مطلا تزیین یافته است. شکل 4-42 .

فصل پنجم
نتیجه گیری

کشور عزیزمان ایران به دلیل گستردگی، همواره بستر مناسبی برای رشد فرهنگ و هنر در ادوار گوناگون بوده است. موقعیت خاص جغرافیایی، آن را به دروازهای میان شرق و غرب بدل کرده و همین موضوع باعث شده در پرورش انواع هنر بتواند تمامی دستاوردهای شرق و غرب را با هم بیامیزد.
اگر بخواهیم تاریخ تنپوش اقوام سرزمینمان را از دوران باستانی مورد بررسی قرار دهیم باید از دستاوردهای هنری این سرزمین یعنی عیلام آغاز کنیم زیرا تاریخ تمدن ایران از سه هزار تا یک هزار سال پ.م یعنی پیش از آمدن آخرین دستههای آریایی نژاد به ایران منحصر به تاریخ عیلام بوده است مطالعه پوشاک در تاریخ ایران طبیعتاً میبایست با یک توصیف دقیق از لباس قشرهای اصلی جامعه و رابطه بین آن ها تکمیل می شد تا اینکه بتوان صفات ممیزه ی مشترک آن ها را استخراج کرد و به اصل زندگی این مردم نزدیک شد. با توجه به بررسی انجام گرفته در یافتههای باستانشناختی که شواهد لباس عیلامی در آنها مشهود است میتوان شاخصه های پوشاک این دوره را شناسایی کرد
بنابراین در جواب به سوال یک و درست بودن فرضیه شماره یک طرحهای پوشاک در عین تفاوتهای خاص گاه برگرفته از تمدنهای اطراف در عین تکمیل شدن توسط عیلامیها دارای پیچیدگیها در طرح و دوخت بوده است. برای شناسایی نحوه طراحی لباس عیلامیان باید از اولین و قدیمیترین شواهد موجود کمک گرفت. آغاز استفاده از لباسهای با طرح ساده چه برای زنان چه مردان 2400 قبل از میلاد است. از الهههای عیلامی پوششی ساده بدون درز و هیچگونه برش، نقش و تزیین بر جای مانده که مورد استفاده آنان بوده اینگونه لباس در نوع کوتاه نشان از دامن مجزا از لباس بالاتنه و در نوع بلند نشان از پیراهنی چسبیده به بالاتنه و تا پایین یکسره بود. وقتی سخن از ساده به میان میآید به واقع و به معنای واقعی کلمه میباشد و خود پوشش ساده شایسته ظاهر الهههای عیلامی بوده است.
دومین لباس یا لباس بعدی که از تاریخ 2250 قبل از میلاد تا اواسط هزاره دوم قبل از میلاد مکررا مورد استفاده الهههای عیلامی قرار گرفت، لباس چیندار مطبق است. این لباس چه در بین النهرین (مزیلیم) چه در بین الهههای عیلام با توجه به شکل ظاهری لباس آن را چیندار مطبق میخوانیم این نوع لباس هنوز بر ما آشکار نشده که نوعی از دوخت لباس بوده که تکههای پارچه را روی لباس ساده میدوختند یا اینکه از یالهای شیر یا حتی پیکرهسازان برای نشان دادن پشمهای واقعی پارچه از این نوع شیوه حجاری استفاده میکردند. وشل اینگونه چین ها را منگوله (پارچهای دیگر دوخته شده بر روی لباس) میداند. طاهری اینگونه لباسها را از نوع پوستین عنوان می نماید. بلندی لباس عموماً تا مچ پا و دارای آستینهای ساده کوتاه و گاه بلند بودهاند. گاه تنها پیراهن دارای چینهای مطبق افقی بود گاه هم بالاتنه و هم پایینتنه دامن به دو قسمت مجزا تقسیم و تکهای ساده و تکهای چیندار مطبق بود(عموما قسمت پایین دامن). با گذشت زمان از 2250 قبل از میلاد تا نیمه اول هزاره دوم قبل از میلاد تغییراتی در لباس چین دار بوجود آمد که این تغییرات چشمگیر عبارتند از:
1. حذف چینهای بالاتنه و ساده شدن این قسمت از لباس.
2. ظریف شدن چینها

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی نقش برجسته، مال امیر، عوامل طبیعی، مراسم مذهبی Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی نقش برجسته