پایان نامه با واژه های کلیدی ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه، ظاهر و باطن

دانلود پایان نامه ارشد

تدبر و تفکر معناي آن حاصل شود و ثالثاً رسول اکرم9قرآن را مبناي عرضه حديث قرار داده تا صحت و سقم حديث با قرآن مشخص شود، اثبات مي کند که قرآن به مفسّر و مبيّن ديگري غير از خود نياز ندارد و فهم قرآن به کمک خود قرآن ممکن است. در اين جا به چند نمونه از موارد استفاده ملا فتح الله از تفسير قرآن به قرآن اشاره مي کنيم.
وي در تفسير آيه شريفه(…وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُواْ فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفَاسِقِينَ)495 “…ولى كسانى كه به كفر گراييده‏اند مى‏گويند: “خدا از اين مَثَل چه قصد داشته است؟” [خدا] بسيارى را با آن گمراه، و بسيارى را با آن راهنمايى مى‏كند و [لى‏] جز نافرمانان را با آن گمراه نمى‏كند.”، معاني ضلالت را با استفاده از آيات ديگر بيان مي کند.
الف) اضلال به معنى اهلاك و تعذيب است؛ مانند اين آيات شريفه(إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ * يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ)496 “قطعاً بزهكاران در گمراهى و جنونند* روزى كه در آتش به رو كشيده مى‏شوند [و به آنان گفته مى‏شود:] “لهيب آتش را بچشيد [و احساس كنيد]””
ضلالت در آيه فوق به معناي هلاکت و عذاب اخروي است و با توجه به اين معناي(يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا)اين گونه خواهد شد که خداوند گروهي را به سبب نگرويدنشان به ضرب المثل هلاک مي کند و عذاب مي نمايد و ايشان را به طريق جنت و ثواب ابدي راهنمايي نمي کند.
ب) اضلال به معناي تدمير است؛ مانند آيه (وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَن يُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ)497 “و كسانى كه در راه خدا كشته شده‏اند، هرگز كارهايشان را ضايع نمى‏كند.”
در اين آيه اضلال به معناي از بين بردن و تدمير آمده است که تقريبا نزديک به همان معناي هلاک کردن است.
ج) اضلال به معنى تلبيس است و تغليط و تشكيك و ايقاع مردمان در ضلال و فساد كه مؤدى بظلم است و جور؛ مانند اين آيات شريفه (وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنكُمْ جِبِلًّا كَثِيرًا أَفَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ)498″ و [او] گروهى انبوه از ميان شما را سخت گمراه كرد آيا تعقّل نمى‏كرديد؟”، (وَأَضَلَّ فِرْعَوْنُ قَوْمَهُ وَمَا هَدَى)499″ و فرعون قوم خود را گمراه كرد و هدايت ننمود.”، (قَالَ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِن بَعْدِكَ وَأَضَلَّهُمُ السَّامِرِيُّ)500 “فرمود: “در حقيقت، ما قوم تو را پس از [عزيمت‏] تو آزموديم و سامرى آنها را گمراه ساخت.””، اين معناي اضلال براي شيطان و فرعون و سامري است و خداوند تعالي از اين منزه است.501
توضيح اين که در آيه (يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا) اضلال و هدايت هر دو به خداي متعال نسبت داده شده است و با توجه به اين مي توان گفت که اضلال در معاني اهلاک و تعذيب و تدمير در مورد خداي تعالي نيز به کار مي رود و نسبت دادن اضلال به خداي تعالي از اين جهت است که مردمان به سبب نگرويدن به حقيقت هلاک و عذاب شدند نه اينکه خداي تعالي خود سبب اضلال آنان شده باشد چنانچه در آيه(رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ…)502 “پروردگارا، آنها بسيارى از مردم را گمراه كردند…”، اضلال را به اوثان نسبت داده است در حالي که مردمان به جهت پرستيدن اوثان گمراه شدند نه اينکه اوثان ايشان را گمراه ساخت. ولي اضلال به معناي تلبيس و قرار دادن مردمان در فساد در مورد خداي تعالي به کار برده نمي شود، چنانچه در آيات فوق نيز که اضلال به معناي تلبيس و تشکيک قلوب مردمان مي باشد، براي شيطان و سامري و فرعون به کار رفته بود.
مولف همچنين در آيه (وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا …)503 “و [نتيجه‏] گناهانى كه مرتكب شده‏اند، برايشان ظاهر مى‏شود…”، مراد از(سَيِّئَاتُ)را انواع عذاب بيان مي کند و براي اثبات اين گفته خود به آيه (وَجَزَاء سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِّثْلُهَا)504 “و جزاى بدى، مانند آن، بدى است.” استناد مي کند.505
اصل معناي سيئه، گناه است ولي در برخي موارد به معاني ديگري از جمله عذاب نيز به کار مي رود. ملا فتح الله در اين جا با استناد به آيه اي ديگر که سيئه در آن به معناي عذاب آمده است، برداشت کرده است که (سَيِّئَاتُ) در اين آيه نيز به معناي عذاب است. با وجود اين معنا ديگر نيازي به تقدير گرفتن “جزاء”، نيست در غير اين صورت بايد جزاء در آيه در تقدير گرفته شود تا مفاد آيه درست فهميده شود (و بداء لهم جزاء سيئات ما کسبوا) در حالي که عدم تقدير بهتر از تقدير است.
همچنين ملا فتح الله کاشاني مراد از لفظ (يَدَا)را در آيه (تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ)506″ بريده باد دو دست ابولهب، و مرگ بر او باد.”، به معناي کل بدن مي گيرد و براي اثبات اين گفته به آياتي از قرآن کريم استدلال مي کند. (لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ)507 “و خود را با دست خود به هلاكت ميفكنيد” و (ما قَدَّمَتْ يَداهُ)508 “دستاورد پيشينه خود را “، در اين دو آيه نيز مراد از “يد” کل بدن و نفس اشخاص است مفسّر در ادامه اسناد فعل به يدين را به جهت آن که اكثر کار ها به دست انجام مي گيرد، مي داند و معناي آيه را اين گونه بيان مي کند كه نفس او (ابولهب) هلاك و نابود باد به وقوع آن در آتش جحيم و كشيدن عذاب اليم.509
و يا در تفسير آيه(صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ)510 “راه آنهايى كه برخوردارشان كرده‏اى، همانان كه نه درخور خشم‏اند و نه گمگشتگان”، مراد از (الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ) را پيغمبران:و صديقان و شهداء و صالحان بيان مي کند و در تاييد سخن خود به اين آيه از قرآن استدلال مي کند(الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ)511 “در زمره كسانى خواهند بود كه خدا ايشان را گرامى داشته [يعنى‏] با پيامبران و راستان و شهيدان و شايستگانند” و مراد از (المَغضُوبِ عَلَيهِمْ) را جهودان مي داند كه به سبب عناد و طغيان و قتل پيغمبران و تحريف كتاب تورات و تبديل الفاظ آن خداوند تعالي بر ايشان خشم گرفته است مفسّر براي اين گفته خود نيز به آيه اي ديگر از قرآن استدلال مي کند512:(وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلَعَنَهُمْ)513 “و خدا بر ايشان خشم نموده و لعنتشان كرده.”
موارد استفاده ملا فتح الله از آيات قرآن به عنوان قرينه براي تبيين و توضيح آيات ديگر بسيار است که در اين جا به جهت اختصار از ذکر آن خودداري مي کنيم خواننده محترم مي تواند براي مطالعه بيشتر پيرامون اين موضوع به تفسير منهج الصادقين مراجعه کند.

9- استفاده از روايات به عنوان قرينه
استفاده از روايات صحيحي که از اهل بيت7نقل شده است، يکي ديگر از قراين ناپيوسته براي فهم و توضيح آيات قرآن کريم است. اين احاديث همانند آيات قرآن، قرينه‏اى براى تفسير آيات است و ابزارى براى روشن شدن معانى و مقاصد آيات است كه كاربردهاى گوناگونى از جمله بيان ناسخ و منسوخ، بيان جزئيات احکام، تطبيق آيات بر مصداق خاص، و بيان بطن براي آيات، در تفسير قرآن دارد.

شيخ طوسى;در مقدمه تفسير تبيان در اين باره مي نويسد:
“و اعلم أنَّ الرواية ظاهرة فى إخبار أصحابنا بأنّ تفسير القرآن لا يجوز إلا بالأثر الصحيح عن النبى9 و عن الائمة:الذين قولهم حجّة كقول النبى9و أن القول فيه بالرأى لا يجوز514؛ يعني بدان که در روايات اصحاب ما روايت است به اين كه تفسير قرآن جز با روايت صحيح از پيامبر9و امامان:كه سخن آنان مانند سخن پيامبر9حجت است، جايز نمى‏باشد و سخن گفتن در آن با رأى جايز نمى‏باشد.”
9-1- ادله اهميت توجه به روايات به عنوان قرينه در تفسير
طرفداران اين روش تفسيري در باب اهميت توجه به روايات معصومان:در تفسير و تبيين و توضيح آيات قرآن دلايل مختلفي را ذکر کرده اند. در اين قسمت به برخي از اين دلايل اشاره مي کنيم.
9-1-1- دليل عقلي
در قرآن آياتي وجود دارد که برخي از احکام الهي مانند نماز، روزه، زكات، حج و … را به صورت کلي بيان نموده و جزئيات آن ها را تبيين نکرده است مثلا نفرموده که در روز چند رکعت نماز بخوانيم؟ يا تعداد رکعات نماز صبح، ظهر، عصر و … مشخص نشده است يا جزئيات مراسم حج را مشخص نکرده است؛ همچنين آياتي که به طور عام و گسترده به بيان حکمي پرداخته است مثلا در آيه اي فرموده (وَأَحَلَّ اللّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا)515 “و حال آن كه خدا داد و ستد را حلال، و ربا را حرام گردانيده است.”، ولي جزئيات ربا را مشخص نفرموده است، وجود اين قبيل آيات ايجاب مي کند که براي تفسير و توضيح جزييات نياز به افرادي است که از طرف خداي تعالي مامور به اين کار شده اند و اين افراد کساني جز اهل بيت:که علم به همه قرآن و معارف الهي دارند، نيستند.

9-1-2- آيات قرآن
قرآن شامل آياتي است که مويد اين مطلب است که تبيين و توضيح آيات قرآن توسط پيامبر اکرم9و اهل بيت:صورت مي گيرد. برخي از اين آيات عبارتند از:
الف) آياتي که دلالت بر رد همه امور به پيامبر9و اولي الامر دارد:
(وَإِذَا جَاءهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُواْ بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُوْلِي الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ)516 “و چون خبرى [حاكى‏] از ايمنى يا وحشت به آنان برسد، انتشارش دهند و اگر آن را به پيامبر و اولياى امر خود ارجاع كنند، قطعاً از ميان آنان كسانى‏اند كه [مى‏توانند درست و نادرست‏] آن را دريابند.”
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ)517″ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز] اطاعت كنيد پس هر گاه در امرى [دينى‏] اختلاف نظر يافتيد، اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد، آن را به [كتاب‏] خدا و [سنت‏] پيامبر [او] عرضه بداريد.”
روايات زيادى در تفسير آيات آمده است كه منظور از (أُولِي الْأَمْرِ) ائمه:مي باشند.518
ب) آياتي که به طور صريح پيامبر اکرم9را مبين و مفسّر قرآن معرفي مي کند.
(هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ)519520 “اوست آن كس كه در ميان بى‏سوادان فرستاده‏اى از خودشان برانگيخت، تا آيات او را بر آنان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت بديشان بياموزد، و [آنان‏] قطعاً پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند.”
(وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ)521″و اين قرآن را به سوى تو فرود آورديم، تا براى مردم آنچه را به سوى ايشان نازل شده است توضيح دهى، و اميد كه آنان بينديشند.”
با توجه به آيات ديگر قرآن522 منظور از (الذِّكْر) در اين آيه و (الْكِتَابَ) در آيه اول، قرآن کريم است. وجه دلالت اين آيات بر ائمه اطهار:(إِلَيْكَ) نيز بر اساس ادله جانشيني ايشان از پيامبر9قابل تعميم است.
9-1-3- روايات
روايات فراواني در تاييد اين مطلب وجود دارد از جمله رواياتي دلالت دارد بر اين که معصومان:علم کامل و تام به همه قرآن اعم از ظاهر و باطن، محکم و متشابه، ناسخ و منسوخ و … دارند و همچنين رواياتي که دلالت بر نيازمندي قرآن به قيم و قيم بودن پيامبر9و اهل بيت:دارد.523
يكى از آن رواياتي که دلالت بر لزوم524 توجه به روايات ائمه اطهار:در تفسير قرآن دارد حديث ثقلين است كه سند آن متواتر و صدور آن از رسول خدا9مورد اتفاق است. رسول گرامي اسلام9مي فرمايند: “إِنِّي‏ تَارِكٌ‏ فِيكُمُ‏ الثَّقَلَيْنِ‏- كِتَابَ‏ اللَّهِ‏ وَ عِتْرَتِي‏ أَهْلَ‏ بَيْتِي‏ مَا إِنْ‏

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی آداب و رسوم، اسباب نزول، علوم قرآن Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی اسباب نزول