پایان نامه با واژه های کلیدی ناخودآگاه

دانلود پایان نامه ارشد

متقابل آن‏ها براي درك آن‏چه كه در بطن ماشين و سيستم سياست‏گذاري يك كشور مي‏گذرد، مفيد است. از ميان آن‏ها ويژگي‏ها و خصلت‏هاي ملّي، ساختار و بافت سياسي، اجتماعي، فرهنگي و ايدئولوژي، موقعيّت جغرافيايي، تهديدات و بالاخره ادراك و برداشت سياست‏گذاران و تصميم‏گيرندگان در مورد كمّ وكيف عوامل و متغيّرهاي مذكور از همه مهم‏تر و اساسي‏تر است.28
2-2-2 سياست خارجي: تاريخچه و تفاوت آن با روابط بينالملل
بين سياست خارجي و روابط بين‏الملل تفاوت وجود دارد، و اين تمايز به‌طورکلي به تفاوت ميان هدفها و اقدامات (تصميمات و خطّ مشيها) يک دولت يا دولتها، و کنشهاي متقابل ميان دو يا چند دولت ارتباط پيدا ميکند. اگر در تحليل خود به اقدامات يک دولت در قبال محيط خارج و شرايط معمولاً داخلي مؤثّر در تعيين اقدامات مزبور بپردازيم اساساً به سياست خارجي توجّه کردهايم. امّا اگر به آن اقدامات فقط به منزله‌ي جنبه‌اي از الگوي اقدامات يک دولت و واکنشها يا پاسخهاي ديگران بپردازيم، به سياست بين‌الملل يا روندهاي کنش متقابل دو يا چند دولت مي‌نگريم. و اصطلاح روابط بينالملل به‌صورت متمايز از سياست بينالملل و سياست خارجي، ميتواند به همهي شکلهاي دولتي و غيردولتي کنش متقابل اعضاي جوامع مختلف اطلاق شود. مطالعهي روابط بينالملل دربرگيرندهي تحليل سياستهاي خارجي يا روندهاي سياسي ميان ملتها نيز هست.29 روابط بينالملل به قدمت خود دولت – ملّتها ميباشد. امّا تحليل سياست خارجي، به‌عنوان يک رشته‏ي متمايز تئوريک عمدتاً بعد از جنگ جهاني دوّم به‌وجود آمد. آغاز کار رشتهي سياست خارجي را معمولاً سه منبع عمده ميدانند (جدول 2-1): مقالهي جيمز روزنا30 با عنوان “پيش نظريّهها و نظريّه‏هاي سياست خارجي”، کتاب ريچارد اسنايدر31 و همکارانش با عنوان “تصميمگيري به مثابه‏ي رويکردي در مطالعهي سياست بين‏الملل”، و کتاب هارولد و مارگارت اسپراوت32 با عنوان “فرضيّههاي مناسبات انسان – محيط درون عرصهي سياست بين‌الملل”. به‌طور خلاصه ميتوان گفت اين آثار داراي تأثير تئوريک قابل توجّهي در رشتهي سياست خارجي بودند و موجب شکلگيري سه شاخه در مطالعات سياست خارجي با عناوين “سياست خارجي مقايسه‌اي”، “تصميمگيري سياست خارجي”، و “محيط و زمينهي سياست خارجي” گرديدند.33
جدول (2-1). منابع عمده‏ي تحليل سياست خارجي (يافته‏هاي تحقيق)
رديف
نام منبع
نوع منبع
خالق منبع
محصول و شاخه‏ي منبع
1
پيش نظريّهها و نظريّههاي
سياست خارجي
مقاله
جيمز روزنا
سياست خارجي مقايسه‌اي
2
تصميمگيري به مثابه‏ي رويکردي در مطالعهي سياست بين‏الملل
کتاب
ريچارد اسنايدر و همکاران
تصميمگيري سياست خارجي
3
فرضيّههاي مناسبات انسان – محيط درون عرصهي سياست بين‌الملل
کتاب
هارولد و مارگارت اسپراوت
محيط و زمينهي سياست خارجي
2-2-3 اهداف سياست خارجي34
اهداف سياست خارجي را، تصميمگيرندگان رسمي دولت انتخاب ميکنند تا يا وضع بينالمللي موجود را به نفع منافع خود تغيير دهند و يا در حفظ آن بکوشند. اهداف سياست خارجي حاصل تحليل مقاصد و وسايل نيل به اهداف ميباشد. گرچه اهداف روشن و واقعي سياست خارجي، از کشوري به کشور ديگر متفاوت است، همهي کشورها داراي اهداف زير ميباشند (نمودار 2-1):
1- هدفهاي کوتاه مدّت35 و حياتي: منافع و ارزشهاي حياتي از جمله‏ي اين اهداف به شمار ميآيند و غالباً با حفظ موجوديّت يک واحد سياسي بيشترين ارتباط را دارند. زيرا آشکار است که واحدهاي سياسي بدون حفظ موجوديّت خود نميتوانند به ديگر هدفها دست يابند. تعيين دقيق ارزش يا منافع حياتي در هر کشوري، بستگي به سياستگذاران آن کشور دارد. به‌عنوان مثال ميتوان به موارد زير اشاره کرد: استقلال، امنيّت ملّي، يک‌پارچگي سرزمين، رفاه اقتصادي و حفظ و تقويت شيوهي زندگي. اين هدفهاي فوري هستند و تعدادشان از بقيهي اهداف بيشتر است.
2- هدفهاي ميان مدّت: اين هدفها زمان‏بَر هستند و بعد از اهداف کوتاه مدّت داراي اولويّت‏اند. همانند: سلطهي منطقهاي، ترويج ارزشها در خارج، تضعيف مخالف و توسعهي فرصتهاي اقتصادي در خارج.
3- هدفهاي بلند مدّت: که عبارتند از طرحها و روياها و پندارهاي مربوط به سازمان سياسي يا ايدئولوژيک غايي نظام بينالمللي، قواعد حاکم بر روابط درون نظام مزبور و نقش دولتهاي خاص در اين نظام. تفاوت بين هدفهاي ميان‏مدّت و بلندمدّت، تنها به تفاوت در عامل زمان که ذاتي آن‏هاست، مربوط نميشود؛ بلکه همچنين ميان آن‏ها تفاوت مهمي از حيث دامنه وجود دارد. دولتها به هنگام پافشاري بر هدفهاي ميانمدّت، درخواستهايي خاص از دولتهايي خاص دارند؛ امّا در تعقيب هدفهاي بلندمدّت، درخواستهاي دولتها معمولاً جهاني است.36
هدف‏هاي کوتاه مدّت استقلال، امنيّت ملّي، يکپارچگي سرزمين، رفاه اقتصادي
اهداف سياست خارجي هدف‏هاي ميان مدّت سلطهي منطقهاي، ترويج ارزشها در خارج، تضعيف مخالف
هدف‏هاي بلند مدّت طرحها و روياها و پندارهاي مربوط به سازمان سياسي
نمودار (2-1). اهداف سياست خارجي
2-2-4 عوامل مؤثّر بر سياست خارجي
کشورها در تدوين و اجراي سياست خارجي‏شان ناگزيرند برخي عوامل و شرايط را در نظر بگيرند و آن‏گاه به تصميم‏گيري و اجراي سياست خارجي بپردازند. بعضي از عوامل مؤثّر بر سياست خارجي کشورها عبارتند از: عوامل جغرافيايي و استراتژيک، جمعيّت، عامل اقتصادي و عامل ايدئولوژيک(نمودار 2-2). اکنون به بررسي مختصر هر يک از اين عوامل مي‏پردازيم:
1- عامل جغرافيايي و استراتژيک: کشورهايي که داراي وسعت سرزميني، آب و هواي متعادل و منابع کافي هستند، در سياست خارجي از ميدان عمل وسيع‏تري برخوردارند. البتّه بايد به اين نکته توجّه داشت که در برخي از موارد وسعت سرزمين و منابع ارزشمند آن سبب بروز مشکلاتي شده، و به صورت عامل محدودکننده درآمده‏اند. به هر حال، در نظر گرفتن عواملي از قبيل تعداد جمعيّت، منابع طبيعي و غيره دولت‏ها را وادار مي‏کند تا سياست خارجي خود را با توجّه به عوامل محيطي تعديل کنند. از نظر موقعيّت استراتژيک، دسترسي يا عدم دسترسي به درياي آزاد، سواحل مناسب، نيروي دريايي قدرتمند و غيره در سياست خارجي تأثير دارد.
2- عامل جمعيّت: از ديگر عوامل مؤثّر بر سياست خارجي، تعداد و کيفيّت جمعيّت کشورهاست. هم‏چنين چگونگي توزيع جغرافيايي جمعيّت، ميزان سواد، مهارت تکنولوژيک، آهنگ رشد جمعيّت و تناسب آن با رشد اقتصادي و توان بالقوّه و بالفعل اقتصادي، ذخيره‏ي کافي مواد غذايي کشورها نيز نقش مؤثّر در سياست خارجي کشورها دارد.
3- عامل اقتصاد: وضع اقتصادي کشورها يکي از عوامل مؤثّر بر سياست خارجي کشورها به شمار مي‏رود. وابستگي اقتصادي کشورها به يکديگر از اصول حاکم و مبناي سياست خارجي کشورهاست.37 دسترسي کشورهاي صنعتي به موادخام که جنبه‏ي حياتي براي آن‏ها دارد، بر مناسبات سياسي آن‏ها در برقراري رابطه با کشورهاي غيرصنعتي تأثير مي‏گذارد و به عنوان مثال، کشورهايي که داراي اقتصاد مبتني بر کشاورزي هستند، به محصولات صنعتي و ماشين‏آلات؛ و متقابلاً کشورهايي که داراي اقتصاد مبتني بر صنعت هستند، به محصولات کشورهاي مبتني بر کشاورزي نيازمندند. و در مجموع اين عوامل بر سياست خارجي کشورها تأثير مي‏گذارد.
4- عامل ايدئولوژيک: يک جنبه از سياست خارجي کشورها، نشان‏دهنده‏ي اهداف و طرز تفکّر آن‏هاست. اين عامل، کشورها را از نظر برقراري روابط ديپلماتيک محدود مي‏کند. به اين معنا که کشورها بنا به الزامات ايدئولوژيک مجبور به قطع روابط ديپلماتيک با برخي از کشورها و راغب به برقراري رابطه با برخي ديگر از کشورها هستند. عامل ايدئولوژيک در برخي موارد، آتش جنگ را بين کشورها شعله‏ور کرده است. مانند ايدئولوژي فاشيسم که به علّت تضاد با ايدئولوژي‏هاي کمونيسم و ليبراليسم، يکي از عوامل آغازکننده‏ي جنگ جهاني دوّم درسال 1939 م. / 1318 هـ . ش. محسوب مي‏شود.
عامل جغرافيايي و استراتژيک منابع طبيعي، سواحل مناسب، نيروي دريايي قدرتمند
عامل جمعيّت ميزان سواد، مهارت تکنولوژيک، آهنگ رشد جمعيّت
عوامل مؤثّر بر سياست خارجي
عامل اقتصادي دسترسي به موادخام صنعتي و کشاورزي
عامل ايدئولوژيک اهداف و طرز تفکّر سياسي
نمودار (2-2). عوامل مؤثّر بر سياست خارجي
2-2-5 عوامل سياست‏گذاري خارجي
گرچه تصميمگيرندگان نقشي اساسي را در فرايند سياستگذاري خارجي ايفا ميکنند، نبايد تصوّر کرد که هدفها و منافع ملّي بدون مقدّمه از اذهان سياستگذاران تراوش کرده، به‌صورت سياستها و جهتگيريهاي خاصي به‌ مورد اجرا در ميآيند؛ بلکه عوامل ديگري در بهوجود آمدن آن‏ها دخيل ميباشند38 از جمله:
1- ارزش‌ها و اعتقادات: سيستم اعتقادي يک دولت، از اين لحاظ حائز اهمّيّت است که طرحي نسبتاً روشن از کارکرد نظام بينالمللي و نيز موقعيّت يک دولت در قبال ساير دولتها بهدست ميدهد. بر همين اساس، برخي از رفتارهاي بينالمللي مورد طرد و انکار واقع ميشود و پارهاي ديگر بهگونهاي مورد تفسير مجدّد قرار ميگيرد که با نظام اعتقادي و ارزشي حاکم بر جامعه سازگار باشد. اين واقعيّت را نيز نبايد ناديده گرفت که نظام اعتقادي، در بسياري از موارد محدوديّتهاي بسياري در عرصهي انتخاب راهحلهاي گوناگون در سياست خارجي، بهوجود ميآورد. آثار اين محدوديّتها را ميتوان در انعقاد قراردادها و عضويّت در اتّحادها و ائتلافها مشاهده کرد.
2- زمينههاي تاريخي و فرهنگي: اين عامل گاه به صورت خودآگاه و گاه به صورت ناخودآگاه، مستقيم و غيرمستقيم، تصميمگيرندگان سياست خارجي را تحت تأثير خود قرار ميدهد.
3- تصوير کلّي از سياست بين‌المللي: مقصود از اين عامل، درک يک سياستگذار از واقعيّتها و شرايط محيط بين‌المللي، متعارض بودن يا نبودن خواستها و منافع ديگران با داده‌هاي سياست خارجي، و مطلوب بودن رفتارهاي گوناگون بازيگران مختلف سياست بينالمللي است. به ديگر سخن آنکه سياست‌گذاران در برخي از موارد بهصورت ناخودآگاه، اوضاع بينالمللي را آن‌طور که دل‌خواه آنان است ميبينند و نه آنگونه که واقعيّت دارد.
4- برداشت‌ها: سياستگذاران خارجي دربارهي هر مسألهي بينالمللي، داراي فرض‌هايي هستند و اين فرضها طيف گستردهاي از دوستي و خصومت و اعتماد و عدم اعتماد را تشکيل ميدهد.
5- مشکلات داخلي و افکار عمومي: گاه سياستگذاران به سبب وجود يک سلسله مسائل و بحران‌هاي داخلي و به‌منظور انحراف افکار عمومي، سياست‌هاي اتّخاذ ميکنند که هدف از آن‏ها منحرف کردن افکار از مسائل داخلي به مسائل خارجي است. اين وضعيّت ممکن است شرايطي به‌وجود آورد که دولتي، مجبور به جهتگيري خاصي در سياست خارجي شود و در نتيجه به سوي استراتژي جديدي سوق داده شود.
6- نيازهاي داخلي: جهت تأمين نيازهاي داخلي اعم از اقتصادي و تکنولوژيک، فرهنگي و امنيّتي، بسياري از موارد، هدفها، تصميمات و اعمال سياست خارجي، در راستاي برآورده شدن آنها قرار ميگيرند.
7- ساختار نظام بينالملل: ساختار نظام بينالمللي، محدوديّتها و نيز امکاناتي براي سياستگذاري به وجود ميآورد. به‌عنوان مثال در زماني که جهان در فضاي دو قطبي به سر مي‌برد، کشورها به ناچار در يکي از دو بلوک قرار ميگرفتند و تعداد اندکي به سختي در گروه عدم تعهّد قرار ميگرفتند. بايد به اين نکته نيز اشاره کرد که بسياري از تصميمها و دادههاي سياست خارجي، واکنشي است نسبت به رفتار ساير بازيگران بينالمللي.39
2-2-6 ابزارهاي سياست خارجي
سياست خارجي يک کشور پس از تصميم‏گيري به وسيله‏ي افراد يا نهادهاي رسمي و با استفاده از ابزارها و تکنيک‏هاي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی ظلم و ستم Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی نفت و گاز