پایان نامه با واژه های کلیدی میانجیگری، حل و فصل اختلافات، شخص ثالث، انعطاف پذیری

دانلود پایان نامه ارشد

اختلاف باید نگاهی همه جانبه داشت. این مساله به ویژه در ایران از اهمیت زیادی برخوردار است زیرا به دلیل حجم بالای پرونده های مطروحه در دادگاهای ایران، قضات وقت کافی برای مطالعه ی عمیق پرونده و استفاده از نظر کارشناسان ندارند. بنابراین نقطه ی مطلوب برای طرفین اختلاف می تواند رجوع به داوری یا استفاده از روش های حل و فصل غیر قضایی چون میانجیگری یا ارزیابی باشد. بدین ترتیب طرفین داور یا داورانی انتخاب می کنند که دارای تجربه و تخصص کافی در زمینه ی مسایل فنی، مالی و حقوقی پروژه های نفتی باشند. همچنین استفاده از چند ارزیاب متخصص و بی طرف برای حل و فصل اختلاف می تواند بسیار کارآمد باشد.364
و) انعطاف پذیری: از دیگر مزیت های استفاده از روش های حل و فصل غیر قضایی انعطاف پذیری است که در فرآیند استفاده از آنها وجود دارد. فی الواقع در این روش ها، تشریفات رسیدگی به حداقل ممکن کاهش می یابد و کنترل طرفین اختلاف بر روند رسیدگی زیاد است. بنابراین آیین رسیدگی که در فرآیند ADR استفاده می شود می تواند با نیازمندی های طرفین منطبق شود. به عبارت دیگر، فرآیندهای رسیدگی غیر قضایی باید برای افزایش ارتباط کارآمد طرفین طراحی گردد.365
استفاده از روش های حل و فصل غیر قضایی به احتمال زیاد و بر خلاف رجوع به نظام قضایی، منجر به یک بازی برد-برد می شود.
ز) حفظ ارتباط: زمانی که دادگاه به اختلاف رسیدگی می کند بدون تردید یکی از طرفین برنده و طرف دیگر بازنده ی دعوی خواهد شد که این مساله به روابط تجاری طرفین آسیب وارد می نماید. اما روش های حل و فصل غیر قضایی، به فعالیت های آینده ی طرفین آسیبی وارد نمی کند و طرفین را متعهد می نماید تا موافقتنامه های میان خود را رعایت کنند. همچنین روش های حل و فصل غیر قضایی، دعاوی آینده ی طرفین را کاهش می دهد و به آرامی به طرفین، اعتماد و تفاهم بلندمدت را القا می کند.366
ح) مانع اصل 139 قانون اساسی: در ایران مطابق اصل 139 قانون اساسی در صورتی که طرف دعوی یا اختلاف خارجی باشد ارجاع آن به داوری مستلزم تصویب مجلس است بنابراین در صورت درج شرط ارجاع به داوری، سرمایه گذاران و شرکت های نفتی خارجی با ریسک زیادی مواجه خواهند شد زیرا ممکن است مجلس با ارجاع دعوی به داوری مخالفت کند اما با توجه به ماده ی 19 «قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی» «اختلافات بين دولت و سرمايه‌گذاران خارجي در خصوص سرمايه‌گذاري‌هاي موضوع اين قانون چنانچه از طريق مذاكره حل و فصل‌نگردد در دادگاه‌هاي داخلي مورد رسيدگي قرار مي‌گيرد، مگر آن كه در قانون موافقتنامه دو جانبه سرمايه‌گذاري با دولت متبوع سرمايه‌گذار خارجي، در‌مورد شيوه ديگري از حل و فصل اختلافات توافق شده باشد». می توان این طور گفت که استفاده از روش های حل و فصل غیر قضایی نیازی به تصویب مجلس ندارد.367
از آنجایی که در صنعت نفت بحث حفظ روابط طرفین قرارداد نفتی از اهمیت برخوردار است، رجوع به دادگاه در صورت وقوع اختلافات می تواند به این روابط بلند مدت آسیب وارد کند بنابراین استفاده از روش های حل و فصل غیر قضایی به تداوم روابط بلند مدت و استراتژیک کمک می نماید.
تمام روش های حل و فصل غیر قضایی، دارای این ویژگی ها هستند با این قید که برخی از این روش ها همچنان که در ادامه خواهد آمد، دارای مزیت بیشتری نسبت به روش های دیگر حل و فصل غیر قضایی می باشند. بدین ترتیب برای حل و فصل اختلافات در پروژه های صنعتی بهتر است که از روش های حل و فصل غیر قضایی و به طور اخص از این روش ها استفاده گردد.
روش های حل و فصل غیر قضایی را می توان در این موارد خلاصه نمود:
قسمت نخست- مذاکره368
مذاکره یکی از روش های معمول حل و فصل اختلافات به صورت غیر قضایی است که در آن، طرفین یا نمایندگان آنها تلاش می نمایند تا اختلافات را به صورت دوستانه و بدون دخالت اشخاص ثالث بی طرف حل و فصل کنند. مذاکره فرآیندی اختیاری است که ساختار خاصی ندارد و تنها با توافق طرفین اختلاف به صورت محرمانه و با اعتماد متقابل انجام می شود. پرهیز از پافشاری بر یک موضع و همکاری در جهت منافع و نیازهای طرفین اختلاف می تواند در موفقیت مذاکرات نقش عمده ای داشته باشد. به هر صورت، موفقیت مذاکرات مستقیم به مهارت های ارتباطی طرفین در طول فرآیند مذاکره بستگی دارد.369
مذاکره را می توان نخستین لنگرگاه طرفین اختلاف برای حل و فصل اختلافات دانست. زیرا فرآیند مذاکره در میان سایر روش های حل و فصل غیر قضایی دارای مزایای بیشتری است و استفاده از آن به عنوان نخستین گام برای حل و فصل اختلافات در صنعت نفت توصیه می شود.
به باور «رونالد کوز» اگر هزینه های معاملاتی را صفر فرض کنیم دیگر نیازی به مداخله ی شخص ثالث یا دادگاه نیست بلکه طرفین اختلاف با مذاکرات دوجانبه و چانه زنی می توانند اختلافات را حل و فصل کنند و بدین ترتیب وضعیت بهینه ای رقم خواهد خورد.370 اما باید خاطر نشان کرد که در عالم واقع، هزینه های معاملاتی وجود دارد و نمی توان آنها را نادیده گرفت بدین ترتیب ممکن است مذاکرات طرفین اختلاف در صنعت نفت به یک نتیجه ی کارآمد منتهی نشود.
البته نباید با وجود هزینه های معاملاتی، مذاکره را از میان گزینه های حل و فصل اختلافات حذف نمود بلکه باید گفت که با وجود هزینه های معاملاتی مذاکرات طرفین می تواند به یک نتیجه بهینه منتهی گردد. دیدگاه ما این است، تا جایی که امکان دارد باید از مداخله ی فرآیند قضایی در اختلافات ناشی از پروژه های نفتی جلوگیری شود و تلاش نمود تا به وسیله ی مذاکره یا سایر روش های حل و فصل غیر قضایی به یک نتیجه ی کارآمد دست یافت. ماده ی 22 نمونه قراداد مشارکت در تولید قبرس 2007 اظهار می دارد: «در صورت بروز هر اختلافی میان دولت و پیمانکار در رابطه با تفسیر یا اجرای مفاد قرارداد، طرفین باید تلاش نمایند تا اختلاف فیمابین از طریق مذاکره حل و فصل شود».
همچنین ماده ی 39 پیش نویس لایحه جدید قانون نفت عراق(2007) مقرر می کند: «هر اختلافی که از تفسیر و اجرای این قانون، مقررات مربوط به عملیات نفتی و شروط قراردادی ناشی شود در مرحله نخست باید با حسن نیت از راه مذاکره میان طرفین اختلاف حل و فصل گردد…».
مذاکرات موفق برای حل و فصل اختلافات باید دارای چهار ویژگی باشد: انصاف، کارآیی، عقلانیت و پایداری.
مزایای استفاده از مذاکره برای حل و فصل اختلافات عبارت است از:
الف) صرفه جویی در هزینه ها: روش های حل و فصل غیر قضایی نسبت به داوری و رجوع به دادگاه هزینه ی کمتری دارد. در این میان، روش مذاکره نسبت به سایر روش های حل و فصل غیر قضایی کم هزینه تر است.
ب) محرمانه بودن: مذاکره یک فرآیند کاملا خصوصی است. هیچ عنصر خارجی(اعم از دادگاه یا شخص ثالث) در آن مداخله نمی کند. اگرچه طرفین اختلاف ممکن است از وکلای خود برای پیشبرد مذاکرات استفاده نمایند، با وجود این، جزییات اختلافات محرمانه باقی می ماند.
ج) انعطاف پذیری: یکی از ویژگی های عمده ی روش های حل و فصل غیر قضایی انعطاف پذیری آنها نسبت به گزینه های داوری و رجوع به محاکم است. مذاکره هم در طول فرآیند آن بدین ترتیب که می تواند بنابر صلاحدید طرفین به صورت غیر رسمی یا رسمی برگزار شود و هم در نتایج حاصله بسیار انعطاف پذیر می باشد زیرا این طرفین هستند که به حل و فصل اختلاف می پردازند و می توانند بر نتایج و راه حل هایی توافق کنند که امکان دارد به وسیله ی داوری یا دادگاه به آن دست نیابند.371
د) سرعت: مذاکرات به صورت بالقوه این امکان را با خود دارند که موضوعات و اختلافات را به سرعت و به نحو کارآمدی حل و فصل نمایند. طرفین یک پروژه ی نفتی نیازی ندارند تا در انتظار قاضی، داور یا مبانجیگر باشند تا به اظهارات آنها گوش دهند و پس از مطالعه ی پرونده اقدام به تصمیم گیری نمایند.
ه) اختیار طرفین: مذاکره این ویژگی را با خود دارد که به طور کامل از ابتدا تا انتها در اختیار طرفین اختلاف است. طرفین اختلاف تعیین می کنند که چطور مذاکرات به وقوع بپیوندد و چه نتایجی حاصل گردد. همه چیز بستگی به توافق طرفین مذاکره دارد و نمی توان راهکاری را به صورت یکجانبه به یکی از طرفین تحمیل کرد.372
و) تداوم رابطه ی طرفین: از آنجایی که در صنعت نفت اصل بر رابطه ی بلند مدت طرفین است و قراردادهایی که در زمینه ی اکتشاف و بهره برداری یک میدان نفتی منعقد می شود معمولا بیش از بیست و پنج سال زمان می برد بهتر است که اختلافات میان طرفین از طریق روش هایی حل و فصل گردد تا به رابطه ی طولانی مدت آنها لطمه وارد نیاورد. در میان روش های حل و فصل غیر قضایی، با ضریب اطمینان بالایی می توان گفت که مذاکره عملکرد بهتری را در رابطه با ارتباط بلندمدت طرفین دارد. از طریق مذاکره شرکت های موجود در پروژه، علاوه بر تداوم فعالیت خود تلاش می کنند تا به یک راهکار برای حل اختلافات دست یابند.
از آنجایی که مذاکره فرآیندی اجماعی است بدین ترتیب نیازمند رضایت طرفین برای حل و فصل اختلافات است بنابراین اگر رابطه ی میان طرفین آسیب ببیند، مذاکره ممکن نخواهد شد بنابراین فقدان رضایت طرفین و حسن نیت آنها می تواند از جمله ریسک های مذاکره باشد.
به نظر می رسد که در صورت بروز اختلاف میان شرکت ملی نفت ایران و شرکت های نفتی خارجی در صورت تمایل، طرفین می توانند از این فرآیند استفاده کنند. همچنان که ماده 19 قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی مصوب 1381 اظهار می دارد: «اختلافات بین دولت و سرمایه گذاران خارجی در خصوص سرمایه گذاری های موضوع این قانون چنانچه از طریق مذاکره حل و فصل نگردد…».
قسمت دوم- میانجیگری373
زمانی که مذاکرات طرفین هیچ گونه پیشرفتی در حل اختلافات به وجود نیاورد می توان از میانجیگری استفاده نمود. میانجیگری یکی از مشهورترین روش های حل و فصل غیر قضایی است. میانجیگری شبیه مذاکره طرفین قرارداد نفتی می باشد با این تفاوت که شخص ثالث بی طرفی که در زمینه ی میانجیگری خبره است به آنها برای حل اختلافات کمک می نماید. میانجیگری به صورت خصوصی و غیر رسمی است که در آن شخص ثالث بی طرف تلاش می نماید تا طرفین به یک توافق دست پیدا کنند.374 ماده ی 41 نمونه قرارداد مشارکت در تولید برای اکتشاف و تولید نفت خام در کردستان عراق میان مذاکره، میانجیگری و داوری رابطه ی طولی ایجاد کرده است و به طرفین اختلاف اجازه می دهد تا اختلاف را نخست به وسیله ی مذاکره حل و فصل نمایند؛ بند 1 ماده 41 اظهار می دارد: «…در صورت بروز هرگونه اختلاف میان طرفین در رابطه با این قرارداد اعم از وجود، صحت یا خاتمه آن، طرفین نخست باید از راه مذاکره اقدام کنند». بدین ترتیب در صورت شکست مذاکرات از طریق میانجیگری یا داوری می توانند اختلاف را حل و فصل کنند؛ بند 2 ماده 41 نمونه قرارداد مذکور مقرر می کند: «اگر اختلاف از طریق مذاکره قابل حل و فصل نباشد، طرفین قرارداد باید میانجیگری را مطابق آیین میانجیگری «محکمه ی داوری بین المللی لندن»375 به عنوان یک روش حل و فصل اختلاف در نظر بگیرند».
همچنین بند 3 همین ماده اشعار می دارد: «اگر اختلاف پس از سی روز از آغاز آیین میانجیگری یا مدت زمان بیشتری(در صورت توافق طرفین) حل و فصل نگردید، اختلاف باید از طریق رجوع به داوری مطابق قواعد محکمه ی داوری بین المللی لندن مرتفع شود».
میانجیگر باید بی طرف و مورد اعتماد طرفین باشد. همچنین میانجیگر قدرت تحمیل نظر خود را به طرفین اختلاف ندارد. یک میانجیگر حرفه ای معمولا با یک استراتژی مشخص به حل دعوی می پردازد که شامل روش تحلیل، تنوع در استفاده از ابزارهای میانجیگری برای از میان برداشتن وضعیت بغرنج و در نهایت حل اختلافات است.376
انتخاب میانجیگری از سوی طرفین اختلاف اغلب به دلایل زیر می باشد:
• طرفین و نه صرفا وکلای آنها می توانند اختلاف را تحت کنترل خود درآورند و مستقیما در فرآیند میانجیگری حضور داشته باشند.
• میانجیگر همانند یک شخص ثالث بی طرف می تواند به صورت واقع بینانه ای اختلاف و مسایل پیرامون آن را مورد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژه های کلیدی حل و فصل اختلافات، بیع متقابل، تامین کالا، رجوع به متخصص Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی میانجیگری، قراردادهای نفتی، شخص ثالث، قانون نمونه