پایان نامه با واژه های کلیدی نقش ارجاعی، جهان خارج، زبان خودکار

دانلود پایان نامه ارشد

فرهنگستان علوم چین ادامه یافت و در سال 1329/1950، کارگروه یکنواختسازی اصطلاحات علمی تأسیس شد.
فعالیتهای واژهشناسی در دوران انقلاب فرهنگی چین دچار رکود شد ولی امروزه دولت چین برای بررسی و یکسان کردن واژههای علوم طبیعی و فناوری اهمیت بسیاری قائل است. هماکنون “کارگروه ملی برای یکنواختسازی واژههای علوم و فناوری”81 بررسی و یکسانسازی اصطلاحات موجود را به عهده گرفتهاست. این کارگروه دارای یک بخش پژوهش است که به گردآوری واژهها و واژهگزینی اشتغال دارد و گزارش فعالیتهای خود را در مجلهای به نام پژوهش در واژههای علوم طبیعی و فناوری82 منتشر میکند. فعالیت زیرگروههای مختلف و مسائل مربوط به واژهشناسی در این نشریه بازتاب مییابد. به علاوه، این مجله دربرگیرندۀ نتایج پژوهشهای انجامشده در زمینههای خاص علمی و واژگانی و نیز ارتباط فرهنگی بینالمللی در جوامع واژهشناسی نیز هست (همان: 92-93).
از زمان ایجاد کارگروه ملی برای یکنواختسازی واژههای علوم و فناوری در سال 1364/1985، کار بررسی و یکنواخت کردن واژهها بهسرعت گسترش یافتهاست. 27 زیرگروه، چندصدهزار واژه را بررسی کردهاند. بر این اساس، اصول و روشهای بررسی واژهها با علائم چینی خلاصه شده و نظام بررسی واژههای علمی و فنی ایجاد شدهاست. این واژههای استاندارد بیش از 700 استاندارد واژهشناسی را به وجود آوردهاند که گسترۀ وسیعی از علوم بنیادی تا خدمات پستی، ارتباطات راه دور، ترابری، اطلاعات و انتشارات را در بر میگیرد (چانهویی83، 1992: 20-21؛ به نقل از منصوری، 1390: 93).
2-8-8. واژهشناسی در مالزی و اندونزی
زبان مالی زبان ملی و رسمی کشورهای مالزی، اندونزی و برونئی است. این زبان پس از رهایی دو کشور مالزی و اندونزی از سلطۀ استعماری، اقتصادی و فرهنگی انگلیس و هلند، در مالزی، زبان مالزیایی و در اندونزی، زبان اندونزیایی نام گرفته است. در نتیجۀ سیاستهای زبانی متفاوت این دو کشور، اندکاندک تفاوتهایی در این دو زبان پدید آمد. کوشش در جهت توسعۀ همزمان این دو زبان و جلوگیری از افتراق بیشتر آنها در اوایل دهۀ 1329/1950 آغاز شد. در سال 1351/1972 شورای مشترک زبان اندونزیایی- مالزیایی برای استفاده از نظام املای مشترک و یکسانسازی دو زبان ملی به ویژه در زمینۀ واژهگزینی و استاندارد کردن دستور زبان تشکیل شد (منصوری، 1390: 96).
بین سالهای 1336/1957 تا 1351/1972 و قبل از آغاز همکاری دو کشور با تشکیل شورای زبان، مؤسسۀ برنامهریزی زبان مالزی که در سال 1335/1956 تأسیس شدهبود، بیش از 250000 واژۀ تخصصی را انتخاب کردهبود. تقریباً 60% این واژهها با اصطلاحات مشابه در زبان اندونزیایی متفاوت بودند. مهمترین عوامل این اختلاف به قرار زیر بود:
1. تفاوت منابع داخلی و خارجی که واژههای جدید از آنها گرفته شدهبود. در زبان اندونزیایی واژههای فنی اغلب از زبان هلندی و واژههای فرهنگی از زبان جاوهای و سایر زبانهای محلی گرفته شدهبود. سانسکریت نیز منبع مناسبی برای واژههای اندونزیایی بود. در حالی که در زبان مالزیایی، در صورت موجود نبودن منابع داخلی، واژههای جدید فنی و تخصصی از انگلیسی گرفته میشد.
2. دو زبان برای وضع واژههای جدید روشهای مختلفی داشتند که تفاوتهایی در واژهشناسی و سبک املای آنها به وجود میآورد.
در سال 1354/1975، راهنمای عمومی تشکیل واژههای زبان اندونزیایی و مالزیایی در دو کشور چاپ شد. خطوط کلی وضع واژهها را شورای زبان از سال 1351/1972 تا 1354/1975 تعیین کردهبود و وزیران آموزش دو کشور آن را تصویب کردهبودند (همان:97-98).
مرکز واژهشناسی در مالزی به گردآوری، واژهگزینی، یکنواختی، هماهنگی و چاپ واژههای جدید اشتغال دارد. در میان طرحهای واژهگزینی این مرکز میتوان طرح روزآمد کردن واژهها را نام برد که از سال 1368/1989 آغاز شدهاست. هدف این طرحها روزآمد کردن همۀ واژههایی است که از سال 1335/1956، گردآوری شدهاند و بالغ بر 600000 واژه میشوند. این طرح در سه مرحله انجام میگیرد. در مرحلۀ اول طرح که هنوز در جریان است، همۀ واژهها، دستی یا با استفاده از رایانه، بررسی میشوند. مرحلۀ دوم هماهنگ کردن واژههاست. مرحلۀ سوم وقتی میتواند آغاز شود که همۀ این فرایندها تکمیل شدهباشند. بنابراین، مرحلۀ سوم طرح بزرگ دیگری برای گسترش واژهگزینی در زبان ملی است (همان: 99).
همان طور که از مطالب بالا مشهود است، فعالیتهای واژهگزینی و واژهشناسی از چندین دهۀ پیش در کشورهایی شروع شدهاست که در برداشت نخست به نظر نمیآید که طرح و برنامهای برای نجات زبان خود از هجوم واژههای بیگانه داشتهباشند. مسئولان این کشورها مدتهاست که با برنامهریزی قابلقبولی در امر واژهگزینی به پیش میروند و دغدغههای زبانی خاصی دارند. جا دارد مسئولان کشور ما نیز از تجربههای کشورهای دیگر در این حوزه بهره ببرند به ویژه که دولت ایران، روابط سیاسی و فرهنگی مطلوبی با بیشتر کشورهای نامبرده دارد.

فصل سوم
مبانی نظری

3-1. مقدمه
احتمالاً نخستین برداشت افراد از عبارت متن دانشگاهی84 این است که این متنها پر از لغات و اصطلاحات تخصصی و علمی هستند. این برداشتی درست و بهجاست اما باید توجه داشت که تمامی متنهای دانشگاهی دستکم در یک مورد با یکدیگر اشتراک دارند و آن این که همۀ آنها اطلاعات و یافتههایی را پیرامون شاخهای خاص از دانش به خوانندگان خود عرضه میدارند. وجود این وجه اشتراک باعث میشود معتقد باشیم در نگارش این دسته از متنها- فارغ از لغات و اصطلاحات تخصصی و فنی- مجموعۀ خاصی از واژهها نیز به کار برده میشود. مثلاً میتوان با اطمینان گفت که واژههای متعلق به گونۀ گفتاری یا غیررسمی زبان، در این متون، اگر هم وجود داشتهباشند، بسامد بسیار پایینی دارند. واژههایی که انتظار داریم در این متنها مشاهده کنیم، واژههایی هستند متعلق به گونۀ رسمی و نوشتاری هر زبان. همچنین، در این متنها وجود جملههای طولانی و جملههای دارای بیش از یک بند پیرو نیز امری عادی تلقی میشود.
دانشجویان دانشگاهها، صرف نظر از رشتۀ تحصیلی تخصصی خود و به منظور کسب تسلط هر چه بیشتر در خواندن و نوشتن متنهای دانشگاهی، باید واژههای دانشگاهی85 را به گنجینۀ واژههای فعال86 خود بیافزایند. اهمیت این امر محققان را به فکر انداخت تا مجموعهای از این دست واژهها را برای زبان انگلیسی گرد آورند که فهرست واژههای دانشگاهی87 (نیشن88، 1990 ر.ک. پیوست) از آن جمله است. حال، با توجه به این که تعداد دانشجویان غیرفارسیزبان شاغل به تحصیل در ایران قابلتوجه است، وجود چنین فهرستی برای زبان فارسی نیز ضروری مینماید. در این فصل، ابتدا به طور مفصل به تعریف زبان علم و برشمردن ویژگیهای آن میپردازیم. به این شرح که ابتدا نقشهای زبانی یاکوبسن را معرفی و موضع زبان علم در برابر هر یک از آنها را روشن مینماییم و آنگاه زبان علم را با زبان خودکار یا روزمره و سپس با زبان ادبیات مقایسه میکنیم؛ بعد از آن، معیارهایی برای تمایز قائل شدن میان اثر ادبی از اثر زبانی ارائه مینماییم و به این طریق، برای شفاف کردن جایگاه زبان علم، زبان خودکار و زبان ادب نسبت به یکدیگر پیوستاری رسم میکنیم. در مرحلۀ بعد، لزوم برنامهریزی برای واژهگزینی و معضلات وامگیری را از نظر میگذرانیم و سپس به ابعاد، جوانب و محدودیتهای تدوین فهرستی از واژههای فارسی دانشگاهی برای دانشجویان غیرفارسیزبان نظر میافکنیم و در پایان تازهترین و معتبرترین فهرست واژههای دانشگاهی تهیهشده برای زبان انگلیسی، یعنی فهرست 570 واژهای کاکسهد89 (2000)، را که مبنای پژوهش حاضر است، معرفی میکنیم.
3-2. تعریف زبان علم
پیش از هر چیز لازم است دربارۀ چیستی زبان علم به قطعیت برسیم. زبان علم آن گونۀ کاربردی90 از هر زبان است که در علم به کار میرود. البته منظور از این جمله، وجوه تمایز موجود میان زبانهای علوم مختلف نیست بلکه هدف، توجه به وجوه تشابه میان همۀ زبانهای همۀ علوم است؛ این که آن کدام ویژگیها هستند که در همۀ گونههای کاربردی همۀ علوم وجود دارند و لاجرم موجب میشوند گونههای مزبور همگی از گونههای کاربردی دیگری که برای مقاصدی سوای مقاصد علمی به کار میروند، جدا و متمایز بمانند (حقشناس، 1372). برای هر چه روشنتر شدن ماهیت زبان علم میتوانیم به چند روش عمل کنیم. ابتدا بر پایۀ انگارۀ یاکوبسن که معتقد است در روند ایجاد ارتباط، عناصری چون گوینده، مخاطب، پیام، مجرای ارتباطی، رمزگان و مرجع، شش نقش ممکن را برای زبان رقم میزنند، موضع زبان علم در برابر هر یک از این نقشها را بیان میکنیم. سپس، زبان علم را با زبان روزمره و زبان ادبی مقایسه مینماییم و در آخر سعی میکنیم با معرفی معیارهای تمایز میان اثر زبانی و اثر ادبی، پیوستاری را رسم کنیم که در یک سوی آن آثار ادبی و در سوی دیگر آثار زبانی جای دارند.
3-2-1. نقشهای زبانی یاکوبسن
در این بخش به معرفی نقشهای ششگانۀ زبان و موقعیت زبان علم و نیز زبان ادب در میان این نقشها میپردازیم.
3-2-1-1. نقش ارجاعی و گونۀ زبانی
در نقش ارجاعی زبان جهت‌گیری پیام به سوی موضوع پیام است. زمانی که در یک ارتباط زبانی نقش ارجاعی پررنگ‌تر باشد، هدف صحبت دربارۀ موضوعی در جهان خارج است به طوری که بتوان صحت و سقم گزاره را با توجه به ملاحظات جهان خارج محک زد. بدیهی است که صحت یا سقم یک گزاره، زمانی امکان محک خوردن دارد که آن گزاره از معنای روشن و بدون ابهام برخوردار باشد. لذا زمانی که هدف از ایجاد ارتباط زبانی، نقش ارجاعی آن باشد، لاجرم گرایش به سمت استفاده از نشانه‌هایی است که تا حد امکان از مفهوم روشن و بدون معانی متعدد برخوردار باشند. با توجه به این مطلب مشخص است که بیشترین کارکرد این نقش از زبان را باید به هنگام پرداختن به مطالب علمی جستجو کرد چرا که گزاره‌های علمی بدون امکان محک صدق یا کذب‌شان در جهان خارج از زبان اساساً گزاره‌هایی علمی محسوب نمی‌شوند (رفیعی و صحرایی، 1390: 2).
3-2-1-2. نقش عاطفی و گونۀ زبانی
در نقش عاطفی زبان، دست کم بخشی از هدف، بیان طرز نگرش گوینده نسبت به موضوع است. این نقش زمانی شکل می‌گیرد که رابطۀ میان گوینده و پیام در برقراری ارتباط زبانی پررنگ‌تر باشد. این نقش همچنین می‌تواند عامل شکل‌گیری تنوعات سبکی و دلالت‌های ضمنی شود (گیرو 1973: 20). نقش عاطفی به نوعی در تقابل با نقش ارجاعی قرار می‌گیرد. در حالی که نقش عاطفی سعی در افزودن به تنوعات معنایی دارد، نقش ارجاعی زمانی به حداکثر کارایی خود می‌رسد که جلوی هر نوع چندگانگی معنایی گرفته شود (رفیعی و صحرایی، 1390: 2-3). به این ترتیب و با توجه به دو نقشی تا این جا دربارۀ آنها بحث شد، باید گفت که، حتی در صورتی که بتوان بر روی یک جمله علمی بار عاطفی نهاد، به عبارت دقیق‌تر نقش عاطفی نیز برایش قائل شد، این نقش زائد، مزاحم و حتی گاه مضحک به نظر می‌رسد (همان: 3).
3-2-1-3. نقش ترغیبی و گونۀ زبانی
این نقش مخاطب‌‌محور است و زمانی مطرح میشود که هدف از ارتباط زبانی ایجاد واکنش نزد مخاطب باشد. جملات دارای ساخت امری بارزترین نمونۀ نقش ترغیبی هستند. بدیهی است که امکان تعیین ارزش صدق و کذب در مورد جملات امری موضوعیت ندارد. جملۀ دارای نقش ترغیبی می‌تواند عقل یا عاطفۀ مخاطب را هدف قرار دهد. در اموری نظیر انجام کار، ترغیب عقل و در امور زیبایی‌شناسانه، ترغیب احساس و عاطفه مد نظر قرار می‌گیرد (گیرو 1973: 21). در متون علمی امکان بهکارگیری نقش ترغیبی، البته در نوع اول آن، تا حدی وجود دارد. شاید بتوان بهترین نمونۀ جملات دارای این نقش را در دستورالعمل‌های نصب و راه‌اندازی مثلاً یک دستگاه مشاهده کرد. علیرغم حضور این نقش در متون علمی، این نقش، در مقایسه با نقش ارجاعی، جای چندانی را به خود اختصاص نمی‌دهد (به نقل از رفیعی و صحرایی، 1390: 3).
3-2-1-4. نقش فرازبانی و گونۀ زبانی
این نقش زمانی محقق میشود که از زبان برای صحبت دربارۀ خود زبان استفاده می‌شود. به عبارت دیگر، وضعیتی که در آن هدف از ارتباط زبانی روشن ساختن معنی نشانه‌هایی باشد که احتمال می‌رود مخاطب آنها

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی تدریس علوم، جنگ جهانی دوم، مراکز آموزشی Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی زبان ادبی، صدق و کذب، جهان خارج